The Whip and the Body

The Whip and the Body (La frusta e il corpo)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Whip and the Body (1963) BRrip-harika
A Commentary by harika

Tags

brrip
Published on: 2019-08-14
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"دالیا لاوی " در

" شلاق و بدن "

کاتیا ،عزیزم - لطفا دیگه اینقدر خودت اذیت نکن -

خیلی وقته که گذشته ، جورجیا

واسه من نه کاتیا نمیتونم فراموش کنم

اون دشنه هنوز از خون دخترم رنگین هست

فقط بخاطر نفرت غیر قابل تحملی که تو قلبم هست زندگی میکنم

قسم میخورم قبل از اینکه بمیرم ،خواهم دید که این دشنه در گلوی اون مرد فرو رفته

دقیقا همونجوری که در گلوی تانیا فرو رفته بود

بخاطر اون

گریه کردن هیچ فایده ای نداره

حالا بیا

!خدای من ، اون خودشه ، اقای کورت - خوب سگها ارباب خودشون رو میشناسن -

" من برگشتن ، لسا "

!ایشون برگشتن ، کورت برگشته

جورجیا

فایده ای نداره

ممکنه جلوی من بگیری

ولی جلوی سرنوشت نمیشه گرفت

!قربان

ببخشید ، کورت برگشته - چی ؟ -

اون پائین توی باغ هستش !خودم دیدمش

اشتباه میکنی ، لوزات

من اینجام

بهت گفتم دیگه هیچوقت برنگردی

اومدی اینجا تا سعی کنی مارو وحشت زده کنی ؟

نه ، کریستین

برگشتم چون شنیدم که تو زن گرفتی

خوشحالم

تبریک میگم ، نوونکا

متشکرم ، کورت

راس بگو ، کورت

چی میخوای ؟

حرفی رو که الان گفتم باور کن ، برادر

اومدم تا بخاطر عروسی که انتخاب کردی بهت تبریک بگم

باید خسته باشی ، کورت

! از اینجا برو بیرون

تو پسر من نیستی تو یه مار خوش خط خالی

از اینکه اطرافیانت ازار ببینن لذت می بری

یادم نرفته ، خودتم می دونی تو تینا رو اغفال کردی

بعدشم بدون هیچ ترحمی ولش کردی رهاش کردی تا به زندگیش پایان بده

بازم همون داستان کهنه ؟

پدر ، شما قول دادین

اون به قلعه برنگشته تا ازم طلب بخشش کنه

اشتباه میکنی ، پدر

بخاطر همین برگشتم

نه ، حرفت باور نمی کنم همه ما باید از تو بترسیم

کریستیانو ، تو از من میترسی ؟

همه انچه که داشتم الان مال توئه

الان تو پسر نورچشمی هستی

من هیچوقت از تو نترسیدم کورته

اگر پدر مایل باشه به تو برسه از نظر من اشکالی نداره

من سر راه نمی ایستم

خیلی خوب ، کورتا

اگر مایل هستی ، بمون

عجب خوشامد گوئی گرمی

تماشای پائین رفتن روز زندگی فوق العاده هست

تماشای چیزائی که به دنیا میان و اونائی که در حال مردن هستن

! بذار برم - دختر عموی کوچولوی نازنینم -

راستش بگو ، هنوز عاشق برادرم هستی

!مطمئنم دست رد به سینم نمیزنی - !کورتا تو ادم پستی هستی -

همیشه در رویای روزی بودی که باهاش ازدواج کنی ، اینطور نیست کاتیا ؟

... ولی راستش

در عوض نباید از من متنفر باشی

از این گذشته ، ازدواج کریستین ضربه سختی برای هردوی ما بود

مسموم شده ؟

نه، تو پایان متفاوتی خواهی داشت کورت منلیف

تو با خنجر خواهی مُرد درست مثل دخترم

من توسط اربابان این خانه بخشیده شدم

فکر نمیکنم خواهان بخشش نوکرهای این خونه هم باشم

هم اکنون اربابان اینجایند

کورت ، می بینم که چای خودت میل کردی

بله ، عادت ندارم منتظر بمونم

کسی هم ازت نخواست اینکارو بکنی

تو خوب بهم یاداوری میکنی

نباید اینجوری باهاش رفتار کنی

فقط اوضاع را بدتر میکنی - اینطور فکر میکنی ؟ -

اگر فکر میکنی که اون میتونه بدتر بشه خیلی خوب نمیشناسیش

منم ، پدر

شما هیچوقت زمانی که من برای گفتن شب بخیر میومدم نمی ترسیدین

یادتون نمیاد ؟

این شما بودی که اون گذرگاه بهم نشون دادی

چی از من میخوای ؟

تو من فراموش کردی

ولی نمیتونم اینجا بمونم مگر اینکه حق خودم پس بگیرم

!عنوان و ارثیه ام

پایان کارم نزدیکه

دیگه فرصتی ندارم که امتحان پس بدم

هر چیزی که مال تو بود به برادرت تعلق گرفته

برای همیشه

تو با بدنام کردن خودت اونارو بخش بخشیدی

