Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Queer as Folk S03E06 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-03-12
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- * یک، دو، سه، چهار

‫* یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکونش بده، رفیق

‫* یک، دو، انجامش بده

‫* یک، دو، سه

‫- * چهار، چهار

‫- اونجا بودم، ‫کاملاً لخت،

‫از سرما یخ زده بودم، ‫در حال جاسوسی از بن.

‫- آیا اون داشت ‫ساز جادوییش رو می‌نواخت؟

‫- نه، یه سوزن داشت،

‫و داشت به خودش ‫یه آمپول تو باسنش می‌زد.

‫- پروفسور دیوانه، ‫یه معتاد به مواد؟

‫خیلی تحریک شدم. ‫بیا، لمس کن.

‫بس کن.

‫دو بار دیدمش که این کارو کرد.

‫فکر کنم ‫داره استروئید مصرف می‌کنه.

‫- به هیچ وجه نمی‌تونم بفهمم

‫چرا این همه مرد همجنس‌گرا ‫می‌خوان بدنشون رو

‫با مواد خراب کنن. ‫- اون همیشه تو باشگاهه،

‫و این خلق و خوی بد رو داره.

‫- خشم استروئیدی.

‫خب، این رو یه قیمت کوچیک ‫برای یه بدن فوق‌العاده در نظر بگیر.

‫برای یه بدن شگفت‌انگیز.

‫- تو خیلی کمک بزرگی هستی. ‫- سلام، بچه‌ها!

‫- حال دو تا عاشق ‫چطوره؟

‫- اوه، داریم از سرما یخ می‌زنیم. ‫- آره، خب،

‫حداقل لازم نیست نوک سینه‌هام رو فشار بدم ‫تا سفت بشن.

‫- بذار من این کارو بکنم.

‫- آخ، خدایا!

‫- می‌تونی باور کنی این صف ‫برای ورود به این جای مزخرف؟

‫- آره، به خاطر اوناییه ‫که بیش از حد مصرف کردن.

‫- عالیه، پس چون ‫چند تا آماتور نادون

‫نمی‌دونستن ‫چی کار دارن می‌کنن،

‫بقیه ما ‫باید تنبیه بشیم.

‫- آره، می‌تونی از دوستت، ‫رئیس پلیس، تشکر کنی.

‫- بیا بریم داخل ‫قبل از اینکه آلتم یخ بزنه.

‫- کارت مهمان داری؟

‫- و فقط یه مهمان.

‫هر دو: احمق.

‫- دارم از سرما یخ می‌زنم ‫اینجا بیرون.

‫باشه، عزیزم، تو می‌تونی بری.

‫کارت شناسایی‌ات رو ببینم؟

‫- مم.

‫- مواد مخدر داری؟

‫- جیب‌هات رو بگرد، عزیزم. ‫جیب‌هات رو بگرد.

‫- می‌خوای ‫پشتم رو بشورم؟

‫- هر بهانه‌ای ‫تا دستات رو روی من نگه داری.

‫خب، می‌دونی، تمیزی ‫کنار هوس‌بازیه.

‫- مم. ‫می‌دونی، وقتی تموم کردی،

‫یه بازی خیلی باحال می‌شناسم ‫که می‌تونیم بازی کنیم.

اسمش "پنهان کردن صابون" هست.

‫- اوه.

‫- سلام؟

‫آره؟

‫اوه، سلام، چطوری؟

‫به هیچ وجه. ‫فوق‌العاده‌ست!

‫- چی؟

‫- آماده‌ای؟ ‫شوخی می‌کنی؟

‫من کل عمرم رو ‫برای این آماده کردم.

‫آره، باشه.

‫ممنون، رفیق.

‫اون گلن بود.

‫یوسف تربلک ‫یه عمل قلب سه‌گانه داشت.

‫- یوسف تربلک کیه؟

‫- این... این ویولونیست ‫مجارستانیه.

‫- اوه، خدایا، وحشتناکه. ‫- نه، نه، نه،

‫بهترین خبر ‫عمرمونه.

