Sanjuro

Sanjuro (椿三十郎)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sanjuro 1962 dvdrip xvid ac3 1ch-[gx] PERSIAN
A Commentary by SOKOOOOOT
زیرنویس فارسی

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
AC3
Published on: 2010-06-05
Downloads: 159
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کمپاني توهو

محصولي از شرکت توهو-کوراساوا

SANJURO

تقديم مي کنم sokOoooot

تهيه کنندگان TOMO YUKI TANAKA and RYUZO KIKUSHIMA

فيلمنامه RYUZO KIKUSHIMA HIDEO OGUNI and AKIRA KUROSAWA

بر اساس رمان روزهاي صلح اثر شوگورو ياماموتو

فيلم برداري FUKUZO KOIZUMI و TAKAO SAITO

طراحي توليد YOSHIRO MURAKI موزيک از MASARU SATO

دستيار کارگردان SHIRO MORITANI مدير توليد HIROSHI NEZU

بازيگران

TOSHIRO MIFUNE

TATSUYA NAKADAI, KEIJU KOBAYASHI

YUZO KAYAMA, REIKO DAN

TAKASHI SHIMURA, KAMATARI FUJIWARA

TAKAKO IRIE, MASAO SHIMIZU, YUNOSUKE ITO

AKIRA KUBO, HIROSHI TACHIKAWA YOSHIO TSUCHIYA

KUNIE TANAKA, TATSUYOSHI EHARA AKIHIKO HIRATA

TORANOSUKE OGAWA KENZO MATSUI, TATSUHIKO HARI

کارگردان AKIRA KUROSAWA

پس موتسوتا جا زده ؟

عموي من رو ديگه روش حسابي نکنيد

من طرحمون رو براي پاکسازي خاندانمون از رشوه خواري بهش نشون دادم

اون فقط نگاه اش کرد و گفت ''من از اوضاع با خبرم ''

پس چرا هيچ کاري نکرد - همين رو هم ازش پرسيدم -

''چرا از رشوه خواري معاون خزانه دار و

و پيشکار ايالتي در غياب دايميو چشم پوشي مي کني ؟ ''

لبخندي زد و گفت

''بر فرض که من پشت شما باشم

، همگي اين فکر رو مي کنيد من يه خوش قلب احمقم يه مترسک که کاري رو که شما بگيد مي کنم

مردم اونطوري که به نظر مي رسند نيستد . مواظب باشيد

هيچوقت به اوني که از همه بدتر هست مظنون نمي شيد . مواظب باشيد ''

بعد پارش کرد - پارش کرد ؟ -

واقعا زياده روي کرده

و بعد ؟

ازش نااميد شدم

به ملاقات مباشر کيکويي رفتم ، همونطوري که برنامه ريزي کرده بوديم

اون چي گفت ؟

همونطوري که انتظار مي رفت موقعيت ما رو درک کرد

، اول گويا آزرده شد و گفت با عموم صحبت خواهد کرد

، ولي وقتي حرف هاي عموم رو بهش گفتم شوکه شده

مدتي فکر کرد و گفت ''بسيار خوب . من با شمام

دوست دارم با همه گروه تو حرف بزنم هرچه سريعتر همشون رو جمع کن ''

همش همين بود

کيکويي خيلي خوبه - مي تونيم روش حساب کنيم -

خيلي آدم بانفوذي هست اون يه مترسک خوش قلب نيست

يه لحظه صبر کنيد ببينم

داستان جالبي بود - ! حرف هاي ما رو شنيدي ؟ متوقف اش کنيد -

ابله

به قيافه من مياد بخوام جايي برم ؟

اينجا چه غلطي مي کني ؟

يه اتاق خالي بود براي سر کردن شب

تازش ، بايد خوشحال باشيد که اتفاقي حرفاتون رو شنيدم

''يه تماشاچي از خود بازيگر چيزهاي بيشتري رو توي زمين مي بينه ''

