Mushikaburi-hime (Bibliophile Princess)

Mushikaburi-hime (Bibliophile Princess)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mushikaburi Hime - 03 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2022-11-17
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 130 lines.

آیوفیلم تقدیم میکند

اگر کسی در رابطه با ایستادن بانو الیانا برنشتاین !به عنوان ملکه کنار من مشکل داره، همین الان بیاد جلو

.ای‌وای. فکر میکردم قراره که فقط یه نامزد صوری باشم

،اتفاقای زیادی داره میافته .نمیتونم از پسشون بر بیام

...من، به عنوان شهبانو اعلی‌حضرت، چی تو فکرتون میگذره؟

...من که صوری‌ام

الی

تئودور ساما

.شرمنده‌ام

،از اونجایی که جونتون در خطر بود .نمیتونستم بزارم نزدیک کتابخانه بشید

،حالا که خطر برطرف شده .خواهش میکنم که مثل قبل از کتابخانه استفاده کنید

چشم

.منم باید طلب بخشش کنم

،مدتی بود که همه چیز به هم ریخته بود .باید برای شما هم ترسناک بوده باشه

...این درست نیست

.خیلی خوبه که، دویاره برگشتیم به حالت قبلی

.من که دارم به وظایفم عمل میکنم

.حق با شماست

.من...میخوام تا ابد پیششون بمونم

خیلی خوشحالم

.واقعاً که، کریس هممون رو گول زده بود

،باورم نمیشد که از اون شرایط برای .جلو انداختن برنامه ازدواجش استفاده کنه

!شتر یه بار دم خونه‌ات میخوابه

.آخرین مانعمون، اِرل کاسل، هم متحدمون شد

حالا دیگه برنشتاین بزرگ هم .حرفی برای گفتن نداره

پدر بزرگم؟

باید ممنون دارم باشی که وقتی فهمیدم .وقتشه که به همه چی خاتمه بدیم، الی رو خبر کردم

خب،‌ به شخصه، اصلاً ناراحت نمیشدم اگه‌ .همه چی بدتر از این میشد

بسه دیگه، نمیخواد یه جوری برخورد کنی که انگار .با نامزد برادر زاده‌ات وارد یه رابطه نامشروع شدی

خب، من همونیم که اِلی باهاش .بهتر از بقیه برخورد میکنه

ممنونم میشم اگه انقدر .اسم اِلی رو به زبون نیاری

.خیلی ممنون، ولی خوشمزه بازی بسه دیگه

یادتون که نرفته به لطف قراردادهایی که شهبانو بستن کلی کار رو سرتون ریخته؟

.ا... وکیلی بزار یکم استراحت کنیم

لااقل کار اداری بده

مثلا مجبورمون کن اسناد یک سال رو ،توی سه روز بایگانی کنیم

نکنه میخوای تا سر حد مرگ ازمون کار بکشی؟

.سه روز که خیلیه

ما همه تلاشمون رو میکردیم بدون توجه به اینکه ...چقدر محدودیت زمانی تعیین کردید

محدودیت زمانی؟

...اوه، نه... راستش

واقعاً که

"فقط یکم دیگه مونده تا اولین "نخبه سائوسیلیند درست همونطور که

در نسل‌های پیشین خودمون داشتیم .یه بار دیگه در انزوا فرو بره

،شما چهار سال وقت داشتید ولی میشه بگید شاهزاده جوان سرشون گرم چه کاری بود؟

!بی شوخی، در تعجبم که شاهزاده انقدر تنبله

.معرفی میکنم، بنده آلان فِرِرا هستم

من کسی هسیتم که لقبتون .شاهدُخت پَریا" رو پخش کردم"

شاهدُختِ پَریا؟

پس، حقیقت داره که هم با شاهدُخت پریا رابطه داره و هم با بانو آیرین؟

شاهدُخت پریا منم؟

در گذشته، من رو ...شبح کتابخانه" صدا میکردن، ولی"

مایه مسّرته برام اگه بتونیم مثل شما و اَلِک .رابطه نزدیکی باهم داشته باشیم

آلان. از اونجاییکه تو خودت رو در انظار عمومی .لو دادی، یه موقعیت عالی رو به وجود آوردی

