Billions

Billions

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Billions S05E07 WEBRip x264-ION10
Billions S05E07 2160p WEB h265-NiXON
Billions S05E07 720p/1080p WEB H264-BTX
Billions S05E07 720p/1080p HEVC X265-MeGusta
Billions S05E07 720p/1080p WEB HEVC X265-RMTeam
Billions S05E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S05E07 720p/1080p AMZN WEB-DL x265-HETeam
Billions S05E07 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S05E07 720p/1080p WEBRip HEVC X265-RMTeam
Billions S05E07 720p/1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by Hitman007
█☀️ H1tmaN امـیـر ☀️█

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
2CH
x264
Published on: 2020-08-16
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫واقعا ازت می‌خوام به دادم برسی

‫چون مثل سگ ترسیدم

‫شرمنده. من تطابق نداشتم.

‫یانکرز خود تویی. تو یانکرزی.

‫بوی گند همونجا رو میدی

‫و حالا برگشتی توش

‫قبل اینکه پول‌ها توی حساب ما بخوابه

‫می‌تونیم به یه نهاد عمومی خیریه اختصاص بدیمش

‫مثل یه دانشکده حقوق

‫این لطف رو در حق‌تون می‌کنم که مثل ‫حرفه‌ای‌ها باهاتون رفتار کنم

‫شما هم همینکارو برای من بکنید

‫یه زن دیگه می‌گیرم

‫من جوون نیستم، ولی اون چرا

‫می‌خوام بدونم بقیه‌تون چیکار می‌تونید بکنید

‫تا کمک کنید این بانک ردیف بشه

‫اینجا یه فرصت هست

‫نشونش بدیم ما جایی هستیم که باید

‫پول قابل سرمایه‌گزاریش رو قرار بده... ‫نه روی یه بانک

‫دنیای هنر این اواخر با من خوب بوده

‫قراره امتیاز بانکم رو برام جور کنه

‫ولی ازت می‌خوام یه توصیه نامه از طرف من ‫برای کمیسیون بورس بنویسی

‫و راه رسیدن به امتیاز بانک رو هموار کنی.

‫در ازای یه تصویر اصلی نقاشی شده؟ قطعاً

‫بیخیال، رفیق. من... ‫من تصویر صورت نمی‌کشم

‫خب، گمونم هردومون می‌دونیم اینطور نیست

‫چون اون داخل هستی،

‫شاید بتونی بفهمی چه موقع ‫یه اثر هنری تحویلم میده

‫باید همگی یه قرار شام بذاریم...

‫من، تو، تنر

‫شاید منم یکیو بیارم...

‫می‌دونم قصد آزار نداشتی ‫ولی آزار همیشه میاد

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN

‫Billions.S05E07 1399/05/15 گند نامحدود

‫سوشی خونگی، ساشیمی

‫و بقیه فینگر فودهای ژاپنی

‫رایان رو فرستادم ژاپن تا آموزش ببینه

‫و اینا رو یاد گرفت و برگشت.

‫تمام روز منتظر این بودم

‫تا بخوری؟

‫اون داره روزه گرفتن متناوب رو تمرین می‌کنه ‫(نوعی رژیم)

‫فقط طی 8 ساعت مداوم غذا می‌خورم

‫بعد تا 16 ساعت بعدش هیچی نمی‌خورم

‫باعث میشه حین کار ذهنم آزاد باشه

‫حالت جریانی

‫دقیقا. امتحانش کردی پس

‫همه رو امتحان کردم: ‫کیتو، روزه گرفتن، رژیم بدون گلوتن...

‫من یه خورنده متناوب هستم

‫16 ساعت می‌خورم، حداقل، با گلوتن سنگین!

‫اینم میشه آره

‫این رژیم رو هم بعدا امتحان می‌کنم

‫چرا برای منم غذا رو گریل نمی‌کنی؟ ‫(پخت بدون روغن)

‫اهل جشن گرفتن نیستی؟

‫خیلی حرف می‌زنن

‫نمی‌تونه تعریف و تفسیر خریدارا رو تحمل کنه ‫چی بهش میگی؟

‫- "تفاسیر مزخرف" ‫- آره

‫می‌دونید کدوم سوال همیشه منو روانی می‌کنه

‫و هر بار هم اتفاق می‌افته اینه:

‫"چطور می‌فهمی چه موقع نقاشی تموم شده؟"

‫خب، گاهی اوقات تشخیص دادنش سخته...

