The first 200 lines.
? عشق نقشش ُ در داستان ما شروع کرد ?
? ذره ذره فصلهاي احساس نوشته شد ?
?من مي خوام زيباترين لحظات رو برات گرداوري کنم ?
? در ارامش همراه تو منتظر اون روزم ?
? اين عشق خيلي قويه .پس نمي توني مردد باشي ?
? قلب من ميتونه همه ي کمبودها رو جبران کنه ?
? عشق مثل عهدي در باد ?
? يه وعده ي ابدي ?
? که هرگز نمي شکنه ?
? وقتي تو چشمات نگاه مي کنم ?
? مي توني ببيني ?
که خوشبختي هميشه در کنار تو بوده؟
""رئيس و من""
قسمت 16
ليو ليو،بايد چيکار کنم؟
،بخوام روراست باشم
دنياي تو و دنياي فنگ تنگ کاملا متفاوته
.که هيچ ارتباطي بهم نداره
مي توني فورا مشکلت رو با داستان پرنس دلربا
.و بو بيپ کوچولو حل کني
.که فقط تو دنياي پري ها امکان پذيره
،من وضعيت خودمو مي دونم
،من جرات فکر کردن به بودن با فنگ تنگ رو ندارم
،اخراج شدن قبل از دوره ي کارآموزي
.کاملا با تصوراتم جوره
،اما اينجوري دور انداخته بشي
،بدون اينکه دليلشو بدوني
.خيلي ناراحت کننده است
،با شخصيتي که فنگ تنگ داره
،اون مطمئنا نيت واقعيه خودش رو که
.تو بايد ميدونستي نشون داده
،به همين دليل
.تو بايد حد و حدود خودت رو بدوني
يعني پيشرفت ما تا اين حد بوده؟
پيشرفت ما تا اين حد بوده؟
.من حتي تمام تلاشمو هم نکردم
شان شان،تو درکش مي کني؟
همه چيزو راجب اون مي دوني؟
اگه تو نمي دوني،پس چطوري تمام سعيتو کردي؟
فرقش چيه؟
..مثه اين نمي مونه که يه کارت اعتباري طلايي پيدا کني
ولي رمزش رو بلد نباشي،درسته؟؟؟؟
...حتي با دونستن رمزش هم
.تو هميشه مي تونستي بشکنيش
،اما اگه هيچ کدوم از اينا هم نباشه
.نگراني درباره اش هيچ فرقي نمي کنه
اگه بخوايم کسي رو سرزنش کنيم،ما فقط مي تونيم اين حقيقت رو سرزنش کنيم که تو کسي نيستي که کارت طلايي رو اختراع کردي
شان شان
،به قسمت خوبش نگاه کن
بعضي وقتا،نيازه يه چيزي رو براي بدست آوردن .چيز هاي ديگه ول کني
واقعا مي خواي که بقيه ي زندگيت رو با کسي که مناسب تو نيست بگذروني؟
فکر مي کني اينجوري خوشبخت ميشي؟
،جايي که زندگي هست
،اميد هست
،قحطي مرد خوب نيومده
،خواهر من(شان شان) انقدر برجسته است که
در نهايت مي تونه يه مرد خوب پيدا کنه،درسته؟
،خواهر ليو ليو
.مرسي که سنگ صبورم بودي
اوه،زندگيه غمگين من
.اينه که يه خواهر ماليخوليايي داشته باشم
.درسته،و هيچ وقت هم از شر من راحت نميشي
.شير چاييت رو تموم کن
وبعدش احساسه خوبي بهت دست ميده
..درسته،ما به جاي الکل شير چايي مي خوريم
!!!تا غم و اندوهمون رو کم کنيم،باشه،به سلامتي
!!!اينم يه سورپرايز بزرگ براي شما بچه ها
!!کادوي روز ولنتاين
!!مال منو ببين،من يه خرس عروسکي گرفتم
...منم گرفتم،واسه من شکلات هم داره
.يه کم شکلات بخوريم
!!!اوه شکلات،عاليه
.بيا،يه کم بخور
.ممنون
هي،کي اينو بهت داده؟
بهت نميگم .زود باش بهم بگو
.باشه،باشه،بهت ميگم
.وانگ يي يانگ،از بخش فني
وانگ يي يانگ؟
شماها با هم قرار ميزاريد؟
!!شان شان!شان شان
!شان شان،يه تکه بخور
اون(يه همکار ديگه)روراست نيست(براي اينکه رابطه اش (رو از ما مخفي مي کنه
.ممنون
.نيازي به تشکر نيست
.اين يه شکلات مارک دار نيست
.فقط به عنوان رشوه قبولش کن
پس،رئيس چي بهت داد؟
،درسته،شان شان
رئيس چه هديه اي بهت داد؟
قايمش کردي؟
.بگو،بگو
ژو زيو وي
.ممنون
.:.:(maharsa)ترجمه و زيرنويس : فهيمه .:.
