The first 200 lines.
مجموعهي پليس مثل سکهايه که دو رو داره
يک طرفش قانونه و طرف ديگهش نظمه
گاه اوقات براي حفظ نظم بايد قانون رو زير پا گذاشت
چون اگه نظم وجود داشته باشه اونوقت مجموعه درست کار ميکنه
اما ما موقع آموزش اين چيزها رو نميدونستيم
درس اصلي مجموعه، خارج از برنامهي درسي ما بود
....و رئيس ما ويجي سينگ
الفباي اون رو بهمون ياد داد
*ناشيک 1982*
ادامه بدين، ادامه بدين به صف، مرتب
پلس آيندهي بمبئي
شما حتي نميتونيد نقش يه پليس جعلي رو توي فيلمها بازي کنيد
ضمنا، اين که داره مثل سگ ما رو ازمون کار ميکشه" "رئيس ويجي سينگ نيست
"اون مربي آموزشي ما براي اسلحهست"
"مانگش ديکشيت" آتش-
مأمور
پنج گلوله
آماده...آتش
کـــــلاس 83
....اگر قبل از دستگيري يا يورش
حکم گيرتون اومد اون رو غنيمت بشماريد
جرم و مجرمها مثل مهمون ناخونده هستن
وقتي براي حکم گرفتن نيست
اما نبود حکم بازرسي ميتونه عليه ما توي دادگاه کار کنه
"و ايشون استاد قانون ما هستن، وايپيماتور" ....براي مثال-
يه تاکسي توي منطقهي پارک ممنوع جلوي يه هتل پارک کرده بود
يه زن از هتل خارج شد
و روي صندلي پشتي تاکسي نشست
يه مرد از خيابون رد شد و اون هم روي صندلي عقب نشست
دو تا بازرس اين حرکت رو ديدن
و براي تحقيقات، ماشين رو گشتن
و توي تاکسي ماريجوانا پيدا کردن ...خب ، نظر شما چيه؟
دادگاه حکم داده و چرا؟
شوکلا
قربان
ماريجوانا توي تاکسي باشه-
...قربان، ماريجوانا قربان
ممکنه اون دو تا پليس ماريجوانا رو توي ماشين کار گذاشته باشن
براي اينکه يه پرونده درست کنن قربان
مثل يه افسر پليس صحبت نکن
چون هنوز پليس نشدي
اينجا کلاسه، شوخي که نيست
ورده، بگو
چي ميخواستي بگي؟
قربان، با توجه به نقض قانون پارک نميتونيم ماشين رو بگرديم
ماريجوانا رو از توي تاکسي پيدا کردن از متهمي نگرفتن
اما من کي گفتم که اون رو توي تاکسي پيدا کردن يا توي ماشين؟
يا از متهمي گرفتن؟
قربان همين الان گفتين که ماريجوانا رو از توي تاکسي پيدا کردن
...قربان، اين پرونده دربارهي وکيل خان
در مقابل ايالت مهاراشتراست تو دربارهي اين پرونده ميدوني؟
بله قربان، توي کتابخونه خوندم
اينجا مدرسهي حقوق نيست
جابجايي پرونده هدف ما نيست
آناليز بايد در لظحه انجام بشه لحظه قربان-
در "لحظه" قربان
همين، شما فقط بلدين از مدرس غلط بگيريد
اما از خودتون هرگز
خيلي خب، گوش کنيد
کلاس بعدي که قرار بود توسط مدير برگزار بشه، تشکيل نخواهد شد
"و اين منم"
دانشجوي دانشکدهي افسري، اسلم خان" "سومين رديف از آخر
"تقريبا آخرين رديف کلاس 83 ميشينم"
"اولين گروه دانشجوهاي مدير ويجي سينگ"
"اولين ترم تقريبا داشت تموم ميشد"
اما تا امروز هيچ دانشجويي، مدير ويجي سينگ رو" " توي محوطهي دانشگاه نديده بود
خداحافظ...بگير
"حتي توي يکي از کلاسهامون هم تدريس نکرد"
شوکلا، يکي بردار ازخونه اومده
توي خونه تلفن خريدن
دارم خود ارضايي ميکنم دستهام کثيفهها
حرومزاده، اين ملافهها بين همه ميچرخه
و مدير جديد آقاي سينگ هيچ توجهي به دانشگاه نميکنه
نميدونم اصلا اين ملافهها رو ميشورن يا نه
شما کثافتها هيچوقت نميذاريد تمرکز کنم
کثافت
شوکلا
شب امتحان خود ارضايي کردن بدشانسي مياره
چي؟ آره-
سينگ يکي از افسرهاي وطن پرست پليس بمبئي بود
باندهاي جنايتکار زيادي رو منحدم کرد
داشتم فکر ميکردم که اگه اون انقدر افسر خوبي بوده، چرا بايد بفرستنش اينجا که بپوسه؟ حتي يک کلاس هم نيومده
حتما داره مجازات ميشه
ول کنيد بابا چه فرقي به حال ما داره؟
"اما فرق ميکرد"
"ترسيده بوديم"
"...شايد آقاي مدير حتي يک جلسه هم کلاس نيومده باشه اما"
"همه از نمره دادنش ميترسيديم"
شوکلا
درست زدي به قلب هدف
اما من گفته بودم که يک گلوله به سمت چپ و پايين بزنيد
و يک گلوله سمت راست پايين
قلب هدف، قلب هدفه ديگه قربان
احمقِ کودن
توي موقعيت، شليک نميکني که کسي رو بکُشي
شليک ميکني که مجرم رو متوقف کني
ورده
الگوي شليک تو من رو ياد بافتنيهاي کج و کولهي مادرم ميندازه
