The first 200 lines.
چه خبر مهمی قراره اعلام کنی؟
برای چی یهو ناگهانی به ما تعظیم کردی بابای بیول؟
.منو ببخشید که یه مقدار طول کشید تا بهتون بگم
.من جین وو هستم ، مادر
چی؟
چی؟
تو جین وویی ، بابای بیول؟
داری در مورد چی حرف میزنی؟
بابای بیول
.فکر کنم شما چیزیت شده
جین وو من سی سال پیش توی یه
آتیش سوزی از بین رفته
.بله
من هم فکر میکنم تو داری اشتباه میکنی
مادر یه نگاه به این بنداز
....منم
این من و جین وو وشوهرم هستیم
تو این عکس از کجا آوردی؟
وقتی خونه ام آتیش گرفت من هیچ عکسی رو نتونستم نگه دارم
...این عکس
یه نفر وفتی من توی پاریس بودم برام فرستاد
.و این یکی رو
وقتی برای کار داوطلبانه به تینیم خونه هیمانگ رفته بودم دیدم
پرورشگاه هیمانگ
این همون یتیم خونه ای بود که شوهرم
با جین وو برای اهدا نون میرفت
...بنا بر این
این پسری که توی این عکس شمایی بابای بیول
.بله ....درستِ
منم مادر
بعد از پیدا کردن این عکس
اون دنبال پیدا کردن اطلاعات در مورد گیبوک دانگ بود
.به این صورت بود که با آقای لی کانگ چون ملاقات کرد
کانگ چون چیزی در مورد تو به من نگفت
من ازش خواهش کردم چیزی به شما نگه
تا زمانی که من آماده بشم
...بازم
به من گفته بودن تو بخاطر جراحات شدید توی بیمارستان تموم کردی
...چطوری
رییس ما از من مراقبت میکرد
و مخفیانه حامی من بود
اینجوری تونستم زنده بمونم
ما...رییس ما؟
.بوک نیو
زیاد سخت نگیر
اگه این پسر اینتو مربی باشه
یعنی اینکه اون پسرته
...خدای من چطوری این اتفاق افتاده؟
تو که کاملا نا امید بودی برای پیدا کردن مادرت
حالا بهت تبریک می گم
تبریک می گم مربی
به شما هم تبریک میگم .مادر
من نتونستم شما رو تشخیص بدم با اینکه اینقدر بهتون نزدیک بودم
.متاسفم
لطفا منو ببخش مادر
اون چش شد؟
فکر کنم شوک شده
ووسوک برو دنبالش
.بله پدر
.جین وو
... پجین وو پسرم
.ازت ممنونم که زنده ای
.پدر جین وو
داری ما رو از آسمونا نگاه میکنی
بابای بیول همون جین ووی ماست
!جین وو زنده است
.در قفل
.مادر لطفا در باز کنید
من یه مادر وحشتناکم
من لیاقت ندارم بهم بگن مادر
تو درست روبروی من بودی ولی من نتونستم تو رو بشناسم
من یه مادر نیستم
من نمیتونم مادر باشم
اینو نگو مادر
ما برای یه مدت طولانی از هم دور بودیم معلومه که شما نمی تونستی منو تشخیص بدی
.این من بودم که شما رو نشناختم
درو باز کن مادر
بوک نیو در قفل کرده؟
.بله
در باز کن .مادر
.مادر
.بذار بیام تو
من در محافظت از پسرم
شکست خوردم
همه اش تقصیر من بوده که پسرم زندگی به این سختی داشته
چطوری می تونم به خودم بگم مادر
به من نگین مادر
من لایق این اسم نیستم
من بالاخره مادرمُ دیدم
شما نباید
این حرفُ بزنید
من خیلی وقتِ منتظر شمام
بیشتر از سی سال
شما به من میگی
دوباره باید تنها غذا بخورم؟
ووسوک راست میگه ، بوک نیو
این خودش به اندازه کافی دردناک بوده که شما سی سال از هم جدا بودین
الان وقت دیدن پسرته
تو نمی تونی بهش بگی به تو مادر نگه
راست می گن.بوک نیو
در و باز کن وسریع بیا بیرون
تو باعث میشی اون بیشتر غصه بخوره
مامان بابای بیول روی زمین زانو زده
در لطفا باز کن مادر
لطفا منو بغل کن مادر
میدونی چقدر منتظر بودم
من سی سال این رویا رو داشتم ، میدونستی مادر؟
همیشه میخواستم شما رو بغل کنم
وقتی که دیدمت
لطفا منو در آغوشت بگیر مادر
.جین وو
پسرم جین وو
بذار صورتتُ رو لمس کنم
چطور نتونستم پسر خودمو بشناسم؟
...من تو رو به دنیا آوردم ، چطور تو رو نشناختم
.مادر ....