‫منظورش یه تابلوی «جکسون پولاک»ـه ‫(نقاش شهیر قرن 20)

‫- که توی گالری دیدیم ‫- آره

‫چرا سه تا پاشیدگی کمتر نباشه؟ ‫یا دو تا بیشتر؟

‫همینه که پولاک رو کرده پولاک ‫درسته؟

‫می‌تونه فقط بهش خیره بشه و بگه:

‫" خودشه. کامل شده. تمومه. "

‫اینه که باعث میشه یه هنرمند باشی

‫در غیر این صورت، هیچی نیستی

‫از این به بعد باید وقتی باهات ‫حرف می‌زنم مراقب باشم

‫نه نه، باید با هنرمند و هنر درگیر بشی

‫و ازش یاد بگیری.

‫این چیزای هنری توی زندگی مشترک آینده‌مون

‫قراره مهم باشه

‫یه درک قوی باعث میشه بچه هم کامل بار بیاد

‫نه... نه، هنرمند واقعی ‫هیچ اهمیتی به حرف زدن نمیده

‫اونا می‌خوان به اثر نگاه کنی ‫درکش کنی

‫و بعدش بدون گفتن حتی یه کلمه ‫از پنجره بپری بیرون

‫چون دیگه لازم نیست هیچوقت ‫هیچ چیز دیگه‌ای رو ببینی

‫اگه یه خریدار باشه که سوالا رو بپرسه چی؟

‫همین قضیه

‫هنرمند افسانه‌ای انحراف ناپذیر

‫غیر قابل نفوذ در برابر اغوا

‫اگه یه بلیط به ژاپن برام بگیری، میرم

‫ولی بر خلاف سرآشپزت

‫نمی‌تونم بابتش قول چیز خاصی بدم

‫به شرطی که با انگیزه برگردی...

‫این یکی با انگیزه به دنیا اومده

‫باید کار کردنش رو ببینید. هوش از سر آدم می‌بره

‫نه، آره، حتما دیدنی ـه

‫هست

‫منو یاد گذشته تو میندازه...

‫یکی که کاری رو می‌کنه که واسش متولد شده

‫قبل اینکه یه تاجر خسته و پرمشغله بشم؟

‫حرف تو دهنم نذار

‫می‌دونی چیه؟ این همه حرف از هنر ‫یه کاری می‌کنه دلم بخواد کارو ببینم

‫فردا یه سری می‌زنم

‫اوه نه، آماده نیستم نشونش بدم

‫نه؟

‫خیلی خب. خودت خبر بده.

‫به دفتر دادستانی کل ایالت نیویورک خوش اومدید!

‫هیچ حس بدی ندارم وقتی بهتون میگم

‫که شماها رو باهوش ترین دانشجوهام در نظر می‌گیرم

‫مطمئنم من و همکارام همگی به خوبی از

‫هوش حقوقی بالای شما سود می‌بریم.

‫وقتی بهتون نگاه می‌کنم ‫یاد جوونی‌های خودم می‌افتم

‫و به قول «بیلی آیلیش» عزیزتون ‫(خواننده جوان و محبوب)

‫" بهترین من، بهترین من تویی " ‫*از آهنگ Fingers Crossed*

‫می‌دونیم حتما برای شروع خیلی مشتاق هستید

‫و ماموریت اول هم هیجان انگیزـه

‫حالا، وقتی پای دفتر دادستانی کل وسط میاد

‫شجاعت یه چیز ضروری ـه

‫شجاعت نشونه گرفتن بالاترین هدف ها

‫بدون شونه خالی کردن

‫تا هر غباری رو از دیده‌تون پاک کنید

‫و نشونه بگیرید، حتی ‫برجسته ترین مقامات دولتی‌مون رو

‫پس امروز، قراره برید دنبال یه عضو کابینه دولت

‫آره، وزیر خرانه داری ‫تاد کراکوف

‫ما تمام سوابق اقدامات و اظهاراتش رو داریم

‫وظیفه شما اینه که پرونده‌های قانونی

‫و استدلالی علیه‌ش بسازید

‫زیر و روش رو پیدا کنید

‫هر فساد و رسوایی که مخفی شده باشه

‫بریم سر کار!

‫- بـلـه! ‫- ایول!

‫- آرره! ‫- لعنتی آره!

‫می‌تونی بوی اون لعنتی رو حس کنی...

‫شاید به نظرت شادی ِاونا مثل یه ‫جشن شاد «کوانزا» باشه ‫(جشن سالانه فرهنگ آفریقایی- آمریکایی)

‫- کوانزا که مال ماه... (دسامبر) ‫- خب هرچی که باشه... ‫(این جشن در ماه دسامبر است)

‫«حانوكا»ی چراغونی هم نیست. ‫(یکی از اعیاد یهودیان)

‫یا شب کیری کریسمس کیری!

‫واقعا فکر نمی‌کنم بخوای اون عبارت جایی ثبت بشه

‫- چون امور داخلی میاد... ‫- نـه!

