Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Revolutionary Sisters E49 Sarah First Sub
A Commentary by sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

Tags

other
Published on: 2021-09-18
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫‫‫‫‫‫ ....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ‫ ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫‫‫

منظورت اینه که نباید دنبالش بگردیم؟

‫( بونگ جا...)

‫بابا

‫چول سـو ...

باید قبل از اینکه اتفاقی براش بیوفته با پلیس تماس بگیریم

‫(قسمت 49)

ماهیگیری؟

قرار بود این هفته بریم ماهیگیریم

احتمالاً رفته ماهیگیری

‫بله خاله؟ داریم میریم اداره پلیس

خیلی خُب

‫گوانگ ته ، دور بزن

هروقت دلش میگرفت، میرفت کنار رودخونه و ماهیگیرها رو تماشا میکرد، میگفت دیدن یه همچین منظره ای بهش آرامش میده

درسته ، تو نامه هم به همین نکته اشاره کرده که دیگه لذتی از زندگی نمیبره

‫حتی خاله بونگ جا هم نباید بدونه.

‫کسی خونه نیست

‫- آماده شین. ‫- زود باش.

‫عجله کن.

بجنب

‫بابا !

‫بابا !

معذرت میخوام

معذرت میخوام

همه ـشون مثل بابا کچلن

باید براش کلاه گیس بگیرم

کلاه گیس اذیتش میکنه

باید بره مو بکاره

پولامونُ میذاریم رو هم که بره مو بکاره

دنبال کسی میگردیم

حدوداً 60 سال سن دارن

قشنگ معلومه که یه اصیل زاده ـس دیدینش؟

‫- ببخشید؟ ‫- اغلب میگه ،

‫"این درست نیست."

زیر بار حرف زورم نمیره

یه جورایی افسرده و غمگینه

میخواین اینجوری پیداش کنین؟

‫ ویژگی خاصی نداره؟

‫قدش بلنده ...

یه کمی هم کچله

اکثرا کسایی که اینجان طاسن

‫عکسی ازش نداری؟

با این وضعیت که پیداش نمیکنید

عجب

چیزی پیدا کردی؟

ندارم

‫منم ندارم.

چطوره که هیچکدوممون یه عکس ازش نداریم؟

‫منکه تا دلتون بخواد ‫عکس از طبیعت و برکت و ...

یه مشت عکس به درد نخور تو گوشیم دارم

عکس گرفتنم که هزینه ای نداره

‫تنها چیزی که نیازه یه گوشیه ،

ولی هیچوقت ازش عکس نگرفتیم

حتی اگه بمیره هم یه عکس نداریم که تو مراسم تشییع جنازه ـش بذاریم

‫منم که هنوز نیومده ‫ 10، 20 تا عکس از هانبانگ گرفتم ...

که حتی با چشم غیرمسلحم مشخص نیست

همه ـمون کوتاهی کردیم

اون واسه تربیتمون از جونش مایه گذاشت

اونوقت ما هیچ کاری براش نکردیم

به محض اینکه دیدمش باهاش عکس میگیرم

روزی چند تا

تو مراسم باهم عکس گرفتیم

‫اون که تو خونه ـس

میدیم از روش چاپ کنن

تو خوبی؟ بیشتر نگران هانبانگم

‫من خوبم.

‫مطمئنم هانبانگم منتظرشه.

باید هر جور شده پیداش کنیم

‫تموم شد!

‫پدر ، ازت ممنونم ‫که این سه تا دخترُ انقدر خوب تربیت کردی

دارن میان

‫- تا دا. ‫- تا دا.

‫کی اینارو آماده کردید؟

‫این عملیات مخفیانه ‫دیروز شروع شد.

‫قرار شد هروقت پدر اومد مهمونیُ شروع کنیم.

‫ سر کاره؟ ‫حتی کیکم براش خریدیم.

‫می ترسم مجبور شیم جشن ‫امروزُ تنهایی برگزار کنیم.

اتفاقی افتاده؟

خونه رو ترک کرده

‫- چی؟ ‫- چی؟

کِی؟

‫دو شب پیش

واسه چی؟

نکنه با بابام دعواش شده؟

اینطور نیست

یکم از دست دختراش دلخوره

از دیروز تا حالا داریم دنبالش میگردیم

ولی پیداش نکردیم

چطوره ما بریم دنبالش ؟

شما که نمیدونین کجا رفته

‫فعلا بریم تو

بهتره بریم تو

‫خاله...

نکنه به خاطر گوانگ ته ـس؟

یکم پیچیده ـس

‫به بقیه که چیزی نگفتی؟

چیزی نگفتم

بابا که اینجا نیست

بهتره غذامونُ بخوریم

شمام باید گرسنه باشید

کیکُ چیکار کنیم؟

‫وقتی برگشت شمع ها رو فوت میکنه

‫یه دقیقه صبر کن. ممکنه پیامها رو چک کنه

‫به صندوق صوتی هدایت شدید .

