The first 200 lines.
هاکس,پوشش میخوایم
نه
چرا فکر میکنی میتونی کارایی که مردم
انجام میدنو کنترل کنی؟
حالا دردتو از بین میبرم
مترجم مهرداد گل محمدی
مترجم مهرداد گل محمدی
خانم ها و آقایون شما از الان به بعد زندانی های
نیروی دریایی پاکستان هستید
مترجم مهرداد گل محمدی
پاوول,تو نجاتم دادی
برو
- کریستین - سم
کجا میبرینش؟
نه,نمیخوای که مردنشو ببینی.زود باش
میخوام با کلورادو منو از محاصره ببری بیرون
اونا یه جایی بردنش منم میخوام برم پیداش کنم
من این قسمت این سریالو ترجمه کردم تا واسه این قسمت دیگه محتاج مترجم بی مسئولیت این سریال نباشیم مترجم مهرداد گل محمدی
سه روز,نهایتا چهار روز
اگه یه هفته طول کشید,پس..
یه هفته طول نمیکشه نمیکشه
حالا دیگه بهم مدیون نیستی سم هیچوقتم نبودی
میفهمی چی میگم؟
سالم برش گردون خونه
زود باش بولفراگ اونطوری نباش
پادشاه
لعنت,پسر
فکر میکردم دیگه با کوسه ها زندگی میکنی
آرومتر مرد
آره,درسته
فراموش کرده بودم چه گل ظریفی هستی
میدونی دوستت...
زودباشید برید داخل
پس,بخاطر همین مهمونی رو ول کردی؟
خیلی خوبه
خوب اون کار تبعاتی هم داشته
ما هشت روز رو تو خلیج گذروندیم
نه
بخاطر این مهمونی رو ول کردم
وس,دوست من اینجا....
یه لحظه صبر کن,باشه؟
عزیزم میشه چارلی رو ببری بیرون قدم بزنه؟
عیبی نداره,پسر؟ میخوای با مامان
بری پارک یه بستنی چیزی بخوری؟
عیب نداره
منظورم اینه که با خودت چی فکر کردی که ورداشتی اینو با خودت اوردی اینجا؟
گوش کن
میدونم درخواست بزرگیه
اگه مهم نبود اینجا نمیومدم
یه خورده اطلاعت میخوایم و بعدشم میریم
شوخیت گرفته
حتما میدونی که دشمن شماره دو تو هستی,درسته؟ آره میدونم
بعدش تو روز روشن پاشدی اومدی خونه من
حالا هم میخوای درباره منابع اطلاعات بهت بگم؟
اونا زنمو گرفتن
اونو دو روز قبل از
جزیره سنت مارینا برگردوندن
مانیلا نزدیک ترین راهه
آره درسته
ما وقت زیادی نداریم
صبرکن.یه لحظه وایسا ببینم دو روز پیش؟
ببین من متاسفم مرد اون دیگه رفته
نه نگو...نگو...نگو
نگو اون رفته,اون نرفته
اینطوری برگردوندن معمولا
مقدماتش حداقل سه روز وقت میگیره
این یعنی من فقط دوازده ساعت وقت دارم تا قبل از اینکه اونا
زنمو یه جایی تو یه چاله بندازن میفهمی چی میگم؟
- آره,خوب پس موفق باشی - هی
بهت پیشنهاد میدم به دوستت بگی
دست لعنتی شو به من نزنه
اگه این حرفا برات قانع کننده نیست متاسفم
ولی اونا زنمو گرفتن
پس اگه کمکمون کنی
منم بهت نه نمیگم
- منم مثل تو زن دارم - باشه
باشه؟ مهمتر اینکه یه بچه هم دارم
اگه کسی بفهمه که با تو ارتباط داشتم
دخلم اومده
من فقط دارم از خونوادم محافظت میکنم مثل خودت
تو واقعا یدونه زیردریایی امریکایی دزدیدی؟
یجورایی آره
باشه
فقط...ببین
واسه رشوه دادن به پول احتیاج پیدا میکنی
واسه دسترسی,وسایل مورد نیاز و خروج به پول احتیاج پیدا میکنی
منظورم اینکه شما دوتا رو هم دیگه 50 دلار هم ندارید
آره,ولی حتما تعجب میکنی ازینکه بدونی من چکار با دستام میتونم بکنم
تو,جعبه ها رو ببر
برو دیگه
از من چی میخوای؟
من؟ من هیچی نمیخوام
من فقط یه کنترل کننده بارم
تو واسه دولت کار میکنی
