Dawn of the Croods

Dawn of the Croods

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Dawn of the Croods - S01E02 - 720p WEBRip
Dawn of the Croods - S01E02 - WEBRip-2HD
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.com

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
HD
Published on: 2015-12-31
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 159 lines.

‏تنها هدف زندگی در دوره‌ی کروداسئوس .‏فقط بقای برترین‌ها بود

...‏قوی‌ترین غار‌نشین، خونه‌ی بهتری گیر میاورد

...‏...‏همچنین اسباب‌بازی بهتری

.‏...و حتی دوستان بهتر

.‏ولی همه شایسته به دنیا نیومدن

!‏اُه

...‏پس، برای آموزش نحوه‌ی بقا به بچه‌ها

‏دره‌ی "آآآه‌ه‌ه" یه چیزی اختراع کرد .‏که اسمش رو مدرسه گذاشتیم

.‏فقط نمی‌دونم معلممون خودش چطوری آموزش دیده

.‏بجنبید، دانش‌آموزه .‏وقت انجام تکالیفتون رسیده

.‏چه سریع نوبت به تکالیف رسید

(‏جالبه، یادمه که گفتم باید"چیکونا" (ماهی مرغی .‏بگیرید، نه اینکه بهانه‌گیری کنید

!‏ها؟ اوه، اوه

‏گرفتمش؟ ‏حالا دیگه یه شکارچی هستم؟

.‏- گرفتمش .‏- گرفتمش

.‏آقای "اِسکواک"، الان یه چیکونا می‌گیرم

...‏- آره، گرفتمش !‏- منم گرفتمش

‏- ها؟ .‏- اینجا قانون داره

‏شما بدترین دانش‌آموزانی هستید .‏که تا حالا بهشون آموزش دادم

‏ولی ما تنها دانش‌آموزانی هستیم .‏که بهشون آموزش دادی

.‏و بدترینشون

.‏- من به یه دلیل معلم شدم ‏- واسه الهام‌بخشی به ما؟

.‏اُه، نه. برای خوردن چیزایی که می‌گیرید

‏اصلاً حواستون به درس‌های من هست؟

،‏باید چیکونا رو محاصره کنید .‏بعد اون رو بگیرید

.‏و من چیکونا رو می‌خورم

،‏ولی حالا که گذاشتین شام من فرار کنه .‏می‌تونم این رو خط بزنم

.‏ببخشید، آقای اسکواک

،‏ما تلاشمون رو کردیم .‏ولی یه نفر مزاحم شد

‏روز اول مدرسه است و من :‏به همین زودی یه درس رو یاد گرفتم

‏مورچه‌های عنکبوتی دوست ندارن .‏که روشون بیفتی

.‏اٌه، درسته. یه دختر تازه‌وارد

‏اون اولین عضو خانواده‌ش هستش که .‏غار رو ترک کرده

.‏اون فکر می‌کرد که "باد"، آروغِ ابر هستش

.‏همه می‌دونن که باد، گوز خورشیده

.‏اون احتمالاً یکی از ما رو به کشتن میده

!‏آره، حتماً یکی از ما رو به کشتن میده

(‏سلام، من "لِرک" هستم. با «ـِرک» (آدم کودن ‏نوشته میشه. درباره‌ی کی حرف می‌زدیم؟

