Fate/stay night: Heaven's Feel I. Presage Flower

Fate/stay night: Heaven's Feel I. Presage Flower

劇場版「Fate/stay night [Heaven’s Feel]」Ⅰ.presage flower

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower زیرنویس
زیرنویس فیلم Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower
زیرنویس Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower
Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower
Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower 2017
زیرنویس Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower 2017
زیرنویس فیلم اول Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower
فیلم اول Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower
Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I Presage Flower 2017
A Commentary by Only_overlord_anime
زیرنویس فیلم اول Fate/stay night Movie: Heaven’s Feel – I. Presage Flower_____ ___ ____________ ___منبع Forums.AnimWorld.net__ امتیاز یادت نره

Tags

other
Published on: 2018-05-18
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بزودی از دنیای انیمه سورا

AnimWorld &

a ReMadza translation

یک سال و نیم پیش تابستان

یک سال و نیم پیش تابستان

!نگرانی رو بیخیال خوب که شدی برگردسراغ کلوب

تایگا راستی هر روزم میام سر وقتت ها

یک سال و سه ماه پیش پاییز

یک سال و سه ماه پیش پاییز

یک سال و دو ماه پیش زمستان

ده ماه پیش بهار

سه ماه پیش پاییز

یک روز پیش

اتفاقی مشکوک برای یک ماشین

نشت گاز در کوی جدید حادثه آفرید

امروز

قتل در کوی میاما

اتاق شورای دانش‌آموزی

نشت دوباره گاز باز هم در کوی جدید حادثه آفرید

ریودو ایسه‌ی ساما

سوزوکی تارو ساما

تاکادا نائوکی ساما

پیش‌نمایش

2018 سال در پرده‌ی سینماها

2018 سال در پرده‌ی سینماها

.کارش درسته امیا شیرو

!آره دیگه

،با میتسوزوری آیاکو و ماتو شینجی

!تورنومنت تازه‌کاران امسال مال خودمونه

!اوهوم اوهوم

...ولی فوجیمورا سنسی

...بین سال اولی‌ها.. امیا بگی نگی

.روشش یکم فرق می‌کنه

!نمی‌دونم چطور بگم

قبل مسابقات جایی که کار می‌کردی نا به کار شدی؟

!بابا ایول داری

چه مرگته هر دم با دسته‌گُلت بقیه رو هم به آب میدی؟

!شرمنده

...ولی، تا وقتی که تو میتسوزوری تو تیم باشین

...بدون من هم

!شرمنده

!من برگشتم

.آغاز همگام سازی

.شناسایی ساختار بنیادین

.شناسایی اجزای ماده

.تغییر ساختار بنیادین

.تقویت اجزای ماده

بارونه؟

...تو خواهر شینجی

!بله

.ماتو ساکورا هستم

!شیرو! اومدم سرک بکشم به احوالت

چطوره... وضعیت شونه ـت؟

!نه! از اون خبرا نیست .بابا بهت میگم از اون خبرا نیست

...خو می‌گم که

!تا الانشم خودم تنهایی سر کردم

.تازشم، نمی‌تونم بذارم خواهر یکی از رفقا بیاد کمکم کنه

،بعنوان محافظ شیرو !نمی‌تونم این اجازه رو صادر کنم

،خودم تو همه مشقا کمکش می‌کنم .پس نمی‌خواد تو فکرش باشی

!اوه دیدی چی شد، با هم رسیدیم

...در ادامه، بحث امروزمون

.ظرفا توی قفسه‌ی بالاست

...تو قفسه پایینم، ظرف برنج و کارد و بقیه هم

...آ.. آهـ

اول، از وسطای پشت شونه تا می‌کنی

.بعدشم آستینا رو از روی خط اتو تا می‌کنی

،همین کارو واسه اون آستین هم انجام بده .ولی حواست باشه شکلش خراب نشه

.خـ.. خب، همینطوری هم خوبه

.یه بار دیگه انجام می‌دم

.اوهوم. پس از اول

.خیله خب، با اجازه

!فردا می‌بینمت.. ساکّورا چان

...آره! یادم اومد

...یه سال و نیم پیش.. اون روز

!من به یه دختره‌ی کله شق که یهو از آسمون افتاده بود باختم

...بعد از اون فصل‌ها اومدن و رفتن

،بعد اینکه شونه ـم هم خوب شد .اون وضعیت عوض نشد

...دیگه یادم نمیاد که ساکورا خودش خواسته بود

...یا من ازش خواسته بودم

!احتمالا اهمیتی واسم نداشته

،اگه چیزی باشه که عجیب باشه

