The first 200 lines.
آنچه گذشت در چشم مراقب
به گریبورن خوش اومدی- من الینا هستم، پرستار جدید-
پسر من یه بچه کوچولوی مهربونه
اما از وقتی که اون اتفاق برای مادرش افتاد، یه چیزیش شده
نظرت درباره رئیست چیه؟
به نظر پدر خیلی خوبیـه
تو شاید ظاهر خوبی از خودت نشون بدی ولی تو
یه گربه کوچولوی مهربون از پنسلوینیا نیستی، مگه نه؟
یکی برادرزاده من رو از اون بالا هُل داده
مردم برای رسیدن به پول
کارهای نفرت انگیزی انجام میدن
ما داریم میدزدیمش
این سنگ خیلی میارزه
مردم یه چیز نحسی رو
شبا توی زیرزمین حس میکنن
بخاطر آلیستر گریبورن
خودکشی ها، قتل ها و اتفاقات
با اینکه با تو مثل
اعضای خانوادهشون رفتار میکنن
نمیتونی بهشون اعتماد کنی، شب بخیر
پس فقط تو، من و جاسلین اینجاییم؟
جاسلین کیه؟
ترجمه از snowdrop
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
6ماه قبل
نگهش میداری؟
آره یه پروندهای دارم
داستانش چیه؟
دزدی؟
همدستی توی هفت مورد کلاهبرداری
چقدر نترسـه
اون بچه مگه چند سالشه، هیجده؟
نه، بیست و دو سالشـه
هیچ وقت نسل جدید رو دست کم نگیر
حالت چطوره، الینا؟
خوب نیستم، کارآگاه
میتونی بهم بگی اسکات
باشه، اسکات
من بازداشتم؟
نه
هنوز نه
پس، میتونم برم؟
نه هنوز
تو میفهمی تو چه دردسر هستی، نه؟
من متنفرم ببینم کسی مثل تو
بخاطر اشتباه یکی دیگه دستگیر بشه
خیلی حیف میشه
آره
خیلی حیف
اما فکر کنم من و تو بتونیم به
...یه
توافقی برسیم که به سود جفتمون باشه
نه
اونجوری که فکر میکنی نیست
اما یه چیزی هست که میخوام دربارش با تو حرف بزنم
فقط تو
میتونم برات یه پیتزا بخرم؟
این اطراف پیتزا های خوبی هست
پیتزای خوب توی نیویورک؟
نمیدونم
شاید بتونیم چیزی پیدا کنیم
تو کارآگاهی
من نمیفهمم
تو کل روز اونجایی
چطوریـه که هنوز هیچی پیدا نکردی؟
من دارم کار میکنم
و وقتی هم کار نمیکنم
حس میکنم همیشه یکی داره من رو نگاه میکنه
راستـش رو بخوای
اون خونه من رو میترسونه
چرا نمیشه یکی از اون
نقاشی های باکلاس رو برداریم
و فرار کنیم آرژانتین؟
بیخیال، لن
میدونم، باید حتما سنگ یاقوت باشه
اگه چیز دیگه ای برداریم اونها میفهمن
تو باید اون خونه رو زیر و رو کنی
حالت خوبه؟
بنظر خیلی خستهای
هنوز نمیتونم بخوابم
چند شب پیش داشتم وید میکشیدم تا ریلکس کنم
و یه خواب واضح دیدم که داشتم
با یه دختری به اسم جاسلین حرف میزدم
...و مثل این بود که
تو حالم رو پرسیدی
و من دارم بهت میگم خوب نیستم پس گوش کن
خب چرا گنده اش میکنی؟ یه خواب بد دیدی
تو همیشه وقتی گل میکشی خواب های عجیبی میبینی
و همینطور من یه جسد پیدا کردم
و این شاید برای تو عادی باشه
اما برای من نیست
باشه
آره
پیدا کردن جسد یه آدم مرده هرکسی رو میترسونه
میخوای برات قرص خواب بیارم؟
اگه گیر بیوفتم چه اتفاقی میوفته؟
تو قرار نیست گیر بیوفتی
راست میگی
من قرار نیست گیر بیوفتم
اما آپارتمان های گریبورن دسترسی بهشون
سخته
پس من از جاهای معمولی شروع میکنم
و از نقشههای توی گوشیم استفاده میکنم
چه دختری
آفرین عزیزم
