The first 200 lines.
خب اون ماشین دزد ویتنامی ،که تا حالا ناخونمو درست می کرد
تازه آزاد شده و .من کسی رو ندارم که واسم پدیکور کنه
.من خیلی متاسفم
امیدوارم اون یارو که ابروهاتو می گرفت .حبس ابد بخوره
هی، "وین" چیزی نمی خوای بگی؟
.نه، بیخیال
.تو 40 دقیقه هست که به دیوار خیره شدی
نمی خوای صندلی رو بچرخونی و به گروه اضافه بشی؟
نه، ممنون. اگه الان ،نگام به صورت کسی بیوفته
.می خوام چشماشو از حدقه در بیارم
اوه، بیخیال، "وین"، من فکر می کردم ،که ما دو تا
.رابطه ای بر اساس اعتماد دو طرفه بنا کردیم
مشکل اینه که اونها می خوان 18 ماه .به دوران حبسم اضافه کنن
،پس به جای اینکه تا سال 2144 اینجا باشی
فکر کنم که تا سپتامبر 2145 .اینجا گیر افتادی
.این خنده دار نیست
من یه فصل ساحلی دیگه رو ."هم از دست میدم "چارلی
خب چرا اونها تاریخ آزادی تو رو تغییر دادن؟
خب، اونها یکی از قتل های من رو .نژادپرستانه طبقه بندی کردن
.چون مقتول دورگه سرخ پوست بود
من هیچ وقت کسی رو .به خاطر رنگ پوستش نمی کُشم
."درست میگی "وین ...با توجه به پروندت
،این تنها دلیل هست که
.به خاطرش کسی رو نکشتی
.ما همه از درون به یک شکلیم
.البته تا اونجایی که من دیدم
ببخشید، خانوم، شما فلزی اون پایین به خودتون وصل کردید؟
هی، هی، "بروس" بهتر نیست از جمله کمتر خصوصی استفاده کنی؟
"مثله، "ببخشید، خانوم، شما لوستری توی اتاق پذیرایی وصل کردید؟
این نظر لطفتونه، ولی گوشواره هام .اینجاست
.خیلی خب، از این مسیر برید
.ممنون
منظورم اینه، که اون سریع در موردتون قضاوت کرد، مگه نه؟
...می دونم، ولی
. درست می گفت
.اینها رد گم کنی هست
.شما نظر منو کاملا جذب کردید
."چارلی" - ."وینونا" -
ببین، کاش میشد بیشتر با هم حرف بزنیم .ولی من اینجا اومدم تا برادرم "اسکوتر" رو ببینم
.اه، خیلی بد شد
.می خواستم دعوتتون کنم برای قهوه خوردن
.خب، مشکلی نیست
.اسکوتر" که جایی نمیره"
.یه بار سعی کرد فرار کنه، ولی گرفتنش
باید بهتون اخطار بدم، کافی شاپ .اصلا مثله اینجا جای خوبی نیست
،کسی اونجا نیست که دست مالیتون کنه
.و دنبال پیرسینگ هاتون بگرده
مگر اینکه، به جای خوردن قهوه .بریم تو کارش
،"می دونی چیه، "وینونا
ما الان چند هفته ای هست .با هم می خوابیم
فکر کنم دیگه وقتشه بریم .یه قهوه با هم بخوریم
ترجـــمـــه از ..: احـســـان De PALMA :.. ..: Juybari جویباری :..
