BBC Horizon   OCD: A Monster in My Mind

BBC Horizon OCD: A Monster in My Mind

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Horizon OCD A Monster In My Mind 720p video bigbangpage com
A Commentary by sooraticamrang
فقط آپلود کردم

Tags

720p
720
Published on: 2017-04-13
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه دارای صحنه هایی است که ممکن است برای بعضی بینندگان آزاردهنده باشد

OCD اختلال وسواس اجباری

این روزها این کلمه مخفف سه حرفی را زیاد می شنویم

از "او سی دی" برای توصیف دوستانمان استفاده می کنیم

بعد از صرف شام

او باید حتما یک لقمه خیلی خیلی کوچک رادر آخر باقی بگذارد

هیچ وقت تا آخرش را نمی خورد

خواهر من دچار "او سی دی" است

او در مورد همه چیز خیلی دقیق است

دوست پسر من کاملا "او سی دی" است

او دوست دارد همه چیز مرتب و منظم نگهداری شود

ستاره هایی هم هستند که دچار او سی دی هستند

من فکر می کنم دیوید بکام هم کمی او سی دی است

یا آن کمدین: جان ریچاردسون جان ریچاردسون

او سی دی در سریالهای درام بی بی سی هم ظاهر می شود

اتاق عمل شماره 4 لطفا. نه! نه! نه!

اتاق شماره 3 خالیه

ما فرصت این کار را نداریم نمی شود فقط او را جابجا کنیم؟یا این تخت را؟

گفتم که! وقت نداریم

ما حتی از او سی دی برای توصیف خودمان هم استفاده می کنیم

همه دوستانم می گویند من او سی دی هستم

همان موقع که کاناپه ام را بر می داشتند

کوسن ها را پشت سرشان مرتب می کردم

همیشه اول عینک تان را تمیز کنید او سی دی!

من به نوعی کمی او سی دی هستم

اما از نوع ریلکس آن

من نیستم، ولی فکر می کنم تو هستی

من دوست دارم اتاق مرتب باشد

بسیاری از ما از او سی دی برای توصیف اشخاصی استفاده می کنیم که میخواهند همه چیز مرتب باشد

یا بیش از حد ایده‌آل گرا هستند

ایرادگیر

دمدمی مزاج

حتی بامزه

واقعیت، خیلی خیلی جدی تر است

ترس، اضطراب

حس مسوولیت

ترس. ترس

مرگ، وحشت

ناتوانی درماندگی، یأس

حس گناه را هم اضافه می کنم

گناه

تناقض

و دلشکستگی

مطمئنا دلشکستگی

من اوتا فریث هستم من یک روانشناس ام

من یک روانشناس ام، چون می خواهم درک کنم ذهن چطور کار می کند

و چرا گاهی اوقات درست کار نمی کند

و دلیل علاقه من به او سی دی همین است

زیرا با شناخت اختلال

قادر خواهیم بود برای غلبه بر آن تلاش کنیم

اما علاوه بر آن

خواهیم دانست چگونه مغز و ذهن با هم مرتبط هستند

و شاید به کشف اینکه ما حقیقتا که هستیم نزدیک شویم

او سی دی اختلالی است که 1% تا 2% جمعیت را درگیر می کند

یعنی حدودا یک نفر در هر اتوبوس

یا حدود ده نفر از تماشاچیان یک تئاتر

یا 20000 نفر از بینندگان برنامه در این لحظه

نزدیک به یک میلیون نفر در انگلستان

می خواهم در مورد واقعیت زندگی با او سی دی بیشتر بدانم

در این لحظه چیزی که بیشتر آزارم می دهد

موضوع کشتن است

دائم فکر می کنم افرادی را به قتل رسانده ام

او سی دی من به من می گوید هر جا بوده ام کسانی را کشته ام

و هر جا که بروم می کشم

و با آخرین یافته ها در مورد ماهیت واقعی او سی دی آشنا شوم

یک توضیح این است که احتمالا

با جستجو برای خطرات پنهان ارتباط دارد

خطرها

خطرهای پنهان، نه خطرات آشکار

بلکه خطرات پنهان یا احتمالی

من با بعضی راه حلهای افراطی برای او سی دی آشنا خواهم شد

"خوب. باید پایین تر ببریمش"

