The first 200 lines.
منتظر نظرات خوبتون هستیم
مترجم مرتضی M.R.T
قسمت 12
خونت اینجاست دونگ هی؟
باشه
نمی دونستم همچین جاییم تو سئول هست
وحشتناکه
می جو
خب پس من میرم
ممنون
می بینمت دونگ هی
چرا با اضطراب نگاه میکنی؟
خوبم
یکم عجیب شدی امروز
به هر حال باورم نمی شه دونگ هی همچین جایی زندگی میکنه
اگه بکشنم هم اونجا زندگی نمیکنم
دیدن همچین جایی خیلی برام تکان دهندست
چرا اونا نوسازی نمیکنن؟
اونارو باید مجبور به نوسازی کنن
درسته؟
وحشتناک بود
فکر کردم محل آموزش تیر اندازیه
اجازه بده فیلم برداری سریالمون رو اونجا انجام بدیم
فکر کنم یه جای خوب پیدا کردم امروز
بس کن
چرا؟
چت شده؟
همین الن بحث رو تموم کن
چی شده؟ چی باعث شده از کوره دربری؟
این دیدگاه تو باعث شده
کجای نظر من اشتباهه؟
چطور میتونی جلوی اون بگی؟
فقط گفتم ساختمونی که توش زندگی میکنه وحشتناکه
به اون نگفتم که
شاید ندونی ولی نه فقط در سئول
بلکه تو تمام کره خیلیا هنوز تو همچین خونه هایی زندگی میکنن
اوه دونگ هی
سئو چول مین
چرا یه دفعه ای عصبانی شدی؟
کار اشتباهی انجام دادم؟
همه مادر شرایط مختلف زندگی میکنیم
چرا هیچوقت به احساسات بقیه اهمیت نمیدی؟
مسخرست سونگ جون
پس میخوای من به احساسات اون اهمیت بدم؟
طرف اونو می گیری ومقابل من وایمیستی؟
تو میگی مواظب احساسات اون باشم؟
من نمیدونم که گفتن اینکه تو ساختمون قدیمی زندگی میکنه توهینه؟
پس چیزی رو که احساس کردم گفتم
اشتباه کردم؟
اینکه درست گفتی یا غلط مهم نیست حالا
باید قبل از اینکه صحبت کنی در مورد احساس بقیه فکر کنی
اون تنها خونشه
میدونی چقدر وحشتناکه که گفتی باید
با بولدوزر خرابش کنن
پس چی؟
میگی من باید از دونگ هی معذرت خواهی کنم
برای اینکه خونش رو مسخره کردم
می جو
خب من متاسفم خیلی متاسفم
میدونم بدت میاد من بی ادبی کنم
ولی من به خاطر پدرم حساس شدم
سونگ جون
دونگ هی لطفا جواب بده
مدیر هان
دونگ هی دونگ هی
مدیر هان
دونگ هی
دونگ هی
برو به بانگ بائه دونگ
شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نیست
مدیر هان
10 تماس بی پاسخ
شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نیست
هزینه 9.70 دلار
ببخشید من همین جا پیاده میشم
صبر کن میتونین وایستین؟
مدیر هان
11 تماس بی پاسخ
چرا تماس هام رو ندید می گیری؟
چرا به تماس هام جواب نمی دی؟
باید تلفن هاتو جواب بدم؟
من نگرانت بودم تو باعث نگرانی من شدی
چرا به حرفام گوش نمیدی ؟ چرا بهت زنگ میزنم جواب نمی دی؟
بامزه است
نیست؟
چرا نگران منی؟
فقط باید می گفتی که تو محله ما زندگی میکنی؟
تو محله ما فقط خونه ما نیست
ولی نباید با هم دیگه بریم
نمی تونیم بگیم که تو یه خونه زندگی کنیم
میدونم
که سر کار تورو تو موقعیت بدی گذاشتم
چطور من باید؟
چیکار میکنی؟
باید دیوونه شده باشی
فکر میکنی فقط خودت زیاد نوشیدی؟
منم زیاد نوشیدم
فکر می کنی فقط خودت زیاد نوشیدی؟ منم نوشیدم
ولی بازم
ولی این چه کاری بود که کردم؟
دونگ هی دونگ هی
ولم کنین ولم کنین
ولم کنین
نمی تونین همچین کاری باهام کنین
