The first 200 lines.
آنچه گذشت...
واقعا ازت میخوام به دادم برسی
چون مثل سگ ترسیدم
شرمنده. من تطابق نداشتم.
یانکرز خود تویی. تو یانکرزی.
بوی گند همونجا رو میدی
و حالا برگشتی توش
قبل اینکه پولها توی حساب ما بخوابه
میتونیم به یه نهاد عمومی خیریه اختصاص بدیمش
مثل یه دانشکده حقوق
این لطف رو در حقتون میکنم که مثل حرفهایها باهاتون رفتار کنم
شما هم همینکارو برای من بکنید
یه زن دیگه میگیرم
من جوون نیستم، ولی اون چرا
میخوام بدونم بقیهتون چیکار میتونید بکنید
تا کمک کنید این بانک ردیف بشه
اینجا یه فرصت هست
نشونش بدیم ما جایی هستیم که باید
پول قابل سرمایهگزاریش رو قرار بده... نه روی یه بانک
دنیای هنر این اواخر با من خوب بوده
قراره امتیاز بانکم رو برام جور کنه
ولی ازت میخوام یه توصیه نامه از طرف من برای کمیسیون بورس بنویسی
و راه رسیدن به امتیاز بانک رو هموار کنی.
در ازای یه تصویر اصلی نقاشی شده؟ قطعاً
بیخیال، رفیق. من... من تصویر صورت نمیکشم
خب، گمونم هردومون میدونیم اینطور نیست
چون اون داخل هستی،
شاید بتونی بفهمی چه موقع یه اثر هنری تحویلم میده
باید همگی یه قرار شام بذاریم...
من، تو، تنر
شاید منم یکیو بیارم...
میدونم قصد آزار نداشتی ولی آزار همیشه میاد
:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
Billions.S05E07 1399/05/15 گند نامحدود
سوشی خونگی، ساشیمی
و بقیه فینگر فودهای ژاپنی
رایان رو فرستادم ژاپن تا آموزش ببینه
و اینا رو یاد گرفت و برگشت.
تمام روز منتظر این بودم
تا بخوری؟
اون داره روزه گرفتن متناوب رو تمرین میکنه (نوعی رژیم)
فقط طی 8 ساعت مداوم غذا میخورم
بعد تا 16 ساعت بعدش هیچی نمیخورم
باعث میشه حین کار ذهنم آزاد باشه
حالت جریانی
دقیقا. امتحانش کردی پس
همه رو امتحان کردم: کیتو، روزه گرفتن، رژیم بدون گلوتن...
من یه خورنده متناوب هستم
16 ساعت میخورم، حداقل، با گلوتن سنگین!
اینم میشه آره
این رژیم رو هم بعدا امتحان میکنم
چرا برای منم غذا رو گریل نمیکنی؟ (پخت بدون روغن)
اهل جشن گرفتن نیستی؟
خیلی حرف میزنن
نمیتونه تعریف و تفسیر خریدارا رو تحمل کنه چی بهش میگی؟
- "تفاسیر مزخرف" - آره
میدونید کدوم سوال همیشه منو روانی میکنه
و هر بار هم اتفاق میافته اینه:
"چطور میفهمی چه موقع نقاشی تموم شده؟"
خب، گاهی اوقات تشخیص دادنش سخته...
منظورش یه تابلوی «جکسون پولاک»ـه (نقاش شهیر قرن 20)
- که توی گالری دیدیم - آره
چرا سه تا پاشیدگی کمتر نباشه؟ یا دو تا بیشتر؟
همینه که پولاک رو کرده پولاک درسته؟
میتونه فقط بهش خیره بشه و بگه:
" خودشه. کامل شده. تمومه. "
اینه که باعث میشه یه هنرمند باشی
در غیر این صورت، هیچی نیستی
از این به بعد باید وقتی باهات حرف میزنم مراقب باشم
نه نه، باید با هنرمند و هنر درگیر بشی
و ازش یاد بگیری.
