The first 200 lines.
شصت و هشت ،، شصت و نه
هفتاد ،، هفتاد و يک
بيا ، تو مياي؟
! خفه شو
حواسمو براي شمارش پرت کردي
هفتاد و دو
هفتاد و سه
بسه ، اينا صد تا اند
بريم
نه ، صبر کن
آهاي آليس ، آليس بيدار شو
يا عيسي
بياييد عين آدماي بالغ براي زندگيمون آماد بشيم
اون بيرون جاي خارق العاده ايه
که معروف به " اسپرينگ وود " ـه
پس بياييد اين جاي خسته کننده رو هرچه زودتر ترک کنيم
! آليس
مشکل چيه ، دختر ؟ بذار لبخندت رو ببينم
من يه شب طولاني داشتم
دن " دوباره بيدار نگه ـت داشته ؟"
دختر ، بهتره يه قفل واسه پنجرت بذاري
بخش " دن " زيبا بود
اين بچه ها وحشين تو چي فکر ميکني؟
شبيه راهبه ها شدي
که بي تفاوت سوگندش رو ميشکنه
! يه مرد برام پيدا کن
افسانه اي باشه
شايد بايد برات اينو بنويسم
خداي من سعي داره بهت يه چيزي رو بگه
کي با من فرار ميکني؟
زندگي بعدي اون چيه؟
عشق ابدي من
پسش بگير نا اميد کنندست
فکرم کنم شروع به درآوردن لباساش از پاش کنم
به هرحال يه مزه ديگه داره
گرتا " ، پوشش دختر تو بدنشه "
لعنتي
دستت رو خوند
خانما ، پارتي امشب کجاست ؟
چرا نميريم پيشه " آليس " ؟
نه ، پدرم يه چيزايي واسه مست کردن توي خونه قرار داده
بايد يه کاري کنيم
بچه ها ، ميگم تا ساعت 6.30 تکنيک شنا رو پيش بگيريم
و؟
اونا مجبور ميشن کليد رو بهم بدن اونوقت ميتونم خودمو حبس کنم ، بعد کارم تموم بشه
مهموني مشترک
اوه لعنتي ، امشب کار دارم
هي ، مارک ، وقته عکس گرفتنه
بيا پدر مادرها و بچه هاي لوس رو جاودان کنيم
بيا عکس بندازيم
لعنتي ، اونا منو گيرم آوردن
بايد دندون هامو براي " پاپارازي " " بهم فشار بدم
شما بچه ها ادامه بديد من بعدا بهتون ملحق ميشم
! آهاي خوشکل يا عيسي ، اينکارو نکن
متاسفم ، برات يه کادو گرفتم
بليط گرفتي؟
آره ، نيمکت مياني
اما اين توي پاريس متوقف ميشه
اين يه تابستونه عالي ميشه
آره ، ميدونم
هي ، موضوع چيه؟
هيچي ،،، فقط
من پدرم رو تو مراسم تشريفاتي نديدم
خب ، اون حضور پيدا خواهد کرد
هي ، يالا
واقعا مشکل چيه؟
من ديشب يکي از اون خواب هارو ديدم
از اون ؟
!دقيقا نه
يه جوري بودم که انگار تحت کنترل خودم نبود
همش واسه بار اول بود
ببين ، اگه توي خواب هات اونو تصور نکني اون نميتونه به تو يا ما صدمه اي بزنه
يادته؟
حق با توست
آفرين ، دوستت دارم
دوستت دارم "آهاي ، " دن " " دني "
روز خوبي به نظر مياد
سلام ، عزيزم
دن ، اين " کواچ استارو " ـست هفته بعد مصاحبه داره
بهترين بازيکن خط حمله
ميدوني اونا چي ميگن
اين پسر عين " نيد فور اسپيد " ـه
خب من شنيدم
پدر ، ميشه بعدا در موردش بحث کنيم؟
تابستون شروع شده
دن ، ما داريم در مورد آيندت صحبت ميکنيم
مارو ببخشيد
ببين چيزي نيست ، دن
ما از بچه هات نگهداري ميکنيم
" بگو " سيب
تبريک ميگم آليس
" اون بالا زيبا به نظر ميرسيدي "
"خيلي بهت افتخار ميکنم "
" مرسي ، بابا "
تو حتما زيبا به نظر ميرسي
ميترسيدم نياي