قبل از دی بی اس(تحریک عمیق مغز) اصلا قابل تصور نبود که بتوان اضطراب را در یک ثانیه تغییر داد

کسی نشنیده بود که بتوان اضطراب را با تحریک در چند ثانیه

القا کرد یا کاهش داد

و پژوهشهایی را بررسی می کنم که مدارهای مغز را آشکار کرده اند

که تصور می شود با او سی دی مرتبط باشند

این کاری است که همگان رویای انجامش را داشتند

که بتوانند به صورت مشخص یک ارتباط خاص را فعال کنند

و ببییند تاثیر آن بر رفتار چیست

قبل از هر چیز، به وضوح می دانیم که

او سی دی در مورد تمایل به انجام امور به یک شکل خاص نیست

یا سختگیر بودن در مورد مرتب کردن اشیاء

او سی دی مخفف این کلمات است Obsessive-Compulsive Disorder اختلال وسواس اجباری

و این چیزی است که مرکز طبقه بندی بیماریهای سازمان بهداشت جهانی برای گفتن در باره آن دارد

"ویژگی اساسی این اختلال"

"وجود تفکرات وسواسی یا اعمال اجباری تکرار شونده است "

و ادامه می دهد:

"این افکار وسواسی برای شخص درگیر مزاحمت ایجاد می کنند

"و آن رفتارهای اجباری کاری است که شخص انجام می دهد"

"تا از این اندیشه های وسواسی رهایی یابد"

و همه گهگاه تفکرات ناخواسته و مزاحم داریم

آیا تا کنون برفراز یک صخره ایستاده و فکر کرده اید که

"من از اینجا پایین می پرم"

