The first 200 lines.
!"کاروِر"
بيا بيرون
!کارور
بلند شو
!حالا! بزنش
اسمت رو ميدوني؟
"رونان کارور"
ميدوني کجايي، رونان؟
اکرون، اوهايو. ايالات متحده. زمين
.اثري از ضربهي مغزي نيست فکر کنم زنده ميمونه
ممنونم، دکتر
بذار يه سؤال ازت بپرسم
تو يه مُشتزني؟
خوبه همين الان ديدي من مسابقه دادم
من ديدم که تو باختي
،بيشتر مُشتزنها ميرن اونجا ميرن که برنده بشن
ولي يه فرد خاص هست که وارد رينگ ميشه
و اهميتي به بردن نميده
،اين فرد خاص
فقط ميخواد خودش رو ،بزنه به دل دنيا
فقط ميخواد ببينه ازش چي ميمونه
تو چيکار ميکني که توي اينهمه مسابقات کوچيک زيرزميني شرکت ميکني؟
ميخواي زنده بموني
تو متعلق به يه جاي ديگه نيستي؟
رونان. باباتم
بايد سريعاً بياي خونه
بايد دقيقاً ساعت 6:19
روز يکشنبه بري به اين ساختمون
پلاک 156 پراسپکت
همين الان بيا خونه
سلام بابا، منم
ميدوني، واسه يه آدمي که ،دو ساله زنگ نزده
حتماً يه سري آداب و رسوم خودت رو داري
ببين، همونطور که خواستي من اومدم
دارم ميام خونه
!بابا
!بابا
"خدايا، "بي
ببخشيد. ببخشيد
نميدونستم اينجايي
چه صورت قشنگي
اوه، دعوا کردم
....خب، اون يه ...يعني دعوا نميکردم
يه مسابقه داشتم
من الان يه مُشتزن حرفهاي هستم
هنوز اينجا زندگي ميکنه؟
دو ماه پيش رفت يه جاي ديگه
خوبه
رونان، واسه چي اومدي اينجا؟
من فقط اومدم بابا رو ببينم، خب؟ ...من اصلاً نميخوام
خب، خونهست؟ - نه -
نه. تو نديديش؟
،نه، اين اواخر نه ،ولي ميدوني
،حتي وقتي بابا اينجاست واقعاً اينجا نيست
از وقتي که مامان مُرد
...ببين
بابا براي من يه پيغام گذاشته
...من فقط - واسه منم گذاشته -
وايسا ببينم، واقعاً؟ - چـ... مال تو پيغامت چي بود؟ -
عجيب بود - آره، خب؟ -
يه جورايي من رو ترسوند
.مال من راجع به يه ساختمون بود "برو به اون ساختمون"
مال منم همين بود
ميدوني يعني چي؟
نه نميدونم
کل خونه رو گشتي؟
اونجاست؟
نه
صندوق عقب رو چک کن
واسه چي؟
شايد اونو، ميدوني، کرده باشنش اون تو؟
آخه چرا بايد بذارنش اون تو؟
من فقط دارم همهي جوانب رو بررسي ميکنم
!هارولد
!گفتم برميگردم
!بايد پاهامو تميز کني
!داد نزن انقدر !عين اين ديوونهها شدي
!من ديوونه نيستم - ...چرا عين ديووونهها شدي -
.ببين چي پوشيدي يه لباس بدن نماست
!برو
!برگرد تو خونه، مامان
!"سلام! سلام، "بيتريکس
!سلام - اون هنوزم اينجا زندگي ميکنه؟ -
باهاش خوب رفتار کن - ...اون واقعاً ديگه -
"سلام، "هري - سلام -
رونان - هارولد -
،در واقع الان ديگه شدم هري
از وقتي که از دانشکده حقوق فارغالتحصيل شدم
چي... الان يه وکيل هستي؟
خب، در واقع وکيل تسخيري
،ميدوني دارم با قدرت ميجنگم
يه جورايي از آدماي خوب مراقبت ميکنم
تو چي؟ خبر جديدي نداري؟ - توي دانشگاه "پرينستون" قبول شدم -
چي؟ - ...اوه، بي، اين -
اين عاليه
آره، ديشب نامهي قبولي به دستم رسيد
،و ميدونم که سه سال عقبم
و يه سال اوليام که فقط ميتونه آبجو سفارش بده
ولي واسه شروع کردن هيچوقت دير نيست، درسته؟
.واي. تبريک ميگم عاليه... پرينستون
...خب، من فقط يه ذره سورپرايز شدم
هيچي دربارهي اين نخونده بودم
هيچ خبري يا چيزي ازش تو فيسبوک نذاشته بودي
تو چي؟ تو استاتوسهاي من رو چک ميکني؟
ما اصلاً تو فيسبوک باهم دوست نيستيم، رونان
من فيسبوک ندارم
.هي، هري تو باباي منو نديدي؟
اين طرفا نديديش؟
چرا، ديدمش
،ميدوني ،در واقع رو در رو نشديم
