The first 200 lines.
.عذر میخوام، هی آب لطفاً؟
.سلام، دکی
چطوری... پیدام کردی؟
فقط یه بچهی کوفتی بودم ...وقتی شماها
.نمیدونستم چیکار میکنن، قسم میخورم
.مزخرف میگی
،خدا لعنتت کنه !الان یه خانواده دارم
.فرصت یه زندگی عادی حقمونه
.لعنت
.خب، شنیدم یه پسر داری
.باید بریم
.باشه، باشه
،تریستان
.موقع حقهی جادوییمون رسیده
واقعاً؟
حرفهای جادویی رو یادته؟
.آره
!یک... دو... سه... پرواز
illusion مترجم: امیرعلی
!بابا
.سلام
...چطوری - .نمیدونم -
چطوری اینجا هستی؟ - ...نمیدونم -
.لعنتی، نمیدونم
لوکاس پیادهات کرد؟
.فکر نکنم - ...خب -
کسی اینجا هست؟ - چه اتفاقی افتاد؟ -
خوبی؟ - ...اون -
...توی صندوق عقب بودم، و بعد - چی؟ -
،من... انگار بهم تشنج دست داد
...و، انگار بیهوش شدم و - .هنری، هنری -
.لعنتی، نمیدونم - .هنری -
!نمیدونم داره چه بلایی سرم میاد
.باشه، خب، باید به پلیس زنگ بزنیم
!جنا، نمیتونیم به پلیس زنگ بزنیم
فکر میکنی میتونم این رو به پلیس توضیح بدم؟
.نمیتونم اون رو توضیح بدم
.مامانته
.لعنتی، وقت قبلی دارم
باید بهش بگی، باشه؟ - .نمیتونم... بهش بگم -
.حداقل دربارهی کلی
.باید برم
چیکار میکنی؟
...ببخشید... فقط داشتم
تصادف کردی؟ - .نه -
...نه راستش، من - نه راستش؟ -
...باشه، یه ...باشه، یه دختری
،یه دختری بود و با کلی بوده
قبل از تصادف، و گفتم شاید ،چیزی بدونه
و حاضر نبود... حتی ...باهام صحبت کنه، واسه همین من
باشه، گذاشتمش توی صندوق عقب ...ماشین، و بعد حالا
یه دختر رو گذاشتی توی صندوق عقب ماشینت؟
،میدونم چطور به نظر میاد .ولی چارهی دیگهای نداشتم
.بسه، فقط بس کن - .ببین، بابا -
،کاری میکنم صحبت کنه .فقط یه فرصت دیگه بهم بده
.یه دختره برام هیچ اهمیتی نداره
،برادرت توی کماست .محض رضای مسیح
.وانتش رو دیدی .اون کار هیچ دختری نبوده
.کار اون حرومیهای شمالی بوده - میلرها؟ -
.توی مرز محصولشون رو از دست دادیم
.این کار بدون تاوان نیست
.خب، پس بذار کمک کنم ...میتونم برم کانادا، من
.نه
میخوای کمک کنی؟
.تو بیمارستان پیش برادرت بمون
...آره، ولی
.باشه، بله، قربان
.نه، نه، نه .خدایا
.از دست این چراغ قرمزها
باورم نمیشه گرگ فقط یه ساعت بهم .مرخصی داد
میدونه این قضیه چقدر مهمه. خودش .هم بچه داره
میدونی اسمش رو با سه تا گ تلفظ میکنه؟
.گرگ، با سه تا گ
.یکی اول، دو تا آخر
کی چنین کاری میکنه؟
.کسی که نمیتونی بهش اعتماد کنی، همچین کسی
.حداقل تونستیم این دکتره رو گیر بیاریم
،صف انتظار خیلی ناجوری داشت
...به زور تونستم وقت بگیرم، میدونی
هنری، حالت خوبه؟
هنری؟
.عزیزم، داری عرق میکنی
.آره
...آره، فقط .فکرکنم یکم هوا لازم دارم
فقط میخواستم بدونم ...یه سری اتفاقهای خاص
.میتونن باعث تشنج بشن یا نه
مثل چی؟
...مثل
مثلاً، اگه کسی بهم ،نزدیک بشه
.یا تو یه فضا گیر بیوفتم
متأسفم، فکر نکنم متوجه .منظورت بشم
...آخه من دوتا
تشنج دیگه هم داشتم از وقتی
...به اورژانس رفتم، و اونها
.احساس کاملاً متفاوتی نسبت به بقیه داشتن - از چه نظر؟ -
.انگار بیهوش شدم یا همچین چیزی
.یا حداقل همچین حسی برای من داشت
...انگار
.زمان رو از دست دادم
،و بعد وقتی به هوش اومدم .یه مکان دیگه بودم
