The first 200 lines.
یه حرفهایی شده که میخوان «در آخرین لحظه» رو بازسازی کنن
پولِ بیدردسریه
دیگه اون دورانِ زندگیم تموم شده، میدونی که؟
فکر میکنی به به دنیا اومدنِ بچهمون میرسم؟
آره، حتماً
وای خدای من، بچه داره لگد میزنه
واقعاً داره اتفاق میافته، نه؟
قراره یه دختر کوچولو داشته باشیم
چی میخوای؟
فقط میخواستیم ببینیم... من مریضم
اماس پیشرونده ثانویه
پدر و مادرم کلی پول ازم بالا کشیدن
شاید دیگه کار از کار گذشته باشه
اینجا چیکار میکنی؟
هنوز دنبال همسفر میگردی واسه اون سفر به آبشار «برندیواین»؟
بچهها حاضرین؟
ببخشید، افتاده تو دهنم
اوه، نمیدونستم بلدی بخونی
آره، به کسی نگو
شارون
هی، دین. صبح بخیر
دانیل، میخواستم یه نگاهی بندازم به
برگههای پذیرش بخش روانشناسی
با خودم گفتم یه لطفی هم بکنم و برات یه قهوه بگیرم
ولی انگار زودتر از من جنبیدی
یه لحظه هم نگرانش نباش
این یکی دیگه تمومه
خیلی لطف کردی
شبِ طولانیای داشتی؟
میدونی، چند هفتهایه که داوطلب شدم
واسه خط تلفنِ پیشگیری از خودکشی
شیفتم ساعت ۲ صبح تموم شد، ولی حالم خوبه
هی، راستش امشب با «هاوی» شام میخورم
جدی؟
داری از خودت حسابی کار میکشی
این خطوط تلفنی آدم رو از نظر روحی تخلیه میکنن، نه؟
آره، واقعاً
ولی بعد از اون اتفاقِ پارسال و ترسی که بابت «آنا» داشتیم
انگار هر از گاهی قلبم تو سینه فشرده میشه
و خب، بودن پشتِ اون خط
نمیدونم، یه جورایی کمک میکنه
دکتر آرچر؟
یه تماس اورژانسی داشتیم که احتمالاً چند نفر نیرو لازم داره
باشه، بریم
بذار حدس بزنم، طب سوزنی؟
آره. گیل اسپینر، ۴۳ ساله
وسط جلسه بود که از روی تخت افتاد
و درست با کمر اومد زمین
حالت چطوره، گیل؟
تاحالا شده ۵۰۰ جای کوفتیِ بدنت
همزمان با هم درد بگیره؟
حاضرین؟ با شمارش من
یا ابوالفضل! شبیه جاسوزنی شده
لطفاً اینجا خیلی با احتیاط عمل کنین
حاضر؟ یک، دو، سه
روی تخت بودم که یهو
عضلاتم گرفت
فکر کنم تکنیسینه سوزن رو جای اشتباهی زد
یا یه همچین چیزی، چون یهو خشکم زد
و با کله خوردم زمین
الانم شبیه یه جوجهتیغیِ کوفتی شدم
پنس و هموستات رو بیارین
آره، و همینطور
میلیگرم مورفین هم بدین لطفاً ۴
اوه، یواش برو با هم بریم قهرمان. خوشم نمیاد مسکن بخورم
آخه ممکنه روندِ سختی باشه
شاید برای تحمل درد به یه چیزی احتیاج داشته باشی
آخه یبوست میاره
اونم از نوعِ بدش
انگار تو بدنم میکسرِ سیمان کار گذاشتن
عجب توصیفِ دقیقی
آدم باحالی هستی
تصمیم با خودته
ولی میتونیم یه چیزی هم واسه یبوست بهت بدیم
چی میگی، چاک؟
بذاریم اینا منو پرِ مسکن کنن؟
اونو برام بخون عزیزم
اوه
«میتونی بهش اعتماد کنی.»
