The first 200 lines.
تقدیم می کند opus-sub تیم ترجمه ی
"قسمت پنج"
ها را نمیخواد بدون تو عمل کنه وضعیت بحرانیه
!گفتم نمیخوام !صبر میکنم دکتر چوی برگرده
اون گفت همین الان داره میاد
بیشتر از یه ساعت گذشته دیگه دکترا نمیتونن صبر کنن
ها را تاریخ هر عمل با برنامه مشخص میشه
نمیتونی به میل خودت هی تاریخشو عوض کنی
بهم اعتماد کن و آروم باش، باشه؟
ها را به حرفش گوش کن
!نمیخوام !عمل نمیکنم
چیکار میکنین؟ اونو ببرین- ها را-
اونو ببرین اتاق آماده سازی- بله-
وای خدا- بریم یک دو سه-
باشه- !ها را-
1, 2, 3
چیکار میکنین؟ زود باشین اونو ببرین
باشه یک دو سه- -یک دو سه
خب 1, 2, 3
سونبه
دکتر
ها را
حالت خوبه؟
ببخشید
ببخشید که دیر کردم
واقعا معذرت میخوام که دیر کردم
معذرت خواهیو تموم کن و عمل و شروع کن
چاقو
ای وای- خدای من-
داره چیکار میکنه؟- دیوونه شدی؟-
چت شده؟
مریضی؟
نه من خوبم
،اولین اقدام احتیاطی حین عمل دریچه بر روی بیمار با بیماری مادرزادی چیه؟
مراقب شکاف دادن باشیم
پس میدونی که باید خیلی مراقب باشی- بله-
بعدش چی؟
...باید قبل از باز کردن جناغ سینه
اعضای حیاتی مثل استخوان قلب رو از هم تفکیک کنیم
بعد باید بافت های اطراف قلب رو تفکیک کنیم
بیاین شروع کنیم
چطور شد گردن درد گرفتی؟
از خواب بلند شدم
دیگه نتونستم گردنمو تکون بدم- که اینطور-
بذار یه نگاهی بندازم- بله-
...اگه برات روی
...دستت، گردنت، پشت شونت و پاهات طب سوزنی انجام بدم
به زودی حالت خوب میشه
اول میخوام پشت گردنت سوزن بزنم لطفا دراز بکش
آی- خوبه-
لطفا سوزنها رو آماده کن
اینطوری نیست اینطوری نیست
چی؟
اگه هردو رگ مشکل داشته باشه باید سوزن رو جای دیگه ای بزنید
چرا کار به این آسونی رو اینقد پیچیده می کنید؟
بفرمایید کنار
برگرد به اون سمت
به اینجا باید سوزن بزنید
اینجا
چی داره میگه؟
لطفا برگردین همون سمت
اینوری؟- بله-
ای وای- خوبه-
..صبر کن- چیکار دارین میکنین؟-
شما کی هستین؟- لطفا بهم اعتماد کنین-
اینجوری ماهیچه هاش شل میشن و خط نصف النهار بدن استوار میمونه
اگه پانزده دقیقه هم به سوزن فشار وارد کنید
تاثیرش زودتر خودشو نشون میده
برگرد اونطرفی
ای وای آروم لطفا
آی- وای خدا-
!آروم
چیکار میکنی؟
درسته
یه لحظه صبر کن
هی، تو کی هستی؟
شنیده یودم تو بیمارستان یه خبرایی شده ها
برو اونجا نقش دکتر قلابی رو بازی کن
چرا موقع درمان بیمار میای و مزاحممون میشی؟
من یه دکتر واقعیم
اگه بهم اعتماد ندارین میتونم طب سوزنی انجام بدم
لطفا برگرد
برگرد
!ای بابا
دیگه نمیخوام
من رفتم- ببخشید آقا-
!برو کنار- آروم باشین-
ببخشید آقا
!آقا
اون کجا رفت؟
!بگیرش
!اونو بگیر
کپ رو بدین لطفا
اسپریدر
کاملا خون اون اطراف لخته شده
مطمئنی از پسش برمیای؟
همیشه سر یه قولم میمونم
این قول که نجاتشون میدم
بووی
یه لحظه دست نگه دار
منظورتون چیه؟
اون بیمار سفارش شده از طرف رئیسه
شراطش خیلی حساسه عملش به اندازه دو نوبت زمان میبره
...اگه حین عمل اتفاقی براش بیفته چی
پروفسور هانگ- ...آخه-
نمیگم که عملشو متوقف کنیم
...فقط باید برای چند لحظه دست نگه داریم
