Hijack

Hijack

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Hijack S02E07 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-25
Downloads: 104
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫- یالا دخترها. ‫- لعنتی.

‫اوه، خدایا.

‫این بیرون زیاد دور نمیتونه بره.

‫اون هم پیاده.

‫- باید به «لنگ» زنگ بزنیم. ‫- چی؟

‫و بهش بگی که گند زدی؟ ‫بیخیال.

‫چی شد؟

‫فرار کردن. ‫ولی من باهاشون درگیر شدم.

‫وا، وا، وا. ‫درگیر شدی؟

‫مرکز کنترل. ‫چه خبره؟

‫به کی شلیک کردی؟

‫هی! قطار کجاست؟

‫داریم موقعیت قطار رو پیدا میکنیم.

‫- گزارشی از تلفات نرسیده. ‫- چی گفتن؟

‫برای دستورات بعدی منتظر بمونید.

‫باید یه جوری خط رو عوض کرده باشن.

‫این هم از «بن‌ بستِ» تو.

‫فرمانده «وولف» هر دوی اونا رو ‫قطعی شناسایی کرده بود.

‫موقعیت شلیک داشت، ‫شلیک کرد.

‫آره، ولی نمیدونیم به کی زده...

‫در هر صورت، یکی از رباینده‌ ها از پا در اومده، ‫یکی دیگه مونده.

‫و به محض اینکه قطار رو پیدا کنن، ‫کار رو تموم میکنیم.

‫کلارا...

‫۲۶۰۰، لطفاً پاسخ بدید.

‫اوتو، اونجایی؟

‫همه حالشون خوبه؟ ‫کجایید؟

‫اوتو، نه، جواب نده.

‫- بذار وایسم و بهت کمک کنم. ‫- نه.

‫نه، توقف نکن.

‫- نشونه‌شون من نبودم. ‫- لعنتی.

‫چرا به من شلیک کردن؟

‫هدفش من بودم.

‫حتماً خطا زده.

‫این عوضی‌ ها اصلاً خطا توی کارشون نیست.

‫- یا خدا. ‫- نمیتونیم اینطوری ادامه بدیم.

‫باید ادامه بدیم.

‫خیلی نزدیکیم. ‫دیگه چیزی نمونده.

‫اگه بتونیم همه رو از این قطار پیاده کنیم. ‫چیزی رو که میخوان بهشون بدیم.

‫تا وقتی مارشا دست اوناست...

‫پس مجبوریم همین کار رو بکنیم.

‫خب، اون قطار کجاست؟

‫درست قبل از «برگمان‌ اشتراسه» ‫مسیر ریل رو عوض کرد.

‫فرض رو بر این گذاشتیم که ‫یه جایی توی خط «U6» باشه.

‫هیچ فرضی نکنید. ‫پیداش کنید.

‫اگه قطار رو پیدا کنیم، میکشنش.

‫کلارا، این دیگه دست ما نیست.

‫اونا از کجا میدونستن؟

‫بیخیال.

‫اونا از کجا میدونستن؟

‫اونا هیچ‌ وقت به من شلیک نمیکردن، ‫مگه اینکه فکر میکردن من یه نیروی متخاصمم.

‫بهم بگو.

‫زود باش!

‫اونا از کجا میدونستن؟

‫آره. ما بهشون گفتیم.

‫ما گفتیم.

‫باشه؟

‫خب، مجبور بودیم.

‫چه انتظاری داشتی؟

‫لعنتی.

‫لعنتی!

‫من اینجا توی موقعیت دشواری قرار دارم.

‫انگار در مورد «سم نلسون» حق با تو بود.

‫اون اون مسافر رو نکشته؟

‫به نظر میرسه که همدست داره.

‫«سم» اینجا نقش مهاجم رو نداره.

‫اون تحت اجباره.

‫خیلی خب. ‫و چه اطلاعاتی داری؟

‫میدونیم که با حیله به برلین کشونده شده.

‫کل این ماجرا...

‫یه توطئه‌ست تا براش پاپوش درست کنن.

‫صرف‌ نظر از اینا، ‫هنوز جون صدها نفر در خطره.