خیلی خب، بریم
شروع کنین
باشه، بهش مورفین بزنین
با ۱۰۰ واحد کولیس
بد نیست دکتر چارلز رو هم در جریان بذاری
سلام
ممنون که تو این سرما اومدین سراغمون
ممنون
این ونِ مسافرتی یکم بزرگ بود، نمیشد تا دمِ اورژانس بیاریمش
در خدمتم
با احتیاط. خب خانواده، اوضاع چطوره؟
خب، رفته بودیم سفر آخر هفته به «کایاهوگا ولی»
که هنوزم باید اونجا میبودیم
بابا یکم لیز خورد و مچ پاش پیچ خورد
لعنت به این یخهای نامرئی
با توجه به اماس و بقیه چیزا، گفتیم احتیاط کنیم
زودتر برگردیم و عکس بگیریم. نشکسته
خودم میدونم استخون شکستن چه حسی داره
جیمز، انقدر ادا قهرمانها رو درنیار
بشینید. یه نفسی تازه کنید آقای فراست
عمراً. آخ
جیمز. بابا... خیلی خب
میدونی، فکر نمیکردم اهلِ گشت و گذار تو طبیعت باشی
من لایههای پنهان دارم
حالا محض کنجکاوی، فکر میکردی چه تیپی باشم؟
نمیدونم، یه جورایی شبیه آدمایی که
انگار با مرطوبکننده غریبه نیستن
درسته
عالیه. الان دیگه تقریباً هیچی حس نمیکنم
الان برمیگردم
هی، جرمی، چه خبر شده؟
اوه، این دفعه واسه من اینجا نیستیم
قرار بود هفته دیگه زایمانِ القایی داشته باشم
ولی کیسه آبم پاره شد
اوه، چه هیجانانگیز. آره
دکتر اشر؟
بله؟
هی، شما دوتا. همهچی مرتبه؟
ازمه میگفت که امروز صبح کیسه آبش پاره شده
داشتم سعی میکردم با دکتر زنانم تماس بگیرم
ولی مطبش جواب نداد
مطمئن نبودم کجا باید برم، برای همین
چون عادت داریم بیایم اینجا
کاملاً درک میکنم، خوشحالم که میتونم کمکتون کنم
بریم بخش زایمان تا بستری بشی
دکترت هم ربکا براونه، درسته؟
آره، یکم باهاش کار کردم
کارش عالیه
اه، حالِ یکی از مریضهام زیاد خوب نیست
باید برم یه سری بهش بزنم
از پسش برمیای؟ آره، حتماً
امیدوارم اون بالا همهچی خوب پیش بره
اوضاع زیاد خوب به نظر نمیرسه
آخ. یکم درد داره. ببخشید
چی شد اون مردی که حاضر نبود روی ویلچر بشینه؟
فقط یه لحظه طول میکشه
عالی داری پیش میری
ازت خوشم میاد
رادیولوژی آمادهست
ممنون مایک
خب
خب، یه ترکِ مویی داریم
مچ پات یه شکستگیِ کوچیک داره و یکم هم ورم کرده
تا چند هفته باید گچِ مخصوصِ راه رفتن داشته باشی
ولی زود خوب میشه
میدونی، اگه سودوکو دوست داری
روزنامه «تریبون» یه مدلِ کلمهای داره
به اسم «ورد مانستر» که خیلی باحاله
من هر روز ورد مانستر بازی میکنم
یه دکترِ زیبا که معما هم دوست داره
مجردی؟
مامان! ... اه
راستش نه
ولی میرم اون چکمه مخصوص رو برات بیارم
چی؟
خوب شد که براشون یه اتاقِ مشترک گرفتی
خب، نمیخواست زنش رو تنها بذاره و با وضعیتی که داشت
رو ویلچر موندن راهِ حلِ همیشگی نبود
حالش چطوره؟
خوب نیست
فشار خونش داره میفته و آسیتش بیشتر شده
تندنفسی هم داره
دیگه آخراشه
بهش گفتی چقدر وقت داره؟
احتیاجی نبود
جلوی زنش ظاهرش رو حفظ میکنه، ولی خودش میدونه
هی، بعد از ویزیتِ بخش میام پیشت، باشه؟
خب، واسه یه شغل باید سه تا چیز رو در نظر بگیری:
کیفیت زندگی، حقوق و علاقه به کار
با این حال چون این اولین شغلته
احتمالاً هیچکدوم نصیبت نمیشه
ولی عیبی نداره، چون میتونی بری بیرون
با همکارات مست کنی
و پشتِ سرِ رئیست صفحه بذاری
جرمی
شوخی کردم
شوخی نکردم
ولی تو از پسش برمیای
چون تو فوقالعادهای و عاشقتم
بذار اونو دوباره برات بذارم
خب اون... اون دقیقاً چی بود؟
جرمی چند ماهی هست که داره فیلم ضبط میکنه
تا دخترشون توی مراحل مختلفِ زندگیش ببینه
توی زمانهای مختلف
این یکی واسه اولین روزِ کاریش بود
ولی واسه اولین روز کودکستان هم ضبط کردم
و حتی یاد دادنش برای رانندگی
که اصلاً خوب پیش نرفت
میدونم که تو هیچکدوم از لحظاتِ مهمش نیستم
ولی خب
گفتم چند تا نصیحتِ پدرانه براش به جا بذارم
اون چیه؟
اون دستگاهِ مانیتورِ ضربان قلبِ بچهست
چیزی شده؟
ضربان قلبش داره میفته، ولی ممکنه پیش بیاد
پس ازت میخوام به پهلو بچرخی، باشه؟
بسیار خب
خب، درست شد
فقط لازم بود وضعیتت رو تغییر بدی
اون... الان حالش خوبه؟
آره، گاهی وقتی بند ناف تحت فشار قرار میگیره
No comments yet. Be the first to leave one.