خجالت می کشم ازت بخوام
منو ببخشی
لطفا مادر بیچاره ات رو ببخش
تو کاری نکردی که ببخشمت
من ازت ممنونم
برای اینکه زنده و سالمی ، مادر
ممنونم
ممنونم .جین وو
.ممنونم
ممنونم جین وو
!جین ووی من
خدایا شکرت
خدایا شکر
میدونستم
میدونستم که روباه سفید آخر زهرشو میریزه
میدونستم از پشت بهمون خنجر میزنه
اون گفته میخواد نفقه رو اجرا بذاره و تقاضای تقسیم دارایی بده
بالاخره خودشو نشون داد
اون الان داره میمیره برای پول
مهم نیست چقدر میخواد
امکان نداره دو جین از شینهوا ارث ببره
بخاطر همین داره تلاش میکنه از راههای دیگه اون پولُ به دست بیاره
.خدای من
!پدر بیدار شدی؟
شما توی دفتر بیهوش شدی برای همین آوردیمتون بیمارستان
بیمارستان؟ .لازم نبود بیاری اینجا
.سریع باید بریم خونه
شما نباید حرکت کنی ، پدر
.وون جه کمک کن بشینم
.بله پدر
.ای وای
دکتر کیم گفت شما نباید نگران بشی
.و اینکه یه مقدار باید استراحت کنید
من بهتون همیشه نگفته بودم؟
...مادر دو جین
یه روباهه...
من خیلی وقت پیش بهتون گفته بودم
.اون میخواد یه کاری کنه شما به سکته بیافتی
شما چرا نمی تونی شخصیت واقعی اونو ببینی؟
بین شما ها چه اتفاقی افتاده؟
من فکر نمی کنم اون بدون دلیل این کارهارو کرده باشه
نمیخواین به ما بگین
.تنهام بذلرین
پدر داری چی میگی؟
چطوری شما رو تنها بذاریم
از حالا به بعد من به جای روباه سفید با شما می مونم
به عنوان دختر بزرگت
.بله پدر
ماکاملا ازتون مراقبت میکنیم نمیذاریم عیبت خانم چا رو احساس کنید
خانم چا؟
اون به خاطر پول به پدر نزدیک شده بود
اون یه زن کاملا ناشزه است
الان میخوای چیکار کنی پدر؟
هی ، هی
این سوال احمقانه چیه می پرسی
.بعد از این ما خودمون بهش میرسیم
مگه نه پدر؟
سرسام گرفتم از دستت برو بیرون
لطفا منو تنها بذارین
.بله پدر
اون باید استراحت کنه
بیا بریم بیرون
...اما - .بیا بریم -
...اون نباید تنها بمونه
تو کارهای بد زیادی انجام دادی
برای برطرف کردن نیازهای کثیفت
من شاهدساختن پادشاهی
طمعکارانه تو
روی این زمین بودم
به نت دست زدنهای نفرت انگیزتُ تحمل کردم
و برای سی سال تظاهر کردم
برای اینکه یه روز این پادشاهی رو نابود کنم
.زن کینه توز و نفرت انگیز
تمام این مدت منتظر فرصت بودی
که انتقام این مدتُ از من بگیری؟
حالت خوبه مادر؟
. من خوبم
برای چی یهو خونه رو ترک کردی؟
جریان شکایت به دادگاه چیه؟
من که بهت گفته بودم بایدقولمو نگه دارم
چه قولی؟
نابودکردن
رییس ما ته سان
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.