اینکارو با ما نکنین
من همه چیم رو گذاشتم رو این مغازه
تو این 30 سال شب و روز تو این فروشگاه کار کردم
همه جوونیم رو گذاشتم رو اینکار
تو این مغازه رو فروختی درسته؟
صاحب خونه کجاست؟
میخوام صاحب خونه رو ببینم
ولم کن
وقتی بهت گفتم باید بهش فکر می کردی
اینش اشتباهه که نباید اینکارو باهام می کردی
من تو کل زندگیم آدم خوبی بودم
اوه عزیزم چه اتفاقی واسه محلمون افتاده؟
وضعیت بدیه
من شنیدم که یه بساز بفروش داره همه اینجارو میخره
داره چی میشه؟
هی تو همه چیزو میدونی نفر بعدی کیه؟
تو باید این چیزا رو به همسایه ها بگی
همونجا وایستا
عموی تو ساختمون من رو خریده درسته؟
الان کجای؟ بهم بگو الان کجاست
داری چیکار میکنی؟ آروم باش
باید ببینمش نمی تونم همینجوری از اینجا برم
من الا کنارش نیستم
چند وقتی میشه ندیدمش
خدای من
یعنی عموی تو مالک این ساختمونه؟
نشنیدی چی گفت؟
خانم نباید همچین کاری کنید
بهش بگو بیاد اینجا
بهش بگو همین الان بیاد اینجا
آقای لی حالتون خوبه؟
دیوونه شدی ؟ بیا اینجا
گفتم بس کن ولم کن ولم کن
میخوای ببینی دارم اینجا میمیرم؟
همین حالا برو پیداش کن
به عموت بگو بیاد اینجا
این خیلی ظالمانست
نمی تونم اینجوری زندگی کنم
ما هیچوقت چیزی ندزدیدیم ما اینکارو نکردیم
چطور میتونی بهم دروغ بگی؟
پس اون اسنکی که برادرت نگه داشته چیه هان؟
اینقدر گریه نکن
داداشم رو نزن
داداشم اونو ندزدیده
یه رهگذر اونو داد بهش
کدوم آدمی به بچه هایی مثل شما اسنک میده؟
نمیتونم بزارم بری توام مثل پدرتی
الان یه درس درست و حسابی بهت میدم
بیا اینجا
برو همین حالا پیداش کن
عموت رو بیار اینجا
این مزخرفه اینجوری من میمیرم
اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردی نمی تونم پیدات کنم؟
من و دیدی؟
همین الان دارم بهت نگاه میکنم
به گمونم یکم شرم سرت میشه
خودت رو می کشی کنار
وقایم میشی تا من نبینمت
ببخشید من دیروز خیلی نوشیدم
من عادت آدمای مثل تورو میدونم
پس اصلا غافلگیر نشدم
ببخشید
نمیدونم دیروز چم شده بود
من یه دختر ساده و سر به
بودم و از این کارا نمی کردم
چی گفتی؟
اما
به نظر غیر معمول میاد
من توی کل زندگیم سعی کردم
ولی همیشه اینجوری تموم میشه
من توی عشق بدم
شروع عاشقونه دارم
ولی بعدش یا خنده دار میشه یا ترسناک
دارم در مورد
اون شب صحبت میکنم
اون شب چه اتفاقی افتاد؟
احیانا شانسکی کاری
باهام نکردی؟
چی؟
ببخشید دوباره اینجوری شدم
هیچوقت نمی تونم چیزی که تو ذهنمه رو درست بگم
ولی هرچی تو دهنم میاد میگم
خون ریزی داری
تو باید تو یه دفتر کار کنی
صدمه دیدی چون تو بیرون کار میکنی
خودم میتونم انجامش بدم صبر کن
تو الان حالیت نیست که ولی خیلی ترسناکه
پس چرا تو
با بی احتیاطی پولاتو سرمایه گذاری کردی؟
نمی تونم باور کنم همچین شرکت بزرگی رو از دست دادی
ببین آخر و عاقبتت چی شد؟
درسته ببخشید بهت قول داده بودم در مورد شرکتت حرفی نزنم
ببخشید
خدای من حتما خیلی درد داره
چیزی خوردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.