Release info

Bad and Crazy E02 HDTV DramaDL
Bad and Crazy E02 WEB-DL DramaDL
A Commentary by AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2021-12-18
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 195 lines.

!لعنت بهت، هی

...هی، مرتیکه

اینجا کجاست؟

تو به او گیونگ ته، یه معذرت‌خواهی بدهکاری

او گیونگ ته؟

قبل از اینکه بری، ازش عذرخواهی کنی

عذرخواهی؟

...دیوونه! منظورت چیه

!گندش بزنن

هی، افسر او

پا شو

!او گیونگ ته! پا شو

!دیوونه

!اینجوری همه میمیریم احمق الان می‌خوای چی کار کنی؟

منتظر چی هستی؟

چیه؟

!می‌خوای چی کار کنم؟ روانی

این احمق رو ببینا- اوه، بیدار شد-

!بیدار شد- با خودت چی فکر کردی که پریدی اونجا؟-

فکر کردی کی هستی، هان؟- ای بابا، خانم-

تازه بهوش اومده، انقدر محکم نزنش

!اون زندگی یه نفر رو نجات داده !اون یه قهرمانه

!چی؟ قهرمان؟ زرشک

هی، فکر کردی کی هستی هان؟ تو قهرمان نیستی

چرا همچین کاری کردی آخه؟- !مامان-

از تو بعید بود- !درد می‌کنه-

چرا این کار رو کردی خب؟- میگم درد می‌گیره-

مامان! داری اذیتش می‌کنی- آه، خدایا واقعا که-

دیگه بسه، بیاین بریم خدا رحم کرد

حالت خوبه؟- چی شده؟-

من چرا اینجام؟

من باید این سوال رو بپرسم داداش دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

کمکم کن بلند شم- هی، خوبی؟-

آه خدایا... چرا من اینجا دراز کشیدم؟

دقیقا! چرا اینجا دراز کشیدی؟

من که اصلا روحم هم از چیزی خبر نداره

چی شده آخه؟

خب کی تو رو توی شعله‌های آتیش پرت کرد؟ این مرتیکه‌ی دیوونه کی هست؟

خب... یه آدم روانیه ...یه آدم دیوونه‌ای که

هی، الان وقت صحبت کردن در مورد آدمای دیوونه نیست

مسئله جدیه، باشه؟

اونا میگن که او گیونگ ته، می‌خواسته خودش رو بکشه

اونم چون تو اون رو مخفیانه می‌پاییدی

از خودشون خزعبلات سر هم کردن تا تیم ما رو به دردسر بندازن

...موش‌های کثیف

هر چی بیشتر بهش فکر می‌کنم بیشتر حرص می‌خورم

نکنه همه با ما دشمنی دارن؟ بابا ما هم خیر سرمون پلیسیم

همکارامون مثلا باید طرف ما باشن ولی از همه بدترن

لعنت بهش... شاید جدی باید دنبال اون دیوونه‌ هه بگردیم

هی، کی اول زنگ زد خبر داد؟

دیشب، خیلی گشنه‌ام بود

به خاطر همینم یکم جوکبال سفارش دادم و ...اومدم بیرون که یه سیگار

نه، منظورم اینه که اومدم هوایی تازه کنم ولی بارون خیلی شدیدی می‌اومد

بعد همون موقع، یه مرد خیلی خوشتیپ رو دیدم که سوار موتور شد

می‌خواستم بهش سلام بدم

ولی بعد یهویی یه صدای بوم مانندی شنیدم و کلی دود رو دیدم که از اون خونه بیرون می‌اومد

