Money Heist

Money Heist (La casa de papel)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Money Heist S04E07 PROPER 1080p WEB x264-EDHD
Money Heist S04E07 PROPER 720p WEB x264-EDHD
Money Heist S04E07 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Money Heist S04E07 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-GHOSTS
Money Heist S04E07 SPANISH WEBRip x264-ION10
Money Heist S04E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Money Heist S04E07 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Money Heist S04E07 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
La casa de papel S04E07 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
La casa de papel S04E07 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by TheFlashPoint
⭕️ TheFlashPoint | ارائه از تیم پارس رایانه ⭕️

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
1080
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
Published on: 2020-04-03
Downloads: 66
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ارائه اختصاصی از پارس رایانه

‫به روزترین فروشگاه فیلم و سریال ‫شیراز - خیابان کلاهدوز

‫-اوضاع روی پشت بوم چطوره؟ ‫-اینجا خبری نیست، قربان

‫سوارز

‫مارتینز!

‫سرهنگ، گاندیا رو خطه

‫گاندیا، با من حرف بزن

‫سرهنگ

‫من نایروبی و توکیو رو از بین بردم

‫میخوام یه حمله‌ی دیگه انجام بدم

‫-از بیسیم استفاده میکنم. فرکانسش اینه ‫-بیسیم!

‫سوارز، میخوام تمام نیروها آماده‌ی عملیات باشن

‫واحدهای آلفا و بتا، تو موقعیت قرار بگیرید

‫میخوام همه به گوش باشن

‫همه به جای خود

‫سرهنگ، تیراندازی کردن!

‫گاندیا! گاندیا!

‫جواب بده. جوابم رو بده! ‫گاندیا، صدامو میشنوی؟

‫من اینجام

‫دارن بهم میرسن، قربان. بدجوری زیر آتیشم

‫موقعیتت چیه؟ میتونیم ازت پشتیبانی کنیم؟

‫جواب منفیه، سرهنگ. دارم میرم به سمت پشت بوم

‫درخواست تخلیه‌ی فوری!

‫سوارز، محض رضای خدا، فورا یه هلیکوپتر بفرست

‫-بریم! ‫-دلتا 1، آماده‌ی پرواز

‫عملیات فوری نجات در بانک اسپانیا!

‫دلتا 1

‫اونا شروع کردن به تیراندازی. ‫نمیتونم چیزی ببینم

‫سرهنگ! سرهنگ!

‫دود! دود! قربان، از سقف داره دود میاد

‫دووم بیار گاندیا. هلیکوپتر تو راهه

‫برو رو پشت بوم. ما ازت پشتیبانی میکنیم

‫من الان روی پشت بومم. ‫ماسک زدم و لباس سیاه پوشیدم

‫تیراندازی نکنین!

‫آدم ما لباس سیاه پوشیده

‫مدام ازش پشتیبانی کنید. ‫آماده‌ی درگیری احتمالی باشین

‫برید، برید، برید!

‫حالا

‫برید، برید، برید، برید!

‫رو پشت بومن. شروع کردن به تیراندازی!

‫به پشتیبانی نیاز داریم! ‫به پشتیبانی نیاز داریم!

‫نمیتونم ببینمشون! دود خیلی زیاده

‫-اون هلیکوپتر کدوم گوریه! ‫-واحد دلتا، موقعیت

‫دو دقیقه و 50 ثانیه تا مقصد، قربان

‫واحد دلتا، شروع حرکت به سمت هدف

‫عملیات نجات

‫میخوام خارج سازی سریع و تروتمیز انجام بشه

‫هلیکوپتر در موقعیته

‫محض رضای خدا، از اونجا درشون بیار!

‫بسیار خب، دلتا 1، شروع کن

‫یه چیزی میبینم

‫یکی از مظنونین رو نشونه گرفتم. ‫اجازه‌ی شلیک، قربان

‫اجازه‌ی شلیک قربان!

‫45 ساعت قبل

‫دو رگه! گفته بودم میکُشمت

‫نه!

‫نه!

‫ده، نه،

‫هشت، هفت

‫شیش، پنج

‫چهار، سه

‫دو، یک!

‫چی شد؟

‫رفیقت نایروبی به سمتم یه نارنجک پرت کرد

‫حالش خوبه؟

‫بهم بگو چی سر نایروبی اومد!