‫بیشتر شبیه نوحه مراسم تدفین ـه

‫اونم مراسم تدفین ما

‫اون هلهله و خوشی برای کراکوفـه

‫که داره امتیاز بانک رو برای اکس جور می‌کنه

‫- واقعا داره این اتفاق می‌افته؟ ‫- اتفاق افتاد

‫به سرعت انداختنش...

‫حالا، اولش وقتی شنیدم داریم بانک میشیم

‫منم به جشن ملحق شدم...

‫چون به نظر استوار می‌اومد

‫ایمن. سودمند.

‫ولی هرچی بیشتر تحقیق کردم...

‫آره. کیری بدتر ـه

‫زرادخونه رو مسلح کنید

‫و شروع کنید به بمباران هرچیزی ‫که اینجا دارید می‌بینید

‫چون قراره به زودی اینطور بشه که فقط از ‫سودی که کسب کردی درصد بگیری

‫وایستا، داری شکار می‌کنی یا توی جنگی؟

‫هر دو. بهتره همگی‌تون همینطور باشید.

‫مجبور میشیم از عنوان صندوق ‫سرمایه گزاری کناره گیری کنیم

‫اینجا تبدیل میشه به یه دفتر خانوادگی ‫(که فقط می‌تونه سرمایه‌های داخل شرکت رو به گردش ‫در بیاره و نه سرمایه‌های خارجی و دیگران رو)

‫تا مبادلات از بانک جدا بشه

‫هیچ سرمایه‌ای از بیرون نمیاد ‫که کفاف مخارج‌مونو بده

‫افزونگی‌ها واضح میشن ‫(سود‌هایی که بشه مخفی‌شون کرد)

‫برای اکس

‫بعضیامون میشیم مثل فیلم Midsommar

‫بله! دقیقا!

‫راستش نمی‌دونم اینی که ‫گفتی یعنی چی، ولی به نظر...

‫وحشتناک. مطلقاً وحشتناک!

‫اکس...

‫اگه ما...

‫وقتی ما امتیاز بانک رو گرفتیم

‫چقدر زندگی‌مون تغییر می‌کنه؟

‫- شغل‌مون... ‫- نه، مشکلی نیست

‫نیست؟

‫خب، مشکل من نیست

‫و از یکی دیگه درمورد آینده‌ات نپرس

‫خودت آینده لعنتی‌تو بساز

‫انگار مادرم خودشو به شکل تو در آورده باشه

‫تقریبا می‌تونم مزه سوپ مرغش رو هم بچشم

‫مایه دلسردی ـه...

‫ولی همگی ما باهمدیگه چیزای زیادی ‫رو پشت سر گذاشتیم

‫اوقات خوب و دشوار

‫ما همیشه توی اکس کپیتال موفق میشیم

‫این یه اصلاح بیش از حد واسه شرایط فعلیـه؟

‫نباید بزنیم ازش جون سالم به در ببریم؟

‫لعنتی آره باید همینکارو بکنیم

‫مثل «پیتزبورگ استیلرز» ‫(تیم فوتبال آمریکایی)

‫و این ثبات خیلی خوب بهشون خدمت کرده

‫- بهترین فرانچایز ورزشی... ‫- دومین

‫همونطور که مربی «بلیچک» میگه: ‫(مربی تیم نیو انگلند پتریوتس)

‫اگه تا تموم شدن نیمه اول واسه ‫تعویض و تغییر تاکتیک صبر کنی

‫خیلی دیره...

‫تغییر ترسناکـه

‫می‌دونم

‫ولی این برای همه‌تون بهتر میشه

‫شاید همه‌تون نه

‫خودت می‌دونی که اون پایین ‫حس واقعی‌مو نگفتم

‫اگه حرفی رو زده بودم که واقعا باور داشتم...

‫رئیس. می‌دونم داشتی به چی فکر می‌کردی

‫حتی بدون اینکه بگی هم واضح بود

‫طوری که انگار داشتم افکارت رو می‌شنیدم

‫واقعا؟ چی داشتم فکـ...

‫فقط قهوه‌ لعنتی‌تو می‌خواستی

‫و باورت نمیشد شاهد همچین ضعفی هستی

‫به علاوه داشتی به 16 تا مبادله‌ای ‫که امروز صبح انجام دادیم فکر می‌کردی

‫و یه لحظه، دیدم داری به ‫سمت میز جلویی نگاه می‌کنی

‫و حساب کردی ارزش اقتصادی داره

‫که دو تا منشی بذاریم اونجا یا نه.

‫این چه جور ذهن خونی ‫«درن براون»ـی مزخرفی بود؟ ‫(شعبده باز و منتالیست)

More Farsi Persian subtitles for Billions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left