The Twisted Tale of Amanda Knox

The Twisted Tale of Amanda Knox

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Twisted Tale of Amanda Knox S01E05 Mr Nobody 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The Twisted Tale of Amanda Knox 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رافائل سولتسیتو.

مغروره. اما گوش‌به‌فرمانشه.

خواهرم پلیسه. می‌دونه چی کار کنه.

پلیس میگه مدارک نشون میده رودی گوئده

به طور قطع در صحنه جرم حضور داشته.

رودی فقط به بخشی از گناهش اعتراف کرد،

خواست که محاکمه‌ش سریع برگزار بشه،

قبل از ما و جداگانه محاکمه شد.

و دادستانی بعدش تونست روی اهداف اصلیشون تمرکز کنه،

من و رافائل.

دی‌ان‌اِی ناکس روی چاقوئه --

چاقوی سولتسیتو.

هیچ ایده‌ای ندارم این چطور ممکنه اتفاق افتاده باشه.

رافائل گفت تو خونه‌اش نبودی،

ازش خواستی برات دروغ بگه.

آلیبی‌تو ازت گرفته. - چی؟

اونا خیلی... خیلی بهم فشار آوردن،

و من خیلی... ترسیده بودم، و وحشت‌زده و گیج بودم.

اما...

...من حالا اینجام کنارت.

و رافائل چرا گوشیشو خاموش کرد؟

اِم... چو... اِ... چو... باباش هر شب بهش زنگ می‌زنه، و...

من نه... می‌خواستیم تنها باشیم.

آ... آ... الان به وکیل نیاز دارم؟

بازرس، یادتون رفت...

لازم نیست ضبط کنیم.

آره، آره، می‌دونید،

که باتری تموم نشه... - باشه.

تو دروغگویی! ما ساعتهاست اینجاییم!

ببین، دارم صبرمو از دست می‌دم، از این مزخرفات دیگه خسته شدم.

داری دروغ میگی! - کی می‌خوای دست از دروغ گفتن برداری؟

من دروغ نمیگم!

ما می‌دونیم اون آپارتمان رو ترک کرده...

...که اون شب با تو نبوده. - اون هیچوقت نرفت.

ما تمام شب با هم بودیم! - ما مدرک داریم!

باشه. از اول.

شام خوردیم. نه--

آمیلی رو دیدیم، بعدش غذا خوردیم.

ادامه بده.

یه جوینت کشیدیم. رابطه داشتیم، و بعدش گوشی‌هامون رو خاموش کردیم--

این اون چیزی نیست که اون الان گفت.

اون گفت بابات زنگ زد.

نه.

نه... اون--

مگه اینکه... من روز رو اشتباه گرفتم؟

یالا، بگو دیگه.

روز قدیسان پنجشنبه بود؟ - نمی‌دونی؟

اگه بود، اون رفت سر کار. اما... نه، این امکان نداره.

تو خونه موندیم. - تو خونه.

تو، بیرون، تو، بیرون...

نمی‌تونی بشنوی چی داری میگی؟ داستانت پر از سوراخ سوراخه.

اون بی‌عرضه‌ت کرده؟

می‌تونیم تو رو سی سال بفرستیم زندان.

برای چی؟

برای اینکه یه آدم ترسو و بی‌عرضه‌ای هستی که دوست داری چاقو با خودت اینور و اونور ببری.

بهتون گفتم، من فقط اونا رو جمع می‌کنم. این یه سرگرمیه، هیچی بیشتر نیست.

کفش‌هاش!

کفش‌هاش!

چی؟ چی شده؟

چی...

کفش‌هات رو در بیار.

چرا؟ - بهشون نیاز داریم.

فکر کنم باید به بابام زنگ بزنم.

نه.

یه ثانیه، می‌خوام زنگ بزنم--

این کفش‌های لعنتی رو در بیار!!

یالا، ما کل روز وقت نداریم!

سریع!!

این کفش‌ها رو مستقیم ببر آزمایشگاه.

دوباره امتحان کنیم؟

آماندا شب قتل با تو بود؟

تمام شب؟

حتی وقتی خواب بودی؟

نه.

اون ممکنه رفته باشه سر کار.

اِم‌هوم؟

شاید رفته باشه بیرون و برگشته باشه--

بله، من...

فکر کنم همینه که اتفاق افتاده.

هر داستانی قهرمانی داره.

وقتی بچه‌ی کوچیکی هستی، به نیروهای جادویی برای خوبی باور داری.

ابرقهرمان‌هایی که با شنل و تاج پرواز می‌کنن و برای عدالت می‌جنگن.

لطفا. من دارم تلاشمو می‌کنم.

فکر می‌کنی برام گل‌های پژمرده‌ی قدیمی آوردن تلاشه؟

وقتی بهت نیاز دارم اینجا بودن... - به خدا، کریسمسه!

با گذشت زمان، یاد می‌گیری قهرمان‌های واقعی زیاد نیستن.

بابا، صبر کن!

و وقتی کسی به نجات احتیاج داره،

این به عهده‌ی توئه که وارد عمل بشی.

برای اون.

از کجا می‌دونیم قاچاق نیست؟

نگاش کردی؟

اون دل و جراتشو نداره.

بیا.

بگیرش.

ممنون.

حالت خوبه؟

آره.

آره. امروز سخت بود. - اِم‌هوم.

تمام اون بحث‌ها.