‫یگان جی‌ اس‌ جی ۹ در اولین فرصت، ‫به اون قطار یورش می‌بره...

‫و هدف اصلی‌شون «سم نلسون» هست.

‫در حال حاضر، ‫دلیلی ندارم که عملیات رو لغو کنم.

‫ولی اگه کنترل اوضاع دست اون نیست، ‫پس کشتنش چطور جون بقیه رو نجات میده؟

‫اگه کنترل دست اون نیست، ‫پس دست کیه؟

‫اون مدرک رو برام جور کن.

‫پس حدس میزنم ‫این تحویل انجام نمیشه، درسته؟

‫بهتره امیدوار باشی انجام بشه، ‫چون این تنها راه نجاتته.

‫چی؟

‫اینا همش به‌ خاطر توئه.

‫پس اگه باهامون راه بیای، ‫تا آخر امروز یه آدم آزاد میشی.

‫میرم یکم هوا بخورم.

‫خب، دیگه همه‌مون مُردیم.

‫نه. نه.

‫نه، اون من رو زنده لازم داره، خب؟

‫اگه میخواست قطار رو منفجر کنه، ‫خیلی وقت پیش این کار رو کرده بود. گوشی رو بردار.

‫قانعش کن که همه‌ چی مرتبه.

‫مسخره‌ بازی رو تموم کن. ‫گوشی رو بردار.

‫از کمین جون سالم به در بردیم.

‫به کی شلیک شد؟

‫ما خوبیم.

‫از این بابت مطمئنی؟

‫ببین، اگه صداش رو نشنوم فرض رو بر این میذارم ‫که عملیات لو رفته، و تمومش میکنم.

‫بدون هیچ مدرکی. ‫بدون هیچ سرنخی.

‫و این شامل مارشا هم میشه.

‫منتظرم.

‫هنوز هم میتونیم این تحویل رو انجام بدیم.

‫فقط به یه مقصد جدید نیاز داریم.

‫ترجیحاً جایی که نتونن ‫یه گلوله‌ لعنتی دیگه به شونه‌م بزنن.

‫برید روی زمین.

‫اون‌ وقت مثل یه سیبل بی‌ دفاع میشیم.

‫اگه تماشاچی داشته باشن که ‫بهتون حمله نمیکنن، مگه نه؟

‫حق با اونه.

‫اوتو، راهی هست... راهی هست که ‫قطار رو روی سطح زمین بیاری؟

‫اِم...

‫یه ایستگاه تعمیرات توی «بریتز-سود» هست.

‫- اونجا یه محوطه‌ بزرگ قطاره. ‫- عالیه.

‫میتونی ما رو به اونجا ببری؟

‫- میتونم تلاشم رو بکنم. ‫- خیلی خب.

‫به مرکز کنترل بگو که ‫مقصدت همونجاست.

‫نه. نه، نه، نه، نه.

‫دیگه باهاشون حرف نزن، ‫تا وقتی برسیم به یه جایی که...

‫نتونن دوباره دورمون بزنن.

‫ببین، فقط قطار رو به اونجا ببر، ‫بقیه‌ش با من.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- چطوری؟ سرده، مگه نه؟ ‫- خوبم. واقعاً یخبندونه.

‫اطلاعاتی برامون داری؟

‫اِم... احتمالاً.

‫- اِم، میتونیم غیر رسمی صحبت کنیم، لطفاً؟ ‫- آره.

‫من مدارک رو از پلیس آلمان بیرون کشیدم.

‫اونا از این کار راضی نیستن، ‫ولی من قول دادم تا یک ساعت دیگه پسشون بدم.

‫اگه یک ساعت طول بکشه، ‫خیلی دیر میشه.

‫به نظر میرسه همش همینجاست.

‫اِم، تلفنش، پاسپورتش، و اون کیفی ‫که توی «الکساندر پلاتز» جا گذاشت.

‫آه، آره، بمب.

‫بوم.

‫نه، خواهش میکنم نه...

‫چه اتفاقی داره میفته؟

‫برق داره قطع میشه.

‫به خاطر انفجاره؟

‫فکر کنم همینطور باشه.