.‏حالا باید به شما آموزش بدم

...‏اولین قانون شکار این هستش که

.‏هی، به نظر میاد باحال باشی ...‏می‌خوای پشه‌های روی موهای هم

‏...رو جمع کنیم و اسرارمون رو به هم بگیم؟

‏راز من اینه که فقط می‌خوام !‏یه بهترین دوست جدید پیدا کنم. تو

‏ممنون. ولی راز من اینه که .‏سعی دارم به کلاس توجه کنم

!‏- ایپ .‏- آخ

‏اولین قانون شکار چیه؟

‏- خورده نشدن؟ .‏- نه! کار گروهی

.‏جالبه که "خورده نشدن" جزو قوانین نیست !‏همین

...‏چون ایپ به کلاس توجه نداشت

!‏و من گرسنه هستم، از همتون یه آزمون می‌گیرم

،‏نمی‌دونم آزمون چیه .‏ولی به نظر وحشتناک میاد

.‏اُه، البته که هست

،‏شما فکر می‌کردین که چیکونا حیله‌گر هستش

!‏فردا با یک گرگ شیری روبرو می‌شیم! هاها

،‏باید گرگ شیری رو با یه همکار !‏بصورت تیمی بگیرید، فهمیدید؟ کار گروهی

.‏فقط امیدوارم به یه دربدر هم‌گروه نشم

!‏- قصد توهین نداشتم، دربدر‌ها .‏- نه، لیاقت تو بیشتر از این حرف‌هاست

.‏ماهیچه‌ای، تو با دهن‌گشاد هستی

.‏اخمو، تو با مو‌-قشنگ هستی ...‏مو قرمز

‏- اسم هیچکدوم از ما رو نمی‌دونی؟ .‏- ترجیح دادم زیاد خودم رو درگیر نکنم

.‏تو با اون دختر تازه وارد که هیچی نمی‌دونه، هستی

!‏من رو میگه

‏تو حداقل یه چیز رو که می‌دونی، درسته؟

...‏اُه، بچه‌ها، تیمی که کارش بدتر از همه باشه

.(‏واسه یه هفته میفته توی "دردسر عمیق" (سیاهچال

‏میشه حالا بیام بیرون؟

.‏من فقط توی کلاس حرف زدم

!‏اوه، سیاهچال

.‏انگار جای خوبی واسه دوست شدن دو تا دختر هستش

‏قسمت دوم ‏مدرسه‌ی تمرین‌های سخت

.‏یه در لازم داریم تا بکوبمش

‏سلام، ایپ. چی شده؟

معلم خورده شده و اونا میخوان مدرسه رو تعطیل کنن؟

.‏کاش اینطور بود

،‏فردا یه آزمون داریم .‏و من با یه دختره تازه‌وارد هم‌گروه هستم

،‏پس حتماً موفق نمی‌شیم ...‏یعنی بقیه‌ی بچه‌ها

،‏دیگه با من حرف نمی‌زنن ...‏پس وقتی بزرگ بشم، هیچکس من رو

‏واسه گروهش انتخاب نمیکنه ...‏و به جای اینکه یه شکارچی بزرگ بشم

.‏باید دخترِ آب‌رسانِ دره بشم

‏میشه برای "اَمبر" آب بدی؟

.‏ایپ، اینطوری نگو .‏دختر آب‌رسون بودن شغل خوبیه

:‏من به گفتن این حرف افتخار می‌کنم ".‏"دخترم توی دست بقیه آب تف می‌کنه

.‏خب یعنی...این فقط یه آزمونه

.‏بهت گفتم که مدرسه چیز بیخودی هستش

،‏مثل هر پدر دلسوزی ،‏سعی کردم مانع رفتنت بشم

:‏ولی تو همش اینجوری بودی ".‏"بابا، من میخوام برم مدرسه

...‏یعنی، معلم شما

‏چی در مورد شکار می‌دونه وقتی ‏خودش حتی شکار نمی‌کنه؟

‏خیلی چیزا! آقای اسکواک به من یاد داد .‏که چطوری پرتاب کنم

.‏فکر کنم الان دیگه پرتابش می‌کنم

.‏دیدی؟ ببین مدرسه با برادرت چیکار کرده

‏هر دو باید مدرسه رو ترک کنید .‏و بیاید پیش خودم کار کنید

.‏من شکار واقعی رو به شما یاد میدم

!‏- حرف نداره ...‏- بابا، ترک کردن مدرسه

.‏...تنها جواب تو واسه همه‌چیز هستش

.‏شاید بهتر باشه توی سیاهچال زندگی کنم

.‏سندی، حشره‌های خشکم رو واسه تو میذارم

.‏اینقدر افسرده نباش عزیزم

،‏یادگیریِ در افتادن با بقیه .‏بخشی از بزرگ شدنه