کدوم احمقی گنج با ارزش خانوادهاش رو
درست بقلش گوشـشون قایم میکنه؟
صبح بخیر سیسیل، میدونی چیشد؟
یه آدم واقعا مشکوک بیرون بود
اون من رو تعقیب کرد
مطمئنم چیزی نیست اما نمیخوام
خانم آیوی بره بیرون و وحشتزده بشه
باشه، میرم چک کنم
میتونم بپرسم داری چیکار میکنی؟
فکر کنم دیشب یه گوشواره اونجا گم کردم
گوشواره حلقهای طلایی
بدلی بود ولی دوستش داشتم
بهت کمک کنم پیداش کنی؟
نه لازم نیست
تو سرت خیلی شلوغه
منم باید برم سر کارم
خودش پیدا میشه
انقدر بود
فقط وکالتنامه رو امضا کن
همش یه سوال تکراری نپرس
که منتظر جواب متفاوتی باشی
من امضاش نمیکنم
چرا من نباید بیام؟
چون مجبور نیستی
اگه فقط وکالتنامه رو امضا کنی- اما من پدر جاسپرم-
اون سهامداره، من حق دارم بدونم
با پولش چیکار میخوای بکنی
بعدشم من نمیخوام خانم شارلوت آیوی
بره اونجا و اشک وکلا رو با ترحم دربیاره
فقط نمیخوام توی زحمت بیوفتی
تو خیلی کار سرت ریخته
چیکار داری میکنی؟ داری چیزی رو مخفی میکنی؟
پولشویی میکنی؟
ممنونم بخاطر اینکه برای برنامه کاری فشردهام نگرانی
اما برای این کار وقت دارم
پس امشب توی جلسه میبینمت؟
باشه
هر طور راحتی
صبح بخیر
نشنیدم کی اومدی
بخاطر اینکه یواشکی اومدم
گمون کنم داد و هوارهای توری رو شنیدی
سخت بود نشنوم
اون زیاد از من خوشش نمیاد
اون زیاد از کسی خوشش نمیاد
اما اگه بهت سخت گرفت، حتما بهم بگو
با خوشحالی حد و حدودش رو بهش یادآوری میکنم
از حمایتـت ممنونم
میخوای درباره برنامه هفتگی حرف بزنیم؟
برنامه، آره
تبلت داری؟
من یه برنامه جدول هفتگی رو اینجا دارم
نه ندارم، اما میتونم تو تقویمم بنویسم
انگشت های خیلی سریعی دارم
خیلی خوب، بذار ببینم
جاسپر امروز ظهر یه کلاس نقاشی داره
توی مرکز هنر تو خیابون81
بعدش کلاس تکواندو
بعدش برمیگردی اینجا واسه کلاس زبان چینی ساعت چهار
سه شنبه ساعت یازده
با پاول و آوی بازی میکنه
و بعد پنجشنبه اون وقت
چکاپ سالیانه با دکتر اطفال داره ساعت سه و نیم
من میخواستم باهاش بیام دکتر اما کلی کار دارم
مشکلی نیست تا وقتی که آبنبات داشته باشن
الی همش اون رو میبرد چکاپ سالیانه
همیشه ازم میخواست بیام
همیشه سرم شلوغ بود
حالا منو ببین
هنوزم خیلی سرم شلوغه
منم تنهایی میرفتم دکتر
ولی خوب بار اومدم
چند سالت بود وقتی مادرت رو از دست دادی؟
بچه بودم
اما از جاسپر بزرگتر بودم
تقریبا سیزده سالم بود
میدونی وقتی الی مرد، من و جاسپر
برای کریسمس پیش خانوادم بودیم
اون قرار بود بیاد پیش ما
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم چی میشد اگه اینجا میبودم
مهم نیست
بنظر میاد کل هفته میخواد بارون بباره
پس هروقت خواستی میتونی از ماشین استفاده کنی
همه میگن که اوضاع بهتر میشه
اما نمیشه
غم و غصه همش دهن آدم رو سرویس میکنه
فقط بدون که من هوات رو دارم
هم تو و جاسپر، جفتتون
ممنون
سلام- سلام-
الینا- حلال زاده رسید-
سلام
صبحـت بخیر
صبحونه چی داریم؟
مگه تو آشپزی نمیکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.