Jeremiah Johnson

Jeremiah Johnson

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Jeremiah Johnson (1972) 720pBluRay HD4U
A Commentary by yasin-sh68
Top250.org تنظیم شده برای نسخه ی بلوری. همچنین هماهنگ با نسخه

Tags

BluRay
720p
720
HD
Published on: 2013-01-17
Downloads: 68
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اسمش جرمیا جانسون بود.

میگن او میخواسته مرد کوهستان بشه.

داستان اینگونه است که او مردی زیرک با روحیه ای ماجراجویانه بود...

...کاملا مناسب کوهستان.

هیچ کس نمیدونه او اهل کجا بود اما به نظر زیاد مهم هم نیست.

او مردی جوان بود...

...و داستانهای ارواح درباره تپه های بلند اصلا او را نمیترساند.

او به دنبال تفنگ هاکین، کالیبر 50 یا بهتر بود.

او به کالیبر 30 راضی شد ولی واقعا یک هاکین اصل بود.

از این بهتر نمیشد.

یک اسب و تله و این چیزایی که مربوط به مرد کوهستان میشد و خرید

و با زندگی در اون پایین خداحافظی کرد.

کجا میتونم خرس،سگ آبی یا هر موجودی که پوستش ارزش داره را پیدا کنم.

به سمت غرب که خورشید غروب میکنه برو. به سمت چپ به طرف کوههای راکی بپیچ.

این داستان اوست.

جرمیا جانسون

به سوی کوهها راه افتاد

شرط بست که همه ی

مشکلاتو فراموش کنه.

راه پهن و باریک

عقاب یا پرستو

نشان دهنده ی راه

با پروازش.

مرد کوهستان یک مرد تنهاست

و بسیاری چیزها رو جا گذاشت

باید متفاوت میبود

اما شما گاهی میبینید

که داستان همیشه آنگونه

که در ذهن دارید پیش نمیرود.

و داستان جرمیا

هم اینطور بود.

"من هاچت جک...

... از نظر عقلی سالم با پاهای شکسته....

...بدین وسیله تفنگم را به جا میگذارم...

...برای هر کس که پیدایش کند.

امیدوارم که یک سفید پوست پیدایش کند.

این یک تفنگ خوب هست...

...و خرسی که من را کشته از پا در آورده.

به هر حال من مرده ام.

ارادتمند شما،هاچت جک."

یک هاکین کالیبر 50!

هی تو،عالیه

مسافر! این خیلی خوبه.

کجایی؟

تو یک هدف خوبی مسافر!

دستتو خالی کن.

من در عرض دو ماه هیچ انسان زنده ای ندیدم.

من کریس لپ پنجه خرس هستم.

من از نژاد خرس گریزلی هستم که کون جیم بریگر را دندان گرفت.

تو مزاحم شکار من شدی.

من میدونم تو کی هستی!

تو همون مسافر احمقی که 20 روزه دارم درموردش میشنوم...

...و سه روزه که بوش میکنم.

چه طوریه که تو هنوز پوست از سرت کنده نشده؟

خیلی خوش شانس بودی!

اینجا از سال 25 گیر افتاده

چرا اینجایی؟

من خرس شکار میکنم.

خرس گریزلی،مسافر. من پنجه خرس جمع میکنم.

من یک دونه هم تو اون بیشه دارم.

از وقتی اومدی آماده ی دست دادن بودم.

پس متاسفم.

تو ببین.

گرسنه هم هستی؟

بیا.

میدونی چه طوری گریزلی پوست بکنی؟

من میتونم همه چیز پوست بکنم.

تو به نسبت یک مسافر گرسنه خیلی مغرور هستی.

اونجاست.

برو داخل گرم شو، چیزی هم آماده کن بخور.

کاری دارم که باید تموم کنم.

پسرم!

مطمئنی که میتونی گریزلی پوست بکنی؟

دقیقا به همون سرعتی که میتونی پیداشون کنی.

اونو پوست بکن تا یکی دیگه بهت بدم.

فکر کنم یک جنگ دیگه اون پایین از دست داده باشم.

هیچی از دست ندادی.

اگر فردا به سمت غرب حرکت کنم میتونم جای مناسبی برای تله گذاری پیدا کنم؟

اگر فردا به سمت غرب یا هر جای دیگه بری در عرض یک هفته به شدت گرسنه میشی.

مثل اینکه مایل نیستی طبیعت خوب منو ببینی.

کوهستان راه و رسم خودشو داره.

از اون محافظ استفاده کن تا قبل از اینکه انگشتاتو از دست بدی

هر چیزی که اون پایین یاد گرفتی اینجا اصلا به دردت نمیخوره.

کارهایی هست که باید انجام بدی.

یوتسها و فلَت هِدها موجودات بی خطری اند

کروها ترسناک هستند.

جنگجوهای قدرتمندی هم هستند.

به نظر من کروها خوشتیپ ترین سرخ پوست ها هستند.

و مغرور هستند.

هیچ انسان زنده ای نیست که بتونه در اسب سواری باهاشون رقابت کنه.

من دیدم که با یک پا روی اسب میدویدن...

...با یک مچ دست در حلقه توی یال اسب...

...زیر گردن اسب تیرکمان پرت میکنند و شلیک میکنند.

اما انسانهای زنا کاری هستند.

زنا کار.