‫برای ضبط پیام شماره یک را فشار دهید

‫برای گذاشتن ...

شروع کنین

‫- پدر ، زود برگرد خونه! ‫- پدر ، زود برگرد خونه!

‫صبر کن ببینم چمدون

‫ایناهاش.

معلوم نیست چی توشه

با دقت بگرد

چرا امروز همه چی عجیب غریب شده؟

حالا میتونید تصور کنید که چه حسی داشته؟

‫ما که حاصلِ ‫خیانتِ زَنـِشیـم ،

پس چرا باید همه اینارو پیش خودش نگه داره؟

اونکه به خواست خودشُ ما رو به فرزندی نگرفت

حتماً خیلی براش سخت بوده

‫این اولین عکس سه نفرمونِ اینُ کِی گرفته؟

‫مطمئن نیستم.

‫فکر کنم منطقه ی تفریحیه

همیشه عکسا رو اینجا نگه میداشت

‫بعد از اینکه مادرتون از خونه فرار کرد،

پدرتون شما سه تا رو به یه منطقه ی تفریحی برد

‫بابا که تو عکس نیست

بخاطر اینکه خودش عکسُ گرفته

بعد از اینکه یه روز تمام باهاتون وقت گذروند

خوشحالتر از قبل به خونه برگشت

‫"بونگ جا ، کاش میتونستم ..."

‫" ‫بدون مادرشون، با این سه تا زندگی کنم." اینُ گفت

‫ولی ما از همه جا بی خبر،

فقط به حرف مامان گوش کردیم

‫فکر کنم اینجا رو می شناسم.

‫(گونگوون رو)

بابا، آآآ

‫- من، من. ‫- من، من.

‫- آآآ. ‫- آآآ.

وقتی حتی پدرمون نیستی چطور تونستی ازمون پنهون کنی؟

پدر واقعیمونُ پیدا میکنیم

چطور تونستی باهام اینکارُ کنی؟

‫باید مسئولیت ‫کاری که کردیُ به عهده بگیری .

‫- بابا! ‫- بابا!

اینجا که نیست

بریم اونجا رو بگردیم

‫- بابا! ‫- بابا!

‫- بابا! ‫- بابا!

‫- بابا! ‫- بابا!

‫- بابا! ‫- بابا!

‫بابا!

‫بابا

‫بابا

‫بابا اینجا چیکار میکنی؟

همه جارو دنبالت گشتیم

‫دنبال من میگشتین؟

البته، تو پدرمونی

ممنون که به دیدنم اومدین

این چه حرفیه

‫تو تنها پدرمونی

ممنونم

که منُ پدر خودتون میدونید

تمام این سالها این رازُ سینه ـم حبس کردم

ترسیدم از شنیدنش شوکه شید

‫و اینکه ...

‫ ترسیدم ولم کنید.

‫بابا

حتماً روزایِ سختیُ پشت سر گذاشتی

نه

بعد از اومدن شما همه سختی ها رو فراموش کردم

اولش یکم سخت بود

اما لحظه ای که شما رو تو آغوشم گرفتم همه چیُ فراموش کردم

‫خوشحال بودم.

بهم قدرتی دادید که منُ سرپا نگه داشت

حتی یه بارم شما رو جدا از خودم ندونستم

‫اگه شما نبودین ،

تا حالا غزل خداحافظیُ خونده بودم

شما بودین که منُ سرپا نگه داشتین

‫بابا

به جای اینکه ولمون کنی به امون خدا بزرگمون کردی، ممنونم

‫ممنونم بابا.

بابا، ممنونم

‫بابا بریم خونه.

هر سه دامادت برات جشن تولد گرفتن

بریم بابا

‫بابا

از اینکه داریم باهم برمیگردیم خیلی خیلی خوشحالم

قبلش انگار دنیا به آخر رسیده بود

من یکی که نمیتونم بدون تو زندگی کنم

‫- منم همینطور. ‫- منم همینطور.

برید خودتونُ سیاه کنید

شما که شوهر دارید

‫- من به شوهر نیاز ندارم. ‫- من به شوهر نیاز ندارم.

‫بهتره باهم صادق باشیم ‫به جای پیرمردی مثل من،

با یه دسته اسکناس خوشحالترین، درست میگم؟

دینگ، دونگ ، دینگ

اِی ور پریده این درست نیست

‫- خیلیم درسته! ‫- خیلیم درسته!

اومدن، اومدن

‫- پدر!. ‫- پدر!.

‫- تولدتون مبارک! ‫- تولدتون مبارک!

آیگو، اینجا چه خبره؟

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left