‫نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد

‫اما اون زنیکه مطمئنا هنوز زنده‌ست

‫حالش خوب میشه؟

‫گمون کنم

‫جراح خوبی داشت

‫میدونستی مثل اسب داره ازت خون میره؟

‫کاری از: TheFlashPoint ‫تلگرام: GoodBadUgly@

‫پارس رایانه - شیراز - خیابان کلاهدوز

‫ما را در اینستاگرام دنبال کنید ‫parsclup@

‫لازمه جلوی اینهمه آدم لباست رو عوض کنی؟

‫این لباس معمولی نیست. ‫این یه یونیفرمه که مدیرهای پولدار موقع

‫شام خوردن با خانوماشون و ‫چک کردن سهام نیکی میپوشن. خیلی حال به هم زنه ‫(سهام نیکی، بورسی ژاپنی است)

‫با این لباس با رئیس ‫بانک اسپانیا ملاقات کردی

‫اونوقت برای نوشیدن کوکتل مناسب نیست؟

‫تو باید میرفتی ماشین رو پارک کنی

‫مارتین خیلی کمتر غر میزنه

‫حتما

‫چیه؟ مارتین دیگه چه مشکلی داره؟

‫اون همه جا دنبالته

‫خب؟

‫اون عاشقته

‫عاشقمه

‫اونوقت تو از کجا میدونی؟ ‫ دفتر خاطراتش رو دیدی

‫یا گریه‌کنان وقتی که داشت برای فراموش ‫کردن غصه‌اش نوشیدنی میخورد بهت گفت؟

‫دیده‌ام چطوری بهت نگاه میکنه

‫چطور به تمام ایده‌های احمقانه‌ات میخنده

‫با همه‌ی جزئیات نقشه‌ات موافقت میکنه

‫اما نمیتونه نقادانه و ‫منطقی به موضوع نگاه کنه

‫اون عاشق شده، و این باعث میشه ‫نتونه بدون تعصب به مسائل نگاه کنه

‫اون کاملا بدون تعصبه. اون یه مهندسه

‫اون معادله‌های پیچیده رو حل میکنه، ‫و این ممکنه شگفت‌زده‌ات کنه

‫اما هیچ کدوم از اون محاسبات به هیچ وجه ‫درشون احساسات دخیل نیست

‫خودتم به اندازه‌ی من میدونی ‫که چقدر این نقشه افتضاحه

‫نقشه خیلی هم حیرت آوره

‫نقشه یه بخش‌هایی داره، ‫یه جزئیاتی که حیرت آورن

‫اما به عنوان یه نقشه کارکرد ندارن

‫کار نمیکنه

‫-چرا منو آوردی تو کار؟ ‫-چون میخوام باهات شریک باشم

‫این بزرگترین سرقت زندگی منه، ‫و میخوام برادرم هم اونجا باشه

‫تو ازم خواستی تا ‫ایده‌هایی بدم که اون نمیتونه

‫و تو...

‫تو میدونی چطور طلا ها رو بکشی بیرون، ‫اما نمیدونی چطور افراد رو در بیاری

‫همینطور اصلا نمیدونید ‫باقی عمرتون رو چطور با 90 تن

‫طلا بگذرونید، بدون اینکه کسی متوجه بشه

‫هر ذهن تحلیلگری، حتی اگه محدود باشه،

‫قبل از هرچیزی، این موضوع رو مدنظر میگیره

‫اما شما دوتا نگرفتید

‫چون تو عاشق نقشه‌ای

‫و اونم عاشق تو

‫احساسات ما رو راهنمایی میکنه، درست. ‫اما نفرت چشمای تو رو کور کرده

‫نفرت از احساس گرایی

‫خب، شاید به خاطر این باشه که ‫یکی از مضامین اصلی احساس گرایی

‫خودکشیه. آندرس، این نقشه خودکُشیه

‫هنوز بدبینه؟

‫امروز، روزش نیست، اما باهاش کنار میاد

‫وقتی استرس داشته باشه، دیدش منفی میشه

‫خب...

