The first 200 lines.
اگه هنوزم بچه منو میخوای، میتونی داشته باشیش
این روزا مردم برای یه بچه پول زیادی میدن
زوئی، من نمیتونم برای بچه بهت پول بدم. من کمک لازم دارم
میدونم که خیلی سخت کار میکنی
ولی باید یه راه دیگه پیدا کنی
اون منو بوسید. من بهت گفته بودم
تو ازم خواستی اخراجش کنم، سعی کردم اخراجش کنم. نتونستم این کارو بکنم
حس کردم دلش میشکنه
هی، میتونیم حرف بزنیم؟ من تصمیم گرفتم برگردم سر کار
میفهمم چی میگی ولی من هیچجا نمیرم
من واقعاً جاسمین و جبار رو دوست دارم. این واقعییه
فکر میکنم باید بری
اوه
کرازبی! کرازبی! کرازبی! پاشو! پاشو! یالا! باید بری!
چیه؟ باید همین الان بری. الان پاشو!
چی شده؟ باید بری
ای بابا، این اتفاق افتاد
مامانم ساعت ۷:۳۰ جبار رو میاره. باشه، میتونی...
یعنی هفت دقیقه وقت داری که پاشی و از تخت بیای بیرون
یالا، اون تو کل زندگیش برای هیچی دیر نکرده
میخوای در مورد... معلومه که در موردش حرف میزنیم
الان نمیتونیم در موردش حرف بزنیم، وقت نداریم. پاشو!
باشه، باشه. دارم میرم. دارم میرم
ای وای
تو... همه چی خوبه؟
نه، همه چی خوب نیست
باشه، دارم میام. وایسا. ای بابا
یالا!
دارم میام. دارم میام، میام. باشه
خیلی خب
برو. برو. برو
باشه. جاسمین
آره، میدونم. میدونم. حرف میزنیم. بعداً حرف میزنیم، باشه. خیلی خب، خیلی خب
هی. داشتم میاومدم ببینم چیزی لازم نداری؟
ولی تو آمادهای. پیتس
آره. خوبن
فکر کردم شاید بهتر باشه اگه برای مدتی به هم فضای بیشتری بدیم
آره. میفهمم
عالیه. و من کاملاً میفهمم اگه...
اگه تو و جوئل برای فکر کردن بهش وقت لازم دارید. و میفهمم
پس میفهمم. مشکلی نیست
زوئی
چیزی برای فکر کردن وجود نداره
چیزی که تو میخوای، اتفاق نمیافته
ما برای فکر کردن بهش وقت لازم نداریم. ما برای کنار اومدن باهاش وقت لازم داریم
میشه فقط درو پشت سرت ببندی؟
اوه
باشه. باشه
خب، جریان جاسمین و دکتر پرستیژ چیه؟
به اونم میرسیم. ولی این سردیای که بین شما و...
...خانم پیره چیه؟
اوه اوه
هی! اوه آره. سردتر از همیشه
هی، خانما. هی. بیاین یکم محتاط باشیم
سلام خانوما. چی از این جذابتره؟
هیچکس! هیچکی
این داره پیام اشتباهی رو میرسونه
چی؟ اصلاً چیز مهمی نیست
من فقط... یالا
آ...
امبر کار لازم داره. به یه کار احتیاج داره. متاسفم
شما توی استودیو کاری ندارین که اون بتونه انجام بده؟ اون به پول احتیاج داره
وای، چقدر خوب میشد. من عاشق موسیقیام
اون خیلی اهل موسیقیه... میتونی منو سرزنش کنی؟
دستیارت... ما یه... رو داریم
ما قبلاً یه دستیار داریم. ...یه نفر از قبل داره کار میکنه
شما دستیار دارید؟
منظورم اینه که ما خیلی دوست داریم داشته باشیمت ولی خب یه جورایی مشکل مالی...
بابات میخواد اینجا سخنرانی کنه
اوه، باشه. اون خیلی هیجانزدهست
پس، قراره... همینجا باش، بابا
داری در مورد چی حرف میزنی؟
امبر دنبال... امبر دنبال کاره ولی ما، میدونی...