اينطور مجرم براي هميشه گيج ميشه
بعدي
بفرماييد
آقاي جاداو قربان-
اين گلولهها رو کجا زدي؟
بودجهي دولت رو اينطور به باد ميدي؟ دقيقا ميخواستي چيکار کني؟
خيلي خوبه
ويشنو ورده
اين خلاصهي ترم اول شماست
تمام دانشجوها با نمرهي 50 ارزيابي شدن
...و دربارهي شما، با نمرهي مدير
"مدير باز هم غايب بود" ...و نمرهها-
گاهي اوقات حس ميکردم" "در قسمت پذيرش دورهي آموزشي
"فقط يه شايعه انداخته بودن تا دانشجوها رو بترسونن"
که عالي رتبهترين افسر بمبئي" "به عنوان مدير اينجاست
خب
من، تو و اسلم
براي ترم اول، نفرات برتر کلاس شديم
برتر؟ از آخر-
نيمهي پر ليوان رو ببين ديدن رو ياد بگير
درسته دو نفر ديگه هستن که از آخر اول شدن-
اون جاداو
...و اون يکي کي بود؟ ...سوروه، سوروه-
اصلا دوازده نفر باشن، به من چه؟ من ميخواستم نمرههاي خوب بگيرم
باباي من پولداره
...حتي اگه قبول نشم
کار و بار خانوادهم هست ديگه ميرم اونجا
هنوز مشروط نشديم
به زور پاس شديم ديگه
بابا، من واقعا نمرههاي خوبي ميگرفتم
...اگه اون ديکشيت روي اعصابم نبود
کثافت تمام اعتماد به نفس آدم رو از بين ميبره
بيايد بيضههاي ديکشيت رو بترکونيم
ميخواي اخراج بشيم؟
اگه بگيرنمون اخراج ميشيم
و اگه بگيرنمون هم چي ميشه؟
ما همچين دانشجوهاي خوبي هم نيستيم
برو بالا
بيا اين کار رو بکنيم آفرين-
تو هم هستي؟ برام شغل جور ميکني؟-
آره
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
مدير و ديکشيت از نقشهي بزرگ شوکلا" "با خبر شده بودن
ما اميد زيادي داشتيم که" "مدير به کلاسمون درس بده
و در آخر اون يه درس حسابي بهمون داد" "خيلي واضح و دقيق
ورود مدير دست کمي از ورود" "يه آدم منفي به زندگي ما نداشت
بخش ايپيسي 107-117 *کميته سياست گذاري بين سازماني*
وقتي دو نفر يا بيشتر با هم ملاقات ميکنن
تا نقشهاي براي يه جرم بکشن
تو، تو و تو
قيافههاتون نشون ميده که انگار توي يه حادثهاي دست داشتين
ما هيچ کاري نکرديم قربان
تمام مجرمين همين حرف رو ميزنن
به خاطر همين، وظيفهي پليس اينه که ثابت کنه مجرمين با هم ارتباط دارن
و مجرمين
دقيقا تلاش ميکنن که همين حقيقت رو مخفي کنن
اگه کسي از کلاس ميخواد ازشون بازجويي کنه، ميتونه اين کار رو بکنه
قربان
قربان
اسلم
صورتت چطور کبود شده؟
قربان
ديشب بلند شدم برم دستشويي
...بارون ميباريد و زمين خيس بود
...خب قربان-
شوکلا هم با تو به دستشويي اومده بود؟
خير، خودم به تنهايي از پس اين کار برميام
چون صورت شوکلا هم کبودي داره
تو ديشب کجا بودي شوکلا؟
چند تا عنصر ضد اجتماعي سعي کردن از باران سوءاستفاده کنن
و ميخواستن وارد محوطهي دانشکده بشن ...ما هم
مدرکي داري؟
من هستم
قربان، وقتي ديدم شوکلا با اون متجاوزها درگير شد، رفتم تا نجاتش بدم
متجاوزان چه انگيزهاي از نفوذ به اردوگاه آموزشي داشتن؟
براي دزديدن سلاح و مهمات قربان اسلحههاي تمريني ما
و متجاوزها اين رو به شما گفتن؟
نه، اما قربان اونها تنها چيز داراي ارزش در اينجا هستن
پس چرا داد نزدين؟ بايد نگهبانها رو خبر ميکردين
اين کار رو کرديم، خيلي داد زديم
اما هيچکس صداي ما رو زير صداي بارون نشنيد
و اين درگيري کجا اتفاق افتاد؟
توي زمين تمرين توي زمين تمرين-
قربان، بايد لباسهاي شبشون رو بررسي بکنيم
اگه اينجوري باشه که توي زمين تمرين درگير شده باشن
بايد روي لباسهاشون نشانههايي از بارون و گِل ديشب وجود داشته باشه
بله قربان، اگه درست گفته باشن ميتونيم لکههايي رو پيدا کنيم
قربان، روي لباسهاي شوکلا لکههاي متفاوتي پيدا ميکنيد
پس شوکلا، اسلم و ورده
لباسهاي شبتون رو بررسي کنيم؟
...قربان
قربان، متاسفيم
دروغ گفتيم
متاسفيم
اگه ميخواستين دروغ بگين اول بايد ديشب لباسهاتون رو گل مالي ميکردين
حداقل موقع بازرسي گير نمياُفتادين
بشينيد
فرم ترم دوم روهان
روي نقطه چين امضا بزن
وقتي بچه بود، ميخواست پليس بشه
اما بخش پليس اون چيزي نيست که قبلا بود
سياستمدارها از مجرمين و گنگسترها حمايت ميکنن
No comments yet. Be the first to leave one.