The first 173 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
،با رسیدن به اینجا نخبه بودنتون رو ثابت کردین
شوالیههای آکادمی بهتون خوشآمد میگن
من، لورک کوگرت، کاپیتان شوالیههام
خواهرم لورتا، مثل شماها سال اولیـه
امیدوارم با هردومون یکسان رفتار کنین
!اوه، درسته نوچهی شماره یک خانم کلیرـه، درسته؟
!اونجوری صداش نکن
،و منم فروتنانه به عنوان نایب کاپیتان خدمت میکنم
لمبرت آروسئو هستم
لمبرت، برادر بزرگتر لنـه
مستقیما وارد اولین سفارش تجاریمون میشیم
«نمایشگاه روز بنیاد»
نمایشگاه روز بنیاد، ها؟
پس فکر کنم باید واسه نمایشگاه کار کنیم
،اره، شوالیهها هرسال اونجا یه کافه راه میندازن
بیشتر شبیه رسم شده
کافه؟ یعنی باید منتظر مردم باشم؟
ولی یه کافهی معمولی، یکم حوصلهسربرـه
بیاین یکم دستکاریـش کنیم
دوباره این عادت بدش شروع شد
عادی بودن هیچ اشکالی نداره
ری، نظری داری؟
...خب، بذارین فکر کنم
احتمالا نوع کافه میتونه پیشخدمتهای مرد یا خدمتکارهای زن باشه
ولی هیچکدوم توی این دنیا حس بدیعی ندارن
،و منم به پیشخدمتهای مرد جذاب علاقهای ندارم
اگه چیزی بخوام، ترجیح میدم که خانم کلیر رو توی لباس مردونه ببینم
!من که خوشم اومد
ها؟
،کافهای که دخترها و پسرها لباسشون رو با هم عوض میکنن چطورـه؟
چی؟
یعنی پسرها مثل دخترهای خدمتکار و دخترها مثل پیشخدمتهای مرد لباس بپوشن؟
درسته
،هنوزم یه کافهس ولی نقش دخترها و پسرها جابهجا میشه
ناهنجاری سرگرمکنندهای میشه، مگه نه؟
...ولی این کار
اصلا مورد قبول خاندان سلطنتی هست؟
ها؟ مگه مشکلی داره؟
!بهنظر که همهجور مشکلی داره
فکر نمیکنم مشکلی باشه
.هرچی نباشه، رود پیشنهاد داده چی قابل قبول نیست؟
شاهزاده یو؟
دوست دارم لباس دخترونه پوشیدن .رو امتحان کنم. بهنظر جالب میاد
...خب، اگه شاهزاده یو چنین احساسی دارن
میشا؟
!خانم کلیر توی لباس مردونه، خیلی ارزشمندـه
کارت خوب بود، شاهزاده رود
!خب معلومه! بایدم چنین حسی داشته باشی
...ولی من مخالف
،خانم کلیر، شرط میبندم شاهزاده ثین توی لباس دخترونه خیلی زیبا میشه
دوست ندارین ببینین؟
!همینه! راحت میشه نظرش رو عوض کرد
کس دیگهای مخالفتی نداره؟
!نخیر! من با این ایده مخالفام
!تسلیم شو، کاپیتان
،خیلی خب! پس کارمون توی جشنوارهی امسال !یک کافه با تغیر لباس زن و مردـه
!اره
قسمت 6
ـهـمــهــفـبـ ور یـرسـ ـلـیـلـد ـدیــاـبـنـ گسی
...بهش اجازه دادم راضیـم کنه، ولی
واقعا باید منتظر مردم بمونم؟
!و همچنین در لباس مردونه، خانم کلیر
...شاید واسه مخالفت خیلی دیر نشده باشه
خانم کلیر
شما دوست بسیار خوبی برای خواهرم هستین
لن دربارهی شما هم خیلی حرف زده، ری تیلور
منم دربارهتون زیاد شنیدم، ارباب لمبرت
عه، میشناسیش؟
متخصص ابزار جادوییـه ،که وظیفهی تعمیر و نگهداری
و بازرسیهای آکادمی رو تنهایی بر عهده داره
.ایشون به عنوان یه مخترع هم شهرت دارن درسته، ارباب لمبرت؟
انقدر هم کار خاصی انجام ندادم
بگذریم، میخواستم ازتون یه خواهشی بکنم
اخیرا درگیری بین دانشجوها بیشتر شده
حالا که بهش اشاره کردین، برخی عوام !دست به کارهای عجیب و غریب زدن
درسته، و اون هم منجر به چند دعوای کوچیک شده
خدایا، جای تاسف داره
من و کاپیتان سرمون واسهش شلوغـه
،پس اگه بتونین مسائل دیگه رو حل کنین کمک بزرگی میشه
