Tell No One

Tell No One (Come non detto)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Tell No One 2012 Farsi 1
A Commentary by Qasem_Samangani
ترجمه از : زینب اسماعیلی ~ آپلود : قاسم سمنگانی

Tags

other
Published on: 2024-08-06
Downloads: 83
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مامان ، بابا ، من همجنسگرام

چه کلمه وحشتناکی ؛ همجنسگرا

مامان

بابا

من متفاوت به دنیا اومدم

...خیلی احمقانه اس . نه دوباره

مامان

بابا

من همجنسگرام

چرا دارم میخندم ؟

نه

مامان ، بابا

من گِی ام

من گِی ام

من گِی ام

همجنسگرا ، باز ، آزاد

بهم آسیب زدی

متاسفم قصد نداشتم بیدارت کنم

یه خواب بد دیگه؟

همش بخاطر این قرص خواب آوریه که دیشب به من دادی

این هومیوپاتیه عملاً یه آب شیرینه

روی من هم همینطور کار میکنه

الان دیگه مردی نیست

کی ؟ - اه ، شما بچه ها لوسیون بزنین -

بیشتر از ما دختر میشین - چرا به من نگاه می کنی؟ -

اگر میتونی صبح ها لوسیون بزنین

وقتی که بیدار میشی

حرف از بیدار شدن شد

استی... نه... استفانی

استفانی

من نمیخوام مهمونیتو خراب کنم

ولی این آشغال هیچ واکنشی نسبت به تو نداره باشه ؟

نه - نه ، فقط یه فشار هیدرولیکیه -

فشار هیدرولیکی - آره . تو الان چی میخوای ؟ -

خیلی کنجکاوم که بدونم - استی ، نه -

اگه من رُک بودم

ازت میخواستم که این بوی بد دهنتو از بین ببری ، فهمیدی

آره درسته . من همجنسگرام

...چند نفر از شما توی این لحظه فکر می کنین که

"این مردی است که نان دارد اما دندان ندارد"؟

آیا تا به حال روزی داشتین که بتونه زندگی شما رو تغییر بده ؟

خب حالا من مال خودم رو بهتون میگم

بده که امروز میری

یه ذره ام منو دوست نداری ؟

منم حس بدی راجبش دارم

این یک پرواز 2 ساعته تا مادریده

فراموش نکن چراغ شانسم رو به تو می سپارم

به هر حال از ادوارد متنفرم چرا نتونست بیاد اینجا؟

به دلایل زیادی

برای مثال، من به تجربیات خارجی نیاز دارم

دور از پدر و مادرت

یه دلیل دیگه اش

ببین من یه نظر دارم

امشب توی شام خدافظی تو میزنی بیرون این مشکل رو حل میکنه

و بعدش تو دوست دخترت رو خوشحال میکنی ، ها ؟

بد نیس

ولی اگه امشب ساکت بودم چی ؟

خیلی دور برم و به کار خودم فکر کنم ؟

همون نتیجه رو میده درسته ؟

به هرحال ، تو برای شام میای

نه، ولی ممنون از دعوتت

امیدوارم حداقل تعداد افراد اونجا حضور داشته باشن

این یه شام خانوادگیه

وقتشه ! لعنتی

کمتر از 3 دقیقه زودباش دیگه میدونی چقدر وقت شناسه که

اونارو بزار اینجا نمیتونی الان از پسش بربیای ، حرکت کن

داری مسواک میزنی ؟ - میدونم -

حرکت کن ، سریعتر

سلام عشقم تو کی هستی ؟

خیلی خوب ، و شما ؟

بهتر ازین نمیشه به زودی مبینمت

دیگه نمیتونم صبر کنم

پس تو اون گردنبند رو میندازی ؟

اوه بله ، هیچوقت درش نمیارم

امشب بعد از شام ماشین رو بار میزنم و به محلت می رسم

دیروز رفتی گی پراید درسته؟

البته ، بابامم رفت

پدرت ؟

نمیتونه باشه ! کی فکرشو میکرد ؟

تو منو میشناسی وقتی ذهنمو درگیر چیزی می کنم

من بهت افتخار میکنم

صبرکن

تو به پدرت از رابطه ما فقط برای خوشحال کردن من نگفتی، درسته؟

خب اگه این کار رو هم کردم دلیل بهتری به ذهنم نمیرسید

الان باید برم ولی اول دو تا چیز باید بگم

حرف اول اینکه ، دلم برات تنگ میشه

منم همینطور ادو

و حرف دوم اینکه - اره ؟ -

آره

برای شام امشب باید یه صندلی اضافه کنی

من برای دیدن خانوادت به رم میام

من ساعت ۵ توی فرودگاه چامپینو فرود میام

آروم باش

عشقم ببخشید همین الان صدات قطع شد چی داشتی میگفتی ؟

هیچی ، از پدرت میخوام یه لطفی کنه

می‌خواهم از اولین تجربه همجنس‌بازیش برام بگه

باشه. تو فرودگاه میبینمت - اونجا میبینمت. خداحافظ عشقم -

خدافظ عشقم

دعوتت هنور سرجاشه ؟

نه میدونی چیه ؟

تو کسی هستی که نمیتونی تحمل کنی تا بره رو بکشن و قربانی کنن

با اون مثل مانای بهشتی رفتار می کنی جوری که انگار یه آزمایش سخته