‫اون قرار بود تو ‫سمفونی هریسبورگ بنوازه،

‫ولی حالا معلومه که نمی‌تونه، ‫پس گلن من رو پیشنهاد داد،

‫برنده مدال نقره ‫مسابقه هایفتز،

‫به عنوان جایگزین لحظه آخری،

‫و اونا گفتن آره! ‫گفتن آره!

‫- اوه، خدای من، ‫اولین کنسرتته.

‫فیلادلفیا یا بوستون نیست، ولی--

‫- مهم نیست. ‫یه شروعه.

‫اوه، خدایا.

‫کاش می‌تونستی ‫اونجا با من باشی.

‫- منم کاش می‌تونستم.

‫ولی اگه اونجا باشم، ‫مدیر برنامه‌ات دیوونه می‌شه.

‫- آره، می‌دونم.

‫هی، من، اوم...

‫قرار بود این رو بهت بدم ‫وقتی تلفن زنگ خورد.

‫دو تا ازشون خریدم.

‫زیاد گرون نبودن، ‫ولی فروشنده تو مغازه

‫بهم قسم خورد که ‫اینا منحصر به فردن.

‫و...

‫فکر کردم این یه راهه ‫که بتونیم با هم باشیم،

‫حتی وقتی از هم دوریم.

‫- (گوینده تلویزیون) شهروند، ‫قهرمان جنگ، پلیس،

‫رئیس پلیس.

‫جیم استاکول: با دونستن اینکه اون شهرداره، ‫شبا می‌تونید آروم بخوابید.

‫پرداخت شده توسط کمیته ‫انتخاب جیم استاکول.

‫- خب؟

‫نظر شما چیه؟

‫- اگه بخوام شب بخوابم، ‫یه زاناکس می‌خورم.

‫یا می‌تونم تبلیغ شما رو ببینم.

‫- چیزی که شریکم می‌خواد بگه--

‫- چیزی که من می‌خوام بگم اینه که ‫خیلی کسل‌کننده‌ست.

‫- اون تبلیغ توسط یکی از بهترین ‫آژانس‌های ایالت ساخته شده.

‫- 96 درصد گروه آزمایشی ‫که بهش نشون دادیم

‫واکنش مثبت نشون دادن.

‫- اونا کی بودن، ‫بی‌خواب‌ها؟

‫- حامیان وفادارمون.

‫- خب، شما که رای اونا رو دارید.

‫رای‌دهنده‌هایی که هنوز تصمیم نگرفتن ‫چی؟

‫یا اونایی که به هیچ وجه ‫به یه کاندیدای قانون و نظم

‫رای نمی‌دن؟

‫اگه می‌خواید برنده بشید، ‫باید اونا رو به سمت خودتون بکشید.

‫و به هیچ وجه ‫نمی‌تونید با این کار

‫این کار رو بکنید.

‫- فکر کنم شما ‫یه برنامه بهتر دارید؟

‫- ورزش می‌کنید؟

‫- چهار بار در هفته، ‫مذهبی‌طور.

‫- ورزش خاصی؟ ‫- گلف، شنا، بسکتبال.

‫- سرگرمی‌ها؟

‫- ماکت هواپیما درست می‌کنم.

‫- جدی می‌گی؟

‫منم وقتی بچه بودم ‫این کارو می‌کردم.

‫تو هم؟ ‫- معلومه، کی نکرده؟

‫ولی این، اوم-- ‫- چه فایده‌ای داره؟

‫فایدش اینه که ‫من می‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم،

‫همه می‌تونن.

‫ولی کی می‌تونه با یه آدم خشک ‫تو یونیفرم ارتباط برقرار کنه؟

‫- برایان، آروم باش. ‫- اشکالی نداره.

‫من از حقیقت بدم نمیاد.

‫حتی اگه مثل یه سلاح تهاجمی ‫ازش استفاده کنی.

‫پس... ‫چی پیشنهاد می‌دی؟

‫- تصویرت رو عوض کن.

‫دیگه خودتو به عنوان قهرمان ‫نفروش

‫و شروع کن خودتو به عنوان یه آدم ‫بفروشی.

‫- همین؟ ‫- یه آدم معمولی،

‫با همون دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی ‫که همه دارن.

