Station Eleven

Station Eleven

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Station Eleven S01 720p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-NOSiViD
Station Eleven S01 720p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01 1080p WEB-DL 30nama
Station Eleven S01 720p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01 1080p WEB H264-CAKES
Station Eleven S01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Station Eleven S01 XviD-AFG-PSA
Station Eleven S01 480p x264-mSD
Station Eleven S01 WEB x264-TGX
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
x264
Published on: 2022-01-17
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫"پلی بیل: آرتور لئاندر ، نمایشنامه شاه لیر"

‫ خود اوست.

‫ببین وقتی که خیره نگاه می‌کنم چگونه ‫رعایا و اتباع از ترس به خود می‌لرزند.

‫من زندگی آن مرد را می‌بخشم...

‫گناه تو چه بود؟

‫زنا؟

‫تو نباید بمیری...

‫زیرا پسر حرامزاده‌ی گلاستر به مراتب بیشتر از دختران ‫من که در میان بستر مشروع نطفه‌هایشان بسته شد،

‫به پدرش مهربانی کرد.

‫به انواع و اقسام عیاشی خود را بیالایید ‫زیرا من به سرباز و سپاه بیشتری نیازمندم.

‫بنگرید، آن بانو را که ابلهانه لبخند می‌زند

‫که چهره‌اش در میان چنگالهایش ‫از برف و سرما پیشگویی می‌کند

‫که با عشوه‌گری...

‫نه راسو و نه...

‫داره سکته می‌کنه!

‫داره نقش بازی می‌کنه...

‫نه، ببین!

‫-آیا من را می‌شناسید؟ ‫-آه...

‫چی کار می‌کنی؟ بشین!

‫ببخشید، معذرت می‌خوام... ببخشید!

‫-جیون! ‫-ببخشید...

‫آقا؟

‫آقا؟

‫آقا!

‫آرتور!

‫تو دکتری؟

‫دکتر... دکتری اینجا هست؟ دکتر داریم اینجا؟

‫می‌تونی... دکتر داریم؟

‫میشه... میشه یکی برف رو قطع کنه؟

‫باب!

‫-من نمی‌تونم این کارو انجام بدم. ‫-باب!

‫من نمی‌دونم چطور...

‫چطور ممکنه یه دکتر هم نباشه؟

‫برو کنار! لطفا برو کنار!

‫یه دستگاه شوک نیاز دارم!

‫-فورا! ‫-آوردمش!

‫بازش کن

‫لطفا یکی برف لعنتی رو قطع کنه!

‫پیشم بمون آقا... پیشم بمون

‫آماده‌ست

‫شارژ مجدد

‫یک بار دیگه، یک بار دیگه

‫صبر کن، یعنی تو احیا بلد نیستی؟

‫نه...

‫ولی بازم دویدی به سمت صحنه!

‫اره

‫قربانی رو می‌شناختی؟

‫نه

‫نه، من فقط بین تماشاچی‌ها بودم

‫ببخشید، معذرت می‌خوام...

‫سلام، تو نمایش بودی، درسته؟

‫اسمت چیه؟

‫کیرستن

‫مامان یا بابات کجان؟

‫وقتی اینجایی کی حواسش بهت هست؟

‫تانیا

‫مراقب

‫مگه گاو و گوسفندین؟

‫به کسی که از بچه‌ها مراقبت می‌کنه

‫-می‌گن مراقب. ‫-اوه!

‫خیلی‌خب، زود باش... بیا...

‫بریم مراقب ‫تو رو پیدا کنیم.

‫سلام، ببخشید آقا

‫-شما می‌دونین تانیا کجا... ‫-نه!

‫مراقب...

‫آره، منم همین رو گفتم!

‫تانیا؟

‫سلام، ببخشید... شما ‫تانیا رو می‌شناسین؟

‫اون مراقب...

‫فکر می‌کنی آرتور مرده؟

‫اگر اون...

‫در حالی مرد که داشت کار مورد ‫علاقه‌ش تو کل دنیا رو انجام می‌داد

‫پس خوبه... درسته؟

‫بازیگری کار مورد علاقه‌ی منم هست

‫باشه، خب... این... خوبه

‫که یه چیزی داری.

‫عسلم، اوه خدای من! حالت خوبه؟

‫باشه، بریم

‫-ممنونم ‫-خواهش می‌کنم

‫بای

‫(دنبالت می‌گردم. تو لابی هستی؟)

‫(خیلی عجیبه... اون کرد.)

‫(کرد.)

‫لعنت!

‫(*مرد.)

‫(لورا: حالم زیاد خوب نیست. رفتم خونه. اونجا می‌بینمت؟)

‫تمام چیزی که می‌تونم بهتون بگم اینه که امشب

‫آرتور لئاندر بدلیل

‫-کم آبی بدن غش کرد. ‫-اوه بیخیال!

‫تو دیدیش! اون کم آبی بدن نبود!

‫-سوالی دارید؟ ‫-این اتفاق هیچ ربطی

‫به وزنش نداشت؟

‫سلام

‫سلام

‫تانیای مراقب چی شد؟

‫اوه، اون توئه پیش آرتور

‫پس معمولا چه جوری میری خونه...؟

‫با تانیا سوار مترو میشم

‫باشه، زود باش... تا ‫مترو همراهیت می‌کنم...

‫ولی نمی‌تونم با یه ‫غریبه برم مگر اینکه تانیا

‫و پدر و مادرم بگن اشکالی نداره.