یا شاید هم یک چاقو را دیده و فکر کرده باشید من با این یک نفر را زخمی می کنم

خوب، این فکرها نادر هستند

برای ما بسیار زودگذر و رویا گونه

اما در افراد دچار او سی دی

این نوع افکار یک جریان ثابت عذاب آور هستند

و زندگی آنها را به کابوس بدل می کند

اگر یک چاقو را بر دارید

نمی دانید با آن به کجا می روید

یک فنجان قهوه برای کسی درست می کنید آیا در آن مایع سفید کننده ریخته اید؟

آیا در حال مسموم کردن مردم هستید؟

ممکن است باشید

مرتب تکرار می کنم من تمیزم، من تمیزم، من تمیزم

من خیلی تمیزم، من خیلی تمیزم

می خواهم نامه بنویسم می خواهم نامه ای پست کنم

باید یک میلیون بار آن را چک کنم

تا مطمئن شوم چیزی توهین آمیز ننوشته باشم

بارداری من خیلی آسیب زا بود

چون وقتی باردار بودم کاملا متقاعد شده بودم که

بجای بچه، یک انگل را حامله هستم

چرا آن شخص به من نگاه می کند؟

اوه خدا! آیا آنها دیدند که نگاهشان کردم؟

اوه خدایا! باید از آنها چیزی بپرسم

باید در مورد آنها چیزی بدانم

حالا باید دو چیز بدانم چون باید دو تا کار انجام بدهم

نمیتوانم فقط یکی داشته باشم، نمیتوانم سه تا داشته باشم، باید چهارتا داشته باشم

ریچارد و دوست دخترش کاترین به ملاقات اقوام آمده اند

سفر با ماشین برای ریچارد کمی بیشتر طول می کشد

چون به معنای احتمال قرار گرفتن در معرض آلودگی ها است

خوب، من تا این بالا را تمیز می کنم تا مطمئن شوم

تا جایی که با سینه و شانه هایم تماس دارد تمیز شده است

همه اش همین است

تمیز کردن ماشین کاری است که همیشه وقتی فکر می کنم به چیز

کثیفی دست زده ام و بعد دستم به ماشین خورده

انجام می دهم

در داخل خانه، تلاش زیادی برای راحتی ریچارد و

او سی دی او انجام شده

همان طور که می بینید، روی مبلمان را پوشانده ایم

همین طور روی میز

خب، این چیزی نیست که وقتی وارد خانه کسی می شوید انتظار داشته باشید

اما علت آن او سی دی من است

انداختن چند روکش روی صندلی ها ... کار خیلی سختی نیست

اما قبول دارم که کار عادی ای نیست

اگر یک مگس وارد اتاق شود و روی کاور صندلی بنشیند

اگر او روی آن صندلی نشسته باشد، کاور باید شسته شود

او باید برود طبقه بالا، لباسهایش باید شسته شوند

او دوش می گیرد و لباس عوض می کند

خیلی خسته کننده است

تا جایی که مثلا هفته قبل

ساعت چهار صبح بود و من باید دوش می گرفتم

و ساعت دو بعد از ظهر دوش گرفتنم تمام شد

و مردم به من می گویند: خوب فقط تغییر کن. متوجه هستید؟

این طوری نباش، این کارها را نکن

متوجهید؟

و من آرزو می کنم فقط برای یک ساعت

آنها مغزی مثل مغز من داشتند

و مجبور بودند افکاری که من

دارم را تحمل کنند

تقریبا انگار ریچارد دو شخصیت دارد

یک ریچارد خوشحال و یک ریچارد او سی دی

ریچارد خوشحال آن یکی است که من می شناسم و دوستش دارم

و می خواهم همیشه کنارم باشد

و ریچارد او سی دی، به صورت ناخواسته بی ادب و بد و ناراحت کننده است

و کنار آمدن با او سخت است

چون تقریبا انگار یک نفر دیگر است

در اصل ترس اساسی من این است که چیزی که فکر می کنم آلوده است

از طریق خوردن یا آشامیدن به بدنم وارد شود

این مشکل اصلی است، چون آن را نمی توان شست

نمی شود برایش سفید کننده استفاده کرد

نمی شود تمیزش کرد

خوب، ریچارد چه کار می کنی؟

خب، تا یک دقیقه دیگر ناهار می خورم

و قبل از آن دستهایم را می شویم

و مطمئن می شوم که

ذره ای صابون در آشپزخانه پخش نشود

ممممم

و شیر را با آرنجم می بندم

تا دستهایم دوباره با لمس کردن شیر آلوده نشوند

و چون نمی توانم دستمال کاغذی یا حوله برای خشک کردن دستم استفاده کنم

آنها را تکان می دهم تا خشک شوند

ممم، و بعد

یک بشقاب بر می دارم

بسته نان را می آورم

بعد باید دوباره دستم را بشویم

دوباره دستم را تکان می دهم تا خشک شود، و مشکل خیس شدن نان

و بعد اطمینان از اینکه دستهایم

کناره های نان را لمس نکرده باشد

خب، کاملا مشخص است که دستهایم را دوباره می شویم

قبل از اینکه به ساندویچ دست بزنم

نگرانی ات از حضور فیلم بردارها در آشپزخانه چیست؟

هممم

خوب، راستش را بگویم

لمس قسمتهای آشپرخانه با لباسهای شما

یا هر قسمت از بدنتان

باعث می شود دیگر نتوانم در آشپزخانه غذا بخورم

ندیده ام که قبلا دوربین کجا بوده

پس خودم نمی توانم با چشم ببینم که تمیز است

نمی دانم، من خودم تمیزش نکرده ام

و این ترس که

می توانم غذا را بخورم؟

آیا غذا آلوده شده؟

خوب، مشخصا مطمئن شوم که همه چیز ساندویچ رو به راه است

بعد همه چیز را جمع می کنم، و در یخچال می گذارم

می خواهی ساندویچ را بخوری؟ نه

برایم قابل تحمل نیست، فکر می کنم ، اگر صادق باشم

همممم

پس این یک نمایش بود؟

BBC Horizon OCD: A Monster in My Mind subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left