The first 200 lines.
دوباره بگو
کي اين نقشه را ريخته بوده ؟_ شين سونگ_
شين سونگ همه اينکارها را انجام داده است
شين سونگ
چه بلايي سر مردان مون که گرفتن آمده ؟_ آنها دارت سخت شکنجشون ميکنن که از آنها حرف بکشند_
اما آنها هرگز دهنشون را باز نخواهند کرد
اما آنها دردي بدتر از مرگ را تحمل ميکنن
...ما اول آنها را نجات ميدهيم و بعد
شين سونگ را ميکشيم
اما کشتن شين سونگ کار راحتي نيست_ درسته_
او بعد از اين اتفاق هم حتما بيشتر محتاط خواهد شد_ اما ما نمي تونيم بشينيم و وحشي گري هاي او را تماشا کنيم_
هرچه او به کارهاي شرارت بارش ادامه بده مردم مون بيشتر عذاب ميبينن
پيمان دونگ مونگ چان شمشيرش را به سمت شين سونگ نشانه رفته پس آماده شويد
آندونگ
تو براش کشتن تجويونگ نقشه داري ؟_ بله آقا_
من و برادرم شين هونگ يه نقشه عالي ابداع کرديم
بگو .. اين نقشه عاليه تو چيه ؟
چرا تعلل ميکني و بهم نميگي ؟
من وقتيکه آماده شديم که نقشه را اجرا کنيم حتما به شما خواهيم گفت
چرا حالا بهم نميگي ؟ نکنه ميترسي که من نقشه را لو بدهم ؟
ديوار موش داره و موشم گوش داره
ژنرال ايي هگو و سورينگ و برادرم تنها کساني هستن که از اين نقشه خبر دارن
دوست من
اين بخاطر اين نيست که ما به شما اعتماد نداريم بخاطر اينکه اين نقشه بايد مخفي بمونه
لطفا از اين کار بنده ناراحت نشيد ما بزودي سر تجويونگ را بدست مياريم
اين تنها چيزي است که من از تو ميخوام
حالا که سابوگو مرده تو تنها کسي هستي که من ميتونم بهش دل ببندم ما خيلي سختي کشيده ايم و خيلي زوده که اينجوري بميريم
بميريم ؟ زمانيکه تجويونگ بميره کل دنيا مال ما خواهد شد بهتون قول ميدم اين روز بزودي فرا خواهد رسيد
آقا .. دويوم هستم_ بيا تو_
بوجان به اينجا آمده است
او کجاست ؟
او به سياه چال رفته تا تروريستهاي دستگير شده را ببينه
سياه چال ؟
شما براي چي به اينجا آمده ايد ؟
شنيده ام که چندتا از تروريستهاي دونگ مونگ چان دستگير شده اند دلم ميخواست خودم اين عوضي ها را ببينم
شنيده ام که شما آنها را گير انداخته ايد کارتون عالي بود راهب شين
ژنرال سورينگ منتظر شماست لطفا بريد پيش شون
بله بفرماييد .. عوضي ها
من بعد از شنيدن اين خبر خوشحال کننده با عجله به اينجا آمدم_ منم خوشحال شدم_
ما به پيمان دونگ مونگ خيلي نزديک شده ايم
خيال من واقعا راحت شده
راستي شما اطلاعاتي هم از آنها کشيده ايد ؟
حرفش را نزن .. آن احمقهاي عوضي حتي دهن شون را باز نکرده اند
خب شما با آنها چکار خواهيد کرد ؟
ما بزودي آنها وسط ميدان شهر در جلوي مردم اعدام ميکنم
شما ميخواهيد آنها را بکشيد ؟_ ما هيچ اطلاعاتي از آنها بيرون نکشيديم_
با اعدام عمومي آنها هم براي مردم درسه عبرتي ميشه و هم روحيه تجويونگ خراب ميشه
حالا بفرماييد بخوريد .. گوم ناني چاي عالي درست ميکنه بفرماييد بنوشيد
بفرماييد بنوشيد
چقدر داغه .. تو فکر نميکني اين چاي خيلي داغه ؟
ژنرال گوم ناني نميتونه حرف بزنه
چيزي شده ؟
نمي توني يه چاي درست و حسابي دم کني ؟
طوري نيست
چاي داغه براي همين فوتش ميکنم که يخ بشه
واقعا نيازه که ما اين موضوع را از بوجان مخفي کنيم_ ما تا تجويونگ را نگيريم نميتونيم به هيچکسي اعتماد کنيم_
اين شامل گوم ناني هم ميشه
گوم ناني ؟ او لاله
اينکار واقعا بي خودي است_ او مال چي سونگه_
بايد بهتون بگم که من او را زير نظر دارم
خب .. آخه .. به هر حال اگر همه چيز بخوبي پيش بره تجويونگ حتما توي دام ما ميافته
درسته ژنرال
من سواد ندارم اونجا چي نوشته ؟
نوشته قراره اعضاي پيمان دونگ مونگ چاني که گرفته اند را وسط ميدان شهر اعدام کنن
واقعا ؟_ .. عوضي ها_