اونا به من پول دادن
ولی نگفتم که واسه اونا کار میکنم
بگیرش
قبل از انتقال خودتو یخورده تمیز کن
انتقال به کجا؟
من فقط دست مزدمو میگیرم
بیرون از اینجا
تو مشکل یکی دیگه ای نه مشکل من
تو اصلا میدونی من کی هستم؟
خبر هارو دیدم
شش ساعت
تو شش ساعت پیش رفتی
***jtcctu***
***jtcctu***
کاپتان مارکوس چپلین تشریف اوردن
کاپتان مارکوس چپلین
من ژنگ لی,نماینده مخصوص
جمهوری خلق چین هستم
چین اینو درک میکنه که بخاطر تحریم های کنونی
دیگه مواد غذایی و تجهیزات پزشکی ندارید
دولت چین اینو به عنوان
بحران انسانی تلقی میکنه
و من میخوام که به جزیره شما بیام
اسب تروجان؟
ما هم میگیریمش
اجازه اومدن به جزیره صادر شد آقای ژنگ
:*jtcctu*:
کشتی های آمریکایی درگیر نمیشن
اگه کشوری مثل چین میگه این یه محاصره نیست
پس شایدم واقعا نباشه
گریس,مقدمات خوش آمدگویی به آقای ژنگ رو فراهم کن
اونا ممکنه با پرچم صلح بیان ولی ما باید اماده باشیم
بله قربان
اون تعظیم میکنه
شما هم باهاش دست میدید
البته در پایان جلسه.
ببخشید قربان
اینو از پدرم موقعی که نماینده امریکا تو چین بود یادگرفتم
فقط مطمئن نبودم
به سنت مارینا خوش امدید
ممنون کاپتان ازینکه اینجا هستم خیلی خوشحالم
جزیره قشنگی دارید
بفرماید لطفا
هاکس؟
یه لحظه
خواهرم مرده
بله
متاسفم
من یه فراری هستم
من ستوان رو وسط درگیری ول کردم
شما هم منو دستگیر میکنید بعدشم درجم رو تنزل میدید,درسته؟
پس چرا دارید با حرف زدن راجبش زجر میکشید؟
چون من واقعا از مردنش متاسفم
جوری وانمود نکن که انگار بهش اهمیت میدی,مرد
اینکارو نکن
من دارم میرم
افسر هاکس وایسا
پسر,من متاسفم
ولی متهمی به ترک
و رفتار ناخوشایند
افسر برانن
- قربان - این مرد و دستگیر کنید
اسمت چیه؟
چارلی
اسم پدر پدرم بوده
هیچوقت ندیدمش
بگو,چارلی.
برو با دوستات بازی کن
باشه
کارت درسته پسر
چند وقته که ازدواج کردی؟
دوساله دو ساله که با هم ازدواج کردیم
ولی بیشترشو من از اون دور بودم
زندگی یه ملوان همینطوریه دیگه
این یکی از دلیل هایی که من زدم بیرون
خدا میدونه,اصلا هم آسون نبود
ولی...همیشه به اون نگاه میکنم
مطمئنم که ارزشش رو داشته
شماها چجوری با هم اشنا شدید؟
من تو بار نیروی دریایی
با چند نفر بیرون میرامار بودم
یه گروه از دانش آموزای یو اس دی اومدن,آدم گنده ها
بعد یه دقیقه اونا اومن سمت در
میدونی...انگار قرار بود مشکلی پیش بیاد
ممم
واونا با خودشون اورد بودنش اونا این دختر رو با خودشون اورده بودن
من فقط نمیتونستم ازش چشم بردارم
البته این همون مشکلی بود که پیش اومد
میدونی....مردم جیغ میزدن,دست میزدن
من از وسط مردم یه راست رفتم طرفش
و بهش گفتم سلام من سمم.سم کندل
و اون منو نگه داشت
و گفت بله
بله سم کندل منم عاشقتم
واقعا با حال بوده
میدونی,اون هیچی نخواست
منظورم اینکه,ازدواج با من
اونو....اونو کشونده اینور دنیا
گروگان گرفتنش
ذهنش پر شده از ترس
ببین سم,من
من گفتم کمکت میکنم
منظورم اینکه ترتیب یه قرار رو دادم
ولی باید یه کاری واسم انجام بدی
باید بهم قول بدی که
اگه تو این کار موفق نشدی و دستگیر شدی
No comments yet. Be the first to leave one.