داشتم از پشت مردم نگاه ميکردم
نخواستم خجالت زدت کنم
"مست پيداش شد" همچين چيزي
ماله قديما بوده
مگر اينکه قرارت رو لغو کرده باشي
نه ، معامله ، معاملست
يالا
کجا داريم ميريم؟
اه ، ميريم عکس بندازيم
من خوش عکس نيستم
وقتي نوبتت تموم شد بهم خبر بده ، خب ؟
خداحافظ
نگران نباشيد من تا ماه " اوت " خونه اش خواهم بود
شوخي کردم
ميبينمت
بخاطر همه چي ممنون ، پدر
مطمئني نميخواي برسونمت سرکارت ؟
نه ، وسطه پارکه
شب خوبي داشته باشي
اوه ، ببخشيد
فردي " بخاطر تو اومده "
سه ،، چهار
بهتره در هارو قفل کني
پنج ،، شش
صليبتو بقاپ
هفت ،، هشت
بهتره تا بعد منتظر باشي
هفت ،، هشت
بهتره بيدار بموني
نه ، ده
اون دوباره برگشته
صبر کن
ولم کن برم
چيزي براي ترسيدن وجود نداره
فقط کاري رو که ميگم دقيقا انجام بده
کمک
چرا دوباره اين اتفاق داره ميوفته؟
اوه خواهش ميکنم ، نذار اينکارو بکنند
وحشت زده نشو ، آماندا
يه نوزاد خواهيم داشت
وارونه شده
بايد کاري کنيم بچرخه
يه نفس عميق بکش
ميخوام که فشار بدي حالا فشار بده
واي
اين چيه؟
مراقب باش
خواهر ، اين مخلوقه خداست
تسليت
اين مخلوقه خدا نيست
بسه ، بدش به من
نندازش
کجايي؟
نه ، دوباره نه
اين يه پسره
تو نميتوني برگردي
من در رو به روي تو بستم
خب ، من کليد رو پيدا کردم
تولد تو يه نفرين به بشريت بود
اجازه نميدم دوباره اين اتفاق بيوفته
تو باعث شدي که بدنيات بيارم
ولي حالا بايد جونتو بگيرم
ميبينيم ، جنده
ميبينيم
من بايد از زندان زميني آزاد بشم
چطور؟
توي برج دنبالم بگرد
تو هرگز پيداش نميکني
" آنه "
اوه خدايا ، خوشحالم که هستي
وحشتناک بود چي شده ؟
داشتم خواب ميديدم
و نميدونم که چطور ولي اون برگشته
فکر کردم مردي چهار ساعت دير کردي
چهار ساعت؟
اميدوارم نسخه اي براي اين که تو توشي ، داشته باشم
چي؟
ببين ، من ازت ممنونم (براي هيچ چيز ( اسپانيايي
بوووومب
پدرت در مورد تو و آليس واومدنتون به اروپا چي گفت ؟
هيچي ، واقعا فقط يکم داد و بيداد کرد
و خواست متقاعد کنه که دارم زندگيم رو نابود ميکنم
کي داره زندگيشو نابود ميکنه؟
دن و اون دارن آليس رو باهاش ميبرن
شيرجه بدي نبود تمرين کرديا
درسته ، دوساعت در روز شيش روز در هفته
يکي بزن تو رگ فکر کنم بهش نياز داري
نه ، من يه شيفت دو ساعته دارم
نميري تو آب؟
نه ، مامانم اين طرح احمقانه رو زده
و من فرض نميکنم که موهامو آشفته کنم
از دست دخالتاي مامانت در زندگي ، ناراحت نيستي؟
بهش اجازه دخالت رو نميدم
قطعا ، مشکلي نيست
ميدوني ، حق با اونه
گاهي اوقات فکر ميکنم دارم عين " ملسريت " زندگي ميکنم
کي؟ " ملسريت "
همون شخص باستاني که من در موردش خوندم
کسي که دوست داشت بچه هاي خودشو بکشه
چون در راه درست حرکت نميکردند
تو واقعا عجيب غريبي ميدونستي؟
دهنشون سرويس
شامپاين رو باز کنيد بذار مهموني رو شروع کنيم
! بسيار خب ! بسيارخب
No comments yet. Be the first to leave one.