The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The Vampire Diaries S04E13 HDTV x264-LOL
A Commentary by cicada021
ترجمه از نوشین عزیز

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
Published on: 2013-02-08
Downloads: 41
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.من الينا گيلبرت هستم

.من يه خون آشام جديدم امّا مشکلاتي وجود داره

.من ميدونم که بنده ي تو شدم، ديمن

ميدوني چي مي تونه منو خوشحال کنه؟

اينکه بفهمم احساسي که به من داشتي .واقعي بوده

.ولي الان روزنه اميدي وجود داره

.خالکوبی جرمی به یه دارو ختم میشه

...اگر تو برادر کلاوس، کول، رو بکشی

تمام نسل خوني اون هم .همراهش مي ميرن

.من مي خواستم طبق شرايط خودم زجرش بدم

.اتّحاد هاي غير قابل انتظاري شکل گرفته

.پیدا کردن دارو تبعاتی هم داره

...اون اولين موجود فناناپذير اين دنياست

.که اتفاقاً کنار اون دارو حبس شده

.من می خوام آزادش کنم

وقتی تمام چیزهایی که نیاز داریم رو پیدا کنیم .دیگه مشکلی نداریم

.برو بریم

"یک سال قبل"

.تبریک میگم .ما موفّق شدیم

می مردن اگه دارو رو توی هاوایی قایم می کردن؟

این چه جهنّمیه ما رو آوردی؟

."200مایلی خشکی های "نووا اسکوشیا

...اگه یادت باشه تمام هدف این بوده که دارو رو

.توی گمنام ترین و متروک ترین جزیره ی دنیا مخفی کنن

راست میگی؟ ...من که فکر می کنم هدف اصلی این بوده

.که هیچ کس سایلاس رو پیدا نکنه

.پیرترین و مرگبارترین موجود وحشتناک دنیا

.آره، اینم بوده

ضدّ آفتاب؟

شوخی می کنی دیگه؟

.راست میگی

.این کارت کمکی نمی کنه

.تو که خودت خوب بلدی طناب گره بزنی

.داری الینا رو شیطانی نگاه می کنی .این کارت واقعاً کمکی نمی کنه

.اون برادرمو کشته

.و سعی کرده تو رو متقاعد کنه که خنجر فرو کنی تو پشت من

.خیلی خوش شانسه که فقط داره نگاه شیطانی نصیبش میشه

می دونی که می تونم صداتو بشنوم، نه؟

می دونی که اصلاً واسم مهم نیست، نه؟

.بفرما .سعی کن منو بکشی

...امّا اون وقت دیگه باید با مشکلات جدّیت رو به رو بشی

.مثل این واقعیت که استیفن خودش منو دعوت کرده اینجا

.فکر کنم دوباره از من خوشش میاد

...مثل این که یه نفر

.تمرینای گروهیشو یادش رفته

من به خاطر این که نمی خوام اون اینجا باشه .از کسی معذرت خواهی نمی کنم

...می دونی که استیفن اونو فقط به خاطر این آورده اینجا

.که بگه مثلاً من دارم فراموش می کنم

...اون می خواد تو فکر کنی که دیگه بهت فکر نمی کنه

...و می خواد من فکر کنم که

.نمی تونم اون دختره رو اغفالش کنم

.می دونی چیه، تو راست میگی

...خوشبختانه

.فقط مجبورم یه چند روز دیگه اونو تحمّلش کنم

...و بعدش ما دارو رو پیدا می کنیم و من

.دیگه مجبور نیستم باهاش درگیر بشم

.ربکای انسان

.نمی تونم بدون دندونای نیش دراز تصوّرش کنم

...می دونی

...تو هیچ وقت درباره ی این حرف نزدی

...که وقتی ما دارو رو پیدا کنیم

.باهاش چیکار می کنی

استفاده ـش می کنی؟

.دوست ندارم زیاد بهش فکر کنم

،ببخشید. اگه یه راهی واسه این کار وجود داشت

،که کمتر زشت بود .همون کارو می کردم

.منو که اذیت نمی کنه

...این نشونه ها باید برای شکارچیا باشه

،که بتونن دارو رو پیدا کنن

.و این هم باید داستان کاتسیا و سایلاس باشه

...با توجّه به حرفای شین، سایلاس از کاتسیا

.در خواست کمک کرده که طلسمی برای جاودانگی بسازه

،کاتسیا بهش کمک کرده که فناناپذیر بشه ...امّا بعدش دیده که

...اون سعی داشته از همون طلسم برای

.یه زن دیگه استفاده کنه و نه باری خود اون

،وقتی که قضیه رو فهمیده .خیلی عصبانی شده

پس، کاتسیا اون زنه رو کشته؟

.آره، سایلاس که جاودانه بوده

.نمی تونسته اونو بکشه

...به خاطر همین توی یه غار گیرش میندازه

.و به جاش زنده زنده دفنش می کنه

اینا چیزی درباره ی هدف بودن شکارچی نشون نمیده؟

.کنجکاو بودم که کی می پرسی

...کاتسیا دارویی برای جاودانگی درست می کنه

...و بعدش همراه با سایلاس دفنش می کنه

.به امید این که اونو بخوره و بمیره

...و در اون سمت تا ابد

.به هم برسن

.امّا اون خواسته شو براورده نکرد

...پس قرن ها بعد، نوادگانش

شکارچیا رو به وجود آوردن که اونو پیدا کنن .و بهش دارو بدن و بکشنش