هی، وکلای ما چرا انقدر ناراحت بودن؟

چون مینی‌نی قرار بود گزارش DNA رو بهشون بده

تا بتونن از ما دفاع کنن، ولی اونا دارن...

چطور بگم... وقت تلف می‌کنن؟

ولی اشکال نداره، می‌دونی. اشکال نداره چون اونا می‌جنگن

و برنده می‌شن.

هی.

آره؟

وقتی از اینجا بیرون رفتیم،

می‌برمت یه شام خوب تا جشن بگیریم.

نظرت چیه؟

تو هنوز بهم ترافل بدهکاری.

آره.

می‌ریم گوبیو. - من ناهار و شام می‌خوام.

صبحونه هم، نه؟ - و صبحونه.

بسه دیگه انگلیسی حرف زدن.

پادری.

"پادری." "عروسک خیمه‌شب‌بازی."

این هویت‌های دروغینی که به من نسبت داده شد

توسط آدمایی که منو نمی‌شناختن.

ولی آماندا منو می‌شناخت.

اینجا زیاد به دردم نخورد.

بخش حفاظت‌شده زندان ترنی

جهنم نهم دانته بود.

محل نگهداری متجاوزین،

بچه‌بازها، جنایتکاران خشن، و من.

همون اوایل زندانیم،

هم‌سلولیم یه خبرچین بود...

...که اطلاعات می‌فروخت تا حکمش کم بشه.

هیچ‌وقت فکر کردی اون فقط داشت ازت استفاده می‌کرد؟

فکر می‌کنی چون کنترل کردنت آسون بود تو رو انتخاب کرد؟

اون همه خون...

...و تو هنوز فرار نکردی.

بابا، من عکس‌ها رو تو روزنامه‌ها دیدم.

اون خون نیست!

اون خون نیست!

شبیه خونه. صبر کن.

نه، اون فنول‌فتالئینِه!

بابا تحقیق کرده... تو بهش بگو. - فنول‌فتالئین!

رافائل، گوش کن...

فنول‌فتالئین یه ماده شیمیاییه که تو پزشکی قانونی استفاده میشه.

با مولکول هِم موجود در خون واکنش نشون می‌ده.

واکنش مثبت رنگ صورتی می‌ده.

ولی به مرور زمان صورتی میشه.

چه خون باشه، چه نباشه--

فهمیدیم، انیشتین. رافا؟

ولی-- کی عکس رو لو داد؟

خب، کی کفش‌هاتو برداشت؟

تو چی فکر می‌کنی؟ اون پلیس‌های لعنتی!

جوری نشون میدن انگار آماندا اومده خونه و عملاً تو خون حموم کرده.

رافائل...

می‌خوام ونسا هفته دیگه بیاد دادگاه.

بابا، نه. به شغلش آسیب می‌زنه. - نه، نمی‌تونم!

فرانک، رئیس‌ها گفتن نه.

وکیلی با اون همه جرأت استخدام نمی‌کنی که به حرفش گوش ندی.

ببین. به حرف زنت گوش کن. بسه.

سلام.

رافا، مارا سلام می‌رسونه.

ممنون--

پسرم. تو الان به هر خبر خوبی که می‌تونی نیاز داری.

پلیس--

داره آماندا رو با این-- این لو رفتن‌های «شواهد» هدف قرار می‌ده.

و اون داره تو رو هم با خودش غرق می‌کنه--

بهت گفتم!

ولش کن--

بیا، وقت رفتنه.

هشت روز، می‌شناختش.

خودشو تو اون گم کرده.

اون همیشه همین کارو می‌کنه.

با مامان هم همین‌جوری بود.

کارهای بیشتری هست که باید انجام بدم.

چی؟

چی‌کار باید بکنه؟ - رد کفش.

شباهت کفش‌های کتونی من

به رد خونین کفش در صحنه جرم

تنها چیزی بود که پلیس برای ارتباط مستقیم من به قتل داشت.

پس، وقتی پلیس یه رد مشابه تو آپارتمان رودی گوئده رو نادیده گرفت،

بابام یافته‌هاش رو به اطلاع عموم رسوند.

کفش رافائل اون کفش نیست!

توجه کنید به سایز ۴۲.۵ پسر من...

...دایره‌های هم‌مرکز کمتری داره...

...نسبت به سایز ۴۵ رودی، که دقیقاً با اون یکی صحنه جرم مطابقت داره.

همچنین...

...این بی‌نظمی...

...که پلیس متوجهش نشد.

علتش؟

یک تکه شیشه شکسته.

یعنی داری میگی سرقت صحنه‌سازی نشده بود؟

باید به حرف من گوش کنی!

دیروز تو تلویزیون بودی؟ امروز اینو لو دادن.

این دیگه چه کوفتیه بابا! این جدیه!!

آروم باش، ونسا.

نه.

من حتی مرِدیت رو هم دست نزده بودم.

قطعاً نه سوتینش!

و گفتی DNA من تو هیچ جای دیگه صحنه جرم پیدا نشد؟

مهمه که مقیاس کامل وضعیتت رو درک کنی.

ایتالیا زیر ذره‌بینه.

تحقیر در سطح بین‌المللی یک تهدید ملی برای نهادهای ماست.

کسی باید مسئولیت این جنایت رو به عهده بگیره.

The Twisted Tale of Amanda Knox subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left