The first 105 lines.
... آنچه در وولورين و مردان ايکس گذشت
.چارلز
! جن
, با وجود چارلز و جن , ميدوني توضيحش سخته
نميتونم به چيز ديگه اي فکر کنم
. سلام , من وارن هستم
. اما فراست
, بله . ميدونم کي هستي
: سوال اينه اينجا چيکار ميکني ؟
. من ميتونم پروفسور زاوير را براتون پيدا کنم
... راستش حقيقت اينه که
. تو نميتوني بدون يک تلپات از دستگاه نخاعي استفاده کني ...
, مردان ايکس من
. من با يک پيام ضروري پيش شما آمده ام
پيش ما ؟ از کجا ؟
. آينده
, حالت کمائي که منو درونش ميبينيد
. مربوط به 20 سال پيشه
. من از اون بيدار شدم
. و دنيائي که ديدم يک کابوسه
. ممنونم
تيــــم ترجـــمه ســــايت .:: پارس نويس ::. .تــقــديم ميـــکـــند ....::::ترجمه : هادي عليزاده::::....
...لوگان
...لوگان
.لوگان
چارلز ؟
.چارلز
.نگران نباش , لوگان
, ما هنوز در موسسه هستيم
اما اين چيزيه که تو ممکنه بهش يک جلسه تماس ذهني بگي
. در يک هواپيماي ستاره اي
... من از اين طريق ميتونم از آينده
.باهات ارتباط برقرار کنم ...
. خيلي خوشحالم که ميبينمت , چاک
. منم همينطور , دوست من
آرزو ميکنم , کاش ميتونستم اخبار بهتري برات بيارم
چرا , چي شده ؟
. لازمه چيزي نشونت بدم
. اينجا آفريقاست , در زمان من
احتمالا 20 سال پيش , اتفاق وحشتناکي اينجا افتاده
20سال ؟ منظورت زمان الانه ؟
... اين يک فاجعه خيلي بزرگ بوده
. که هيچکس در اين قاره جون سالم به در نبرده
چه چيزي ميتونه همچين کاري انجام داده باشه ؟
. چه چيزي نه . چه کسي
. اين کار استورم بوده طوفان
همچين چيزي امکان نداره
استورم هرگز به آفريقا حمله نميکنه
. ميدونم , تمام چيزي که ميتونم بگم اينه که کار اون بوده
. و به قيمت زندگيش تموم شده ...
, تو بايد اون را پيدا کني , لوگان
. قبل از اينکه خيلي دير بشه ... - . اينکار را ميکنم -
. فکر کنم ما تنها نيستيم
چطور اومدي داخل ؟
هوم ... خب , تو رمز امنيتي را ميدوني
. و منهم که يک تلپات هستم ... . خودت بهم گفتي
ما به جاسوس بين مردان ايکس احتياج نداريم , فراست
تو از همين الان بيروني
. تو به کمک من نياز داري
نه , نخواستم
هوم , هيچ اختلال آب و هوائي در اينجا به چشم نميخوره
درواقع , حتي به سختي ميشه يک ابر در آسمان آفريقا پيدا کرد
که يعني اينکه هر چيزي که قراره به لبه طوفان فشار بياره
. هنوز اتفاق نيفتاده ...
. ما بايد اون را پيدا کنيم , هنک , سريع
... که احتياج به استفاده از دستگاه نخاعي داريم , که يعني
. ميدونم , هنک
. و اون يک چيزي در ازاش ميخواهد
. ميدونم , هنک
تلاشت براي اداره کردن من , قابل تحسين نيست
اگه من کاري براي رضايت تو انجام بدم , تو هم بايد يک لطف به من بکني
. با تمديد حضور من در اينجا ...
, اگه کمکت کنم . که همين الان هم آخرشه
من تو را اداره کردم ؟ .. تو اومدي در خونه
و تله پاتي خودت را روي نقطه هاي تيم گذاشتي ...
کي داره از کي استفاده ميکنه ؟
. من پروفسور را واسه شما پيدا کردم
. من جايم را در بين مردان ايکس بدست آوردم
, و دقيقا مثل بقيه
تو مجبوري اين به دست آوردن را هرروز ادامه بدي
. اما تو به اونها اعتماد داري
چون اونها هم اين را بدست آوردند
اعتماد يه خيابان دوطرفه است , لوگان
. يک تلپات ديگه واسه خودت پيدا کن
. باشه
. من او را مکان يابي کردم
بعدش چي , عباسي ؟
محصولات جنوب، عاليجناب
و بعد از اون جشن ميگيريم
يکي ديگه ؟ مگه فقط يکي نبود ؟
... به نظر ميرسه اين روستا با بخشش سخاوتمندانه شما , باز هم
به روزهاي پرافتخارش پا ميگذاره ...
. پس چنين باشد
اسکات , تو اونجائي ؟
تو بايد بدوني که همه ما داريم ميريم به آفريقا
. موضوع استورمه . اون توي دردسر افتاده
فکر کنم لوگان گفت بيخودي زحمت نکشيم
, اون گفت ... اما اسکاتي که من ميشناسم
اولين نفري بود که سوار جت ميشد ...
. يالا
! نه
نه نه نه , من فقط اونو پشت سر هم سوار کردم
باشه , اين فقط يک مانور اجرائيه , درسته ؟
... از اونائي که فقط يک دور ميزنين
و يک چيزي را منفجر ميکنيد , درسته ؟ ...
No comments yet. Be the first to leave one.