‏- شاید...اسم اون دختر تازه‌وارد چیه؟ .‏- لِرک

‏از اون خانواده‌ی غارنشین عجیب؟ .‏شنیدم اونا موهای هم رو می‌خورن

‏منظور مامان‌بزرگ اینه که .‏شاید لرک تو رو شگفت‌زده کنه

‏شاید. یعنی، هر کسی توی یه کاری خوبه، درسته؟

‏خوبه. جذاب بود، ولی .‏واسه گرفتن هیچ چیزی به ما کمک نمی‌کنه

‏توی مدرسه‌ی غاری قبلیت دیگه چی یاد گرفتی؟

‏- شعر‌های دیگه به کار میاد؟ .‏- نه

‏پس همینه. مدرسه‌ی غاری ما .‏فقط شعر یاد میداد

،‏خب حداقل واسه یادگیری شکار .‏جای درستی رو انتخاب کردی

‏راستش، مدرسه‌ی غاری خودمون رو .‏واسه دوست‌یابی ترک کردم

‏ها؟ ‏کارم چطوره، ایپ؟

‏میشه این کار رو فراموش کنیم؟

،‏واسه کمک به تو در مورد آزمون .‏یه فکر کردم

‏این فکر...شامل رقص هم میشه؟

.‏نه

.‏رسیدیم، پسرم .پسرها اینجا مرد میشن

...‏جایی که پدرت یکی از بهترین شکارچی‌ها شده

.‏که توی دره‌ی آآآه‌ه‌ه دومی نداشته

...‏و جایی هستش که تو

.‏- دومین شکارچی بهتری میشی که در دره وجود داشته ...‏- واو! من همیشه دوست داشتم

.‏یه روز تو یه کار دومین فرد برتر بشم

،‏خب اگه مدرسه رو ترک کنی .‏می‌تونی به تمام خواسته‌هات برسی

.‏حالا وارد عمل میشیم

.‏واو! عمل

.‏زود اومدیم و هنوز کسی کاری نکرده

‏اونور رو نگاه کن. اون رو می‌بینی؟

.‏اون سنگ‌اندازها می‌خوان دزدکی حمله کنن

!‏رفقا، حمله‌ی دزدکیِ خوبی داشته باشید

.‏دیگه وارد عمل نمی‌شیم .‏باید استراحت کنی

!‏- یوهو .‏- یه جانور خزنده‌ی کوچولو

.‏همیشه می‌خواستم یکی از اینا داشته باشم .‏ممنون دوست من

.‏نه...این خواهرم "سندی" هستش

.‏اون شکار تمرینیِ تو میشه

‏صداش مثل گرگ شیری هستش .‏ولی اصلاً گاز نمی‌گیره

.‏خب، یه خورده گاز می‌گیره .‏حالا برو. سعی کن بگیریش

.‏برو دنبالش، لرک

.‏هی! فکر کنم الان می‌گیرمش

.‏بجنب، لرک! از نیروی بخش بالای بدنت استفاده کن

!‏یا نیروی بخش پایین ‏اصلاً جاییت نیرو داره؟

‏این دیگه چی بود؟

.‏صدای حیوانات یکی از نیروهای منه

.‏این یه نیروی آزاردهنده هستش، لرک .‏نه، نه. نگران نباش

.‏هنوزم می‌تونیم این آزمون رو قبول بشیم ...‏فقط باید تو رو

.‏...شبیه خودم بسازم ...‏کمی وقت می‌بره ولی

!‏وقت تمومه .‏آزمون الان شروع میشه

.‏با عزیزانتون دوست باشید

.‏خب، حالا نگرانم

‏چرا؟ کسی نمی‌تونه مانع !‏تیم دخترای خارق‌العاده بشه

،‏این اسم رو واسه خودمون گذاشتم ...‏چون ما خارق

‏واو! این مورچه‌های عنکبوتی .‏از من سیر نمیشن

.‏حسودی نکن، ایپ

.‏رسیدیم

‏ببین پسر، شکار واقعی .‏در اصل نصف کار هستش

‏نصف دیگه‌ش پیدا کردن ابر مورد علاقه است؟

.‏اون مال منه. نه، اون یکی

.‏نه، نصف دیگه‌ش، (آویزون) بودن با دوستان هستش

.‏فقط ببین چیکار می‌کنم

.‏سلام رفقا. این پسرم "تانک" هستش .‏دارم آویزون بودن رو بهش یاد میدم

!‏سلام، رفقا. واوو

،‏هنوز داره یاد می‌گیره. خب اَمبر ‏اوضاع شکار امروز چطور بوده؟

More Farsi Persian subtitles for Dawn of the Croods

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left