مراقب باش پدر- !گم شو بیرون -

! لعنتی

! گم شو بیرون

کاتیا تو یه بلائی سر من میاری

اینطور نیست ؟

اشتباه میکنی ، هیچ حسی نسبت بهت ندارم

تو رو به وحشت میندازم ؟

تو قبلا دوستم داشتی

بله ، یه وقتی داشتم

تو همیشه از خوشونت لذت می بردی

ابدا عوض نشدی

کمکم کن پیداش کنم

شما دو تا ، اطراف خوب بگردین

نوونکا کجاست ؟

اصلا نمیدونم

و شلاق سوارکاری ؟ - این یکی ؟ -

این توی جاده پیدا کردم خیلی از عمارت دور نبود

داشتم توی املاک تو گشتی میزدم

بزودی هوا تاریک میشه پیدا کردنش سختر خواهد شد

کاتیا راس میگه ! باید عجله کنی

بیا بریم

کاتیا و کریستین به نظر خوب بهم میان

تقریبا تصور میکردم

که کاتیا برای پیدا کردن نونکا زیاد اشتیاقی نداشت

اون خیلی خرسند میشه اگر جایگاه خودش درکنار برادرم بدست بیاره

اینطور فکر نمیکنی ؟

جورجیا ، تو یه پیرمرد خنگی

فانوس هارو روشن میکنم میتونیم نگاهی به اطراف خندق ها بندازیم

کورت

! بانوی من ! بانوی من

! جورجیا ! جورجیا

!پیداش کردم

بانوی من

! خدارو شکر بیا همین الان ببریمش تو قلعه

کمک کن بلندش کنم - حتما-

حالا بیا

داره بهوش میاد

مطئنم حسابی ترسیده

حتما اسبش اون زمین زده

!کورت

کار کورت بود ؟

برو بیارش لوزات - بله ، قربان -

لوزات

لوزات

نوونکا چطوره ؟ - الان حالش بهتره -

فقط یه سری اثرات عجیبی روی ...پشت خودش داره ، مثل اینکه

مثل اینکه یکی شلاقش زده ،قربان

فعلا میتونی بری - بله ، قربان -

قربان ؟

اقای کورت ؟

!کورت

پدر باهام بیا ، نباید نگاه کنی

بذار نگاش کنم ، کریستین

اون پایان سرنوشت خودش اینجوری رقم زد

! خنجر ، نگاه کنید ، نگاه کنید

شکی نیست می شناسمش

خود تانیاست

اون همونجوری که دخترم از دنیا رفت مُرده

! تانیا

! بچم تانیا شاید به ارامش برسی

دخترم ، بالاخره

انتقامت گرفته شد

پروردگارا ، دعای مارا بشنو

خوشا به حال کسی که گناهش بخشید شده باشد

خوشا به حال مردی که خداوند اون را کیفر نکند

وکسی که روحش هیچ نیرنگی نداشته باشد

وقتی لب از سخن فرو بستم

استخوان هام در طول روز فرسوده میشوند

شب و روز دستام بر من سنگینی میکنند

رطوبت بدن همانند خشکسالی در تابستان میشود

به گناهانم در برابر تو اگاهم

و بی عدالتی هایم برتو پنهان نیست

میگویم " اعمالم را در نزد خداوند اعتراف میکنم "

و تو گناهان مرا خواهی بخشید

آمین

باشد که در ارامش باشی

اکنون ، کورت منلیف در مقابل قضاوت خداوند متعال هست

ولی یکروز هرکس که او را کشته باشد باید با همان قضاوت روبرو شود

بیائید برای روحش دعا کنیم

به نام پدر ، پسر و روح القدس ، آمین

کیه ؟

منم ، کریستین

چی میخوای ؟

میخوام باهات صحبت کنم ، پدر

کریستین ، به گوشم

میخوام یه چیزی درباره کورته ازت بپرسم

به همین خاطره که اینجام

این یه موضوع دردناکه ولی من باید واقعیت بدونم

چی شده ؟

در زمان قتل ، همگی ما بیرون بودیم

شما تنها کسی بودی که اینجا توی قلعه بودی ، شما و کورته

هیچکس دیگه ای اینجا نبوده - چرا ، تو -

چطور جرات میکنی این ازم بپرسی

پدر ، خودتم میدونی که من همیشه پیرو امیال تو بودم

بدون هیچ سوالی ازت اطاعت کردم

اینقدر مطیع تو بودم ...که حتی با این زنی

که برای برادرم در نظر !گرفته بودی ازدواج کردم

ولی الان باید بدونم - چیرو میخوای بدونی ؟ -

اگر اون به دست تو کشته شده این یک کار عادلانه بود

برو بیرون

! از اینجا برو بیرون

ممنون ، جورجیا

چی شده ؟ سرحال نیستی ؟

نه ، ترسیدم با لوزات حرف میزدم

اون در روشنائی نور ماه شبهی رو که توی کلیسا در حرکت بوده به چشم دیده

لوزات دیگه بیشتر از تو به سرش زده

بی شک بازتاب نور ماه بوده

بله

!کورت

More Farsi Persian subtitles for The Whip and the Body

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left