ولي اون واقعاً آدم خوش برخوردي نيست
چرا؟
اون گُم شده - واقعاً؟ -
چيه؟ - ...هيچي، من فقط... من -
من ديشب ديدم چند نفر جلوي در خونهش بودن
.فکر کنم صداي داد و فرياد شنيدم درست نميشنيدم
...چون مامانم خيلي داد ميزنه - چي...؟ کي بودن؟ -
...نميدونم. بچهها - باباي من رو صدا ميکردن؟ -
.آره، اونو صدا ميکردن چرا توي پارکينگ هستين؟
ميخواستيم مطمئن شيم بابام اينجا هست يا نه
صندوق عقب رو چک کردين؟ - منم همينو گفتم -
اوه، خداي من، تو صندوق عقب هيچي نيست
شبيه کيف سفر بابامه - آره -
شبيه چيِ اونه؟ - کيف سفر -
مثلاً واسه وقتايي که ميخواي زود از شهر بري بيرون کار داري
مگه قاچاقچي ـه؟ واسه چي کيف سفر لازم داره؟
يادته هميشه واسه کار سفر ميکرد؟
،واقعاً، وقتي ما بچه بوديم کم ميديديمش
اين چيه؟
اون چيه؟
نميدونم
واي
چي شد؟ - نديدين؟ -
انگار همين الان روشن شد
رونان
وايسا ببينم، من ديوونه شدم يا...؟
نه. کلينتون هنوز زندهست
اين حتماً يه شوخيه. مگه نه؟
فکر ميکنم بايد به پليس زنگ بزنيم
بسه، بي. واقعاً آخه؟ پليس؟
من وکيل تسخيريام. من با خيلي از پليسا ارتباط دارم
.خفه شو، هارولد بابا ممکنه رفته باشه مسافرت
کي، باباي ما؟ که سه ساله از خونه نرفته بيرون؟
پس آقا برگشته
اميدوارم زياد نمونه
خب، ببين، اون برادرته
تو بيشتر از اون واسه من يه برادري
آره. نه، ميدوني اين دقيقاً حسيه که
منم نسبت بهت دارم - مرسي -
خواهش ميکنم
!بيا پاهامو تميز کن - !اوه، تو رو خدا -
هي، هي، هي. وايسين
چيه؟
منم با خودتون ببريد
،ببينيد، من دوست دارم بهتون کمک کنم :بچهها، ولي يه مشکلي هست
ما داريم از يه مرد 50 تا 55 ساله حرف ميزنيم ديگه؟
آدماي بزرگسال اجازهي گُم شدن دارن
.ولي اون بهمون زنگ زد - صداش آشفته بود؟ -
.نه دقيقاً اون ازمون ميخواست بريم خونه
چيزي توي خونه ديدين که
نشون بده کسي به زور وارد شده يا دعوايي صورت گرفته؟
نه
خيليخب. الان مشکل من اينجاست
شما هيچ چيزي که قابل رسيدگي باشه واسه من ندارين
واقعاً هيچ اتفاق غيرقانونياي رخ نداده
باباي من اينطوري گُم نميشه
ببينيد، من ميتونم ،ويژگي ظاهريش رو به نيروها بگم
اينطوري ماشينهاي گشت ميتونن دنبالش بگردن و حواسشون باشه
،در حال حاظر بهترين کاريه که ميتونم بکنم
باشه
.اون اسم يه ساختمون رو گفت پلاک 156 خيابون پراسپکت
اون تو مرکز شهره
الان چند ساله خاليه
هيچي اونجا نيست
.باشه، ممنون - خب، ممنونم، ستوان استون -
خيلي لطف کردين
فکر نکنم بتوني اينجا پارک کني، رونان
،فکر کنم همين الان اينکار رو کردم !آقاي قانون
چرا هنوز اينجايي؟
!واسه حمايت معنوي
چيکار داري ميکني؟
بابا گفت کنار ساختمون همديگه رو ببينيم، نه توش
چرا انقدر عجيب حرف ميزني؟ بيا بريم تو ديگه
خب، من ميرم تو
!بابا - !هيس -
...اَه - چيه؟ -
خدايا. اگه اينطوري يه آدم بيخانمان ديوونه يا يه
راکون يا چيزي رو بيدار کني چي؟
من از يه آدم بيخانمان نميترسم
ولي يه ذره از راکون ميترسم
،نگران نباش، بتريکس
من هوات رو دارم
خيلي خوبه، هارولد. ممنون
تا حالا اسم "دراگون برگر" به گوشِتون خورده؟
چقدر عجيبه
تو جهانِ من، تروريستها، يه" هواپيما رو به وسط يه برج دوقلو
".تو تاريخ 23 اکتبر 2001، فرستادن
،از جهانِ شماره 33 دوري کنين" ".بيماري واگيردار، شيوع پيدا کرده
،جهانِ 468 امنه"
.آدماي محلي با آدم خوبن ".اسلحه ندارن
No comments yet. Be the first to leave one.