Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Parenthood 2010 S04E10 Trouble in Candyland 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 10 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یه خبری دارم

پدرت قراره نظارت کنه روی ساخت یه ساختمون خیلی بزرگ

تو برکلی غربی. واقعاً داره اتفاق میفته

سلام. مارلی. سلام. شما کی هستین؟

من تازه اومدم به ساختمون بغلی

اون همسایه بداخلاق ممکنه کارتون رو تعطیل کنه

ما نمی‌تونیم این رو بندازیم گردن آدام

فکر کنم باید بدونه

کار تو لس‌آنجلس رو اوکی کردم تا بتونم برم قضیه روبی رو حل و فصل کنم

اون میگه «بهت نیاز دارم» و بعد یهو...

تو میری و هرچی که اون میخواد رو انجام میدی

نه، اصلاً اینطوری نیست! خودتو خسته نکن

بهش بگو وقتت آزاده. کل آخر هفته

مصاحبه چطور بود؟ طرف نگام کرد و گفت:

«اوه، چه جالب. تو افغانستان بودی؟

«کسی رو هم کشتی؟» و دیگه تموم شد رفت

سلام

عمو جوئل. آره

صبح بخیر

صبح بخیر. این... عجیبه. ببین این چیه

برات یه کوچولو سوغاتی آوردم

اسم من روشه. وای

تا روزت رو عالی شروع کنی

این خیلی عجیبه. مگه نه؟

ممنون. بله، بیا

نوش جان. نوش جان

خب، ممنون که این همه راه کوبیدی اومدی که فقط این قهوه رو بهم بدی

حقته. مرد خوبی هستی. آره

هی، رایان رو می‌شناسی، آره؟ دوست پسرت

آره. دوست پسرم. آره. رایان رو می‌شناسم

خب، الان دنبال کاره و یهو به ذهنم رسید

البته

شرکت ساخت و ساز عمو جوئل، عالیه

برات یه کارگر عالی پیدا کردم. حرف نداره

واقعاً خوبه. مطمئنم که خوبه

عالیه، نه؟ من... آره... فقط من...

من ندارم... خیلی کمک می‌کنه. هر چیزی

ما تیممون کامله. کاری ندارید؟

هیچ جای خالی‌ای ندارید؟ هیچی؟ هیچی. یعنی...

باشه. ممنون که گذاشتی بپرسم

ممنونم. ممنون بابت قهوه

آره، می‌دونی که ترکیبی فوق‌العاده‌ست

یعنی، راستش دو دلار بیشتر برام آب خورد

ولی اشکالی نداره. ارزشش رو داشت. خب

فقط برای اینکه این گپ رو بزنیم

هی

بهش بگو فردا صبح بیاد

و یه جفت دستکش کار بیاره

و یه کاری براش پیدا می‌کنیم. عمو جوئل

خیلی ممنون. عالیه

باشه. آره. خیلی ممنون عمو جوئل

تو بهترینی!

پس یهو منو می‌کشونن توی این گفتگو... آره

با اون پسر. خیلی آروم و بی‌خیاله

تو الان عضو لد زپلین هستی

فقط نشستم، ولی کاملاً انگار زمین‌گیر شدم. و... و بعدش

جیمی پیج میاد داخل. و اونا... آه!

اونا اونجا نشستن و دارن درباره این کنسرت حرف می‌زنن

فکر کنم "وول لاتا لاو" بود. و رابرت گفت:

«آقا، من خیلی گیج شده بودم. و فقط تا هشت شمردم. گفتم:

«هر اتفاقی بیفته، من روی هشت می‌آم تو.»»

و اون میگه یک دو. کلاً با عدد و رقم سروکار داره

خب، فکر کن در حال دنبال کردن... اوه، کرازبی

از "وول لاتا لاو". اون درام... کرازبی، کرازبی

ادامه پیدا می‌کنه... کرازبی! اوه یه اتفاقی داره بیرون میفته

خب، من... باید برای یه لحظه بکشمت کنار

خیلی متاسفم. سلام. فقط...

