The first 200 lines.
Sorcerer885
اون صفحه ای که علامت زدم رو باز کن
بگو چی می بینی
یه لیست از ترکیبات هست
واسه ی ساختن همون سم مرگبار
.همون سمی که تو "لودوویکو" رو ازش نجات دادی
.همون سمی که واسه کشتن کاترینا دکرمونا استفاده شد
اوه، فکر می کنی خنده داره؟
به نظرم مسخره است
مسموم کردنش رو انکار می کنی؟
آره
پس چرا همون پادزهری که به "ایل مورو" دادی رو بهش ندادی؟
مواد لازم رو نداشتم
.بگو موادش چیه و ما استودیوت رو می گردیم
اگر که واقعا نداشته باشیشون
می تونه یه مدرک معتبر برا داستانت باشه
اسم هاشون یادم نیست
.لئوناردو، هر شاهدی که تاحالا باهاش صحبت کردم فکر میکنه که تو گناهکاری
می خوای اعدام بشی؟
.تو بهم گفتی که چه قدر کاترینا دکرمونا برات عزیز بود
.من بهت گفتم که اون عشق بود
.و با این وجود متهم به قتلشی
.فقط به خاطر این که چندتا از کارهات رو سوزوند
.این موثقترین تیکه ی اتهامه
...اینکه تو خود عشق رو کشتی
واسه ی از بین بردن جوهر رو کاغذ؟
یه خورده رنگ که رو چوب مالیده شده؟
تو شک داری که من واسه ی هنرم خون می ریزم
ولی من همین الانش هم اینکارو کردم
و حالا آقایون.سخنران بعدیمون دررابطه با این موضوع
لئوناردو داوینچی
شریف ترین کوششی که
بشریت می تواند به آن بپردازد چیست؟
.بعضی ها به مطالعه ی گیاهان پرداخته اند
.طراحی و مهندسی سازه های ساخت بشر
.درک کردن ماشین های پیچیده
.از مدل هایی که جهانیان تا به حال ندیده اند
.خیلی خوبه بانوی من یه فشار دیگه لطفا
من پیشتم عزیزم. من اینجام
منو ترک نکن. ترکم نکن
ولی تنها یک کوشش تمامی این رشته ها را تلفیق می کند
تا چیزی جادویی
.بسازد
تنها هنر
می تواند رنج و درد زندگی هایمان را
.به زیبایی تبدیل کند
مشکل چیه؟
!یه کاری بکن، لعنت بهت
زیبایی
زیبایی عظیم سد زمانی را می شکند و در طول قرن ها طنین انداز می شود
.به هنرمند و حامیانش جاودانگی می بخشد
و این آقایون
.دلیل اینه که چرا هنر شریفترین مجاهدت است
استاد
زود بیا چی شده؟
فقط بیا
سرورم
بله بیا بیا
...اون
.بچه مرده
...ولی همسرم
باید برش گردونی
.همونطوری که منو از مرگ برگردوندی
اعلی حضرت
.سم موقتاً قلبتون رو از کار انداخته بود
معجون یا دارویی
وجود نداره
.که بتونه زندگی رو بعد از اینکه گرفته شده، برگردونه
نه
این اتفاق نمیتونه بیافته
.یه کاری بکن
بهتون اطمینان میدم اعلی حضرت ...اگر کاری بود که می تونستم انجام بدم
...هرکاری
...من
دیگه وقتش بود
لئوناردو
چی شده؟
دو روز بعد
لئوناردو؟
لئوناردو؟ چیه؟
برنز برنز چی شده؟
.دارند همه اش رو می برند. همه ی برنزی که واسه اسب می خواستیم
دارند می برند؟ آره
معنی این کارا چیه؟
میگه که تمام اینا ضبط و توقیف شده
به دستور کی؟ .دوک
.این برنز واسه همون مجسمه ای هست که دستورش رو داده بود
.دیگه نیست متاسفم لئوناردو
.فرانسوی ها دارند شهرهای اطراف رو تهدید می کنند
.باید توپ جنگی بسازیم که از خودمون دفاع کنیم
نه نه خواهش می کنم .بهشون بگو دست نگه دارند
.حداقل تا زمانی که با "ایل مورو" صحبت بکنم
این یعنی اینکه تمام کارهایی که کردیم به فنا میره
شاید باید اون موقعی که برنز رو داشتی ازش استفاده می کردی
به جا اتلاف وقت
دوک کجاست؟
.ایل مورو" داره عزاداری می کنه"
و بهت پیشنهاد می کنم که مزاحمش نشی
کجاست؟
لئوناردو
اون تمام شب رو اینجا بوده
اعلی حضرت
شرمنده که مزاحمتون میشم
.سنسورینو" داره تمام برنز رو می بره"
بله میدونم
ولی اون نمی تونه اینکارو بکنه