این چیزای هنری توی زندگی مشترک آیندهمون
قراره مهم باشه
یه درک قوی باعث میشه بچه هم کامل بار بیاد
نه... نه، هنرمند واقعی هیچ اهمیتی به حرف زدن نمیده
اونا میخوان به اثر نگاه کنی درکش کنی
و بعدش بدون گفتن حتی یه کلمه از پنجره بپری بیرون
چون دیگه لازم نیست هیچوقت هیچ چیز دیگهای رو ببینی
اگه یه خریدار باشه که سوالا رو بپرسه چی؟
همین قضیه
هنرمند افسانهای انحراف ناپذیر
غیر قابل نفوذ در برابر اغوا
اگه یه بلیط به ژاپن برام بگیری، میرم
ولی بر خلاف سرآشپزت
نمیتونم بابتش قول چیز خاصی بدم
به شرطی که با انگیزه برگردی...
این یکی با انگیزه به دنیا اومده
باید کار کردنش رو ببینید. هوش از سر آدم میبره
نه، آره، حتما دیدنی ـه
هست
منو یاد گذشته تو میندازه...
یکی که کاری رو میکنه که واسش متولد شده
قبل اینکه یه تاجر خسته و پرمشغله بشم؟
حرف تو دهنم نذار
میدونی چیه؟ این همه حرف از هنر یه کاری میکنه دلم بخواد کارو ببینم
فردا یه سری میزنم
اوه نه، آماده نیستم نشونش بدم
نه؟
خیلی خب. خودت خبر بده.
به دفتر دادستانی کل ایالت نیویورک خوش اومدید!
هیچ حس بدی ندارم وقتی بهتون میگم
که شماها رو باهوش ترین دانشجوهام در نظر میگیرم
مطمئنم من و همکارام همگی به خوبی از
هوش حقوقی بالای شما سود میبریم.
وقتی بهتون نگاه میکنم یاد جوونیهای خودم میافتم
و به قول «بیلی آیلیش» عزیزتون (خواننده جوان و محبوب)
" بهترین من، بهترین من تویی " *از آهنگ Fingers Crossed*
میدونیم حتما برای شروع خیلی مشتاق هستید
و ماموریت اول هم هیجان انگیزـه
حالا، وقتی پای دفتر دادستانی کل وسط میاد
شجاعت یه چیز ضروری ـه
شجاعت نشونه گرفتن بالاترین هدف ها
بدون شونه خالی کردن
تا هر غباری رو از دیدهتون پاک کنید
و نشونه بگیرید، حتی برجسته ترین مقامات دولتیمون رو
پس امروز، قراره برید دنبال یه عضو کابینه دولت
آره، وزیر خرانه داری تاد کراکوف
ما تمام سوابق اقدامات و اظهاراتش رو داریم
وظیفه شما اینه که پروندههای قانونی
و استدلالی علیهش بسازید
زیر و روش رو پیدا کنید
هر فساد و رسوایی که مخفی شده باشه
بریم سر کار!
- بـلـه! - ایول!
- آرره! - لعنتی آره!
میتونی بوی اون لعنتی رو حس کنی...
شاید به نظرت شادی ِاونا مثل یه جشن شاد «کوانزا» باشه (جشن سالانه فرهنگ آفریقایی- آمریکایی)
- کوانزا که مال ماه... (دسامبر) - خب هرچی که باشه... (این جشن در ماه دسامبر است)
«حانوكا»ی چراغونی هم نیست. (یکی از اعیاد یهودیان)
یا شب کیری کریسمس کیری!
واقعا فکر نمیکنم بخوای اون عبارت جایی ثبت بشه
- چون امور داخلی میاد... - نـه!