هی. چطوری؟

پنج دقیقه بهم فرصت بده. نه، نه، نه. اضطراریه

این یه وضعیت مارلیه

باشه. الان برمی‌گردم

اوه، نه، نه نه. وایسا. وایسا، وایسا

لطفاً، لطفاً، لطفاً. این کارو نکن

ببخشید. می‌دونید اون ماشین کیه؟

ماشین گلن هنسارده. اون یه خواننده دوره‌گرده

نمی‌تونید یه خواننده دوره‌گرد رو بکسل کنید. اون یه خواننده دوره‌گرده؟

فکر کردم کمریه

باشه. می‌دونی چیه؟

کی... این زن به شما زنگ زد؟

این موجود قیافه اسبی عجیب و غریب؟

اون شما رو تحریک کرده؟

من فقط آدرس و پلاک ماشین رو برمی‌دارم، رفیق

من اسم‌ها رو نمی‌گیرم. می‌دونم چیکار می‌خوایم بکنیم

۵۰۰ دلار. چطوره؟ می‌تونید کمترش کنید

و همه خوشحالن. ۵۰۰ دلار؟

۵۰۰ دلار. باشه

بفرما ۱۱۶ دلار

شما ۱۱۶ دلار رو بردار. من یه ساعت دیگه ۴۰۰ دلار میارم. میام پایین

هر جا که باشید. می‌تونید تو پارکینگ تحویل بگیرید

نزدیک والنسیا. فقط پول نقد

صبر کن، صبر کن، صبر کن. باشه. حالا دارم می‌کنمش ۶۱۶ دلار

من الان ۱۱۶ دلار رو بهتون میدم و بعد میارم

با ۵۰۰ دلار دیگه میام. ببخشید

۷۱۶ دلار! اوه، مرد حسابی!

مسخره‌ام کردی؟

خیلی ممنون، رفیق

اوه... هی

اون ماشین منه؟

اون ماشین توئه؟

خب. سوال شماره چهار. بیا

بیا. تو می‌تونی.

یه تلاشی بکن. تو می‌تونی. بیا.

وقتی می‌بینم چطور انجامش می‌دی، آسون‌تره.

حتماً همینطوره.

ولی سه تای اول رو اونجوری انجام دادیم،

و نوبت این یکی توئه.

خب، باشه. پس وقتی کسرها رو جمع می‌کنیم،

اولین قدم اینه که...

مطمئن بشیم مخرج‌ها یکی باشن.

سیدنی، باشه. این تکالیف ویکتوره.

پس حرفش رو قطع نکن، باشه؟

قانونمون در مورد وسط حرف کسی نپریدن یادت میاد؟

آره، ولی مامان، حرف قطع کردن نیست چون...

ویکتور چیزی نمی‌گفت. داشت فکر می‌کرد.

و سخته آدم فکر کنه وقتی یکی جواب رو داد می‌زنه.

پس تو تکالیفت رو انجام بده. باشه؟

باید برای بیسبال آماده بشم.

اوه، نه، لازم نیست. بیسبال تا بیش از یه ساعت دیگه نیست.

بیا. باشه. بیا انجامش بدیم.

بلند بخونش. چی نوشته؟

یک دوم...

به اضافه یک چهارم برابر است...

با...

برابر است با سه چهارم.

سیدنی، برو... باشه. تکالیفت رو بردار و برو بالا.

آره، ولی من داشتم کمک می‌کردم. تو کمکی نمی‌کردی... باشه.

این تنبیه نیست، ولی لطفاً برو بالا.

من و ویکتور نیاز داریم تنها باشیم تا روی این کار کنیم.

این رو بعداً انجام می‌دم.

نه، انجام نمی‌دی ویکتور. ما الان می‌خوایم روی این کار کنیم.

نه! آره. ما الان می‌خوایم روی این کار کنیم، باشه؟

اگه ویکتور مجبور نیست تکالیفش رو انجام بده،

چرا من باید تکالیفم رو انجام بدم؟ اون هم مجبوره. و تو هم همینطور.

لطفاً. ویکتور! باید برای بیسبال آماده شم.

اگه این رو انجام ندی، بیسبالی در کار نیست.