چی؟! دیگه وقتشه، مگه نه؟

الان دیگه همه میدونن .که من محافظ مخفی شهبانو‌ام

.شرمنده که تا الان متوجه این موضوع نشده بودم

،دیگه بیشتر حواسم رو جمع میکنم .ای رهبر ارکستر دربار

چهار ساله هم رو میبینیم هنوزم نمیشناستم؛

آلان‌ام

!الی

اونی ساما

...شنیدم که توطئه‌ای رخ داده حالت خوبه؟

بله

.خوشحالم

.آلفرد

.این پیام رو به برنشتاین بزرگ برسون ".بگو که " همه چیز مهیا شده

،جشم. بهشون میگم. اگرچه

،اگه یه بار دیگه اینجوری به خواهرم نگاه کنی

،حتی اگه مجبورشم، قدرت همه برنشتاین ها رو جمع میکنم .و درس مهمی بهت میدم

.اینو خوب تو مغزت فرو کن

اونی ساما؟

.شیرفهم شدم

شهبانو، پادشاه و مشاورشون .شما رو احضار کردن

میخوان که جزئیات واقعه رو .از زبان خودتون بشنون

پادشاه؟

،بهشون بگو یکم وقت بدن .یه مسئله مهم دارم که باید بهش رسیدگی کنم

بگو که انقدر امر مهمیه که .سرنوشت خاندان سلطنتی بهش گره خورده

عمو، آلِک، توقع دارم که سر فرصت .همه چیز رو برام توضیح بدید

امر مهم‌ایه که سرنوشت خاندان سلطنتی بهش گره خورده؟

:مترجم

آیوفیلم تقدیم میکند

امر مهم‌ایه که سرنوشت خاندان سلطنتی بهش گره خورده؟

...چیزیه که اون گفت، ولی

ولی اینجا چه خبره؟

!بلآخره گیرت انداختم

شا-شاهزاده؟

روم سیاه، اِلی...باعث کلی سؤتفاهم شدم .و کلی هم اضطراب بهت وارد کردم

راستش رو بگم، وقتی که باهات نامزد کردم ،توسط برنشتاین بزرگ و بارُن .برام شروطی گذاشته شد

شروط؟

،اولاً، باید بتونی احترام تمام اشراف‌ زاده‌ها رو .بدون استفاده کردن از اسم برنشتاین‌ها بدست بیاری

دوماً، باید بتونی علاقه اِلی رو بیشتر از .کتاب‌ها به خودت جلب کنی

مهلتم چهار سال بود، تا وقتی که .تو به این سن برسی

،اگه اون شروط برآورده نمیشدن ...نامزدیمون هم

قرار بود که با آلفرد و بارُن .توی عمارت بمونی

...اوه

،اینطوری، اگه به این سن میرسیدم .دیگه نمیتونستم باهات ازدواج کنم

...کاش زودتر این موضوع رو میفهمیدم

...خب

،اگه به اِلیه چهار سال پیش اینا رو میگفتم

لازم نیست انقدر خودتون رو به زحمت بندازید .لطفاً یکی دیگه رو به نامزدی انتخاب کنید

.محتمل ترین جوابی بود که میشنیدم...

حق با اونه، احتمالاً همین جواب هم .بهش میدادم

.عمیقاً شرمنده‌ام

اِاِاِم، اینکه بابتش عذرخواهی کنی ...من رو خیلی معذب میکنه

ولی آخرش بیشتر از کتاب‌هات .به من علاقه نشون دادی

درست میگم؟

حتی وقتی که با آیرین بودم .همش نگران تو بودم

هم گلِن و آلِک درباره بانو آیرین خیلی تحقیق کردن ،ولی هیچی درباره

خطری که سلامتیت رو تهدید .کنه نتونستن پیدا کنن

پس،‌ تصمیم گرفتم خودم به گشتن ادامه بدم .واسه همینم خاله‌ات باهامون همکاری میکرد

...هاه؟ یعنی، مریضی خالم

.درسته. بهونه‌ای بود تا بتونیم تو رو از کاخ بیرون کنیم

.ولی بدتر باعث شد، به خطا بیافتی

.اون موقع بود که، هیچی به فکرم نمیرسید

خب...به لطف این قضیه .دیگه از همه چیز خبر داری

.ولی...خیلی پشیمونم که باعث آسیب دیدنت شدم

.این کتاب رو برای تو پیدا کردم

.تا بتونم خوشحالت کنم

...میشه

یه بار دیگه قبولش کنی؟

".هدایایی که شاهزاده میدن هیچ معنی خاصی ندارن"

این چیزی بود که اون موقع .بهش باور داشتم

...ولی

.چشم

.ازتون ممنونم، شاهزاده کریستوفر

.اِلی

....اعلی‌حضرت

خانواده من چی، برنشتاین‌ها، ملقبین؟ « ملقبین: گروه نخبگان سائوسیلیند »

راستش، عیبی نداره اگه بعداً درباره‌اش بهت بگم، اِلی؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left