!اره، حتما
به ذوق و شوق بهشون رسیدگی میکنم
خیلی ازتون ممنونم
خب، مسائل دیگه چی هستن؟
...خب
انگار یه چیزی اینجا دیده شده
برخی گزارش یه چهرهی مشکوک، توی شب رو دادن
،در انتهای راه پله
...توی آشپزخونه
،و وقتی دانش آموزان گشت شبانه ...سعی کردن نزدیکش بشن
...جای دست خیسی رو روی شونهشون پیدا کردن
اوه؟ چی شده خانم کلیر؟
واقعا از روح میترسین؟
!احمق نباش! اصلا هم نمیترسم
،اگه خیلی سخته میتونم یه کار دیگه بهتون بدم
،البته، از آشپزخونه در ایجاد موارد آزمایشی برای منوی کافه استفاده میکنیم
،درسته، ولی در حال حاضر فقط مشاهدات وجود داره
هیچ صدمهای هنوز گزارش نشده
پس میذاریم همینجوری بمونه
...این
این وظیفهی شوالیههاست که از آرامش آکادمی محافظت کنن
نمیتونیم بیاهمیتترین مزاحمتها رو هم نادیده بگیریم
...اوه؟ خانم کلیر، یعنی
!اشراف روی حرفشون میمونن
،روح و جن و هرچی که میخواد باشه ببینیم چند مردـه حلاجـه
،به این ترتیب شب مرموز من با خانم کلیر، شروع شد
خب، اینجاست
میرم اتاق آمادهسازی پشتی رو بررسی کنم
خانم کلیر، شما اینجا رو بررسی کنین
داری بهم دستور میدی؟
پس دوست دارین برین اون پشت؟
!خیلی خب بابا! این بار بهت اجازه میدم
عالیـه. روتون حساب میکنم
اینجا هیچی نیست، درسته؟
!خب معلومه که روح وجود نداره
...حتما نیمه خواب بودن و یه چیزهای دیدن
چیزی شده، خانم کلیر؟
!یه... یه چیزی دستم رو لزج کرد
خب... ژلاتینیتر از آب به نظر میاد
نمیتونه کار یه روح باشه، مگه نه؟
انگار صدمهای هم نزده
واسه بررسی میفرستیمش تا مطمئن شیم
چطور میتونی الان انقدر خونسرد باشی؟
خیلی خب حالا، خانم کلیر
میتونی دستهات رو بشوری و اینجا منتظر بمونی
،چه وظیفهی شوالیههای آکادمی باشه چه نه
باورم نمیشه که باید شب رو توی چنین جای ترسناکی بگذرونم
اگه واقعا یه روح بیاد چی؟
...خانم کلیر
!بفرمایید
این چیه؟
اسمش فوندانت شکلاتیـه
یه نوع کیک شکلاتیـه که موردعلاقهتونـه
چرا یهویی کیک آوردی؟
،همچنین، شکلات آخرین شیرینیـه که تازه !توسط غذاخوری سطح بالای «برومت» عرضه شده
حالا نگران جزئیات نباشین، فقط امتحانش کنین
،واسه تحت تاثیر قرار دادنـم !باید هم سطح برومت باشه
!این... خوشمزهس
!طعم شکلاتش خیلی قویـه
!و شکلات بیشتری هم از داخلش میاد بیرون
!نمیشه جلوش مقاومت کرد
،رعیت! کدوم شیرینی فروشی این کیک رو میفروشه؟
!این یکی
«این یکی؟»
داری میگی... تو درستش کردی؟
!اره
!اخیرا به کشف دستورهای جدید علاقمند شدم
کی وقت میکنی؟ !همیشه که داری به من خدمت میکنی
چهرهی مشکوکی ...که شب به شب خودنمایی میکنه
...این همه مدت، روح آشپزخونه درواقع
خودت بودی؟
!درسته! درست حدس زدین
این همه مدت میدونستی، مگه نه؟
!دقیقا
!بفرما! اینم واست آماده کردم
...آخه کی وقت کرد
!صبر کن، فقط یه دست رختخوابـه
!میتونیم با هم بخوابیم
!بهطور ناگهانیای قضیه از ترسناک، مضحک شد
هروقت این کیک رو تموم کنم، میرم
یعنی شب نمیمونین؟
!البته که نه
!به هر حال، معمای روح رو حل کردیم
...ها؟ ولی
واقعا نمیدونم اون دست مرموز چی بود
!بس کن! نمیتونی دوباره خرم کنی
شوخی نمیکنم
!همین الان برمیگردم
!خانم کایر
!اینجاست! دیدمش
رلیر؟
چی؟ رلیر؟
تا اینجا دنبالـم اومدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.