بیشتر شبیه نوحه مراسم تدفین ـه
اونم مراسم تدفین ما
اون هلهله و خوشی برای کراکوفـه
که داره امتیاز بانک رو برای اکس جور میکنه
- واقعا داره این اتفاق میافته؟ - اتفاق افتاد
به سرعت انداختنش...
حالا، اولش وقتی شنیدم داریم بانک میشیم
منم به جشن ملحق شدم...
چون به نظر استوار میاومد
ایمن. سودمند.
ولی هرچی بیشتر تحقیق کردم...
آره. کیری بدتر ـه
زرادخونه رو مسلح کنید
و شروع کنید به بمباران هرچیزی که اینجا دارید میبینید
چون قراره به زودی اینطور بشه که فقط از سودی که کسب کردی درصد بگیری
وایستا، داری شکار میکنی یا توی جنگی؟
هر دو. بهتره همگیتون همینطور باشید.
مجبور میشیم از عنوان صندوق سرمایه گزاری کناره گیری کنیم
اینجا تبدیل میشه به یه دفتر خانوادگی (که فقط میتونه سرمایههای داخل شرکت رو به گردش در بیاره و نه سرمایههای خارجی و دیگران رو)
تا مبادلات از بانک جدا بشه
هیچ سرمایهای از بیرون نمیاد که کفاف مخارجمونو بده
افزونگیها واضح میشن (سودهایی که بشه مخفیشون کرد)
برای اکس
بعضیامون میشیم مثل فیلم Midsommar
بله! دقیقا!
راستش نمیدونم اینی که گفتی یعنی چی، ولی به نظر...
وحشتناک. مطلقاً وحشتناک!
اکس...
اگه ما...
وقتی ما امتیاز بانک رو گرفتیم
چقدر زندگیمون تغییر میکنه؟
- شغلمون... - نه، مشکلی نیست
نیست؟
خب، مشکل من نیست
و از یکی دیگه درمورد آیندهات نپرس
خودت آینده لعنتیتو بساز
انگار مادرم خودشو به شکل تو در آورده باشه
تقریبا میتونم مزه سوپ مرغش رو هم بچشم
مایه دلسردی ـه...
ولی همگی ما باهمدیگه چیزای زیادی رو پشت سر گذاشتیم
اوقات خوب و دشوار
ما همیشه توی اکس کپیتال موفق میشیم
این یه اصلاح بیش از حد واسه شرایط فعلیـه؟
نباید بزنیم ازش جون سالم به در ببریم؟
لعنتی آره باید همینکارو بکنیم
مثل «پیتزبورگ استیلرز» (تیم فوتبال آمریکایی)
و این ثبات خیلی خوب بهشون خدمت کرده
- بهترین فرانچایز ورزشی... - دومین
همونطور که مربی «بلیچک» میگه: (مربی تیم نیو انگلند پتریوتس)
اگه تا تموم شدن نیمه اول واسه تعویض و تغییر تاکتیک صبر کنی
خیلی دیره...
تغییر ترسناکـه
میدونم
ولی این برای همهتون بهتر میشه
شاید همهتون نه
خودت میدونی که اون پایین حس واقعیمو نگفتم
اگه حرفی رو زده بودم که واقعا باور داشتم...
رئیس. میدونم داشتی به چی فکر میکردی
حتی بدون اینکه بگی هم واضح بود
طوری که انگار داشتم افکارت رو میشنیدم
واقعا؟ چی داشتم فکـ...
فقط قهوه لعنتیتو میخواستی
و باورت نمیشد شاهد همچین ضعفی هستی
به علاوه داشتی به 16 تا مبادلهای که امروز صبح انجام دادیم فکر میکردی
و یه لحظه، دیدم داری به سمت میز جلویی نگاه میکنی
و حساب کردی ارزش اقتصادی داره
که دو تا منشی بذاریم اونجا یا نه.
این چه جور ذهن خونی «درن براون»ـی مزخرفی بود؟ (شعبده باز و منتالیست)
No comments yet. Be the first to leave one.