‫تنها تفاوت اینه که ‫تو در موقعیتی هستی

‫که واقعاً ‫بتونی کاری در موردش بکنی.

‫- ببین، می‌دونم که برای ایده‌های تازه ‫اومدم پیشت.

‫ولی این یه تغییر اساسیه

‫از کمپینی که ‫تا حالا داشتیم.

‫- خیلی اساسی.

‫- خب، تصمیم با شماست،

‫ولی با این اوضاع،

‫می‌گم چیزی برای از دست دادن ‫ندارید...

‫به جز انتخابات.

‫- ببین، این رنگ زردآلویی برای دیوارها

‫داره فریاد می‌زنه ‫برای یه فرش آلوئی،

‫که عملاً داد می‌زنه ‫برای یه کاناپه تمشکی

‫با کوسن‌های هلوئی.

‫- آره، می‌دونستم باید ‫کیک میوه‌ای می‌گرفتم.

‫آیا یه کم زیاده‌روی نیست؟

‫برای امت، ‫می‌گم یه کم ملایمه.

‫- ببخشید؟

‫- داری به یه محله متفاوت ‫اسباب‌کشی می‌کنی.

‫اینجا گتوی همجنس‌گراها نیست. ‫یه جامعه خوابگاهیه.

‫- فرقی داره؟ ‫- آره،

‫سنتی‌تره، ‫محافظه‌کارتره.

‫پس شاید بخوای ‫سبکت رو عوض کنی،

‫پوسترهای استریسند رو بندازی دور.

‫- "رویداد اصلی" ‫قرار بود تو ورودی باشه.

‫- لامپ‌های پسر برده؟

‫- قراره رو بار باشه، ‫درسته؟

‫- فقط باید به فکر ‫هماهنگی باشی،

‫به جای اینکه بخوای ‫متفاوت باشی.

‫- خونه ما رو در نظر بگیر.

‫- خونه شما؟ ‫باورم بشه

‫که دارم از لزبین‌ها ‫نکته دکوراسیون می‌گیرم؟

‫- ببین، این پروژه امته، ‫درسته؟

‫اون اختیار تام داره ‫تا هر کاری که می‌خواد

‫با خونه بکنه. ‫استریسند، آلو، کومکوات.

‫اگه این چیزیه که اون می‌خواد، ‫پس همونه که خواهد بود.

‫باشه؟ ‫- خوش بگذره.

‫- موفق باشی.

‫- راستی، ‫اینو از من نشنیدی،

‫و منم از دوست‌پسرم که پلیسه ‫نشنیدم،

‫ولی یه رئیس پلیس خاص

‫که می‌خواد شهردار بشه ‫داره سعی می‌کنه

‫یه کم توجه برای خودش جلب کنه ‫با دنبال کردن کسب‌وکارهایی

‫که به، بذار بگم-- ‫علایق شهوانی خدمت می‌کنن؟

‫- هوس‌بازها؟

‫- می‌خواستم بگم ‫وب‌گردها.

‫- خب، نگران من نباش، دب.

‫من یه عملیات تمیز دارم.

‫تدی بی‌عیب و نقصه.

‫حتی لباس زیرش رو ‫قبل از اینکه بندازه تو رخت‌شویی می‌شوره.

‫تو رخت‌شویی.

‫- عزیزم، ‫اگه بخوان،

‫همیشه می‌تونن ‫یه چیزی پیدا کنن.

‫- خب، مرسی ‫برای سرنخ، دب.

‫- خب، از من تشکر نکن...

‫از "بندیکت آرنولد" کینی ‫تشکر کن.

‫اونیه که برای دشمن کار می‌کنه.

‫- از دیدنت خوشحالم.

‫یه سوپ نخودفرنگی برای بردن می‌خوام.

‫- جاستین، یه سوپ نخودفرنگی.

‫و آزاد باش ‫که توش ادرار کنی.

‫- واقعاً باید یاد بگیری ‫احساسات شخصيت

‫رو از کسب‌وکار جدا کنی، دب.

‫- سه دلاره.

‫- این حلقه رو از کجا گرفتی؟

‫- از ایتن.

‫- چقدر رمانتیک.

‫- تو هیچی از رمانس نمی‌فهمی.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left