اوه، باشه
اگه یه دستیار داشتی... خب ما از قبل یه دستیار داریم
آره، شما یه دستیار عالی دارید
راستش، من دارم روی یه کمپین کار میکنم و شاید بتونم تو رو هم بیارم توش
نمیدونم جای خالی هست یا نه
بابی لیتل، اون داره برای شورای شهر کاندید میشه. اوه، این عالی میشه
این یارو قبلاً کارآموز اون بود
ما صداش میکردیم "بابی لیتل کوچولو"
تو صداش میکردی بابی لیتل کوچولو
اوه، وای. آره
فکر میکنم تو تو اون کار عالی میشی
پس، میتونه عالی باشه. منظورم اینه که... بیا! یالا!
ما آمادهایم. آره
فقط میخوام چند کلمه حرف بزنم. چیز مهمی نیست
فکر میکنم عالی باشه. داری چیکار میکنی؟
چون من نمیتونم استخدامش کنم حالا تو میخوای استخدامش کنی؟
نه، تو دستیار داری. ...نه اون جور کاری که اون...
اگه ریچل رو اخراج کرده بودی، اونجا یه جا داشتی
ولی نکردی، پس من میخوام تلاش کنم
آدام؟ آره، ببخشید، ببخشید، بابا
هی، مامان کجاست؟ آره، مادربزرگ کجاست؟
میدونی، تو سن من آدم شروع میکنه فکر کردن که...
خب، دیگه نباید سوپرایز دیگهای باشه ولی، آ...
بابا... خب، نه
استراحت تموم شد. شروع میشه
ساکت! ساکت! ساکت! ساکت!
زن در تلویزیون: نگران طوفانی؟
نه بابا. مثل اینکه هوا صافه و خطری نیست.
وای خدای من! کریستینا!
آره، خودمم.
من کلی زندگی دارم که باید بکنم و...
نگاه کن دستش کجاست!
و با کمک ویریلا، به ولله که دارم زندگی میکنم!
یا خدا!
بابا از هیچ طوفانی نمیترسه!
صبح باید مکس رو ببری مدرسه. من باید برم دفتر.
باشه.
فکر کردم دوشنبه شروع به کار میکنی.
نه، نمیکنم. ولی باب میخواد با تیم آشنا بشم. پس...
آها.
تا کی میخوای از دستم عصبانی باشی؟
نمیدونم.
ببین، خودت میدونی اگه پول داشتیم حتماً اَمبر رو استخدام میکردیم.
من خیلی دوست داشتم اینجا کار کنه. اوه، آره.
فکر میکنم خیلی باحال میشد ولی...
فکر نمیکنی با موسیقی و همه چیزش خیلی عالی میشد؟
چرا، عالی میشد. خیلی خوب میشد.
ولی اون پول لازم داره و ما واقعاً در موقعیتی نیستیم که بتونیم بهش پول بدیم.
نمیدونم از این کمپین چقدر پول درمیاره، ولی...
خب، شاید به یه جایی برسه.
آره. این... ولی فکر میکنم از کریستینا خیلی باحال بود که پیشنهاد داد. نه؟
منم فکر کردم باحال بود.
آره. خب، صحبت اَمبر شد...
دنبال کار بود... من چند روز پیش با جاسمین خوابیدم.
اوه. و امیدوار بودم که شاید تو هم همین کارو با سث کرده باشی...
و بتونی بهم در مورد این وضعیت مشاوره بدی.
تا حالا همچین چیزی پیش اومده؟
این یعنی بله؟ خوبه. پس این چیزیه که پیش میاد.
که مردم این کارو میکنن.
اون مادر بچهی توئه، میدونی؟ یه ارتباط خیلی خاصه.
آره. آره، پیچیدهست، میدونی؟
داشتیم به جبار میگفتیم که قرار نیست ازدواج کنیم و یکم غمگین بود.
ما... هر دومون ناراحت بودیم و بعد شروع کردیم شراب خوردن، و...