.این بود که دیگه کلوب رو ول کردم

،خب، می‌خواستم ساعت کارم رو سر کار زیاد کنم

.تازشم خودم می‌تونستم بدنم رو رو فرم نگه دارم

...چطور بگم .از این کارم پشیمون نشدم

...یه چیز دیگه.. که شایدم کوچیک باشه

!من برگشتم

!اوه، خوش اومدی، سنپای

.دیگه از کلید خودم واسه باز کردن در استفاده نمی‌کردم

!یو هوووو

!مری کریسمس

...قبلنم گفتم

...شیرو سال خدا عین طوطی هرچی کیریتسوگو سان میگفت تکرار می‌کرد

."مثلا "می‌خوام یه عدالت پیشه بشم

چته هی چرند می‌بافی؟

!مست زوال در رفته

کیریتسوگو سان؟

بابای سنپای بود دیگه؟

!اوهوم

!واسه شیرو،‌ کیریتسوگو سان یه قهرمان بود

!واسه همینم عین طوطی دنبالش افتاده بود

!ساکورا چان تو هم داری... همچین آدمی

قهرمان من؟

!سنپای

!یو.. امیا

!اوه! ایسه‌ی

!اوه! امیا رو

!یالا کمک کن نیروی جدید جذب کنیم

...هه؟ اون دختره

...اوه... خواهر شینجی

خدایی؟

میگم تو.. به تیراندازی علاقه نداری؟

!داداشت که هست... پس خودتم باسّی خوشت بیاد

اوه.. اسمت؟

.ساکورا هستم

!ساکورا‍‍!! چه اسمی هوم هوم! پس میای تو کلوب تیراندازی

یا نکنه از قبل تصمیم گرفته بودی بری یه کلوب دیگه؟

!نـ.. نه

!پس دِ بیا

!واقعا که.. بلای آسمانی که می‌گن اینه

!خیلی هم عالی! پس تصمیم نهایی شد

چیزی شده، امیا؟

!نه

!هوی! شیرووو

!خیلی ممنون،‌ سنسی

!فوجی‌نه خودتم که معلمی

!اوپس

سنپای؟

...اوه! نه

!خب.. همه لبخند بزنید

!ترِیس اُن

!بازم زدم شَتَک ـش کردم

!ساکورا

شام امشب چیه؟

،امروز بادمجونا خیلی خوب بودن .واسه همین زد به سرم آرابیاتا درست کنم

.واااااای! دهنم آب افتاد

!اوه.. بازم این

!یه خاطره‌ی قدیمی که شعله‌های آتش داخلش چنگ میندازن

!نباید بذارم انقد توش غرق بشم... آره ارواح عمم

هر وقتم که خوابشو می‌بینم

!همیشه به یه جا ختم میشه

،دیگه وقتی به اونجاش می‌رسم .می‌فهمم که وقتشه که بیدار بشم

سنپای؟

!صبح بخیر

!صبح بخیر.. ساکورا

...ولی ساکورا

!خداییش دیگه نیازی نیست هر روز بیای خونه ـمون

!هرچی نباشه ساکورا هم زندگی خودشُ داره

!نگران نباش

.کل زندگی من تیراندازی و غذا درست کردنه

!تازه هدفم هم اینه که یه آشپز از تو قهارتر بشم

.و خیلی زود هم بهش می‌رسم

واقعا؟

نکنه داری به اسرار آشپزی من دستبرد می‌زنی؟

!دقیقا

!خودتو واسه اون روز آماده کن

...تازشم، من

وقتی جایی غیر از خونه شما باشم .غذا اصلا بهم نمی‌چسبه

!یالا

!اگه عجله نکنی به تمرین صبح نمی‌رسی‌ها

امیا تو با خواهر ماتو قرار می‌ذاری؟

...اوه، خب

.عین کفترای عاشق هر روز با هم میاین مدرسه

!خواهر دوستمه این چرت و پرتا چیه میگی؟

!واسا ببینم.. خو اگه ما رو می‌بینی یه ندایی چیزی بده

!من تعلیمات راهب شدن در پیش گرفتم

!پس جایی واسه این نگرانی‌ها ندارم

!ای کوفت

!بفرما! این یکی هم آماده شد

!صبح بخیر شینجی

!یوو امیا

بازم کله‌ی سحری اومدی کمک؟

!بابا دمت جیز رفیق

.از علافی که بهتره

.شینجی تو هم اگه یه جا گیر کردی اصلا تعارف نکن

یادمه گفته بودی از تعمیر کردن کمان‌ها .و راست و ریس کردنشون فراری ای

،میگم امیا

دیگه کلوب تیراندازی دخلی به تو نداره.. یا نه؟

.بهتره خودتو نُخُد آشی که مامانت نپخته نکنی

!خب.. اول با تلفظ شروع می‌کنیم

،یادتون باشه که اگه حتی یه شکل نوشته بشن .به این معنی نیست که حتما به یه شکل تلفظ می‌شن

.اینجا اشتباه خورش ملسه، پس حواستون باشه

امیا، ناهار؟

.شرمنده، امروز از بوفه یه چیزی می‌گیرم

...اوه، ساکورا

...ساکورا

!سنپای

...اوه، الان

-آره، از بچه‌های سال دومی، توساکا

توساکا بود، نه؟

.توساکا رین

سنپای، میشناسیش؟

!اوه.. آخه از اون شاخاست

...اسمشم سر زبونه

!آره دیگه

.توساکا سنپای.. هم خوشگله هم خوش تیپ

ساکورا؟

،سنپای

دلت نمی‌خواد بازم برگردی به کلوب تیراندازی؟

...خب

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left