The first 200 lines.
کنيون بزرگ بودن هيچي نيست
پدربزرگ بودن يا پدر بودن سخت تر از کنيون بزرگ بودنه
فقط يه حفرست که نشسته اونجا و هيچ کاري نميکنه
باشه ولي تو با اينکه کنيون بزرگ نداشته باشي مشکلي نداري؟
يا نکنه بايد عين ظرف خاک گربه توش رو با شن پر کنيم؟
لعنتي
من فقط دارم ميگم کنيون بزرگ
همونجاييه که جو رو توش ول کردن
ايبوني، ايوري؟ دارين درباره جو کثيفه حرف ميزنين؟
آره منم يه چزايي درباره جو کثيفه ميدونم
يه بار اومده بود تو ايستگاه راديويي که چند سال پيش توش کار ميکردم
واسه يه هفتهاي اونجا موند
قصههاي ديوونه کنندهاي تعريف ميکرد
اونقدر ديوونه کننده که وقتي تعريفشون ميکرد بايد برعکس از سقف آويزون ميبود
يه بچه بزرگ با قلب بزرگتر يادم مياد
نميگم آيکيوش خيلي پايين بود
ولي به زور از عقلش استفاده ميکرد
نميگم با حرفتا مخالفتم
ولي گاهي حرفايي که ميزني
به نظر درست نميان
هي جان ريلي
اون مخالفتم نيست، مخالفمه
درضمن اون چه وضع لب و دهنه آخه؟
دندونات عين خونه سازي نصفه نيمه شدن
نکنه با ترقه دهنت رو ميشوري؟
نکنه دندونات شيري هستن؟ من منتظرم رنگشون عوض بشه
و بيفته رو زمين. دندونپزشکت کيه؟ مو هاوارد
با چکش؟
انگار با چوب بيسبال کوبيدن توي دهنت
گوش کنين، جو کثيفه خودش رو تو يه دردسر ديگه انداخته
ولي چطوره بذاريم پسره به روش خودش قصشو تعريف کنه
بريم تماشا کنيم رفقا
واي واي واستا
آهنگ قشنگيه، خيلي خوشم اومد ولي داريم درمورد جو کثيفه حرف ميزنيم
بايد همه چيز مثل سبک قديم باشه از اول شروع ميکنيم
چرخاي بزرگ ميچرخن
منو به خونه براي ديدن ميراثم ميبرن
خوندن آوازهايي درباره سرزمين جنوبي
دلم براي بامي پير تنگ شده و فکر ميکنم اين گناهه
سلام
من کثيفم. جو کثيفه
به نظر کفشاي راحتي ميان
چکمه هاي من خيلي راحت نيستن ولي يه جورايي انگار جادويين
ببين عملي، مثل عقبافتادهها دري وري تحويلم نده
مرتيکه عوضي
ميخواي بشيني تيکههاي نژادپرستانه بهم بندازي
که مثلا ننم بهم گفته زندگي مثل يه جعبه شکلاته
پسر نشستن کنار تو براي
ده ثانيه هم طوريه که آدم ميخواد بره با اسيد دوش بگيره
گه
مو قشنگ
ببين اگه من بهت سلام کنم خيال نداري که بهم بگي عقب افتاده و
اين چيزام که، هان؟
خب بهتره اول بشنويم چي ميگي
منتظر اتوبوس نشستي؟
عادلانهست
نه من منتظرم کنسرت اونجا تموم بشه که بعدش تر و تميز کنم
تروتميز کني؟ کثيفيا رو ديگه، راستش من يه جورايي مسول کاراي گروهم
آهان يعني با گروه سفر ميکني و تجهيزاتشون رو مستقر ميکني
مثلا باندهاشون و اينا رو؟ دقيقا ولي نه راستش
من باهاشون سفر نميکنم بيشتر وقتي اونا رفتن ميرم تي ميکشم
مثلا ميرم گهشون رو تميز ميکنم
عن و گه و اين چيزا ديگه
پس در واقعا باهاشون سفر نميکني مسول کاراشون نيستي
نه راستش من مسول کثافت کارياشونم
الان متوجه شديد ديگه چي کارم خب پس چرا اونجا نيستي؟
چرا اجراشون رو تماشا نميکني؟ خب راستش
