The first 200 lines.
جولای
.فکر میکردم اون نیمهی گمشدمه
هیچکس
.بهتر از تو نیست
اوه، هنوز اینجایی؟
اونی چان؟
،تو مدرسه "سنسی" هستم
.هانا چان
.سنسی، منم "هانا چان" نیستم
.اوه، آره
.یاسورائوکا سان
.ولی حس خوبی نمیده
.من از بچگیت میشناسمت، هانا چان
.کانای سنسی
!مـ-میناگاوا سنسی
.اوه
،سلام
.یاسورائوکا سان
.سلام
کـ-کاری داشتین؟
.اوه بله. این رو در دفتر معلمین جا گذاشته بودین
.پروندتونه
.اوه، خیلی ازتون ممنونم
.ندیدمت
.پوزش میطلبم
.دیدم زیر همه چیز خط کشیدین
.بله، باعث خجالته
چی شده؟
.فکر کردم گریهت گرفته
.اسکل خان
.عشق بیهوده
.عشق دردناک
.عشق یه طرفه
همهی اینها واقعاً زیبا هستند؟
.فکر نمیکنم
.ما با هم قرار عاشقونه میذاریم
...ولی
.اونی چان
.آکانه سان
هر کدوم از ما جایگزین
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
.یکی دیگه هستیم
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
قسمت اول: یه آرزو کن
:ترجمه و زیرنویس
AnimWorld Presnets
hossein 2 & devilhunter
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
دلم میخواد ارزشمندترین چیز رو داشته باشم
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
ولی کوچکترین کاری ازم برنمیاد
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
"اگه سرنوشت حقیقت داره، پس تو نیمهی گمشدهی من هستی"
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حرفهایی هست که نمیتونم بزنم، چون میترسم همین چیزی هم که بینمونه نابود بشه
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
حتی وقتی کنارمی، انگار که خیلی ازم دوری
این احساس همیشه میاد و میره
این احساس همیشه میاد و میره
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
"تسلیم شو"، "تسلیم نشو"
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
گلبرگهایی که جدا میکنم تمومی ندارند
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
صندوقچهی رازم هنوز که هنوزه قفله
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
احساسات درخشان را در آغوش میگیرم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
و تکههای کمرنگ احساس رو در آه خود پنهان میکنم
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
اگه با هم چشم تو چشم شدیم، نگاهت رو ندزد
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نگاهی به این دروغ محبوس بنداز
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
نمیدونم دیگه چقدر میتونم تحمل کنم
پس خواهش میکنم چیزی نگو
پس خواهش میکنم چیزی نگو
درد داره
درد داره
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
اینقدر دوستت دارم که ترسناکه
آوریل
.اولین روزم در سال اول دبیرستان بود
.بچهها لطفاً سر جاتون بنشینید
.میدونستم اونی چان قراره اینجا کار کنه
.ولی تصورش رو هم نمیکردم که معلم کلاسم باشه
.خیلی خوشحال بودم
.حالا میتونم هر روز تو مدرسه ببینمش
!اونی ـــ ، سنسی
.باهاشون هنوز کنار نیومدم
.کانای سنسی، یکی از شاگردهاتون اومده
.اوه، کپیها رو برام آوردی
.ممنونم
.خیلی وقته که نگاهش میکنم
برای همین قبل از خودش فهمیدم که
.نگاهش نسبت به قبل تغییر کرده
!من خیلی احمقم
.گاردم رو پایین آوردم
...باورم نمیشه اون زنیکهی عروسک بیشرف رفته تو مخش
.ولی خودمونیم، هانا چان واسه خودش خانومی شده
جدی میگی؟
.چون شما اینجایی مؤدب شده، نارومی کون
.مامان
.خب حالا
.خوشمزهس
.معلومه خو
.دستپخت مادرت عالیه
!اوه، نوش جان
.ولی هانابی هم کمکم کرد
.از اون واقعاً بعیده
!مامان
.ولی جدی خوشمزهس
.خیلی عصبانیام
.ببخشید زحمت دادم
چرا از چنین چیز بیمعنیای احساس رضایت میکنم؟
!این یه مناسبت ویژه داشت
.اگرچه هیچ فایدهای نداره
.هرچی نباشه بالاخره همسایهایم
.هیچی غذای خونگی نمیشه
.تو خونه فقط من و پدرم هستیم
.هیچکدوممون اهل آشپزی نیستیم
.بالاخره لازمم میشه
".بالاخره یه خانوم خونه لازمم میشه
.اونی چان همیشه این رو میگفت
.از زمان راهنمایی همیشه میگفت، ولی الان مدتیه نمیگه
...یعنی
No comments yet. Be the first to leave one.