The first 200 lines.
ارائه اختصاصی از پارس رایانه
به روزترین فروشگاه فیلم و سریال شیراز - خیابان کلاهدوز
-اوضاع روی پشت بوم چطوره؟ -اینجا خبری نیست، قربان
سوارز
مارتینز!
سرهنگ، گاندیا رو خطه
گاندیا، با من حرف بزن
سرهنگ
من نایروبی و توکیو رو از بین بردم
میخوام یه حملهی دیگه انجام بدم
-از بیسیم استفاده میکنم. فرکانسش اینه -بیسیم!
سوارز، میخوام تمام نیروها آمادهی عملیات باشن
واحدهای آلفا و بتا، تو موقعیت قرار بگیرید
میخوام همه به گوش باشن
همه به جای خود
سرهنگ، تیراندازی کردن!
گاندیا! گاندیا!
جواب بده. جوابم رو بده! گاندیا، صدامو میشنوی؟
من اینجام
دارن بهم میرسن، قربان. بدجوری زیر آتیشم
موقعیتت چیه؟ میتونیم ازت پشتیبانی کنیم؟
جواب منفیه، سرهنگ. دارم میرم به سمت پشت بوم
درخواست تخلیهی فوری!
سوارز، محض رضای خدا، فورا یه هلیکوپتر بفرست
-بریم! -دلتا 1، آمادهی پرواز
عملیات فوری نجات در بانک اسپانیا!
دلتا 1
اونا شروع کردن به تیراندازی. نمیتونم چیزی ببینم
سرهنگ! سرهنگ!
دود! دود! قربان، از سقف داره دود میاد
دووم بیار گاندیا. هلیکوپتر تو راهه
برو رو پشت بوم. ما ازت پشتیبانی میکنیم
من الان روی پشت بومم. ماسک زدم و لباس سیاه پوشیدم
تیراندازی نکنین!
آدم ما لباس سیاه پوشیده
مدام ازش پشتیبانی کنید. آمادهی درگیری احتمالی باشین
برید، برید، برید!
حالا
برید، برید، برید، برید!
رو پشت بومن. شروع کردن به تیراندازی!
به پشتیبانی نیاز داریم! به پشتیبانی نیاز داریم!
نمیتونم ببینمشون! دود خیلی زیاده
-اون هلیکوپتر کدوم گوریه! -واحد دلتا، موقعیت
دو دقیقه و 50 ثانیه تا مقصد، قربان
واحد دلتا، شروع حرکت به سمت هدف
عملیات نجات
میخوام خارج سازی سریع و تروتمیز انجام بشه
هلیکوپتر در موقعیته
محض رضای خدا، از اونجا درشون بیار!
بسیار خب، دلتا 1، شروع کن
یه چیزی میبینم
یکی از مظنونین رو نشونه گرفتم. اجازهی شلیک، قربان
اجازهی شلیک قربان!
45 ساعت قبل
دو رگه! گفته بودم میکُشمت
نه!
نه!
ده، نه،
هشت، هفت
شیش، پنج
چهار، سه
دو، یک!
چی شد؟
رفیقت نایروبی به سمتم یه نارنجک پرت کرد
حالش خوبه؟
بهم بگو چی سر نایروبی اومد!
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد
اما اون زنیکه مطمئنا هنوز زندهست
حالش خوب میشه؟
گمون کنم
جراح خوبی داشت
میدونستی مثل اسب داره ازت خون میره؟
کاری از: TheFlashPoint تلگرام: GoodBadUgly@
پارس رایانه - شیراز - خیابان کلاهدوز
ما را در اینستاگرام دنبال کنید parsclup@
لازمه جلوی اینهمه آدم لباست رو عوض کنی؟
این لباس معمولی نیست. این یه یونیفرمه که مدیرهای پولدار موقع
شام خوردن با خانوماشون و چک کردن سهام نیکی میپوشن. خیلی حال به هم زنه (سهام نیکی، بورسی ژاپنی است)
با این لباس با رئیس بانک اسپانیا ملاقات کردی
اونوقت برای نوشیدن کوکتل مناسب نیست؟
تو باید میرفتی ماشین رو پارک کنی
مارتین خیلی کمتر غر میزنه
حتما
چیه؟ مارتین دیگه چه مشکلی داره؟
اون همه جا دنبالته
خب؟
اون عاشقته
عاشقمه
اونوقت تو از کجا میدونی؟ دفتر خاطراتش رو دیدی
یا گریهکنان وقتی که داشت برای فراموش کردن غصهاش نوشیدنی میخورد بهت گفت؟
دیدهام چطوری بهت نگاه میکنه
چطور به تمام ایدههای احمقانهات میخنده
با همهی جزئیات نقشهات موافقت میکنه
اما نمیتونه نقادانه و منطقی به موضوع نگاه کنه
اون عاشق شده، و این باعث میشه نتونه بدون تعصب به مسائل نگاه کنه
اون کاملا بدون تعصبه. اون یه مهندسه
اون معادلههای پیچیده رو حل میکنه، و این ممکنه شگفتزدهات کنه
اما هیچ کدوم از اون محاسبات به هیچ وجه درشون احساسات دخیل نیست
خودتم به اندازهی من میدونی که چقدر این نقشه افتضاحه
نقشه خیلی هم حیرت آوره
نقشه یه بخشهایی داره، یه جزئیاتی که حیرت آورن
اما به عنوان یه نقشه کارکرد ندارن
کار نمیکنه
-چرا منو آوردی تو کار؟ -چون میخوام باهات شریک باشم
این بزرگترین سرقت زندگی منه، و میخوام برادرم هم اونجا باشه
تو ازم خواستی تا ایدههایی بدم که اون نمیتونه
و تو...