نمی تونه؟
.اون برا من کار میکنه
...می خوای بگی
من نمی تونم؟
این مجسمه واسه ادای احترام به خانواده تون هست
من خیلی وقته که دارم روش کار می کنم
و فکر می کنی که من نمی دونم؟
!تو به عزاداری من تعدی می کنی
توی چشم هام نگاه کن لئوناردو
چی می بینی؟
درد می بینم
.من دیگه هیچ وقت صدای شیرین همسرم رو نمی شنوم
.لطافت دست هاش رو حس نمی کنم
تا حالا همچین فقدانی رو متحمل شدی؟
می دونی چه حسی داره که با همچین زخمی زندگی کنی؟
من به خانواده ام ادای احترام می کنم
.ولی جور دیگه ای
.بیا
.کل این صومعه قراره که آرامگاه بئاتریس عزیزم بشه
.برامانته" گنبد و گذرگاه رو بازسازی میکنه"
...و تو
.اینو نقاشی می کنی
چی؟
یه نقاشی دیواری
.شب آخر سرورمان با حواریون
قبل از اینکه مرگ به سراغش بیاد
...اعلی حضرت
.من نمی دونم که چطوری نقاشی رو دیوار بکشم
.پس یاد میگیری
.ممنون که اومدید پدر روحانی
.اون طبقه بالا داخل اتاقشه
.روزهاست نه غذا خورده نه با کسی حرف زده
.ناامیدی اش رو درک می کنم
.ولی نقاشی دیواری حتی یه مسئولیت مهم تره
.خب اون داره از قبول کردنش خودداری میکنه
اگر که این قرارداد رو قبول نکنه
این فقط مجسمه اش نیست که از دست میره
.مقام اش توی این شهر هم هست
.و همین طور جایگاه ما
.میدونی که فقط منافع اون درخطر نیست
.بیا داخل
.استاد، من " لوکا پاچولی" راهب دربار هستم
.می دونم کی هستید پدر لوکا
کتاب هاتون درباره ی ریاضیات رو خونده ام .الهام بخش اند
.دوست هاتون فکر می کنند که به یه راهنمایی معنوی احتیاج دارید
.من دیگه از دلداری دادن و اینا گذشتم
.هیچ کس از عشق مسیح نگذشته
.من خودم رو وقف انجام دادن یه حماقت کردم
.و حالا هم بهم دستور دادند که یکی دیگه رو شروع کنم ...من
من یه بازیچه ام
.واسه لذت اعلی حضرت
.شبیه زندگی تو جهنم میمونه
نمی تونی حقیقت یا زیبایی در
داستان شام آخر پیدا کنی؟
.تو سخنرانیم رو شنیدی
.بسیار متقاعدکننده بود
.من علاقه ای ندارم که داخل این موضوع به جستجوی حقیقت بپردازم
پس داخل خودت باید پیداش کنی
حقیقت تو چیه لئوناردو؟
حقیقت من؟
.به عنوان یه انسان، نه یه هنرمند
اون ریسمانی که پرده ی زندگیت
رو دوخته چیه؟
.خیانت
خیانت توسط کی؟
.مادرم، پدرم، وقتی که بچه بودم
!بابا! بابا
.توسط مردی که وقتی اومدم میلان بهش اعتماد کردم
."و حالا هم "ایل مورو
فکر می کنی که مسیح هم خیانت نشد بهش؟
.الان می بینتتون
ممنون
.به "جولیو" بگو واسه داربست ها چوب سفارش بده
و میخوام"مارکو" هم رنگ ها رو
.از صومعه ی "سن جوستو اله مورا" بگیره
پس میریم سراغ کار؟
.به اندازه ی کافی وقت تلف کردیم اینطور فکر نمی کنی؟
کجا میری؟ .تحقیق کنم
کجا؟ .بازار
حواریون به چهره احتیاج دارند، مگه نه؟
کاترینای عزیز"
من این نامه رو به فلورانس می فرستم بی خبر از اینکه آیا به دست تو می رسد
.یا اینکه اگر برسد تو آن را میخوانی یا نه
مشتاقم احوال تو را بدانم
نباید اجازه میدادم درحالی که عصبانی بودی بروی
.غیبت تو زخمی در قلب من ایجاد کرده که التیامپذیر نیست
.به خاطر همین در کارم به دنبال تسلی هستم
روزها در بازار می گذرانم
.در جستجوی حقیقت در چهره ی کسانی که آنجا می بینم
.فرصتی نهایی به من برای خلق شاهکاری داده شده
.بعد از تمامی فرصت هایی که از دست داده ام باید این رو دریابم
انتظار ندارم که درک کنی
.ولی امیدوارم که با گذشت زمان مرا ببخشی
".ارادتمند لئوناردو
No comments yet. Be the first to leave one.