همين اينها بخاطر اون خائناني است که کشورمون را فروختن کشتن اون خائنها که جرم نيست
هيس .. صدات را ميشنوند
من نميتونم ديدن مرگ مردم بي گناه را تحمل کنم
عوضي ها
آنها ميخواهند کسايي را که گرفته اند را اعدام کنن ؟
بله اعلاميه اش به ديوارهاي شهر زده شده بود
اين فرصت بدي نيست ما ميتونيم وقتيکه ميخواهند آنها را اعدام کنن نجاتشون بديم
شين سونگ يه چيزايي درباره اين اعدام به من گفت شايد اين تنها فرصت ما براي نجات آنهاست
به چي بايد فکر کرد ؟ ما بايد سربازانمون را آماده کنيم
من يه سوال از شما دارم اعلي خضرت
با ژنرال سورينگ که ديدار کرديد گوم ناني هم اونجا بود ؟
بله بود او براي ما چاي هم درست کرد
تفاله هاي چاي هم توي فنجان بود ؟
بله تو از کجا فهميدي ؟
توي فنجان چاي تفاله بود ؟_ و بخاطر اينکه چاي خيلي داغ بود_
مجبور شدم اون را فوت کنم و بخورم چرا اينو پرسيدي ؟
ما نميتونيم براي نجات آنها کاري بکنيم
چي داري ميگي ؟
گوم ناني پيغامي فرستاده ؟_ تفاله در چاي داغ به معناي يه تله است_
آنها براي گير انداختن ما يه تله گذاشته اند
تله ؟
منظورت اينکه اين نقشه آنهاست_ بله فرمانده_
اين علامت پنهاني بين منو گوم ناني است
عوضي هاي لعنتي آنها دوباره سعي دارن ما را فريب بدهن
همه چيز آماده است ؟_ نگران نباش_
به محض اينکه بياند رفقاشون را نجات بدن همشون کشته خواهند شد
اين موفقيت همه بخاطر شماست
اما تو و شين سونگ بوديد که اين نقشه عالي را طراحي کرديد
به هرحال فکر ميکنم تو و برادرت خيلي باهوش و زرنگ هستيد
فکر ميکنم ما زودتر از چيزي که فکر ميکرديم بتونيم به يانگجو برگرديم
آقا شما نبايد به يانگجو برگرديد
اگر همه چيز خوب پيش بره شما دربار تانگ را تحت تاثير قرار خواهيد داد
اين تازه شروع شده شما بايد بانو چولين و بچه را فراموش کنيد
بانوي من به چي داريد فکر ميکنيد ؟
هيچي ..هنوز هيچ خبري از ژنرال ايي هگو نشده ؟
نه
چي داري ميگي ؟
تجويونگ زنده است ؟_ بله کاهان_
قاتل سابوگو رهبر پيمان دونگ مونگ چان تجويونگ بوده
باور نکردنيه .. تجويونگ هنوز زنده است
کاهان چولين نبايد بويي از اين ببره
کاهان چولين نبايد بويي از اين ببره
چولين بخاطر تجويونگ بود که قبيله را ترک کرد
... او حالا ديگه ازدواج کرده و بچه هم داره او هرگز دوباره
او با ايي هگو ازدواج کرد چون فکر ميکرد تجويونگ مرده
بله راست ميگي ما بايد اينو از او مخفي کنيم
چشم کاهان
من شنيده ام پيمان دونگ مونگ چان دربار تانگ را عصباني کرده
آنها تقصيري هم ندارن هر باري که يه شخص جديد را به اونجا ميفرستن کشته ميشه
اگر ايي هگو اين مشکل را براي تانگ حل کنه يانگجو زودتر مال ما خواهد شد
بله و آنها ديگه نمي توانن بيشتر از اين بهانه بيارن و تقاضاي مارا رد کنن
بله ..ايي هگو حتما ميتونه اينکار را انجام بده ...او قبلا يه مرتبه تجويونگ را کشته
درسته کاهان
ايي هگو جنگجوي کران ؟ کران چنين مبارز بزرگي دارد ؟
بله اعلي حضرت او تحت فرمان ژنرال سورينگ در فتح گوگوريو خدمات شايسته زيادي ارائه کرده بود
واقعا ؟
براي مسئول امنيت آندونگ هيچکسي مناسبتر ايي هگو نيست
ايي هگو
ژنرالي ايي مون خوب ايي هگو را مي شناسد
او يکمرتبه هم جان شما را نجات داده درسته ؟
اين حقيقت داره ؟ ژنرال ايي مون
بله اعلي حضرت ايي هگو جان منو در کوهستان پک بين نجات داد
تازه او يه بار تقريبا تجويونگ را کشته بوده
من واقعا خوشحال شدم که چنين مبارزي را داريم
اگر ايي هگو موفق بشه تجويونگ را بگيره پيمان دونگ مونگ چان را نابود کنه من پاداش بزرگي به او خواهم داد
ايي هگو عوضي هنوز باعث تحقير من ميشه بخاطر اون سابقه من لکه دار شده
ژنرال ما يه شايعه نگران کننده شنيده ايم
شايعه نگران کننده ؟