تو میدونی چطور طلا ها رو بکشی بیرون، اما نمیدونی چطور افراد رو در بیاری
همینطور اصلا نمیدونید باقی عمرتون رو چطور با 90 تن
طلا بگذرونید، بدون اینکه کسی متوجه بشه
هر ذهن تحلیلگری، حتی اگه محدود باشه،
قبل از هرچیزی، این موضوع رو مدنظر میگیره
اما شما دوتا نگرفتید
چون تو عاشق نقشهای
و اونم عاشق تو
احساسات ما رو راهنمایی میکنه، درست. اما نفرت چشمای تو رو کور کرده
نفرت از احساس گرایی
خب، شاید به خاطر این باشه که یکی از مضامین اصلی احساس گرایی
خودکشیه. آندرس، این نقشه خودکُشیه
هنوز بدبینه؟
امروز، روزش نیست، اما باهاش کنار میاد
وقتی استرس داشته باشه، دیدش منفی میشه
خب...
میخوام برم دستشویی
دوستداری همراهم بیای، سرجیو؟
تا حالا مزیت تجربهی
تحریک آلت تناسلی با دهان رو از یه مرد چیرهدست رو داشتی؟
شوخی کردم
بی حس
سر در گم، نگاه خیره
و بیشتر از همه، حس کنی انگار خارج از واقعیت معلقی
اینا نشانههای شوک عاطفیه
البته ممکنه کاملا متفاوت هم بروز پیدا کنه
خشم مهار ناپذیر
که تنها راه توقفش
خشمه
راه باز شد
امنه
خون
یا خدا
امنه
اتاق امن رو پیدا کردیم قربان
گاندیا از داخل درو بسته. زخمی شده. توکیو پیششه
زخمش چقدر وخیمه؟
یه نارنجک درست کنارش منفجر شد
حتما سعی میکنه مذاکره کنه و ایندفعه ما برگ برنده رو داریم
-اگه بخواد زنده بمونه، به توکیو آسیبی نمیزنه -من خیلی مطمئن نیستم
پروفسور...
گاندیا نایروبی رو کُشت
میخوای بگی جوابت آره است؟
به خاطر کاری که با نایروبی کردهان، صد برابر بدتر جواشونو میدیم
در اون لحظه، پروفسور دیگه هیچ دردی حس نمیکرد
اون از احساساتش جدا شده بود و مثل ماشین عمل میکرد
توی هفت مرحله اون چادر رو نابود میکنیم
تنها چیزی که توی ذهنش بود، حملهی بعدی بود
و اولینش با واقعیت شروع میشه
پروفسور، اگه میخوای حقیقت رو بگی، باید با ریو حرف بزنی
یه چیزایی هست که باید بدونی
پروفسور...
از اون لحظه به بعد
هر چیز، دقیقا هرچیزی که انجام دادیم مربوط به حمله کردن بود
-پروفسور -در چند ساعت بعد
پروفسور انبوهی از موشک شلیک خواهد کرد
گفتی که بیرون بردن ما غیر ممکنه، ولی تو انجامش میدی
سر قولت میمونی؟
من گفتم وقتی طلاها رو آب کردیم و آوردیمشون بیرون
شماها رو هم میارم بیرون
و همین کار رو هم میکنم
پالرمو، برو توکیو رو نجات بده
من میرم به ریختهگری. دنور، با من بیا
تمام واحدها، در حالت آماده باش
پیشروی با ربات تداکس
آمادهی غیر فعال کردن بمبهای درب ورودی هستیم
نایروبی مُرده
از الان من مسئولم
باید خیلی دقیق کار کنیم. چند تن داریم؟
چهل و چهار
-چه غلطی دارین میکنین؟ بازی میکنین مگه؟ -چهل و چهار سه تا از چیزی که میخوایم کمتره
دما رو به 1750 افزایش بدین. باید نرخ تولید رو بالا ببریم
-کسی اونجاست؟ -نه
خب باید باشه. بریم داخل
چون باید به هر قیمتی شده اون طلاها رو خارج کنیم
دنور!
حتی یه گرم طلا هم باقی نمونه
میخوام از اینجا بیام بیرون
یالا. بریم سر کار. بریم!
-پروفسور -پروفسور نیستم
یه مشکلی داریم. باید از فایروال استفاده کنیم. الان تماست رو منتقل میکنم
باشه. عجله کن
آغاز عملیات خنثی سازی اولین بمب
همه پناه بگیرن. واحدهای یک و دو آماده باشن تا به محض خنثی شدن
وارد عمل بشن
فایروال لعنتی
-پروفسور -بله
نباید اینو بهت بگم، اما دارن نقشهی یه قتل عام رو میکشن
میخوان بریزن توی بانک
دارن سعی میکنن با گاندیا تماس برقرار کنن تا حمله رو طرح ریزی کنن
متوجه شدم
پیغام منو به لیسبون دادی؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.