The first 200 lines.
اونا لمون رو پیدا کردن که تو تراد از صخره افتاده
احتمالا بهش تجاوز شده، ولي تونسته فرار کنه و تصادف کرده
يه دسر جديد برام بیار
ميدوني که پليس و اون فالگیر دارن ما رو نگاه ميکنن
خوشحالي که ميتوني پدر بشي؟
الان نميتونيم ازدواج کنيم. سقطش کن
لعنتی
! برو
چرا اینکارو میکنی؟ به چه جرئتی؟
من فقط تو رو دوست دارم و نميذارم دوباره اين اتفاق بيفته
صدای چیه؟ کی اون بالاس؟
من اين بالا تنها نيستم، رز پیشمه
حالا که میدونی رزيتا با تیرانه، ميخواي چيکار کني؟
خب، از شر کسايی که راز رو ميدونن خلاص ميشم
رز بهم هشداد داد اما اون موقع نمیتونستم کاری کنم
... کارکنان فروشگاه تایید کردن که
دیدن که معلم سومپونگ، کِک رو دیده و یچیزی ازش گرفته
ببخشید
شايد اون موبايل آبی بتونه مدرکی باشه
که چرا معلم ناپدید شده
مدرک؟
پلیس تحقیقات کرده و مدارک موجود رو پیدا کرده
چه مدرکي؟
احتمالا يه موبايله
موبايل؟
بله قربان
... کارکنانی که اون معلم و دختر رو موقع صحبت کردن دیدن گفتن که
دختره گوشی موبایل رو داده به معلم
! بگو ببینم به پلیس چی گفتی
میگی یا میخوای بمیری؟
! نه نکن. میگم
بنظرم یه سری مدرک تو اون گوشی هست
گوشی رو از کجا آورده بود؟ کی اونو بهش داد؟
بذار توضیح بدن
خيلي متاسفم قربان من... گوشیم رو گم کردم
نمیدونم کجا گمش کردم
ولي احتمالا روزی بود که اون دختر رو به مرز برديم
و بعدش دختره تونست فرار کنه
خيلي متاسفم قربان- متاسفم قربان-
بیرون
احتمالا دختره به عنوان مدرک عکس یا فیلم گرفته
و میخواسته اونارو بده به معلم
لعنتی! اون فالگیر به اندازه کافی دهن لق هس
الان ، این شواهد گنگ هم بهش اضافه شد
Then there's also that Lemon girl.
پليس داره ازش محافظت ميکنه نميتونم راهی برای نزديک شدن بهش پيدا کنم
فعلا فراموشش کن.هنوز تو کماست و نمیتونه چیزی بگه
همين الان به تانابون زنگ بزن
چشم
چشم قربان براتون بررسیش میکنم
قربان
معلم سومپونگ
چی؟ آقای ووتیکورن به کِک تجاوز کرده؟
نه فقط کک، بلکه دو تا دختر دیگه از تشکیلات ما هم هست
اما کِک تنها کسيه که تونست فرار کنه
چطور اين اتفاق افتاد؟ خيلي عجیبه
کِک گف خانواده ناتنیش اونو فرستادن پیش آقای ووتیکورن
پدر و مادر ناتنی دخترای دیگه هم همینکار رو کردن
اونا به عنوان يه باند کار ميکنن
اما من موندم چطور همچین اتفاقی افتاد
چون ما سابقه خانواده های ناتنی رو کاملا چک کرده بودیم
الان کک کجاس؟
خب، بردمش يه جاي امن
ميخواستم مورد رو گزارش کنم ولی گفتم قبلش با تو مشورت کنم
چون میدونم برای این پرونده هنوز وقت هست
اون يه سياستمدار با نفوذه
آدمی مثل من دلیلی برای جنگیدن با اون نداره
یکم آروم باشید آقای سامپونگ
بنظرم... بايد با دقت اين موضوع رو حل کنیم
کِک رو بیار بیارید پیش من، خودم حلش میکنم
بله قربان
"معلم سومپونگ"
الو؟آقای سومپونگ
فردا باید همدیگه رو کجا ببینیم؟
تو خانه یا خارج شهر
حوالی ساعت ۶ منتظرتم
قربان
چرا اينجا اومدیم ملاقات هم؟
موضوع مهمیه، پس باید تو یه جای آروم صحبت کنیم
... ولی فکر کنم
کِک
بزنش چرا معطلی
! هی
سلام، تو همسر معلم "سومپونگ" هستی؟
چيزي برات نذاشته؟
اره، پلیس اتاقش رو گشت اما چیزی پیدا نکرد
اونا سرنخ های بيشتری لازم دارن تا بفهمن چرا ناپديد شده
به جز اتاقش
جای دیگه ای هست که وسایل مهمش رو اونجا نگهداره؟
ببخشيد قربان
بیا تو.