می دونین چیه؟ .موقع کوه نوردی همه چیزو توضیح میدم

.بجنبین .باید راه بیفتیم

.سلام، عزیز دلم

.رقّت انگیز شدی

فقط تا زمانی اینجوری ـم که افسون بانی .که منو اینجا حبس کرده از بین بره

.اون وقت یه جور دیگه میشم

.احتمالاً عصبانی تر از این

...یا شاید هم هیچ جوری به نظر نیام

.چون چشماتونو از حدقه در میارم

.تا اون موقع دوستام همراه دارو برمی گردن

...اون وقت می تونم بریزمش توی حلقومت

.و فناپذیرت کنم

.من یه اصیلم

...چی باعث شده فکر کنی که کلّ نسل خونی من هم

همراه من درمان نمیشن؟

.یا به عبارت دیگه، خود تو

می دونی من چه فکری می کنم؟

.من فکر می کنم این غیر ممکنه

...من فکر می کنم از همون لحظه ای که تو دیگه خون آشام نباشی

...تمام پیوستگی خونی ما به تو از بین میره

.و اون پیمان بندگیت از کار میفته

...پس، هر اتّفاقی که برای تو بیفته

،فقط برای تو میفته

.که معنیش اینه که من می تونم شرّتو کم کنم

.و هیچ کس دیگه ای مجبور نیست بمیره

.البتّه هنوز دارم فکر می کنم که چجوری این کارو بکنم

.من خفه کردن تو آبو پیشنهاد می کنم

...هیچ چیز مثل این حس نیست که

.ببینی یه نفر داره برای یه چیز ابتدایی مثل نفس کشیدن می جنگه

،و بذار بهت بگم .مادرت یه جنگنده ی واقعی بود

.تلفن ماهواره ای آنتن نمیده

.نشونه ی بسیار خوبیه

کس دیگه ای هم هست که یکم گرخیده باشه؟

.خوب، پس برو ...بین همه ی این آدما

.حضور تو کم تر از همه ضروریه

.خواهشاً شروع نکن

.من صرفاً دارم واقعیت ها رو بیان می کنم

.جرمی افسون رو روی بدنش داره

.بانی جادوگریه که دارو رو آزاد می کنه

.شین هم که یه قطب نمای انسانیه

،من و تو هم که سنگ قبرو داریم

.که خدا می دونه به چه دردی می خوره

.و وجود الینا کاملاً بی هدفه

من چی؟

.تو از پشت خوشگلی

،قرن ها بعد از این که کاتسیا مُرد

...یه سری کارگر معدن بودن که یه چاه

.توی این جزیره حفّاری کردن

.که یک دفعه قاطی می کنن

.این قدر خون ریزی می کنن تا بمیرن .هیچ دلیلی هم به ظاهر وجود نداشت

...پس، افسانه ها بیان می کنن که این کارگران معدن

...در ازای هر قطره ی خونشون

...تصاویری از کسانی که دوستشون داشتن و از دست داده بودنشون

.رو داخل چاهی که داشتن حفر می کردن، دیدن

...این حرفا دهن به دهن گشت و مکتشف ها

...اون چاه رو پیدا کردن

.که ببینن آیا اون افسانه راسته یا نه

یعنی اون چاه جادویی بوده؟

...آره. بعضی ها معتقدن که صدای اون افراد مرده

.فقط صدای باد بوده که به سرعت داخل غار می پیچیده

...و تصاویر هم فقط بر اثر استنشاق

.گیاهان سمّی داخل جزیره بوده

تو به چی اعتقاد داری؟

.من به جادو معتقدم

...همسر و پسر من

.به فاصله ی چند ماه از همدیگه مردن

.پس من... تصمیم گرفتم که اون چاه رو برای خودم امتحان کنم

.من خونم رو تقدیم کردم و منتظر شدم

سلام؟ سلام؟

!اتیکوس

کیلین"؟ "کیلین"؟"

!سلام، اَتی

."کیلین"

.من همسرم رو دیدم

.چشماشو دیدم

.لبخندشو

.خون من باعث شد من ببینمش

.آره، فهمیدیم

.گل های سمّی رو نخورین

!وایسا .صبر کن، صبر کن

همه توجّه می کنن؟

.اوّلین درس ما زنده موندنه

.با هم حرکت کنین .چشماتونو باز کنین

.من آب می خوام

.بیا. مال منو بگیر

چاه جادویی؟ شوخی می کنه؟

.نمی دونم ...خوب

.ما همه یکی رو از دست دادیم

فرصتی که شاید دوباره بتونیم ببینیمشون؟

.من که یه جورایی می فهمم چی میگه

!جرمی

الان چه کوفتی شد؟

.یکی الان جون منو نجات داد

اینجا چیه؟

...با توجّه به افسانه های قومی این جزیره

.گروهی از دانش آموزان دبیرستانی برای تعطیلات بهاره اومدن اینجا

...چند هفته بعد جسد همه شون رو پیدا کردن

.که کاملاً خونشون تخلیه شده بود

.خوب، بد به حال اونا و خوش به حال ما

کی کجا می خوابه؟

.خوب، این واقعاً شاعرانه ست

...یه مرد اسرارآمیز با یه تیشه

،توی جنگل کمین کرده

.و ما می خوایم اردوگاه بزنیم

...ما اینجا امن تریم تا این که

.توی تاریکی کوه نوردی کنیم

.بیا به راهمون ادامه بدیم می دونی؟

.دارو رو پیدا کن، هر برو، هی بیا .بگو کجاست خلاصمون کن

فکر کردی من چه قدر احمقم؟

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left