بعدش منو هم به عنوان یه احمق بی احساس میبینی

من هیچوقت از کلمه ی احمق استفاده نکردم

ولی تو این نظر رو داری

مشکل اینجاست که تو نمیتونی مردم رو دستکاری کنی که مثل تو رفتار کنن

مردمو دستکاری کنم ؟ من هرگز همچین کاری نکردم

منظورت از دستکاری کردن چیه ؟

سلام پسرم ، برو با مادربزرگت خدافظی کن

میتونین قبل از شام طلاق بگیرین تا با این صحنه های مزخرف پایان بدین ؟

چیزی برای صبحانه نیاز داری ؟ - نه ممنون -

مامان بزرگ بیداره ؟ - اره ، اون امروز صبح خیلی ساکته -

اون دوباره به پورتو پرنس رفته ؟

بازم همون داستان

مامانمو شست و شوی مغزی دادی ؟

مشکل تو برای اینکه دنبال کار بگرده چیه ؟

اون 83 سالشه ! کی بهش کار میده اخه ؟

میدونم ولی چیکار میتونی بکنی ؟

پسرت 20 سالشه و توی اسپانیا کار پیدا کرده

مامان بزرگ - ماتیا عزیزم -

چیزی پیدا کردی ؟

نه میگن که خیلی از جوون ها بیکارن

برای ما خسته کننده اس

نه صبر کن اول ضدعفونی کن

بفرما

میدونی الان چیکار میکنی؟ تو حداقل 3 میلیون باکتری رو از بین میبری

قتل عام، مادربزرگ - قتل عام -

میدونی یه چیزی پیدا کردم - چی ؟ -

یک پیشخدمت در بار .سرو پیتزا به صورت تکه ای چی فکر میکنی ؟

میدونی که نیاز نیست کار کنی درسته ؟

میدونم ولی احساس می کنم دوست دارم این رو یبار بشنوم که میگن ، این شغل توعه

شما دوتا هنوز کارتون تموم نشد ؟ بیاین بیرون

الان دیگه میایم

وایسا

بابا

میبینی پسر ، یه زن

کولوچه میپزه

و بهش مشت میزنه

عشق و ترس

اینطوری با زنها رفتار میکنی به پدرت اعتماد کن

من‌هرگز راجبش اشتباه نکردم

من به مامانت نیاز دارم ولی هیچوقت بهش نگفتم

قول بده ! قول بده

عالیه

اون برنامه های بزرگی برای من داشت براش متاسفم

آره

متاسفم

واقعا قصد نداشتم اینطوری رفتار کنم

خصوصا امروز متی

راحت باش مامان داریم بهش عادت میکنیم

آرورا برای شام به دست نیاز داری ؟

حرف از شام شد ، نمیدونم اگه

...نمیدونم اگه

همه مون میدونیم که تو آشپزی میکنی

لطفا شروعش نکن من از قبل عصبی هستم

ببخشید خانم ایولاندا اشکالی نداره

سامانتا! کوچولوی با ارزش مادربزرگ

اوه خدای من چه بلایی سرت اومده ؟

این هیولای کوچیک صبحانه اشو روی من استفراغ کرد

اوه نه نه ، هیولا ! من چی بهت گفتم ؟

آرایشگاه رفته بودی ؟

متوجه شدی ؟ - البته -

اگه این یکی رو میخوای میتونم بهش بدم یکی دیگه ازش تو خونه دارم

و یه پسر دیگه تو راهه - دختر ،مامان -

این قراره دختر باشه برناردو گفت که میتونه حسش کنه

ببخشید ماشینی که ردیف دوم پارک کرده مال شماست درسته؟

لطفا این دفعه دیگه نه میدونی که مال منه

متاسفم ولی این دفعه باید جریمه ات کنم

گرفتم .‌چیجوری میخوای بشوری ؟

زن نداری ؟ نه لطفا جواب نده

این لباس دوم منه

میتونم توصیه کنم که امروز اونارو بشوری و به دفتر من بیاریش؟

چیز دیگه ای هست ؟ - نه -

این بیشتر شبیهشه ، ببین امشب توی دفترته

نیمی از ایتالیایی ها از مالیات فرار می کنن این بده . ما توی چه کشوری زندگی می کنیم؟

خوبه که آدمایی مثل تو الگوی آدما باشن

متاسفم ، تلفنه

سلام

سلام ، من چیزیو قطع کردم ؟ - نه فکر نکنم -

من فقط با بازوی خشن قانون صحبت می کردم

متاسفم راجبش - مسئله چیه ؟ -

ادوارد امشب میاد رم - چرا دعوتش کردی؟ -

من‌اینکارو نکردم اون خودش این تصمیم یهویی رو گرفت

تو اسپانیایی ها و نمایش هاشونو میشناسی - سخت نگیر -

بزار اینو بفهمیم من سرم خیلی شلوغه

بعدا میبینمت - خیلی ممنونم ازت ، تو یه دوست واقعی هستی -

اوه عزیزم - چیکار‌میکنین ؟ -

هیچی - بریم بگیریمشون -

اون خوابیده - یه چیزی به من بده بپوشم -

من نمیتونم اینجوری کار کنم - ازین طرف -

خوبی ؟

اینم ازین

گرونه ! این پارچه چیه ؟ - ترمه -

مامان شوخی میکنی ؟

اگه اکریلیک نبود، سامانتا تاول داشت

ماتیا مراقب باش

اگه باردار نبودم مثل بچگی هات بهت لگد میزنم

مامان - بسه امروز خیلی دعوا شد -

بابا اینجا بود

اره بود

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left