."ممنون که باهام بیرون اومدی، "پاتریک
.اخیرا خیلی احساس تنهایی می کنم
،من خودم هم بین دو تا رابطه موندم
.به خاطر افسردگی غذا خوردنم بیشتر شده
واسه همینه که همجنس گرایی نبودم .که اندام خوبی داشته باشه
من بیشتر همجنس گرایی هستم .که جلیقه و ژاکت می پوشه و مینی کوپر سوار میشه
هی، "نولان"، براتون یه کم آبجو بیارم؟
."ممنون، "دیلی
راستی، پرسیدی ازش؟
آره، ولی رئیسم پیتزا رولز رو .توی منو نمیزاره
،ولی اگه پیتزا رولز می خوای
.می تونی فردا شب بیای خونه من
.من یه مایکروفر و یه جکوزی دارم
.نمی تونم بیام
ولی حتما از مایکروفر برای .درست کردن پیتزا رولز استفاده می کنم
جکوزی اونو یه خورده .خیس می کنه
.البته، من میرم آبجوی شما رو بیارم
مگه اسکلی؟
،تو همین الان گفتی که تنهایی
.و اون خیلی تابلو داشت بهت نخ میداد
در واقع، من فردا .با "لیسی" برنامه دارم
،اون کنار پنجره لباسش رو در میاره
.منم از تو ماشینم نگاه میکنم
،این برنامه با "لیسی" نیست .این خلاف قانونه
اینجوری نیست که اون ندونه .من دارم نگاهش می کنم
این بازیه نگفته ای هست .که داریم ماه ها انجام میدیم
.تو متوهمی
.اگه می خوای بیا ببین
،میام، فقط به خاطر اینکه بهت ثابت کنم
.که تو داری توی دنیای خیالیت زندگی می کنی
،و همین الان یک فرصت مناسب رو
"با دختر خوبی مثله "دیلی ،از دست دادی
.به خاطر یک قرار عجیبی غریب پنجره ای
.ارنستو" ناراحت به نظر میرسی"
نمی خوای در موردش حرف بزنی؟
.به "وین" گفتم که دیگه نگاهم نکنه
.اون گفته می خواد چشمامو از حدقه در بیاره
.اون چشماتو از حدقه در نمیاره
.وین" به "ارنستو" بگو که نمی خوای چشمامو از حدقه در بیاری"
.من می خوام چشماشو از حدقه دربیارم
اوه، "وین" ما می دونیم .که این یه تهدید توخالیه
،آخرین باری که به کسی حمله کردی ،فقط تونستی یه چشم رو در بیاری
.و تازه اون رو هم کامل در نیاوردی
چرا اینقدر از دست "ارنستو" ناراحتی؟
،خواهر کوچیکم چند روز پیش اومد دیدنم
و این نامرد مادر به خطا .می خواست مخش رو بزنه
متوجهم، و این باعث شد چه احساسی داشته باشی؟
،من عصبانی بودم، ولی خواهرم همش می گفت
".اشکال نداره اسکوتر"
.اسکوتر" اذیتش نکن"
".بزار زنده بمونه، اسکوتر"
اســـــــــــکوتر"؟"
.منو اینجوری صدا می زنه
وقتی کوچک بودم، یه بچه رو زدم .و اسم مستعارش رو دزدیدم
.فقط برای اینکه حرفی زده باشیم
اسم خواهرت چیه؟
."وینونا"
اگه بفهمم کسی از شما ،حتی بهش نگاه کرده
.با چنگال قلبتون رو سوراخ می کنم
،خب، نکته مهم اینه که
.وین" به خواهرش خیلی اهمیت میده"
و در این جمع نه کسی اونو دیده .و نه باهاش صحبت کرده
."به جز "ارنستو
.هی سلام - هی رفیق، چه خبرا؟ -
خب، بالاخره پنجره .ماشینم رو درست کردم
،یک ساندویج رو به نام من زدن
.توی کافه تریای پایین ادارم
اوه،. با خواهر یه .قاتل زنجیره ای ارتباط دارم
چی؟ خدای من این چطور اتفاق افتاده؟
رفتم اونجا و سفارش های ...هر روزم رو دادم، بوقلمون و گلابی
نه، نه، نه، منظورم .داستان قاتل زنجیره ای هست
می دونم، می دونم، می دونم، خودم هم .دارم سعی می کنم بفهمم چه کار کنم
،تو زندان دیدمش ،نمی دونستم که کیه
و حالا هم فکر می کنم برادرش .قراره منو بکشه