‫باشه

‫سلام، من جیون چادری هستم

‫و تو کیرستن...

‫-ریموند هستم. ‫-ریموند، باشه

‫پس حالا دیگه غریبه نیستیم.

‫زود باش

‫«ایستگاه یازده»

‫(ده روز قبل)

‫"آرتور لئاندر"

‫می‌دونستی یه مربی ‫شکسپیر بهم دادن؟

‫آره، وقتی بازیگرای معروف فیلم‌ تصمیم ‫می‌گیرن تو نمایش شکسپیر بازی کنن

‫مجبورت می‌کنن یه آزمون بدی.

‫شرط می‌بندم همینطوره

‫می‌دونی، تا همین دیروز فکر می‌کردم...

‫فکر می‌کردم دیگه هرگز نمی‌بینمت.

‫چرا اینجایی؟

‫تموم کردم

‫می‌خواستم یکی داشته باشی

‫اون کیکیه

‫باهامون تو نمایش بازی می‌کنه

‫سلام

‫سلام

‫"ایستگاه یازده"

‫اون کیه؟

‫آشغالیه که زندگیم رو نابود کرد!

‫سلام لورا، بازم منم...

‫قراره دیرتر برسم چون مجبورم...

‫باید یه چیزی رو برسونم

‫ولی ای... ای کاش نمی‌رفتی

‫ولی امیدوارم حالت بهتر شده باشه

‫خیلی‌خب، خداحافظ

‫باید شارژت رو حفظ کنی... خطش قرمزه!

‫اگر قبل از اینکه...

‫بزنیش به شارژ خاموش بشه ‫چی میشه... تو هم می‌میری؟

‫بعد از مترا،

‫ایستگاه هزار ساله‌ خط ساحلی جنوبی .

‫لورا کیه؟

‫لورا دوست‌دخترمه.

‫قراره ازدواج کنین؟

‫احتمالا... آره، فکر کنم.

‫چه شغلی داری؟

‫من یه... خبرنگارم.

‫مثل یه خبرنگار... یا ‫یه منتقد فرهنگی و...

‫یه وب‌سایت داشتم

‫محتوا تولید می‌کنم... شغلی ندارم.

‫فکر می‌کردم دکتری

‫سر آرتور چطور چیزای مربوط به ‫فوریت‌های پزشکی رو بلد بودی ؟

‫آره، فکر کنم فقط...

‫فکر کنم اینقدر سریال ‫"ای‌آر" رو دیدم بلد بودم...

‫ولی تو اولین نفری تو تئاتر بودی که فهمید

‫یا اولین نفری که فقط ایستاد

‫حتما سخته که نمی‌دونی چی می‌خوای باشی

‫-یه کم زمان می‌بره... ‫-آره

‫من هشت سالمه

‫بعد از مترا،

‫ایستگاه هزار ساله‌ خط ساحلی جنوبی.

‫-بادوم هندی می‌خوای؟ ‫-نه، مرسی...

‫شماره‌ی مامان و بابات رو حفظی؟

‫آره... تو گوشیم.

‫"سیا چادری"

‫اون چیه که آبی و صورتیه...؟ ‫(یه جور بازیه)

‫راجع به این آنفولانزا خبر داری؟

‫-چی؟ اونی که تو آسیاست؟ ‫-اکثرا تو اروپاست...

‫صبر کن!

‫گور بابات! فکر کردی اصلا برام مهمه سم؟

‫اورژانس شمال غربی بیمارای ‫اضافی‌شون رو فرستادن سمت ما!

‫-سلام ‫-سلام

‫باشه، قرار نبود

‫امروز سر کار برم، ‫ولی یک ساعت پیش

‫بهم زنگ زدن که برم اورژانس.

‫دیشب یه 16 ساله از ‫مسکو با هواپیما اومد اینجا

‫با علائم ابتدایی آنفولانزا...

‫-بیاین بریم! ‫-ببخشید سیا یه لحظه...

‫تا حالا آنفولانزایی مثل این ندیدیم

‫خیلی افتضاحه!

‫آره، نمی‌دونم بنظر بد میاد...

‫می‌خواستم بهت بگم ‫بریم نوشیدنی بگیریم

‫ولی فکر کنم امشب تا دیروقت کار کنی.

‫من و لورا دعوا کردیم

‫رانی کدوم گوریه اون...

‫چون شغلم تو گل ‌فروشی رو از دست دادم.

‫جیون برای فرار خیلی دیره

‫باید بری پیش فرنک

‫یه کلمه از حرفای اخبار رو باور نکن

‫کل شهر قراره به گند کشیده بشه!

‫مردم همین الانم میرن اینور ‫اونور و در معرضش هستن

‫و حتی این رو نمی‌دونن!

‫با هیچکس ارتباطی نداشته باش!

‫فقط خودت، فقط فرنک...

‫باشه، ولی این اتفاق میوفته دیگه، درسته؟

‫یعنی، پیش میاد...

‫-واقعا داره اتفاق میوفته؟ ‫-برو پیش فرنک!

‫تو خونه خودتون رو حبس کنین، سنگر بسازین

‫این بهترین شانستون برای زنده موندنه!

‫-زنده موندن؟ ‫-آره!

‫جیون، این چیزیه که سعی دارم بهت بگم!

‫صبر کن. این رو توی لابی می‌خوام!

‫هرجا که جا شد! برام مهم نیست.

More Farsi Persian subtitles for Station Eleven

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left