The first 200 lines.
=افسانه ی شیائو چو=
=قسمت 6=
مادر
سی آر
شنیدم درانگ برگشته
بله
تو سالها ندیدیش
الان چه فکری در موردش میکنی ؟
...برادر هان
مرد خوبیه
بعد از شکستن محاصره
میرم درباره ی نامزدیتون با پدرش حرف میزنم
...مادر
سلام , برادر هان
بانو لی , سلام
میخواستم زودتر به دیدنت بیام
الان , به دیدن یان یان اومدین , درسته ؟
اداره کردن اون خیلی سخته
خیلی ازتون ممنونم
درک میکنم
اون دختر وزیر اعظمه
نگران نباش
من خوب مراقبشم تا به مشکل برنخورین
دارم به ملاقات پدرم میرم و باهاش به قصر موقتی میرم
پس
لطفا مراقب یان یان باشین و نزارین شلوغی کنه
باید در مورد امور نظامی باشه
نگران نباش
انجام شده در نظرش بگیر
برادر هان
ارباب جوان , تنهاتون میذارم
بانو لی , چی میخواستین بگین ؟
مادرم بهم گفت
بعد از شکستن محاصره
با پدرت در مورد نامزدیون حرف میزنه
بنظرت فکر خوبیه؟
بانو لی , متاسفانه
یان یان
یان یان
هان درانگ
با یه نفر دیگه نامزد کردی ؟
شین ینگ , از این اطراف بپرس
یه بانوی جوان رو ندیدین ؟
نه
بانو شیائو گو , حالتون خوبه ؟
چطور جرئت میکنی اینجوری خودتو بکوبونی بهم ؟
! همین الان بگیرینش
! بله , بانو
بانو شیائو گو ؟
! تو همون شارلاتانی هستی که زندگی مریضارو به خطر میندازه
چی ؟
میخوای رو اعصاب من راه بری ؟
چطور جرئت میکنی این حرفو بزنی ؟
! بگیرینش
! همین الان بگیرینش
استاد , با توجه به لباساش بنظر یه ادم معمولی نمیاد
برام مهم نیست پدرش یکی از مقامات باشه
من شب و روز کار میکنم تا از عالیجناب مراقبت کنم
!اگه بهش دستور بدم برام گیاه جمع کنه , هیچ کس جرئتشو نداره که یه کلمه حرف بزنه
بعلاوه
برای خانواده ت مایه ی افتخار
که خودتو برای عالیحناب فدا کنی
! بگیرینش
! برو دنبالش
ببخشین , یه بانوی جوان که قدش اینقدره رو ندیدین ؟
نه , نه
ببخشین , یه بانوی جوان
که قدش اینقدره رو ندیدین ؟
نه اصلا
عجله دارم تا برای عالیجناب دارو بفرستم
وگرنه همین الان اون هرزه رو میکشتم
بدون دستور من , هیچ کس نیاد داخل
بله , بانو
خیلی کارای بدی انجام دادی
امروز عدالت رو اجرا میکنم
و از شر تو ی شرور راحت میشم
بانو , قبل از اینکه علیجناب بیدار بشه باید به قصر موقت برین
باید الان بریم
باشه دارم آماده میشم . یه کم وایسا
به قصر موقت میری ؟
بانو
داروی عالیجناب رو توی اتاقم گذاشتم
هیچ کس اجازه نداره وارد اتاقم بشه
هر کسی که سعی کرد بره داخل رو بکش
! برین کنار , پزشک سلطنتی اینجاست
اون درونگه
این گوشواره هارو به اون ارباب جوان که اونجاست بده
اون ارباب خوش قیافه که آبی پوشیده ؟
ممنون
خودشه
بگیرش
از کجا این گوشواره هارو گرفتی ؟
ارباب جوان تبریک میگم
پزشک سلطنتی , شیائو گو , بهتون علاقه داره
اونیه که اونجاست ؟
بله , اون شیائو گوئه
داره به سمت قصر موقت میره پس الان نمیتونه باهات حرف بزنه
عالیجناب خیلی بهش اعتماد داره