اولاً، هیچ مدرک علمیای نیست که بگه
ترس از فضای بسته یا .لمس میتونه باعث تشنج بشه
باور دارم بیماریای که داری بهش میگن
.اسکلروزیس گیجگاهی میانی، یا اِمتیاِس
،یه مشکل پزشکی کاملاً عادیه
که علائم ،مختلفی داره
یکیشون فراموشی خفیف .حافظه و زمانه
پس عملاً تمام چیزهایی که توضیح دادی ،عادیه
.برای بیمارهایی که اِمتیاِس دارن
...پس، بعدش
بعدش چی؟ چیکار کنیم؟
،خب، با داروهای جدید شروع میکنیم
چیزی که واقعاً تشنجها و
بیهوشیهات رو کنترل کنه
.و زندگیت رو دوباره عادی کنه
چطوره؟
.آره، عالیه
...باشه
.امیدوارم اینقدر کافی باشه. بیا
چطوره اون رو بگیری؟ حالا، فقط راحت باش
و اونها رو هم بگیر، باشه؟
.آره، عیبی نداره، مطمئنم .ممنون، مامان
متأسفم که وقت ندارم .باهات برم داخل
.فقط یه نسخه است
هی، صبرکن، گرسنهای؟
میخوای واسه یه اسنک بیای رستوران؟
.شاید بتونم برات یه شرلی تمپل درست کنم
یادته وقتی کوچیک بودی
خیلی دوست داشتی؟
.دارخونه به زودی میبنده
.باشه - ...پس -
.آره، باشه
،باشه، خب، فقط
یادت باشه توماس میاد .دنبالت
.باشه
هی، این شهر خیلی هم بد نیست، درسته؟
.البته
یه جایی خوندم که شادی .یه حالت ذهنیه
.باشه
منظورت از باشه چیه؟
.نمیدونم، باید برم
.سلام - .سلام، هنری -
مامانم گفت من رو .میرسونی خونه
وقت دکترت چطور بود؟
.باحال بود
.باشه
.یه پین توی مسیر هشت گیر کرده
میشه یه کمکی بهم بکنی؟
.زودباش، بعدش میتونیم بریم
.مسیر هشت
میشه اون آچار کوچولو رو از جعبه ابزارم بهم بدی؟
.ممنون
.معاون هولچه دوباره اومد دیدنم
ذهنش درگیر شده که تو تصادف کلی بون رو
.از صحنهی حادثه گزارش کردی
...اون
.خیلی عجیبه
.نمیدونم چرا همچین فکری کرده
.من هم همین رو بهش گفتم
همچنین اون همه قطعات ماشینی که .توی کمدت پیداکردم رو گم و گور کردم
.امیدوارم عیبی نداشته باشه
صدمه دیدی؟
.خوبه
...هنری
بیل بون کسی نیست که .بخوای باهاش در بیوفتی
هرکاری میکنه تا .از خانوادهاش محافظت کنه
متوجهی؟
قربان، یه لحظه وقت دارید؟
.میخواستم دربارهی اِدی مکس باهاتون صحبت کنم
تعدادی از شاهدها تأیید کردن اون در لاج بوده
.در شب تصادف کلی بون
میدونی، سس فقط
.روی کاهو میافته
.دکتر میگه نقرس دارم، میدونی
.دیگه نمیتونم گوشت قرمز بخورم
تکون دادنش رو امتحان کردی؟
اگه در ظرف رو ببندی و ،سالادت رو تکون بدی
.سس به خوبی باهاش مخلوط میشه
.نه بابا
خب، من وظیفهی خودم دیدم که
سوابق تماسهای تلفنی هنری کول رو بررسی کنم
و اونها رو با برجهای مخابراتی .مطابقت دادم
...آره، اونکار رو .نکن
ببخشید؟ - .وظیفهی خودت ندون -
قضیه این نیست که از سرسختی کاریت .ممنون نباشم
یعنی، تو یه آنجلا لنزبری .مدرن واقعی هستی
میدونی کیه؟
.بله، میدونم - .زن خیلی مستعدیه -
.احتمالاً از همهمون بیشتر عمر کنه
،ولی گفتم پرونده بسته است .و جدی گفتم
پیشنهاد میکنم
بیشتر انرژی صرف پیداکردن دوست .این اطراف بکنی
.اینطوری بیشتر به نفعته
سلام. بابام داره میاد؟
.نه، فقط من رو رسوند
چیزی نخوذدی؟
.واسه... خودم سوپ درست کردم
کی واسه خودش سوپ درست میکنه؟
.آدمهایی مثل من، فکرکنم
.خیلی عجیبه، جنا
No comments yet. Be the first to leave one.