‫فکر کنم بهتره... ‫بررسیش کنیم.

‫نه.

‫من میرم.

‫فقط وایسا... وایسا.

‫باید بدونی...

‫چی رو بدونم؟

‫سعی کردم بهش کمک کنم.

‫سعی کردی به کی کمک کنی، اوتو؟

‫واقعاً متأسفم.

‫ما رو از این قطار ببر بیرون.

‫فکر کردم گفتی این ماجرا زود تموم میشه.

‫دارم روش کار میکنم.

‫باید به راهت ادامه بدی.

‫اگه متوقف بشیم و پیدامون کنن، ‫دوباره حمله میکنن.

‫از من انتظار داری چیکار کنم؟

‫هی.

‫این یه قطار نیست. ‫دوتاست.

‫خب، از نظر فنی، آره.

‫آره. دو جفت واگن که ‫از وسط به هم وصل شدن.

‫مشکل توی دو تا واگن عقبیه. پس اگه بتونیم ‫جداشون کنیم، میتونیم به مسیرمون ادامه بدیم.

‫تو... این ممکنه؟

‫میتونیم واگن‌ ها رو از هم جدا کنیم؟

‫آره، آره، ولی وقت زیادی نداریم.

‫پس باید عجله کنیم.

‫باید بهش بگیم که گمش کردیم.

‫وقتی «لنگ» بشنوه که اون متوجه قضیه شده، ‫مرگش رو میخواد.

‫و اگه بشنوه که گمش کردیم، ‫مرگ ما رو میخواد.

‫پس بیا پیداش کنیم.

‫داری کجا میری؟

‫اگه من جای «مارشا» بودم، ‫درخواست کمک میکردم.

‫دارم به یه جای مرتفع میرم.

‫زود باش.

‫اینا تصاویر زنده‌ ای از دپوی «یو-بان» هستن، ‫در جنوب شرقی برلین...

‫که به گفته‌ منابع ما، ‫قراره نقش کلیدی‌ ای در این قطار ربایی ایفا کنه.

‫اونا چی میدونن که ما نمیدونیم؟

‫به نظر میرسه رسانه‌ ها اطمینان دارن ‫که قراره اونجا اتفاقی بیفته.

‫اونجا «بریتز-سود»ـه.

‫در خط U7.

‫حتماً خطش رو عوض کرده.

‫خب، حداقل الان میدونیم ‫به کدوم سمت میره...

‫ولی وقتی نگاه همه به اونجاست، ‫نمیتونیم حمله کنیم.

‫و اون هم این رو میدونه.

‫داره ما رو مجبور به واکنش میکنه.

‫تنها سوال اینجاست که...

‫میتونیم قبل از اینکه برسه اونجا بگیریمش؟

‫و وقتی گرفتینش...

‫بعدش چی؟

‫هدف توی خط U7، ‫غرب «بریتز-سود»ـه.

‫برای اعزام آماده بشید.

‫همگی عجله کنید!

‫هی. ما هم میریم؟

‫شما هیچ‌ جایی نمیرید. ‫همینجا بمونید و منتظر دستور باشید.

‫یه هدف جدید دارید. ‫داریم در امتداد U7 به سمت شرق میریم.

‫مفهومه.

‫بیشتر این چیزها از منم قدیمی‌ ترن.

‫هی، میتونیم حرف بزنیم؟

‫به عنوان دو تا مأمور اطلاعاتی.

‫ببین، بیا اطلاعاتمون رو با هم چک کنیم.

‫چون بر اساس تجربه‌ من همیشه بهتره ‫که همه با هم هماهنگ باشن.

‫- آره؟ آره. ‫- اوم.

‫خب، «جی‌ اس‌ جی ۹». ‫مأموریتشون لغو شده؟

‫نه. دارن دوباره مستقر میشن.

‫دارن دوباره مستقر میشن.

‫میدونیم کجا؟

‫خیلی خب. ‫نوبت منه.

‫چرا داشتی به مطبوعات اطلاعات میدادی؟

‫می‌بینم که مفهوم مشارکت رو درک نمیکنی. ‫صحبتمون تمومه.

More Farsi Persian subtitles for Hijack

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left