.اون چطور می خواد تو رو بکشه؟ اون که زندانیه
.البته. تو درست میگی
.البته دختره تو رو میکشه
دوست دخترت پر از خصوصیات ،ژنتیکی وحشتناکیه
.که تو برادرش موج میزنه
،می دونم، می دونم، این همه تحقیقات در مورد
،دو نفر با ژن مشترک می تونن
گرایش هایی روان پریشانه ای .مثل هم داشته باشند
با این دختره بهم بزن، مرد .همین حالا باهاش بهم بزن
من مرد سیاه پوستی هستم .که توی صفحه فیلم زندگی تو داد می زنم
!نرو تو زیر زمین
منم مرد سفید پوستی هستم ،که جلوی تو نشسته
،می خوام بهت بگم ساکت باش .ولی می ترسم
حتی یه کم احساس نمی کنی ،که یه خورده ضایع هست که اینجا نشستی
و منتظری تا یکی رو یواشکی از پنجره دید بزنی؟
،اصلا ضایع نیست .ما با هم سر قراریم
."اینا همش توهمه، "نولان
نه اینجور نیست .با دوربین دو چشمی نگاه کن
...پنج، چهار، سه،دو
.دیدی؟ بهت گفته بودم
خب که چی؟ .حالا مثلا پرده رو زد کنار
.بازم نگاه کن
خب که چی؟ .حالا لباسش رو هم باز کرد
.بازم نگاه کن
خیلی خب، حالا مثلا .گرد گیر پردار داره
.اعتراف می کنم این عجیبه
.بازم نگاه کن
باور نمی کنم داره این کار .رو از قصد انجام میده
.بهش زنگ می زنم
.هی، "پاتریک"، من وسط یه قرار هستم
می تونم بعدا بهت زنگ بزنم؟
قرار؟ طرف رو می شناسم؟
یه مرد جذابه. فکر کنم .بازیکن بسکتبال باشه
واقعا؟ حالا کجا رفتین؟
.هیچ جا، یه کلاب رقص ساده جدید
.جالبه، صدای موسیقی کلاب رو نمی شنوم
اوه، خب، آره، چون اینجا ،جای جدید جذابیه که
.بهش میگن... سکوت
هیچ کس حق نداره حرف بزنه .همه دارن بهم نگاه می کنن، من باید برم
خب؟
.باشه، تو درست گفتی
ولی می دونی این یعنی چی؟ ،یعنی اون خجالت می کشه
شرم ساره و حتی نمی خواد .اعتراف کنه که این داره اتفاق می افته
،که اون توی یه رابطه هست !اونم با من
اینجا جای خیلی خوبیه، نه؟
آره، انگار وسط ناکجا آباده از کجا پیداش کردی؟
اوه، یه یارویی که باهاش قرار می گذاشتم .اولین باری که اومدم لس آنجلس منو آورد اینجا
اینجارو دست دارم، ولی .یارو خیلی داغون و دلقک بود
.یه چیزی باید در موردم بدونی
،از زمان بچگیم .از دلقک ها می ترسیدم
.آره، پس بهتره نزدیک سیرک ها نشی
.اوه، لعنتی، صندوق عقب باز شد
.می دونی چیه؟ بزار بیخیالش شیم
نه، شاید یه نفر فکر کنه .ما به کمک نیاز داریم
و ما می دونیم که داریم چه می کنیم، مگه نه؟
همه چی مرتبه؟
.آره، مشکلی نیست
مطمئنی؟
تو نباید یه بطری .سفید کننده رو عقب ماشین بزاری
ممکنه بپاشه بیرون، ولی ،احتمالا به این خاطره
پرده حموم هم گذاشتی اونجا .تا از همه چیز مراقبت کنه
مثله چسب نواری که به دلایل .نامعلومی این پشت داری
درضمن، تبر به چه کارت میاد؟
آره، کاش هیچوقت .اینها رو نمیدیدی
منم همینطور ... منظورم اینه که، چرا؟
.چون من شلخته هستم
آره، اون وسایل اونجاست ،چون دارم حمومم رو تعمیر می کنم
و تبر هم از سال پیش اونجاست .که می خواستم درخت کریسمسم رو بِبُرم
.و مثله تنبل ها اونجا جا گذاشتمش
آخه تو لس آنجلس کی درخت کریسمس خودش رو میبُره؟
.این همه درخت اطرافته
،منظورم اینه که، ببین .درست پشت سرت
،اه، مشکلی نیست .باورت می کنم
."قضیه این جلسه خصوصی چیه "چارلی
No comments yet. Be the first to leave one.