The first 200 lines.
پدرسگ
بیا اینجا!
خورخه
خورخه، بهم بگو تو نیستی
خواهش میکنم، بگو نیست
منم
نه، تو نه
نمیتونم سرایدار باشم
واقعاً نمیتونم
نمیتونم پیشت بمونم
تلاش کردم
قسم میخورم
باید برم جلو
ببخشید، بابا
میفهمی، نه؟
نمیتونم
نمیخوام
بابا
بابا؟
بابا!
بابا!
بابا
بابا
بابا
خواهش میکنم
بابا
هفت سال بعد
بریم
بخش زایمان
خدمات
به بخش ۵
سلام
با من حرف نمیزنی؟
چرا نه؟
چون تو بدی
چرا فکر میکنی من بدم؟
همه زنهای اینجا بدن
هی، میای یا نه؟
بهبه!
سلام دخترا! خوشگلا!
همه ساکت
لطفاً، همه. آروم باشید
بیا اینجا بشین!
بیا جلو بشین
لطفاً!
لطفاً، آروم باشید
ساکت. ساکت!
ساکت
خب، فرض میکنم همتون میدونید اینجا کارگاه تئاترِ
درسته؟
حتماً، فکر میکنی ما خنگیم؟
نه، همتون خیلی باهوشید
ولی من دستتون رو خوندم. همتون دارید
شیک و پیک میکنید
میدونم دنبال چی هستید، تئاتر براتون پشیزی ارزش نداره
دنبال عشق و حالید
شاید یه دوست دختر یا دوست پسر
اگه به خاطر اینجایید، لطفاً همین الان برید
باشه، مانولو، مچمون رو گرفت
برگردید به بخش، بچهها
دلخوری نباشه
نه، فقط شوخی کردم
خیلی خندهدار بود، ممنون
ما خیلی به تئاتر علاقهمندیم، نه؟
قاشق رو بذار کنار، بابا. میافتی
یکی تمیز برات میارم
غذای اصلیت چی؟ سینه مرغ؟
یه املت؟
بابا؟
چی کار میکنی؟
بابا، این چه کوفتیه!
نونم... پول رو بذار پایین!
بابا، نگام کن
نگام کن، بابا. این نون توئه
میبینی؟
این!
احمق
اون تاتوی اون پسره رو ببین
باحاله، نه؟
تو تاتو داری؟ نه، من از سوزن متنفرم
وگرنه همینجا میزدم. صورت یه ببر
با رنگ و اینا
من از تاتو بدم میاد. تو هم؟
منم خیلی دوست ندارم
ببر، آره
تو ببر دوست داری؟
اگه نه، پس منم دوست ندارم
من در خدمتم
هی، تو
ماتئو؟
آنتونیو ماتئو؟
حاضر
من آنتونیو هستم. میدونم
ماریا دل مار سوئیرو مونتِس
خوزه کارلوس وِلاسکو
مانوئل خیمِنِز کاسترو
دانیل لینارِس نیبیرو
نونم کو؟
لوردِس ماچادو پارا
خورخه ماتئو نیئتو
خورخه ماتئو نیتو؟
خورخه ماتئو نیتو؟
ماتئو نیتو؟
مارکوس میراندا پیکر
کریستینا اورتیگرا مارتین
پابلو پالازوئلو آریاس
آبی تیره، تقریباً سیاه
لیسانس مدیریت بازرگانی
اینا برای شماست
همهشون مال شماست؟ آره
مطمئناً یه چیزی پیدا میکنی. باید ببینیم
موفق باشی. خداحافظ
یه پنجره دیگه واسه اتاق خوابت. بوس، ناتالیا
صبح بخیر. صبح بخیر، آمپارو
ناتاشا ستچنکو، وکیلتون اومده ملاقاتتون
نیا تو، همین الان اینجا رو تی کشیدم
شنیدم یه کارگاه دیگه میری
چطوره؟
تا حالا دوستپسر پیدا کردی؟
شرط میبندم که داری، عوضی
مرد یکی دیگه رو دزدیدی؟
فکر میکنی دوستپسر جدیدت اینطوری دوستت داشته باشه؟
آقا...؟ بله؟
اسپانیایی هستید؟ بله
بابا، فیلمو ببین
میریم کلیسا؟ نه
صدای زنگها رو شنیدم. نه، نشنیدی
به مادرت بگو آماده بشه
باشه، میگم
کجاست؟
تا الان باید برگشته باشه
بابا، اسم فیلم چیه؟
این زن دیگه چه غلطی میکنه؟
«پورنو شروع میشود»... داره میره رو اعصابم
«پورنو در پیرنه آغاز میشود»
این چیه؟ ولم کن
وقتی برگشتم. نه، تو با ما میای کلیسا
ولم کن!
واسه اینه که به خودت آسیب نزنی
میخوای منو بکشی
احمق
باباتو مثل خرگوش کردن!
بخند، تو یه مرد ماچوی اسپانیایی هستی!
هفت سال طول کشید تا فارغالتحصیل بشی؟
همزمان پارهوقت کار میکردم
چرا؟
دارم کار میکنم
هیچ سابقه کاری نمیبینم
به این بخش مرتبط نیست
چه بخشی؟
خب، من دربانم
دروازهبان؟
نه، دربان
تو یه ساختمون
این جارو وسیلهای هست که باهاش کار میکنیم
معمولاً برای جارو کردن و جمع کردن آشغال استفاده میشه، ولی امروز...
چی شد؟
امروز این جارو یه وسیله نقلیهست
یه وسیله نقلیه که میتونی باهاش پرواز کنی یا فرار کنی
یا باهاش از هر دیواری بپری
یه داوطلب میخوام
بپر! یالا، پرواز کن! این لعنتی حرکت نمیکنه
بپر! بلند نمیشه!
بپر، بپر، بپر!
خب، یه داوطلب دیگه
که بلند شه
نمیای؟
اینجا نمیشه تمرکز کرد
میتونیم جامونو عوض کنیم
نه، ولش کن
ثابت شده که
اگر تو بالا باشی، اصطکاک روی کلیتوریس بیشتره
نه، اینطوری بهتره
برای چی بهتره؟
برای حامله شدن
بهت گفتم که دیگه به بابام پورنو نشون نده
با این فیلما که تو بهش نشون میدی، اون هیچوقت ارضا نمیشه
اون اصلا حال ارضا شدن نداره
ولی من دارم
اون آدم عجیب و غریب رو میشناسی که اون طرف خیابون زندگی میکنه؟
کدومشون؟ اون موتورسواره
و پردههاش همیشه کشیدهست
کولرش خرابه
خب که چی؟
واسه همین مجبور شد پردهها رو باز کنه
و میشه داخل رو دید. اون یه ماساژوره
کمرم داغون شده
از بس بابامو بلند کردم. وقت بگیر
تو روزنامه تبلیغ داره
امروز مصاحبه نداشتی؟
آره
چطور پیش رفت؟
بد، بدتر از بد
چقدر میگیره؟
هشتاد یورو
لعنتی، چه گرونه!
هندجاب هم شاملش میشه
داره براش ساک میزنه
صدتا با ساک
نه، مرسی
No comments yet. Be the first to leave one.