‫میخوام برم دستشویی

‫دوستداری همراهم بیای، سرجیو؟

‫تا حالا مزیت تجربه‌ی

‫تحریک آلت تناسلی با دهان رو ‫از یه مرد چیره‌دست رو داشتی؟

‫شوخی کردم

‫بی حس

‫سر در گم، نگاه خیره

‫و بیشتر از همه، ‫حس کنی انگار خارج از واقعیت معلقی

‫اینا نشانه‌های شوک عاطفیه

‫البته ممکنه کاملا متفاوت هم بروز پیدا کنه

‫خشم مهار ناپذیر

‫که تنها راه توقفش

‫خشمه

‫راه باز شد

‫امنه

‫خون

‫یا خدا

‫امنه

‫اتاق امن رو پیدا کردیم قربان

‫گاندیا از داخل درو بسته. ‫زخمی شده. توکیو پیششه

‫زخمش چقدر وخیمه؟

‫یه نارنجک درست کنارش منفجر شد

‫حتما سعی میکنه مذاکره کنه و ‫ایندفعه ما برگ برنده رو داریم

‫-اگه بخواد زنده بمونه، به توکیو آسیبی نمیزنه ‫-من خیلی مطمئن نیستم

‫پروفسور...

‫گاندیا نایروبی رو کُشت

‫میخوای بگی جوابت آره است؟

‫به خاطر کاری که با نایروبی کرده‌ان، ‫صد برابر بدتر جواشونو میدیم

‫در اون لحظه، پروفسور دیگه ‫هیچ دردی حس نمیکرد

‫اون از احساساتش جدا شده بود ‫و مثل ماشین عمل میکرد

‫توی هفت مرحله اون چادر رو نابود میکنیم

‫تنها چیزی که توی ذهنش بود، حمله‌ی بعدی بود

‫و اولینش با واقعیت شروع میشه

‫پروفسور، اگه میخوای حقیقت رو بگی، ‫باید با ریو حرف بزنی

‫یه چیزایی هست که باید بدونی

‫پروفسور...

‫از اون لحظه به بعد

‫هر چیز، دقیقا هرچیزی که انجام دادیم ‫مربوط به حمله کردن بود

‫-پروفسور ‫-در چند ساعت بعد

‫پروفسور انبوهی از موشک شلیک خواهد کرد

‫گفتی که بیرون بردن ما غیر ممکنه، ولی تو انجامش میدی

‫سر قولت می‌مونی؟

‫من گفتم وقتی طلاها رو آب کردیم و آوردیمشون بیرون

‫شماها رو هم میارم بیرون

‫و همین کار رو هم میکنم

‫پالرمو، برو توکیو رو نجات بده

‫من میرم به ریخته‌گری. دنور، با من بیا

‫تمام واحدها، در حالت آماده باش

‫پیشروی با ربات تداکس

‫آماده‌ی غیر فعال کردن بمب‌های درب ورودی هستیم

‫نایروبی مُرده

‫از الان من مسئولم

‫باید خیلی دقیق کار کنیم. چند تن داریم؟

‫چهل و چهار

‫-چه غلطی دارین میکنین؟ بازی میکنین مگه؟ ‫-چهل و چهار سه تا از چیزی که میخوایم کمتره

‫دما رو به 1750 افزایش بدین. ‫باید نرخ تولید رو بالا ببریم

‫-کسی اونجاست؟ ‫-نه

‫خب باید باشه. بریم داخل

‫چون باید به هر قیمتی ‫شده اون طلاها رو خارج کنیم

‫دنور!

‫حتی یه گرم طلا هم باقی نمونه

‫میخوام از اینجا بیام بیرون

‫یالا. بریم سر کار. بریم!

‫-پروفسور ‫-پروفسور نیستم

‫یه مشکلی داریم. باید از فایروال استفاده کنیم. ‫الان تماست رو منتقل میکنم

‫باشه. عجله کن

‫آغاز عملیات خنثی سازی اولین بمب

‫همه پناه بگیرن. واحدهای یک و ‫دو آماده باشن تا به محض خنثی شدن

‫وارد عمل بشن

‫فایروال لعنتی

‫-پروفسور ‫-بله

‫نباید اینو بهت بگم، اما دارن ‫نقشه‌ی یه قتل عام رو میکشن

‫میخوان بریزن توی بانک

‫دارن سعی میکنن با گاندیا تماس ‫برقرار کنن تا حمله رو طرح ریزی کنن

‫متوجه شدم

‫پیغام منو به لیسبون دادی؟

‫آره

More Farsi Persian subtitles for Money Heist

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left