این پیراهن آبی رو می‌خوای با کت و شلوارت بپوشی؟

نه، این رو برداشتم.

هی، کفش‌های مجلسی‌ت رو فراموش نکن.

یه کیسه کفش داری؟

چی؟ لازم نیست این کار رو بکنی.

دارم چی کار می‌کنم؟ داری سعی می‌کنی عادی نشون بدی...

که داری وسایلت رو برای سفرت جمع می‌کنی.

و من دارم وسایلم رو برای سفرم جمع می‌کنم. آره. همینطوره.

ولی این... این عادی نیست.

عادی نیست. پس بیا فقط تمومش کنیم و، می‌دونی،

وسایل رو جمع کنیم و... خب، ما می‌تونیم عادی‌ش کنیم.

گفتم شنبه میام.

نمی‌دونم چرا... دیگه نمی‌خوام بیای.

واقعاً نمی‌خوام.

می‌خوام کار مهمت رو انجام بدی که مهمه.

و، اَه، من آخر هفته رو با دوستام می‌گذرونم.

و دوشنبه می‌بینمت. باشه؟

می‌دونی، من تو این موقعیت سخت قرار دارم.

و من همین الان سعی کردم یه انتخاب خیلی سخت بکنم.

و دارم سعی می‌کنم... آره، تو... دقیقاً.

تو یه انتخاب کردی. و، می‌دونی، مطمئنم هنک خیلی قدردانه.

تو یه کارمند خیلی عالی هستی.

فقط یه نامزد بی‌عرضه هستی.

پس فقط برای ناهار می‌بینیش؟

آره. آره. قرار بود حدود یه ساعت ببینمش. فکر کنم.

هی! بابا!

هی. هی.

سلام. ناز شدی.

اوه، ممنون. سلام، هنک.

سندی. ببین کی اینجاست. اینجا تو لس آنجلس.

آره. آره. بهت گفتم. یه کار لحظه آخری برام پیش اومد.

نمی‌تونستم از دستش بدم.

سلام. من سارا هستم. با هنک کار می‌کنم. من دستیارش هستم.

خوشبختم.

می‌دونی این آخر هفته مال تو نیست.

آره، می‌دونم. آره. بهت گفتم این یه...

فرصت شغلیه و من فقط دارم ازش استفاده می‌کنم.

می‌خوام با دخترم وقت بگذرونم.

اشکالی داره؟

باشه. پس داری به من میگی که این ربطی به مینه‌سوتا نداره؟

چرا راجع به این خصوصی صحبت نکنیم؟

هی، اِم، روبی، یه کم کوکی تو لابی هست.

اگه اشکالی نداره، من می‌برمش. آره.

فقط خیلی دور نرو، عزیزم. چون می‌خوام قبل از رفتنم ازت خداحافظی کنم.

باشه. الان میام.

شکلات چیپی هست. و یه چیزی که شبیه جو دوسره.

ببین، نمی‌دونم امیدوار هستی به چی برسی...

با این سفر کاری، ولی مینه‌سوتا قطعی شده.

من همین الان یه پیشنهاد کاری خوب دارم. خانواده‌ام اونجان.

مدارس دولتی واقعاً گزینه خوبی هستن.

ما به این نیاز داریم. و بهتره سعی نکنی خرابش کنی.

پس، رابطه من با اون...

تو این قضیه فاکتور نیست، درسته؟ هیچی.

لازم نیست واسشون حرص بخوری، می‌دونی.

اونا از خیلی وقت پیش این کار رو می‌کردن. پس...

جولیا میگه ما باید استدلال کنیم که لانچنت یه همسایه خوبه.

و باید برای چیزی به اسم "معافیت کاربری" خواهش کنیم.

با کی استدلال کنیم؟ و کجا؟

تو جلسه شورای شهر.

خب، اگه استدلال نکنیم چی میشه؟

بدترین حالت ممکن، یعنی نهایت قضیه،

اون می‌تونه کارمون رو تعطیل کنه.

خیلی خب. این جلسه شورای شهر کیه؟

فردا شب.

فردا شبه؟

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left