شايعه شده که 10000 برده گوگوريو که مال تجار برده بوده فراري داده شده اند
ده هزار برده گوگوريو ؟_ بله ژنرال_
و بازرگانان برده حدود 1000 سرباز براي محافظت از برده ها داشته بوده اند
يعني کار پيمان دونگ مونگ چان بوده ؟
ما هنوز چيزي در اين باره نميدونيم
اگر اينکار پيمان دونگ مونگ چان بوده پس آنها يه گروه تروريستي کوچک نيستن
آنها حتما يه ارتش بزرگ جايي مخفي کرده اند
راجع به اون برده هاي فراري از بازرگاناني که به گوگوريو سفر ميکنن اطلاعاتي بدست بياريد
حتما اطلاعاتي وجود داره که ميتونه خيلي به ما کمک کنه
چشم ژنرال
ژنرال من واقعا از اينکه شما مجبوريد با يه کيک برنجي سر کنيد خيلي شرمنده ام
تعداد سربازا هر روز داره زيادتر ميشه براي من مهم نيست که کمتر از اين هم بخورم
نگران اين نباش_ درسته ژنرال_
امروز ده نفر نيروي تازه به ما ملحق شدن
اين خبر خوبيه اما ما اصلا در شرايط خوبي نيستيم که بتونيم آذوقه آنها را تامين کنيم
خودم تعدادي از سربازا را ميبرم و مقداري غلات ميخرم
فکر ميکنم با پولي که چي سونگ بهمون ميدهن بتونيم فصل سخت بهار را رد کنيم
اين خيلي خطرناکه که برادر اگر کسي اينو لو بده چي ؟
اگر من به خريد رفتم و مشکلي پيش نيامد ما ديگه نبايد به سربازانمون مشکوک باشيم
پس منو مويوم هم دنبال شما ميايم
همين کار را بکن .. راستي هيچ خبري از جويونگ نرسيده ؟ در مورد کسايي که دستگير شده بودن چي ؟
فکر نميکنم آنها نقشه اي براي نجات آنها داشته باشن
ما شايد مجبوريم بي خيال نجات آنها بشيم
ما نميتونيم مثل ترسوها اينجا بشينيم و مرگ دوستانمون را تماشا کنيم
اين روحيه بقيه اعضاي پيمان را هم نابود خواهد کرد
همه هر تصميمي شما بگيريد ميپذيرن و آن را انجام ميدهن
ما وقت نداريم
فکر کردن روي اين موضوع را بس کنيد و بيايد به اونجا بريم
درسته اگر بشينيم مرگ دوستانمون را ببينيم بزدلي است
اما هيچ چيزي احمقانه تر از اين نيست که ما بدونيم اين يه تله است و بريم بيافتيم توش و خيلي ها را به کشتن بدهيم
خب حالا تصميم تو چيه ؟
ترسو بودن بهتر از احمق بودنه .. ما چاره ي ديگري نداريم
باور نکردنيه
هي .. به سوالم جواب بده
عوضي هاي کله شق
او نميذاره سربازش بميرن_ بله درسته_
اگر او اينقدر جرات داشته که تروريست به آندونگ بفرسته که منو بکشه
او حتما سرو کله اش پيدا خواهد شد
من آنها را جلوي چشمان شما ميکشم ژنرال
حتما بايد اينکار را بکني
من به شما اعتماد دارم ! من به شما اعتماد ميکنم
برادر
دوستامون را براي اعدام به ميدان شهر بردن
همه منتظر دستور شما هستم
سر و وضع آنها چطوري بود
سرتا پاشون را پوشانده بودن
صورتشون را پوشانده بودن ؟_ بله برادر_
شما بايد تصميم تون را بگيريد بلاخره چکار کنيم ؟
پيمان دونگ مونگ چان هيچ حرکتي نخواهد کرد
چي ؟ تو ميخواي بذاري دوستانمون بميرن ؟
ما چاره ي ديگري نداريم
اگر تصميم ميگرفتي که بري من نميذاشتم
من به ميدان شهر ميرم تا اعدام آنها را ببينم
منم باهاتون ميام
اين مردها که ميبينيد ترورسيتهاي پيمان دونگ مونگ چان هستن که مقامات تانگ را به قتل رسانده اند
شما شاهد اعدام اين تروريست هستيد
چه اتفاقي افتاده ؟ هيچ خبري از پيمان دونگ مونگ چان نشده
نمي دونم چه اتفاقي داره مي افته ؟
لطفا صبور باشيد تجويونگ ممکنه هر لحظه پيداش بشه
منم موافقم
کشتن اين مردها فقط از بين بردن گروگانهاي با ارزشمون است
پس چي شد ؟ هيچ خبري از تجويونگ و مردانش نشد
...آنها ممکن نيست که فهميده باشن اين يه تله است
شايد تجويونگ ترسيده است
اگر آنها پيداشون نشه همه اينکارها براي هيچ و پوچ بوده
لعنت
ژنرال شايد شما بايد اعدام را متوقف کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.