.واو،چقدر زيادن
چند تا گل تو گرفتي؟
.برطبق چيزي که ميبينم،خيليه
...اوه،من فکر مي کنم اين
.فکر مي کنم اين گل ها واقعا زيبان
.واقعا؟پس من ميدمشون به تو
!واقعا؟؟ممنونم
.من از گل هاي صورتي خوو شم مياد
.ممنون .از اين يکي خوشم مياد
.خيييلي ممنون
!شان شان
.به اين گل ها نگاه کن
خوشکلن يا نه؟
.خوشکلن
گل ها از طرف کيه؟
، از طرف ژنگ کي رئيس بخش توسعه و تحقيق
. کي شواي بهم دادش
جدي مي گي،يا شوخيه؟
فقط داشتم شوخي مي کردم،چطور کي شواي مي تونه باشه؟
.از طرفه شاو وي ه
.شان شان،حتما يه اشتباهي شده
.امروز روز ولنتاين
،از طرف بالا
هيچ فعاليتي نيست؟
.درسته
،شان شان،من کلي گل دارم
.اگه از گل خوشت مياد،يکي رو بردار
.نيازي نيست،نيازي نيست
.من به گرده حساسيت دارم
،اين گزارش ها براي مديرت در اولويتن
،اگه امشب هيچ برنامه اي نداري،پس
.تا فردا کاملش کن و به من بده
،اگه من به بهونه ي اضافه کاري از حرف زدن طفره برم
.شايد رئيس بزرگ بزاره من برم
،تحت عنوان يه لطف...با اينکه ردم کرده
.حداقل روز ولنتاينم رو دارم
.باشه،نگران نباش
.فردا بهت ميدمشون
،شان شان...امشب
واقعا ولنتاين رو با رئيس بزرگ جشن نمي گيري؟
...من اينو نگفتم
فقط گفتم مي تونم اين گزارش ها رو تا .فردا تموم کنم
،حتي با اينکه رد شدم
.مطمئنا هيچ کس نبايد بفهمه
.يون لي شو،واقعا سرت شلوغه
.امروز خيلي کار کردي،بايد استراحت کني
فنگ تنگ براي شام مياد خونه؟
.بله،هميشه روزاي ولنتاين براي شام مياد خونه
.داشتم فکر مي کردم يه شام غربي درست کنم
.شمع و چيزاي ديگه اماده شده
(مي دونم که عمو و عمه هم(پدرو مادر فنگ تنگ
...حتما از شمع هاي سر شام
.خوششون مياد
.مطمئنم اونم از اين ايده خوشش مياد
پس من چيکار بايد بکنم؟
.فقط يه شراب خووب آماده کن
تو حاضري؟
.البته که نه
عمو وانگ،همه ي شرابي که من از فرانسه آورده .بودم رو بيار بيرون
...همش رو
.:.:(maharsa)ترجمه و زيرنويس : مهديه:.:. .:.: FOrum.kOreanDream:.:. .:.: FOrum.kOrean-Dream:.:.
!!!سورپرايز...بلههه
گل هاي تازه و ومحبوبي که همه مي خريدن رو .من برات خريدم
اما اينطور که معلومه،تو نمي خوايشون،درسته؟
.لطفا بيا تو
.انتظار نداشتم که تو باشي
!!روز ولنتاين مبارک
!!ممنون
عين خيالت هم نيست من به همسرت گل دادم
،تازه همسرت معشوقه هم نداره
!!!آره،اون معشوقه نداره،اما يه شوهر داره
چرا براي شام نميموني؟
باشه .از اين طرف،بريم
،من يه پيام واست دارم که نااميدت مي کنه
،مردي که تو منتظرش هستي
،يه پيام واست داره
.اون گفت امشب براي شام خونه نمياد
.پس،من براي جبرانش اين گل ها رو برات خريدم
.من اصلا نااميد نيستم
.من گل ها رو قبول مي کنم،ممنون
.موندن خونه تو روز ولنتاين وقت تلف کردنه
مي تونيم بعد از شام بريم بيرون؟
.فقط به عنوان يه هديه از طرف من درنظرش بگير
.من هديه ازت نميگيرم
خب،من ناراحت نميشم اگه منو به عنوان مرد اول .زندگيت بپذيري
،فنگ تنگ
هنوز کارت تموم نشده؟
.بله،تموم شده
.پس لطفا با من بيا
،بعد از اينکه از در اومدم تو
،فهميدم که وقتشه روراست حرفامون و بزنيم
.زو شان شان،تو اين دنيا،يه کلمه اي به نام "عشق"وجود داره
.اما يه کلمه اي به نام "نفرت"هم وجود داره
،پس،مهم نيست قلبت چقدر در رنج و عذابه
.تو نبايد گريه کني
شان شان
.من نمي تونم روز ولنتاين رو با تو جشن بگيرم
...مي دونم
...در آينده
،ديگه زو شان شان احمقي وجود نداره که
،اذيتت کنه
که رووز ولنتاين رو
.باهاش جشن بگيري
چرا همچين فکري مي کني؟
،مي دونم داري سعي مي کني
No comments yet. Be the first to leave one.