اگه بهت علاقه داشته باشه
ارباب جوان , باید این فرصت رو غنیمت بشمری
اون انتهای این خیابون زندگی میکنه
اونجا منتظرش بمون تا برگرده
شینگ ینگ , زود باش
برو به نخست وزیر سوان اطلاع بده
فهمیدم
حاکم جنوبی دسته هاشو عقب کشیده
! چه خبر خوبی
از الان به بعد
باید ملتمونو قوی تر کنیم
اگه جنگی در کار باشه
سلسله ی لیائو به خطر میفته
حق باتوئه
ارباب
نخست وزیر سی ون
یان یان بعنوان بانو شیائو گو لباس پوشیده تا نامه ی محرمانه رو از قصر موقتی بدزده
! بریم به قصر موقت
چطور جرئت میکنه
بانو , عرض احترام
میتونین بلند شین
بانو , عالیجناب داره استراحت میکنه
میتونی تو اتاق کناری بمونین ؟
باشه
عالیجناب رو بیدار نکنین
میتونین برین
...اما
عالیجناب اخیرا نمیتونه خوب بخوابه
از اونجایی که گاهی خوابش میبره , باید بررسیش کنم
و مطمئن بشم هیچی مزاحمشون نمیشه
اگه شما اینجا بمونین , و موقع تشخیص حواسمو پرت کنین , فکر میکنین سزاوار چه مجازاتی هستین ؟
واقعا متاسفیم
! پیداش کردم
مشروب من کجاست ؟
کسی اینجا نیست ؟
بانو , عالیجناب تازه بیدارشدن
باید صورتشونو بشورن و لباس بپوشن
میشه لططفا بیرون منتظر بمونید ؟
مشروب من کجاست ؟
کسی اینجا نیست ؟
بانو , لطفا برید بیرون
مشروب من کجاست ؟
بقیه کجا رفتن ؟
عالیجناب
کجا رفته بودی ؟
! بگو ببینم
کجا رفته بودی ؟
داشتی چیکار میکردی ؟
داشتی چه غلطی میکردی ؟
! بگو
! میکشمت
! همه تون
مشروب من کجاست ؟
- ... عالیجناب - ! میکشمت
عالیجناب
عالیجناب
کجا رفته بودی ؟
بانو , عالیجناب بیدار شدن
کجا دارین میرین ؟
الان یادم افتاد که فراموش کردم داروی عالیجناب رو بیارم
باید برگردم و بیارمش
بانو , وقتی عالیجناب بیدار شدن فورا شمارو ملاقات میکنن
من دارو رو براتون میارم
وایسا
باید خودم اون دارو رو بیارم
اگه اشتباهی پیش بیاد , چه مجازاتی در انتظارته ؟
ببخشید , لطفا بفرمایین
مراقب عالیجناب باشین
بله بانو
-! بانو -! بانو
بانو
چرا اینجا دست و پا بسته بودین ؟
قرار بود تو قصر موقت باشین که
! اون هرزه بود
چطور جرئت کرد ؟
چی گفتی ؟
لباسای منو پوشیده و به قصر موقت رفته ؟
بله
باید همین الان برم اونجا و هویتشو فاش کنم
! و بکشمش
! یان یان
درانگ
بالاخره پیدات کردم
یان یان , حالت خوبه ؟
بله , خوبم
میدونی چقدر نگرانت بودم ؟
نتونستم نامه ی محرمانه رو بگیرم
نگران اون نباش
خوشحالم خوبی
یه راهی برای گرفتن نامه ی محرمانه پیدا میکنیم
مهمترین چیز
بیرون بردن تو از اینجاست
! بانو شیائو گو
!بانو شیائو گو , لطفا وایسین
بانو , مسیر رو اشتباه رفتین
شما اونطرف زندگی میکنین
داروی من تو کوره ی کیمیا گریه
باید شخصا برای عالیجناب بیارمش
نیازی نیست , عالیجناب بیدار شدن
میخوان همین الان شمارو ببینن
اگه عجله نکنین عصبانی میشن
پس , لطفا همین الان به دیدنشون برین
No comments yet. Be the first to leave one.