The first 200 lines.
خیلی خب بچه ها
بیاید به عقب برگردیم و درباره ی مصدرها حرف بزنیم
یادتون باشه مصدرها افعالی هستن میان to که همراه با
اوه،خارشو گاییدم
حالا معمولا اسم های مصدر
:مثل غذاخوردن در جمله "من برای غذا خوردن میرم بیرون"
:یا مثل انتخاب شدن درجمله "من امیدوارم امروز انتخاب بشم"
چیه؟
من حوصله م ریده رفیق- حالا معمولا زیاد رایج نیست که-
رو از فعل جدا کنیم to که ولی بعضی مواقع میشه
تمومش کن
مشکلی هست بچه ها؟
برو خودکارمو بیار کون گشاد
من که برده ت نیستم کایل
گفتم برو بیارش
توجه کنید دانش آموزان
کایل بروفلوسکی لطفا به دفترمدیر مراجعه کند
مدیر میخاد تو رو ببینه کایل
کایل بروفلوسکی بیاد دفتر مدیر باشه؟
لعنت خدا بر سگ
خوش بگذره داداش
اوه کایل ممنون که اومدی
مدیر کجاست پس؟
فکر کنم بلاخره کار خودشو کرد کایل
اون و رفقای پی سیش اعتصاب غذا کرده ن
اونا میخان مردم تسلیم خاسته شون بشن
کایل،مدیر با جیمی و لزلی مشکل داشت
و حالا اونا گم شده ن فهمیدی؟
کسی هم نمیدونه اونا کجان
همیشه همینطوریه
با پی سی ها مخالفت کنی بعدش سرتو زیر آب میکنن
اره
چی داری میگی؟
مدیر با اونا مشکل داشت درسته؟
و اون با تو هم مشکل داره کایل
ماجرا هرچی هست خیلی ترسناکه
نوع بشر سالها برای خلاص شدن از شر دنیای تبلیغات تلاش کرده
برای اجداد ما تبلیغات اجتناب ناپذیر بود
ولی همه میدونستن چی یه تبلیغه و چی نیست
بعد از سالها شبکه های کابلی اختراع شد
روشی که پول میدی تا تبلیغی تو برنامه ها نبینی
ولی بازم تبلیغات راه خودشونو پیدا کردن
بعد دستگاه ضبط برنامه اختراع شد تا ادم بتونه تبلیغاتو جلو بزنه
بلاخره انگار دوره تبلیغات تموم شده بود
و همه جا مردم خوشحالی کردن
تبلیغات متوقف شده بودند یا حداقل اینطور به نظر میرسید
با ظهور اینترنت
یهو تبلیغات راه کاملا جدیدی برای حمله به ما پیدا کردن
پاپ آپ ها
دانشمندای نخبه ی سراسر دنیا گرد هم اومدن
تا برای همیشه تبلیغات رو ریشه کن کنن
اونا مسدودکننده های تبلیغات رو اختراع کردن
و بعدش دیگه هیچ تبلیغی رو گوشی یا کامپیوتر پیدا نمیشد
و همه جا مردم خوشحالی کردن
ولی تبلیغات با سازگار شدن خودشون رو هوشمند کردن
اونا خودشونو به جای اخبار جا زدن
سرتاسر دنیا مردم داستان های خبری میخوندن
غافل ازینکه دارن تبلیغات میخونن
و حالا تبلیغات در روند تکاملیشون قدم بعدی رو برداشته ن
اونا شکل انسانی به خود گرفتن
تبلیغات در میان ما هستن
اونا ممکنه دوستت باشن باغبونت باشن
تبلیغات تلاششون اینه که ما رو از میان بردارن
سوال اینه که چطور؟
خب...اوضاع ساوث پارک ریدمانه میخاید ازینجا بزنیم بیرون؟
شماها میخاید بریم یه جا دیگه؟
چی؟- چی داری میگی؟-
خب میدونی اینجا قبلا خیلی خوب و خودمونی بود
ولی الان همش اینطوریه میدونی؟
همه اینطورین اوووق
بیاید بزنیم بیرون میخای ازینجا بریم استن؟
نه نمیخام
چی شده رندی؟
هیچی،من فقط...میدونی ما مجبور نیستیم اینجا زندگی کنیم
هرجا بخایم میتونیم بریم
تا یه ماه پیش نقل دهنت این بود که این شهر به چه جای خفنی تبدیل شده
چی نظرتو عوض کرده؟
از پس هزینه ش برنمیایم
از پس هزینه ش برنمیایم؟
با وجود همه ی این رستورانا و فروشگاهای مجلل
همه میخان اینجا زندگی کنن
یه کاسه گوشت اینجا الان ده دلاره محض رضای خدا
هیچ جا هم نمیشه خرید کرد به جز اون فروشگاهای مسخره ی هول فودز
خب فقط کافیه دیگه نریم اینطور جاها
باید این خونه رو بذارم رهن
چیکار کنی؟
مجبورم شرون،تقصیر من که نیست
تقصیر اون مرده، متوجه نیستی؟
اون مرده که داره ما رو مجبور به ترک شهر خودمون میکنه
از شانس تخمی منه
با یه دختر خوب حرف میزنم انگار مخش رو هم زدم
و یهو معلوم میشه دختره یه تبلیغه
خب این همون کاریه که یه تبلیغ میکنه
اون دختره برای اغوا و دست انداختن طراحی شده
عجب داستانی بشه برای روزنامه مدرسه
چرا داستانشو پخش نکنیم تا همه متوجه حقیقت بشن؟
جیمی،ما هم مثل خودت تو کار اخباریم
چند دهه ست که ما از زبون لطیف و چرب و چیلیمون
برای آگاهی دادن به مردم استفاده کردیم
بعدش دیدیم که کل صنعت ما توسط تبلیغات به یغما رفته
