The first 200 lines.
Anime Lord
ارتباطات 75
"روز سفید"
بیا
این شکلات دوستیه
اون روز ولنتاین و تادانو_کون صد بار یادش میاد
این شکلاتا بهترین چیزیه که درست کردم
دیگه ماه مارس اومده
باید برای روز سفید به یه چیزی فکر کنم
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
بسته ی شکلاتی که کومی سان بهش داده
این... من-من-این چیزی نیست که تو فکر می کنی
هوم؟ چی چیه؟
خب به جاش چی بدم؟
آبنبات و پاستیل خوبه ..ولی..
چی؟ این منطقی نیست
آب نبات به معنای "دوستت دارم" و پاستیل به معنای "از تو متنفرم" عه
کلوچه هم برای نشونه ی دوستیه
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
بیشتر استرس گرفت
بیشتر استرس گرفت
باید از هیتومی کمک بخوام؟
نه اما...
شاید...
نه اما...
شاید...
داری مزاحم خوندن من می شی
شرمنده دارم فکر می کنم برای روز سفید چه گلی بگیرم سرم
روز سفید؟
بخاطر داستان گرفتن شکلاته ؟
بله... بله!
خودشه
ها؟ چرا حالا استرس داری؟
اگه می خوای لطف کسیو که بهت شکلات داده جبران کنی
هر چی دوست داری می تونی در مقابل بدی
حتی می تونی تو هم بهش شکلات بدی
من فقط می خواستم یه چیزی بهش بدم که ارزشش یکم بیشتر از اینچیزا باشه
طرف و دوست داری ؟
ن... نه!
رفتار عجیب برادر بزرگ...
و سایه ای که اونشب دیدم...
حدود 165 سانتی متر قد داشت، شبح با موهای بلند.
فواصل بینش ضعیف شنیده می شد قدم هاش کوتاه بود!
داداش بزرگ...
با کسی هستی؟
ه...
چی؟
کاریش نمیشه کرد کنجکاو شدم
اول از همه، شکلات دوستی بهت داده ، درسته ؟
یا شکلات اعتراف و عشقولانه بوده؟
من...
شکلات دوستی... فکر کنم...
" فکر می کنی"؟
تی..
این چیزیه که خودش گفت ..پس
خب می تونسته از سر خجالت خالی بسته باشه
خ.خب ..شاید
اوه، نه، نه، نه، نه، نه.
من... فکر نمی کنم اینطوری باشه
خب بر فرض اگه از روی عشق شکلات و داده باشه یه چیز به یادموندنی براش بگیری فکر کنم خوشحال بشه
که اینطور
طرف و دوست داری ؟
نه، این موضوع نیست
صبر کن
بین "پسندیدن" و "نپسندیدن"، چی و انتخاب می کنی؟
بعد خب...
منظورت اینه کاتای کونه دیگه نه ؟
خب پس میگم آره!...مشکلیه؟
منظورم این نبود!
خب منظورت چی بود؟
بیشتر وقت ها بهش فکر میکنی؟
داداش بزرگ...
طرف و دوست داری ؟
چه...
خوب من، بهش توجه میکنم.
ها؟ برادر بزرگ ایول داری سید!
چرا عصبانی به نظر میرسی؟
من دقیقا می دونم که چه اتفاقی می افته
من میرم فروشگاه رفاه خرید
هیتومی سان؟
من شیرینی هایی رو میشناسم ..البته دیدم تو فضای مجازی که میگن خیلی خوبه و همه جا عکسش پخش شده
هیتومی سان!
ولی میدونی چیه داداش بزرگ؟
به دست آوردن هر چیزی از مردی که دوست داری لذت بخشه، فکر نمی کنی؟
هیتومی سان!
جمعه
13 مارس. جمعه.
روز سفید روز شنبه اس
یه روز تعطیل
و پسرهایی که شکلات می گرفتن هیجان زده بودن
برعکس، دخترا
آروم و خونسرد بودن، چون می دونستن که کاری که باید میکردن و کردن
از طرفی پسرایی که شکلات نگرفته بون
خب..خوش به حال سینگلیشون
کومی سان!
این برای روز سفیده...
کومی سان! این برای روز سفیده
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
کاردستی آب نبات
می تونی هر قسمتی از من و که میخوای لیس بزنی، باشه؟
م... ممنون!
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
اضطراب شدید.
بعد باید به استاد هم یکی بدم!
اینو میدم
امیدوارم خوشش بیاد
و صحبت از تادانو...
اوه، آره
نظرت چیه قبل از رفتن خونه بریم یه شامی بخوریم؟ هم حرف میزنیم
کاتای کان.
کابل گرفت
پشماش ریخته که برای جبران به کومی سان چی بده
همش پیش خودش تکرار می کنه امروز روز بدشانسیه
نمی تونست بهش هدیه بده
آه! یه قرار؟
قرار حساب میشه...مگه نه؟
خب اون جمعه هم خیلی سریع گذشت
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
14 مارس روز سفید.
روز سفید امروزه
هرکسی برای امروز برناه خودش و ریخته
تادانو کون چاره ای نداشت ولی...
باید میرفت دم در خونه کومی سان و هدیه رو میداد
زیاد نمونیا، باشه؟
ما رفتیم
هیچوقت فکر نمیکردم اینقدر استرس بگیرم...
این همه راه اومدم اینجا
یعنی اشتباه کردم؟
خیلی جنگی همین دم در بهش میدم د فرار
مشکلی پیش نمیاد
شایدم بیاداا
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
احساسات با نوسان سریع.
دست فروشه؟
ولی...
من تا حالا...
قبلا اینقدر استرس نداشتم؟
دیگه زدم...دلم می خواد فرار کنم
بلافاصله شروع به بی تاب شدن کرد
بله
جواب دادن
این صدا... برادرشه؟
اوه ام... کومی سان...
ژ…
شوکو سان هست؟
اوم... همکلاسیشم
تادانو ام
قطع کرد
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
مامان
و...
چی شده؟ تادانو کون.
سلام! شوکو سان خونه اس؟
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
تادانو کون ناگهان خودش و جمع کرد.
شوکو الان بیرونه.
شرمنده! بد موقع شد که، ها؟
باشه برمیگردم پس...
نه بیا داخل
بیا داخل و منتظر باش!
من میرم برات چای بیارم خوش بگذره
اوه، نه، لطفا خودتون و به زحمت نندازین
قراره چی کار کنم؟
اوه ببخشید...
پدرش؟
تی...
ممنون.
اون نشست؟
اوم...
خوب...
ه...
چی...
آه، چای برای اون بود...
تادانو کان تحت فشار ترک خورد و شروع کرد به غوغا کردن.
ام، اسم من هیتوهیتو تادانوعه
ام... کو... اوم... شوک...
دخترتون هم کلاسیه منه و هر روز سخت کار می کنه
پس... پس اوم...
اون تو روز ولنتاین بهم شکلات های دوستی داد
پس فقط برای جبران اومدم یه چیزی بهش بدم
ازش تشکر کنم
ناراحتی تادانو کان در حال افزایش بود.
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
کمد نیمه باز
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
کتاب های جا مونده
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
لباس های ولو شده
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
پتوهای نامرتب
میگم...
... اونقدر ها هم شلخته و بهم ریخته نی؟
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
نفسش بند اومد
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
خواندن فضا.
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
آروم.
m 0 0 l 0 1000 1000 1000 1000 0
اصلاح وضعیت بدنش
No comments yet. Be the first to leave one.