واسه همینم حسابی ترسیدم و بلافاصله، زنگ زدم به پلیس

بعد این آقا و یه آقای دیگه، یهویی عین این فیلما، افتادن پایین

هی، بسه دیگه

تو یه مردی که کلاه کاسکت داشت رو دیدی؟

یه کلاه کاسکت مشکی

کلاه کاسکت مشکی؟- آره-

نه، ندیدم

ندیدتش... اون خانومه توی مغازه‌ی سر نبش هم همین رو میگه

ولی تو میگی اون اینجا بوده شاید گیج شدی

شایدم تموم آدمای اینجا با چشمای بسته راه میرن، هان؟

شما واقعا همون مردی هستین که از پنجره افتاد پایین؟

دقیقا چه ورزشی می‌کنین؟ با خودم گفتم در جا مردین

ماهیگیری می‌کنم، بزن بریم

دیگه جوکبال نخور

خدافظ

یه پیام تصویری؟- بله-

...اون یه دختر داشت، می‌دونین که

همش همین بود؟

مطمئنی؟- بله، مطمئنم-

...به خاطر این ویدیوی مسخره

این همه دردسر کشیدیم

...هی، این پیام تصویری

ریو سو یول چی شد؟

هنوز خبری ازش به گوشم نخورده

پس فکر نکنم از این قضیه خبری داشته باشه

مثل اینکه مقامات بالاتر، می‌خوان اون رو به خاطر تحقیقات بیش از حد، توبیخ کنن

افسره چی؟

اون هنوز بیهوشه، احتمال به هوش اومدنش خیلی کمه

...مگه نگفتی

اون صورتت رو دیده؟

بله

هی، این بوم- بله-

این بوم- بله-

باید اوضاع رو سر و سامون بدیم

،اگه تو متهم به قتل بشی

!حتی خود رئیس جمهور هم نمی‌تونه کمکت کنه

چشم

پلیس‌های این کشور واقعا من رو" "خجالت‌زده می‌کنن

واقعا مجبورین همش رو جلوی من بلند بلند بخونین؟

بازرس ارشد ریو" "شما باید بمیرین

...این چرت و پرتا دیگه- هی-

خدایا، ویوها با سرعت نور در حال افزایشه

اینجوری پیش بره، یکم دیگه خبرش به کاخ آبی می‌رسه

!حالا می‌خوای چی کار کنی؟ احمق

یکی اون رو تا دم مرگ کتک زده بود من بیهوش روی زمین پیداش کردم

منظورم اینه که... قربان، من نجاتش دادم

نجاتش دادی؟ هی! ریو سو یول

تو تا حالا، جون کسی رو نجات ندادی مگر اینکه توش منفعتی برده باشی

جفتمون این رو خوب می‌دونیم- ...چیزی که اتفاق افتاد-

هیونگ نیم، واقعا که- ...خیلی واضح بهت گفتم-

تا آخر انتخابات، از دردسر دور بمون

ولی تو با کله رفتی تو دل دردسر

که این یعنی تو دلت نمی‌خواد ترفیع بگیری! اشتباه می‌کنم؟

آخه این چه ربطی به اون داره؟

چرا نباید ترفیع رو بخوام؟

چیه؟ نمی‌خوای تسلیم بشی؟

پس می‌خوای با این چی کار کنی؟

این احمقا همینجوری دارن پشت سرت حرف در میارن

جدی فکر می‌‌کنی با این اوصاف می‌تونی ترفیع بگیری؟

هر چی، دیگه اون رو نخون- !هی-

باشه، فهمیدم، راست و ریستش می‌کنم

جه سون، هی

احمق روانی

،فکر کردم با گند زدن به او گیونگ ته

بالاخره ترفیع می‌گیری

ولی همه‌ی زحماتت، فقط چون

سعی داشتی نجاتش بدی، به باد فنا رفت

ببند بابا! هنوز تموم نشده

هنوز تموم نشده؟ دیگه چیه؟

می‌خوای چی کار کنی؟ می‌خوای دنبال کسی که اون رو زده بگردی؟

...آه، اون عوضی

قسم می‌خورم، اون مرتیکه‌ی کلاه کاسکتی هم دیدش

...گند بزنن به هر چی کلاه کاسکته

انقدر در مورد کلاه حرف نزن، باشه؟

هیچ کس اون رو ندیده

اگه کسی این حرف‌ها رو بشنوه بدو بدو میره همه جا جار میزنه که تو داری دروغ میگی