و به خانوادش اطلاع بدیم وضعیتش چطوریه
اگه اتفاقی براش افتاد، نمیخوام مسئولیتش گردن من بیفته
ادامه میدم
هی
آقا حالت خوبه؟
طبقه پایین همه چیز داره خوب پیش میره؟
چرا اون مرد اینجا میپلکید؟
به نگهبانی اطلاع میدم- به چوی یون کیونگ زنگ زدی؟-
اون برگشته اما الان داره یه عمل انجام میده
بعد اینکه کارش تموم شد بهش زنگ بزن
بله
سونبه حالت خوبه؟
میخوای جاتو با یکی دیگه عوض کنی؟
کار روی سیاهرگ رو تموم کردم
الان روی نواحی اطراف کار میکنم
مایع پر کننده رو بده
دستگاه ریه - قلب رو آماده کنید
دریچه مصنوعی رو بهم بدین
سوزن برای بخیه ی دریچه رو بهم بدین
ای خدا، اون آدما
مثلا داشتم راهنماییشون میکردم
فکر نکنم این روش درست باشه
باید برید طبقه دوم- ممنون-
میتونم یه چیزی بپرسم؟
چطور میتونم به عنوان یه دکتر اینجا کار کنم؟
یه دکتر؟
منظورتون یه دکتر طب شرقیه؟
درسته، چطور میتونم هرچه سریعتر اینجا مشغول به کار بشم؟
باید خیلی کارتون خوب باشه تا مدیر استخدامتون کنه
...مدیر
میخوای اینجا کار کنی؟
بنظر نمیاد عضو شرکتی باشی
اون شرکت که میگین چیه؟
تو یه دکتر طب شرقی هستی؟
بله من یه دکتر طب شرقیم
از کدوم دانشگاه فارغ التحصیل شدی؟
من مال کجام؟
این مهمه که من مال کجام؟
فکر کردم اینجا اینجور چیزا مهم نیست
خب
حق با توئه مهم نیست
مهارت هات مهم ترن
...اگه مهارت های خوبی داشته باشم
میتونم دکتر طب شرقی اینجا بشم؟
دکتر چوی، عمل ها را چطور بود؟
عمل به خوبی پیش رفت
واقعا؟
دیدی؟ باید زودتر انجامش میداد
الکی داشت بزرگش میکرد
چون امروز دیر اومدی خیلی از دستت عصبانی بودم
اما حالا که عمل خوب پیش رفته دیگه نمیخوام پی اش رو بگیرم
میخوام با رئیس و همسرشون شام برم بیرون
پیش اونا تعریف تو رو میکنم
نه، نیازی نیست
فقط پای قولی که به دخترتون دادین بمونین
واقعا معذرت میخوام که امروز دیر کردم
خیلی متکبره
ببخشید
فقط یه خواب دیدم
چیزی نیست
بله چون یون کیونگ هستم
چرا اومدین اینجا؟
خب
همینجوری اومدم دیدن شما
ما به سرعت ویدیو رو پاک کردیم
...نمیدونم رئیس بیمارستان طب شرقی شین هه
این ویدیو رو دیده یا نه
من اون ویدیو رو دیدم
...یه نفر که طب سنتی بلد بود
یه بیمار رو که دچار ایست قلبی شده بود با طب سوزنی نجات داد
واقعا جالبه، مگه نه؟
دارین میگین تو بیمارستان من این اتفاق افتاده؟
من از این ماجرا خبر نداشتم
جناب مدیر
تو اینجا چیکار میکنی دکتر چوی؟
راستش، اون نوه ی یکی از دوستان قدیمی منه
صداش کردم تا ازش یه چیزی بپرسم از نظر شما که اشکالی نداره؟
نه البته که اشکالی نداره
عجب آدمی
چطور تونسته تو بیمارستان من طب سوزنی انجام بده؟
پیداش میکنم و یه درس حسابی بهش میدم
دکتر چوی
خوب فکر کن که به کجا تعلق داری
بله
چی؟
شنیدم تو اون رو آزاد کردی اون آدمو میشناسی؟
اون گفت به مدرسه ی محلی طب سنتی میرفته
اما از اونجا اومد بیرون
اون روز چون دستش زخمی شده بود اومد به بیمارستان
اما سر راهش دید که یه بیمار بیهوش شده
وضعیتش خطرناک بود
برای همین اون بیمار رو نجات داد
برای همین منم فرستادمش خونه
No comments yet. Be the first to leave one.