گوش کنيد

، اگه از من بپرسيد

، خزانه دار اصل کاري هست

و مباشر يه چيز ساختگي

! چي ؟ همچين توهيني بدون پاسخ نمي مونه

اينقدر عصباني نشو

، من قيافه هيچکدومشون رو نديدم

پس نمي تونم از روي سر و وضعشون گول بخورم

خزانه دار قيافش زشته ، مگه نه ؟

حدس مي زنم حق با منه

ولي از روي داستان شما نتيجه ، مي گيرم که بايد مرد بزرگي باشه

کسي که به اين اهميت نمي ده که شما فکر کنيد احمقه

ولي اين مباشر کيکوي

، گفتيد که کارش درسته ''دقيقا همونطور که انتظار مي رفت ''

اين جمله بالا نشون مي ده که شخص خوش لباسيه

درست مي گم ؟

ولي مردم اوني که به نظر مياند نيستند

مواظب باشيد

کافيه ! يه رونين بي ارزش چي مي دونه ؟

من فقط چيزي که خزانه دار گفت رو تکرار کردم

نمي فهميد ؟ : حرف هايي که اون زد خيلي دقيقتر هست

" هيچوقت به اوني که از همه بدتر هست مظنون نمي شيد . مواظب باشيد ''

ممکنه اشتباه کنم ، ولي انگار کيکويي اون عضو فاسده

! احمق

ساکت باش و گوش بده

شغل مباشر چيه ؟

که ناآرامي هاي توي طبقات اجتماعي رو آروم کنه ؟

ولي به جاش ، داره به اين طغيان شما پر و بال مي ده

اين به نظرتون عجيب نيست ؟

يه چيز ديگه هم که هست ، خواسته که همتون سريع جمع بشيد

اين نشانه بديه

اگه باهوش باشه مي تونه ، توي يه حرکت همتون رو بکشه

اون کاري که گفته رو نکنيد فقط صبر کنيد و نگاه کنيد

ولي اون رو امشب اينجا مي بينيم

چي ؟

راست گفتم . نگاه کنيد

کاملا محاصره شديم

حتي يه مورچه هم نمي تونه فرار کنه

حماقت نهايتي نداره ، نه ؟

شمشيرهاتون رو بگذاريد کنار وقتي براي جنگ بازي نمونده

! خفه شو ! ما به حرف تو گوش نمي ديم

خودتون رو آماده کنيد

مطمئنم که کيکويي از اينکه همه شما رو مرده ببينه خيلي خوشحال مي شه

ولي ... ما محاصره شديم

بگذاريدش به عهده من

مباشر کيکويي ما رو فرستاده ! تسليم بشيد

! شما محاصره شديد

! مقاومت نکنيد

! اين سر و صداها چيه چي مي خواييد ؟

فکر مي کنيد داريد چيکار مي کنيد ؟

! قبل از اينکه بريد توي اتاق من کفشتون رو در بياريد

اين يارو کيه ؟

پس ... مي خواييد بجنگيد ؟

خوب دقت کنيد ، شماها من رو از خواب بيدار کرديد و الان توي حال خوشي نيستم

! بکشيد عقب

اين کسي نيست که دنبالشيم

در ضمن ، رد شدن از اين ممکنه خيلي وقت ازمون بگيره

خيلي کارت خوبه

اگه خواستي به خاندان ما خدمت کني ، بيا من رو توي ملک مباشر ببين

اسم من هوبورو هانتي ِ

الان امنه . بياييد بيرون

نمي دونيم چطور از شما تشکر کنيم

تشکري لازم نيست ، ولي يکمي پول بد نيست

چند روزه که غذا نخوردم يه فنجون ساکي و يه کمي غذا بسه

همين کار رو راه مي ندازه

مي بينمتون

ولي الان چيکار مي کنيد ؟

شما چشمان ما رو باز کرديد

هر چه سريعتر مي ريم که از عموم معذرت بخواييم و طبق گفته هاي اون عمل مي کنيم

معقولانست بچه هاي خوب

صبر کنيد . اين جواب نمي ده

خزانه دار الان در خطره

خزانه دار ؟ - درسته -

، اگه جاي کيکويي بودم ، بازداشتش مي کردم