من موقع اجراي کنسرت اجازه ندارم برم توي سالن
ولي اگه يه نفر اسهال گرفته باشه استثنا ميتونم برم که تميزش کنم
اينجور وقتا ميتونم يه کمي هم کنسرت رو بشنوم اينم از افتخارات کارمه ديگه
آه
من کارم رو دوست دارم چون اگه مردم هفته بدي داشته باشن ميتونن بيان توي کنسرت
خودشون رو تخليه کنن، منم کمکشون ميکنم آشغالشون رو جمع ميکنم، مايعات بدنشون رو جمع ميکنم
واسه اينکه اونا راحت باشن ميتونن بعدا ازم تشکر کنن
البته نميکنن هيچوقت ولي بازم مشکلي نيست
اين جلوم رو نميگيره که همه توانم رو روي کارم بذارم
بم بم.. خودتون ميدونين چي ميگم ديگه
خيلي اتفاقا برام افتاده که اصلا ازشون سر درنميارم
همه چيز از پايه حقوقيم شروع شد
پايه حقوقيت صر تومنه؟ شوخي کردم
شرمنده حرف بدي زدم نه بابا اين چه حرفيه
همينطورم هست يه جورايي قصه جديد من بعد از قصه اولم شروع ميشه
و بازم برميگرده به روزي که متولد شدم
خب تو که نظر منو جلب کردي و تا جايي که ميبينم از اتوبوس هم خبري نيست
پس از اول شروع کن
از وقتي شروع ميشه که تمام چيزاي خوب تو زندگيم تازه شروع شده بودن
شهر نقرهاي
بهترين شهري که وجود داره
امروز صبح بيدار شدم براي خودم يه اسلحه گرفتم
مامانم هميشه ميگفت من برگزيده هستم
يک در ميليون ايمان دارم شعلهور ميشم و ميدرخشم
من با يه نشون بد با چشماي ماهگرفته متولد شدم
امروز صبح بيدار شدم و هر چي که دوست داشتم از بين رفته بود
بابام هيچوقت از درست و غلط نگفته بود
ولي من خوب به نظر ميام عزيزم احساس خوبي دارم
من با يه نشون بد با چشماي ماهگرفته متولد شدم
و امروز بهترين روز عمرمه، من با برندي عروسي کردم
اووه، يه چيزي بايد جلومو بگيره
واي
اين احساس مثل سوختن عشق توي آتيشه
بيا اينجا
انگار داشتم خواب ميديدم
برندي منو از خودمم بهتر ميشناخت
مثلا ميدونست من نميدونم هفت هفتا ميشه چندتا
البته الان ميدونم ميشه 77 تا ولي منظور اينه که
اون منو خوب ميشناخت
و درست وقتي فکر ميکردم ديگه ازين بهتر نميشه بازم بهتر ميشد
..جو
ما قراره بچه دار بشيم
تهوع اول صبح خيلي زود رسيد
خالي کن خودتو
ولي برندي خيلي خوب از پسش برميومد
بايد عشق باشه
آه
و بعد روز بزرگ از راه رسيد
جو عزيزم حالت چطوره؟
خوبم عزيزم خوبم
خدايا اونو مثل برندي باهوشش کن
مثل من احمقش نکن جو؟
چيه؟
خودمم نميدونم چي کار کنم. کاري هست بگو تا بکنم
عزيزم نفس عميق بکش خب
دم و بازدم، خودشه باشه
خيلي زود قراره بچمون رو ببينيم
اميدوارم شبيه تو باشه
نه خفه شو
منظورم اينه که خفه شو اون بايد شبيه تو باشه
اينطوري آرزوها رو خراب نکن. اگه يه وقت خدا به حرفت گوش کنه چي؟
تو خوشتيپ ترين مردي هستي که من ديدم
عزيزم فکر کنم اون چيزي که ريختن توي چشمات خواب آور بوده
چون خودتم نميفهمي چي داري ميگي
خب بذار ببينيم
گشاديش که به نظر خوب مياد
دکتر داري سيگار ميکشي؟
خود سيگاره اينو بهت گفت عقل کل؟
دکتر بريس با داخلي 182 تماس بگيريد