بفرما،اینقدر تیز هست که پولکهای ماهیو باهاش پاک کنی.

تا حالا دلت تنگ شده؟

برای چی؟

زن؟

یک زن که تمام شب باهات باشه؟

من هیچ وقت نمیتونم راه به قلب یک زن پیدا کنم.

من برای ده سال یک زن سرخ پوست داشتم.

اون چیِن بود.

بدترین زنی که برای گردنبند رابطه جنسی داشت.

من اونو در رودخانه گرگ مرده گذاشتم و اونو با یک تفنگ هاکین عوض کردم.

سوء تفاهم نشه من زنا رو دوست دارم.

اما قسم میخورم...

...سینه ی یک زن سخت ترین سنگه...

...قویترین چیز روی زمین...

...و من نمیتونم هیچ نشونه ای روش پیدا کنم.

این زغال ها تا سپیده دم آرام میسوزن.

بهتره همینطور پیش بری.

به اندازه کافی آشغال نریخته.

خوب اره کن.

خوب ردشونو بگیر.

دوست داری نه؟

شاید.

انتظارشو داشتم. یک انسان....

....دوست داره دنبال کنه و شکار کنه.

یک اینجان فکر میکنه که طبیعیه.

باد راسته.

ام به محض اینکه پامون از این جنگل بیرون بذاریم فرار میکنه.

کلکه! از اون طرف اسبت بیرون میاد.

اگر پاهامونو ببینه چی میشه؟

گوزن نمیدونه یک اسب چند تا پا داره.

نه احمق. از روی زین بزنش.

گرفتیش مسافر.

ما باید یک گوزن و پوست بکنیم.

نمیتونم بفهمم چرا مردم اون پایین خوک میخورن در حالی که میتونن گوزن بخورن.

اون پایین و دوست نداری؟

-باید متفاوت باشه. -اینطوریه؟

یک بچه تا این بالا میاد تا متفاوت باشه.

تا ذات و طبیعتشون اینجا اون چیزی که اون پایین نمیتونه بدست بیاره را کسب کنه.

به هیچ چیز نمیرسه.

نمیتونی کوهستان و گول بزنی،مسافر. کوهستان میفهمه....

شاید کرو. اونها اسبهای ما رو میدزدن مگر اینکه بهشون رشوه بدیم.

اینجا قلمرو اوناست. فکر میکنن ما به قلمروشون تجاوز کردیم.

بله کرو.

با اسم پیراهنشو قرمز کن همراهه.

این نشونه اونه. بی حرکت وایسا.

شما دو تا همدیگه رو میشناسین؟

یک بار دیدمش.

میگه تو خوب ماهی نمیگیری.

تو زبونشونو بلدی؟

پیراهنشو قرمز کن انگلیسی حرف میزنه، فقط این کارو میکنه که منو عصبانی کنه.

میگه به اندازه کافی پنجه خرس داره.

اسمت چیه؟

جانسون

اسم کوچیکت؟

جرمیا.

خیلی خوب یاد گرفتی،مسافر. میتونی خیلی دور بری.

به شرط اینکه زنده زنده نسوزی یا پوستتو نکنن.

تمام تلاشمو میکنم.

You can cut wood and leave it up on the Judith.

اگر کیسه ی چرمی داشته باشی ناخدای قایق ها برات طلا به جا میذارن

خوبه که بدونی...

...برای زمان سختی.

مواظب کاکل موهات باش.

تو هم مواظب موهات باش.

گفتم نری بیرون بازی کنی.

خودتو کثیف کردی...

...و همچنین،بانوی جوان...

...بدون کفشاتون.

و تو جاش...

... کثیف شدی!

خودتو نگاه کن! اونجا!همین الان!

مری لو،خوب میدونستی که نباید بری توی آفتاب.

نگفته بودم که نباید بدون کلاه...

بری بیرون؟

بهتره همونجا وایسی.

خانم،من دوست شما هستم.

کارهایی داریم که باید انجام بدیم.

تو امروز در باد متولد شدی

جاش امروز پسر بدی بوده باید به پدرتون بگم

وقتشه که باغبانیو شروع کنیم

اگر که باد قطع بشه

الان آواز میخونیم

میشه تو رودخونه جمع بشیم

جایی که پاهای فرشته قدم گذاشته

با جزر و مد کریستالی همیشگیش

که با تخت پادشاهی خدا جریان داره

بله،ما تو رودخونه دور هم جمع میشیم

رودخانه بسیار بسیار زیبا

با قدیسان در رودخانه جمع شویم

که با تخت پادشاهی خدا جریان داره

پسر،تو همه این چیزا رو دیدی؟

پسر،بهتره یکی از این بیسکویتها رو بگیری

من بیسکویتهای خوبی درست میکنم

این غذای شماست

خانم،من نتونستم شوهر شما رو پیدا کنم

خوب،ممکنه او برگرده همین جا

الان سرخپوستها شما رو اذیت نمیکنن ...به واسطه اینکه

شما کمی پریشانید...

اونا میترسن

پس اون پسر چی؟

شاید بهتره که تو و اون پسر با من بییاید

من شما رو به جودیث میرسونم و شما رو سوار قایق میکنم

اونو ببر

چی؟- اونو ببر-

...خانم من نمیدونم چطور مواظبت کنم

More Farsi Persian subtitles for Jeremiah Johnson

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left