فقط من به این چرت ‌‌‌و پرت‌هات گوش میدم چون خیلی آدم صبوریم

عقلت رو به کل از دست دادی یا چی؟

فکر می‌کنی من الان چه احساسی دارم، هان؟

مجبورم هی توضیح بدم اونم !وقتی می‌دونم با عقل جور درنمیاد

به خدا دیدمش

اون دقیقا اونجا پیش من بود! چیه؟ نکنه باید به دروغ بگم ندیدمش؟

باشه، فهمیدم چی گفتی، دیگه بیخیال

چرا غذات رو تف کردی توی غذای من؟ ...چندش

صبر کن ببینم

از اونجایی که اون می‌دونست ...او گیونگ ته کجا زندگی می‌کنه

پس یعنی اون دوتا همدیگه رو می‌شناسن

نکنه دوستن؟

پس نکنه با اون کسی که هم زدتش دوست بوده؟

صبر کن ببینم، یعنی اون دیوونه‌ هه، با کسی که افسر او رو زده، دوست بودن؟

گردهمایی دبیرستان بوده؟

آه هر چی، باید مشاوره بگیری شدیدا به مشاور نیاز داری داداش

هی، دیوونه شدی؟

می‌خوای بقیه فکر کنن دیوونه‌ام؟

تا همین نشانی هم که دارم ازم بگیرن؟

دقیقا دیگه! باید قبل از اینکه کلا دیوونه بشی بری پیش مشاور

من، یه دکتر خوب رو می‌شناسم

بهم اعتماد داری دیگه، نه؟ من یانگ جه سونگم داداش

گئون سو، یئوم گئون سو

خیلی هم عالی، من بازرس یانگ جه سون رو حدود پنج سال پیش دیدم

توزیع غیرقانونی مواد روان‌گردون ما رو بهم رسوند

از اون موقع به بعد، من و اون رابطه‌ی خوبی با هم داریم

فکر کنم مشخص باشه که دوستای خوبی هستیم، نه؟

نوشیدنی رو بخورین و با من راحت باشین

می‌دونم که درد و دل کردن با یکی، اونم برای اولین بار کار خیلی سختیه

فقط فکر کنین من مادرتونم کاملا آروم باشین

...من

یه یاروی دیوونه‌ای رو مدام می‌بینم

جانم؟

ولی اون یارو، یهو از ناکجاآباد پیداش میشه

و شروع می‌کنه من رو کتک زدن

خیر سرت پلیسی، می‌تونی خودت دستگیرش کنی پس مشکل چیه؟

...نه گوش بده، مشکل اینه که

من نمی‌دونم اون کیه

اون همیشه کلاه کاسکت داره برای همینم نمی‌تونم صورتش رو ببینم

از ناکجاآباد پیداش میشه و بعد مثل باد غیبش می‌زنه

...ولی چیزی که دیوونه‌ام می‌کنه اینه که

غیر از من کسی تا حالا اون رو ندیده

به خاطر همینم کسی حرفم رو باور نمی‌کنه

واقعا داره دیوونه‌ام می‌کنه

دیدی، بهت که گفتم. نگفتم؟

اون با یه کلاه کاسکت اینور اونور میره ولی تا حالا هیچ کس اون رو ندیده

فقط منم که اون رو می‌‌بینم

این دیوونه‌ام می‌کنه

چرا فقط من می‌بینمش؟

خیلی اذیتم می‌کنه

و تو باعث شدی این چیزا رو دوباره تعریف کنم !و بیشتر اذیت بشم

وقتی مردم یه حادثه‌ی ناجوری رو پشت سر می‌ذارن

معمولا توهم میزنن و یه سری چیزا رو می‌‌بینن یا می‌‌شنون

نه، من قبل از اون حادثه می‌‌‌دیدمش

باشه، شما زمان از دستت در رفته احساس می‌کنی یکی رو دیدی، وقتی ندیدی

و حس می‌کنی چیزی رو تجربه کردی که تا حالا تجربه نکرده بودیش، این اتفاق می‌افته

شما فقط باید کلی استراحت کنین و خوب بخوابین، این دستور دکتره، باشه؟

گفتنش برای شما آسونه

نکنه فکر کردی سرمایی چیزی خوردم؟

قبول کردن وضعیت خودت، حرف اول رو توی درمان میزنه

وقتی یکم آروم‌تر بشی و قبول کنی که ،هر چی من میگم درسته

کم کم آروم‌تر میشی و

دنیا برات قشنگ میشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left