از اونجايي که اون مي دونه کيکويي پشت همه اون رشوه خواري هاست

کجا مي ري ؟ - پيش عموم -

که شما رو بگيرند ؟

مي شناسنت خودت رو نشون بدي ، کارت تمومه

ولي اين تقصير منه - اگه اينقدر احمق نبودم

همه ما مقصريم تو فقط طبق نقشه ما پيش رفتي

ولي اگه اتفاقي براي عموم بيافته

" احمق ! اينقدر نگو " عموم

نمي توني فقط از روي احساساتت کار کني

درسته

هر نه نفرمون توي اين کار باهميم

! هر ده نفرمون

نمي تونم ببينم که داريد خودتون رو به کشتن مي ديد

ساکته . همه چيز درست به نظر مي رسه

نه ، يه چيزي غلطه پنجره ها معمولا اين موقع بسته بودند

توي اين درياچه ماهي هم هست ؟

يه عالمه ماهي کپور گنده

بايد يه ماهي بوده باشه

همون شکي که کرده بودي اون سه تا افراد کيکويي بودند

اون اتاق عمومه . بايد توي دردسر افتاده باشه

عجله نکن . بگذار صبر کنيم و ببينيم چي ميشه

، نمي تونيم اينطوري حرکت کنيم عينه هزار پا

جايي هست که بتونيم قايم شيم ؟

يه طويله جلو رومونه

خوبه . بريم

کويسو ! چي شده ؟

! ارباب ايزاکا

احمق ! وقتي براي اشک ريختن نيست

! ارباب ِ من ، توي مشکل وحشتناکي افتاده

آروم باش بگو چه اتفاقي افتاده

مباشر ناگهان با يه عالمه آدم اومد

- داشتيم غذا مي خورديم مهم نيست . عموم کجاست ؟ -

ده تا مرد بــُردنش

نگهبان ها کدوم گورستوني بودند ؟

غافلگير شدند و توي خونه اصلي زنداني اند

و عمه ام ؟

نمي دونم احتمالا يه جايي زير نظره

و چيدوري ؟

فکر کنم با مادرشه

چند تا نگهبان هست ؟ - چهارده يا 15 -

پس چطور تو فرار کردي ؟

، نگهبان ها ازم خواستند برم ساکي بيارم

منم وانمود کردم دارم مي رم آشپزخونه

بدون همراه ولت کردند ؟ - اولين بار يه مردي دنبالم مي کرد -

اين بار گذاشتن تنها برم

برش گردونيد

برش گردونيم ؟ - بله ، پيش افراد کيکويي -

، خيلي بد شد ، به نظر مي رسه تونسته فرار کنه

ولي زنگ خطر رو به صدا در ميارند اگه ناپديد بشه

بهتر اونه که با ساکي مستشون کنيم

اونوقت مي تونيم پيرزنه (همسر) خزانه دار و دخترش رو نجات بديم

فهميدم

کيسو ، برمي گردي ؟

بله

حالا همين سامورايي

خيلي قابل اطمينان تر از همه شما شده

ما سپاس گذاريم ولي لطفا مواظب حرف زدنت باش

... " به همسر خزانه دار مي گي " پير زن

و اينکه هر حرکت ما رو تصميم مي گيري چطوري باشه باعث رنجشه

، اول مي خواي خانم ها رو نجات بدي

ولي مسئله نجات خزانه دار مهم تره

خيلي خوب اون کجاست ؟

نمي تونيم بدون اينکه بدونيم کجاست نجاتش بديم

نقشه مباشر چيه و مي خواد باهاش چيکار کنه ؟

بدون دونستن اين موضوع هيچ کاري نمي تونيم بکنيم

کيکويي بايد به پيرزنه گفته باشه که چرا شوهرش رو کشيده بيرون

شما نمي خواييد ازش بپرسيد که چي مي دونه ؟

حالا مي فهميد ؟

خوبه . حالا از هم جدا مي شيم

شما سه تا و من پيرزن رو نجات مي ديم

بقيتون بگرديد دنبال خزانه دار

توي يه مکان امن همديگه رو مي بينيم ؟ اين اطراف جايي هست ؟

More Farsi Persian subtitles for Sanjuro

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left