و بعد، امم، میدونی...
آره، میدونم.
باهاش حرف نزدم. واقعاً نمیدونم چی باید بهش بگم.
فکر میکنی این همه چیز رو عوض میکنه؟
بستگی داره که تو بخوای همه چیز فرق کنه یا نه.
اومم.
اگه ندونم چی؟
خب، دیروز امبارکادرو رو انجام دادی؟ امروز هم اسپلیناد رو.
با نماینده و خبرنگار تماس گرفتی؟
که مطمئن شی اون موافقه؟
عالیه، خب، عالی.
کریستینا!
سلام! هی!
خدا رو شکر که اینجایی. حالت چطوره؟
حاضری حسابی کار کنیم؟ چقدر خوبه که میبینمت!
آره، خوشحالم میبینمت. وای، عالی به نظر میای.
ممنون، ممنون، ممنون. حسابی بزرگ شدی و...
دونا، میتونی تقویم کاری منو برای کریستینا بفرستی؟
همه چیزایی که لازمه رو براش آماده کن.
و مسیر جلسه SEIU رو برای فردا بهش بده.
بله. هر چی لازم داری.
من کریستینا هستم. سلام، دونا.
جلسه اینجاست. و یادداشتهای جلسه روی میزت هست.
چه جلسهای؟ فردا اینجا جلسه داریم؟
بله. اوه، لعنتی. باشه.
بهت زنگ نزدن؟ به من زنگ نزدن.
متاسفم. مشکلیه؟ من واقعاً دارم پسرم رو میبرم نمایشگاه دایناسورها.
فردا شنبهست، فکر کردم تعطیل باشم.
من خیلی متاسفم. اشکال نداره.
دونا، میشه لطفا بری سر یکی داد بزنی؟
احتمالاً صبح میبرمش. نگران نباش.
من واقعاً متاسفم. هنوز داریم مشکلاتو حل میکنیم.
گوش کن. به خاطر این کار، حسابی با مسئولش برخورد میشه.
هیچ کسو از کار ننداز. بهت قول میدم.
خوبه. ولی لطفا بهم بگو که میتونی فردا به این جلسه برسی.
لازم نیست بهت بگم که یک حمایت...
از SEIU برای ما چقدر معنی داره. میدونم.
من اینجا خواهم بود. من تو رو برای این کار لازم دارم.
من کنارتم، باشه؟ بهت نیاز دارم.
باشه، خوبه. خوبه، یالا، انجامش میدیم!
ما اینو میبریم! یالا، دونا!
آره. دونا، اطلاعات رو بهش بده.
کریستینا، بریم! یالا، بریم. اینجا بالا.
هست... باشه. برندهای. بله قربان.
دارم میام.
سلام. هی.
فکر کنم باید استعفا بدم.
چرا؟ چیزی خراب کردی؟
نه. واقعاً امیدوار بودم همه چیز تموم بشه و بگذره. ولی اصلا اینطور نیست.
احساس میکنم همهچیز رو به خاطر یه اشتباه تو مستی خراب کردم.
پس میخوای همه چیز رو به خاطر یه اشتباه تو مستی دور بندازی؟
آره.
یعنی... نمیدونم چه انتخاب دیگهای دارم.
فکر میکنم زندگی ادامه پیدا میکنه. تو استعفا نمیدی.
واقعاً؟ آره، واقعاً.
تموم میشه و میگذره. فقط باید یکم بهش زمان بدی.
و بین خودمون باشه، اصلاً ربطی به آدام نداره.
اینا مسائلیه که اون تو خونه با زنش داره.
زنش میدونه؟ آره، زنش میدونه.
وای خدای من. با اینکه من بهش توصیه کردم بهش نگه.
حتماً از من متنفره. آره.
احتمالاً همینطوره. ولی هی، اون دو ماه پیش از من متنفر بود.
یعنی، واقعاً میخواست منو بکشه. و حالا به نظر میاد از من خوشش میاد.
واقعاً؟ آره.
No comments yet. Be the first to leave one.