The first 48 lines.
Luhan ...:: promises ::...
شاید عشق من با قوانین مدرن فرق میکنه
مردم میگند جوانی خیلی کوتاست فقطــــ هدربده زمانی که احساس کردیش
این به آن معنا نیست که من شجاعتشو ندارم
وقتیکه با دستام در آغوشت بگیرم
نمـــی خوام ولت کنم
منـــو باور می کنی؟
هنوز هم گرمای عشق مونو حس میکنم
خیلی دیر نشده برای ذخیرش
اجازه بده آروم توقلبت بیام
برای خوندن اسرارت که درعمق وجودته
عشق وعاشقی نیاز به زمان دارد تا ثابت بشه
لطــــــــــفا به من ایمان داشته باش
من بهت قول می دهم
پرسیدی چی میشه اگه که تابستانو قبل از شروعش ازدست بدیم
نمیدونستی که خودتی که تابستان منو آغاز کردی
قلب منو بدرد آوردی وقتی گریه کردی
با زمزمه گفتی، دوست دارم، در گوشهام
وقتیکه با دستام در آغوشت بگیرم
نمــــــی خوام ولت کنم
زیادی فکـــر نکن
هنوز هم گرمای عشق مونو حس میکنم
خیلی دیر نشده برای ذخیرش
اجازه بده آروم توقلبت بیام
برای خوندن اسرارت که درعمق وجودته
عشق نیاز به زمان دارد تا ثابت بشه
لطــــــــــفا به من ایمان داشته باش
من بهت قول می دهم
پدر بزرگ و مادربزرگم اینجا میومدن
قشنگـــــــــه
یه روز پدربزرگم یه سنجاق سینه به مادربزرگم هدیه داد
متاسفانه اون رو گم کرده
میتونم یه نگاه بندازم ؟
میخـــــوام یکی ازش پیدا کنم حتی اگــــه شبیش باشه
وقتی که داره بارون میاد ترجیح میدم یه لیوان چای بخورم
قدیما وقتی سردم میشد مادربزرگم واســــــم درست میکرد
این یه کتابه
برای تو
ببخشید من الان باید برم
بعدا میبینمت
به هرحال ، فردا بعداظهر وقت داری ؟
همینجا ؟
همینجا, ساعت 3 ، باشه ؟
باشـــــه پس بعدا میبینمت , خداحافظ
شاید عشق من با قوانین مدرن فرق میکنه
مردم میگند جوانی خیلی کوتاست فقط هدربده زمانــــی که احساس کردیش
این به آن معنا نیست که من شجاعتشو ندارم
فقط کافیه یبار در آغوشت بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.