بعضی از همکارای ما گول خورده ن و دارن به خاست تبلیغات عمل میکنن
اون مردی که با اسلحه خونه تون اومد یکی از اونا بود
کوین جارویز بیشتر توضیح میده
ممنون تام،جیمی اونی که خاست تو رو بکشه
برایان بویانت بود از بخش فورت کالینز ایستگاه رادیویی wxnr
وقتی دید دیگه نمیشه از اخبار پولی به جیب زد
اون رفت طرف تبلیغات با اینکه میدونست
این کار به انقراض گونه ی ما ختم میشه
برمیگردیم به خودت تام- ممنون کوین-
تنها امیدی که برای افشای حقیقت هست جیمی
اینه که تو با فهمیدن شیوه ی شیادی تبلیغات
بفهمی که نقشه شون چیه
اخبار داغ مدرسه ی تو برای اونا یه تهدید بود
ولی غیر اینکه این جنده ی کوچولو رو وادار به حرف زدن کنی
هیچ راهی نداری که دلیلشو بدونی
هی کایل
اینو ببین
مدیر دو نفر از دانش آموزان نمونه را" "به اردوی دیزنی میفرستد
این هفته جیمی والمار و لزلی میرز
از طرف مدرسه ی فوق العاده شان به یک تعطیلات دعوت شده اند
که تمام هزینه هایش پرداخت شده این چه کوفتیه داداش؟
اصلا با عقل جور درنمیاد رفیق
مدیر از روزنامه مدرسه استفاده میکنه تا یه چیزی رو لاپوشونی کنه
خب من... من نمیخام درگیرش بشم
نمیخای درگیر بشی؟ داداش تو چت شده؟
من دیگه فهمیدم که نمیشه با مدیر درافتاد
تو که دیگه باید بدونی از کاری که با بابات کرد
منظورت چیه؟
دوستان،ما فهمیدیم که سر جیمی چی اومده
اونو چون دانش آموز نمونه بوده به اردو فرستادن
قضیه این نیست
یه جای کار میلنگه
ما همه باید با هم جلوی مدیر وایستیم
اره،درضمن مگه جیمی مسئول روزنامه ی مدرسه نبود؟
پس کی این روزنامه رو بیرون میده؟
من روزنامه مدرسه رو دوست دارم
من دوست دارم با دستام تایپ کنم
کی بهت گفت که مدیر جیمی رو به اردوی دیزنی فرستاده؟
یادم نیست
تو اینجا از جیمی نقل قول کردی
باهاش حرف زدی؟
من روزنامه مدرسه رو دوست دارم
بریم،باید ته توشو دربیاریم
کارم خوب بود کامپیوتر؟
فکر کنم قضیه ی اردو گولشون زده
امیدوارم خوشحالت کرده باشم
میتونی منو ببینی کامپیوتر؟
میدونی الان به چی فکر میکنم؟
آه ممنون کامپیوتر
باید مطمئن بشیم کسی ما رو نشناسه
نمیشه گفت کی برای کی کار میکنه
بیا کیتلین،این سبیل مصنوعی رو بزن
من سبیل نمیذارم شبیه کصخولا میشم
اوه،پس اینجاست که وا میدی نه کیتلین؟
دیوث نباش
نه حق با توه خیلی ضایع ست
یه زن سبیل داشته باشه
...خیلی مسخره ست نه کیت
باشه باشه میزنمش
نه نه لطفا کیتلین
سبیل مصنوعی نذار خیلی مسخره ست
نمیخای مردم فکر کنن که کصت خله
...یعنی اوه کیرم توت
عجب جاکشی هستی تو
اینجا چه خبره؟
اونا با شهر من چیکار کرده ن؟
صداتو بیار پایین
از کی تا حالا این شهر این فروشگاه زنجیره ای تخمی رو داره؟
همه چی عوض شده
یه دقیقه وقت دارید تا از حقوق گی ها حمایت کنید؟
حقوق گی ها؟ خب جاکش الانشم همه حقوقا رو دارین
الان دیگه چه گوهی میخاین بخورین؟
خیلی خب،حساب شما میشه ۱۲۶.۳۹ دلار
دوست دارید یه دلار هم برای کمک به کودکان گرسنه بپردازین
تا آی پد بگیرن و حریم خصوصی کامپیوترت ایمن بمونه؟
بله میپردازم
این دیگه چه کصکلک بازی ایه؟
چه دلیلی داره که من طرف مدیرو بگیرم؟
من از مدیر متنفرم به نظرم اون خیلی کیریه
پس هیچی راجع به مدیر نمیدونی که ارزش خبری داشته باشه؟
برای اینکه تو خبرهای داغ مدرسه منتشر بشه؟
فقط اینکه از من متنفره و بهم گفت دهن گشاد
فکر نکنم دهن گشاد باشم
من فقط دوست دارم با مردم حرف بزنم
لزلی شماها چه نقشه هایی دارید؟
اصلا نقشه ای دارید؟
چه نقشه ای؟
خب میدونی نقشه دیگه
مثلا اینکه امیدوارین به چی برسین؟
نمیدونم...تو چه نقشه هایی داری؟
خب من میخام هم کار اخبار و هم کمدی رو دنبال کنم
جدی؟ این خیلی... متفاوته
خب تو هم حسابی متفاوتی لزلی
چطور؟
دارم به این نتیجه میرسم که شاید همه ی تبلیغات بد نباشن
جیمی،داری با کیرت فکر میکنی
من با کیرم فکر نکردم- چرا کردی-
...نه فقط به گمونم لزلی یه- کیرتو بذار کنار-
اون یه دختر احساساتی،جالب و دلسوزیه
جیم،جیمی...کیرته که داره حرف میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.