دکتر دختر؟ آقا، ميشه برندي صدات کنم؟
چون حس ميکنم وقتي اينجات رو ديدم ديگه بايد به اسم کوچيک همديگه رو صدا بزنيم
راستش اين طرز برخورد به نظرم خيلي دکترانه نمياد
واقعا؟ مگه تو دانشگاه پزشکي رفتي؟
نه نرفتم
وس نميدونه دکترا چطوري حرف ميزنن آخه يه طوري
با اعتماد به نفس گفتي انگار ميدوني دکترا چجوري حرف ميزنن
جوي من درسش رو از زندگي گرفته
و با افتخار هم فارغ التحصيل شده لطفا باهاش با احترام برخورد کن
ممنون برندي. تو هميشه به من لطف داري
دست خودم نيست عزيزم
خب خب دخترکمون داره مياد بيرون الاناست که بچتون رو ببينين
شنيدي عزيزم؟ از همين الانشم کلي دوستش دارم
خانم؟ يه لحظه واستين
سو، مثل اينکه يه بچه ديگه هم اونجاست
چي گفتي؟ يه بچه ديگه هم هست؟ مثلا ما وسط جلسهايم ها
ببخشيد دکتر ميشه يه لحظه.. اوووف عجب چيزيه منم ميخوام
چي؟ مسايل پزشکيه
شبيه مسايل پزشکي نميومد ولي
تو دانشگاه پزشکي رفتي؟
نه، همين چند لحظه پيش اين جريان رو شنيدم دکتر من يه بچه ديگه هم ميبينم
گرچه من اصلا تخصصم زايمان نيست
تخصصت نيست؟ خودم خواستم بيام تو اين يکي همين که فهميدم
برندي قراره اينجا لنگاشو بده هوا
يعني چي؟ بزن به چاک بابا
چي کار ميکني؟ اينجوري حرف نزن
اي تف توش ديگه چي شده؟
سه تا اون توئه سه تا چي؟
سه تا بچه احمق
گفتم که آره الان ديدمشون
ببخشيد
امروز روزيه که اين موجودات ظريف سفرشون رو آغاز ميکنن
خدا هر کسي که توي اين اتاقه زنده نگه داره
من و جو خيلي ازتون تشکر ميکنيم اگه حرمت لازم رو نگه دارين
عزيزم گل گفتي
اون خيلي خوب حرف ميزنه استعداد شعر گفتن داره
مريم حيدرزاده خودمي عزيزم
ممم
اين دختره برندي يه تيکه طلاست از درون و بيرون
ممم ممم
مگه ميشه يه زني مثل اين يه مردي مثل اون رو دوست داشته باشه؟ حتما اين احمق رو دست کم گرفتم
نظرت چيه بچه ها رو به دنيا بياريم؟
واي مارتين اسکورسيزي هم نميتونست همچين صحنهاي خلق کنه
ديگه يه مرد چي از خدا ميخواد آخه؟
اينو نميخواد
پس برندي چي گفت؟ بياين بچهها رو به دنيا بياريم
باشه جو کثيفه
برو کنار که سه تا بچه دارن ميان
فشار بده! فشار بده
زودباش! تو ميتوني
دارن حرف ميزنن؟
تبريک ميگم! سه قلو نصيبتون شد
چي؟
برندي شنيدي؟ ما يه تيم کامل بهمون اضافه شد خيلي خوشحالم
جو خيلي خوبه که ميخواي اسماشون رو بذاري برندي کوچيکه، برندي برندي
و برندي قسمت دوم با ويرايش خاص ولي اينا بايد اسماي واقعي داشته باشن
حق با توست. اوني که درست فکر ميکنه تويي اينا چطوره؟
- Def Lep, Skynyrd و Seger. جو! جدي باش
ميدونم دپ لف خوب نبود. اشتباه بود اين يکي چطوره؟
383 مگنوم, 440 مگنوم, و 426, به عنوان اختصار
همه مختصر رو دوست دارن
جو، من براشون اسم ميذارم
باشه، تو اونا رو ساختي همه کارشون رو تو کردي
تو اونا رو عالي و بي نقص درست کردي چه اسمايي ميخواي براشون بذاري؟
No comments yet. Be the first to leave one.