پيداش کردين قربان؟
اوه ، آره . لیست اهداکنندگان
پلیس میخواد بیشتر در مورد این تحقیق کنه؟
بله
اونا فکر ميکنن ممکنه کار قاچاقچي های انسان باشه که با يه باند بزرگ کار ميکنن
ولی پلیس یه بار اینو بررسی کرد
خب، احتمالا سرنخ های بيشتری ميخوان
اين پرونده پيچيده تره از چیزیه که فکر ميکرديم
درسته
باورم نميشه که تشکیلات ما به قاچاق انسان مظنونه
همه قصدشون خیره
"خانم رزیتا تیرا آنگون"
روز بعد از افتتاحیه
ببخشيد قربان؟
اسم رزيتا رو ديدم
اون همون فالگیريه که به مراسممون دعوت کرديم
اون هم به بنياد کمک مالی کرد
رزیتا
دفعه بعد دوباره ميام- باعث افتخار منه-
خدافظ - خدانگهدار -
خوبی؟
خوبم
معلم "سومپونگ" کجاست؟ ميخوام ببينمش
همین الان دیدمش
در مورد معلم سومپونگ پرسید گف دوباره میاد
میخوای با اون موبایل آبی رنگ چیکار کنی؟
بايد بازم دنبال سرنخ بگردیم چون نميدونيم کجاست
ممکنه برم چک کنم ببینم معلم "سومپونگ" آخرين بار کجا بوده
اگه موبایل مهم باشه، جای امنی نگهش میداره
اگه پیشش نبود حتما جاییه که اطمینان داره امنه
چانگ،کاتای، پولاتات. خوش اومدید
ميخوام همتون منوي جديدم رو امتحان کنين
امتحان براچی مامان. غذای تو همیشه خوش طعمه
من نپختمش که من فقط يه دستيارم
ران سراشپزه
امنیت خیلی شدیده
اونو میخوام
این؟
ران،میشه یکم به راوی کیک بدی؟
ممنون ران
چیز دیگه ای نمیخوای؟
اين يکی . اين و اين يکی
مرسی ران
بذار يکم امتحان کنم
تولد ران نزدیکه چرا براش جشن نگیریم؟
آره، به نظر خوب مياد
با جشن خوش آمد گویی هم یکیش میکنیم
لازم نیست. من سالهاست جشن تولدی برام گرفته نشده
یکم عجیبه برام
بعدش میتونیم غذا بپزیم و باهم بخوریم
ببخشید
سلام چخبر؟
واقعاً? خيلي خب، ممنون. الان میام
باشه
چی شده؟
تاناپون رو اوردن تا در مورد حلقه توضیح بده
بازجويي میکنی ازش؟ -بله
به افسري که به اين پرونده رسيدگي ميکنه گفتم . اگه چيزي پيدا کردم بهت زنگ ميزنم
درسته که در مورد معلم سومپونگ مظنونی نداریم
اميدوارم بشه از حلقه به عنوان مدرک استفاده کرد
اگر اثر انگشتش با اون دستکشي که توي خونه ات باقي مونده مطابقت داشته باشه
ميتونيم همين الان دستگيرش کنيم
چانگ میشه باهات بیام؟ میخام رین رو ببینم
البته- میبینمت -
چانگ
چانگ- بله-
ران گف این کیکو بدم بهت، میتونی تو خونه بخوریش
لطفا از خواهرت تشکر کن
بگو کلی ازش تشکر کردم و خوشحال شدم
البته
من رفتم، فعلا- فعلا-
میبینمت- خداحافظ-
اگ نتونم برم داخل تا رزيتا رو بگيرم بايد مجبورش کنم به جای اون بياد بيرون
اينجا کلی خبرنگار هست حاضری؟
آره
وضع رین چطوره- لطفا بهمون بگید-
وضعیت رین کاملا بحرانیه
ما بايد هر دقيقه اونو چک کنيم
متاسفانه مغزش به شدت آسیب دیده
اين يعني، حتي اگه به هوش بیاد
مثل قبل نخواهد بود
هميشه تو کما میمونه؟
امکانش هست؟- آره؟-
نمیتونم جوابی بدم ولی
از همتون میخوام براش دعا کنید و پشتش بمونید
-بچه اش چی؟ اون چی میشه؟ -
خبر اینکه من و رین باهمیم دروغه
ما هيچوقت با هم نخوابيديم
و چون بچه رو قبول نکردم باعت ناراحتیش شد
بعدش دعوا کردیم و اون رفت بیرون و تصادف کرد.
دروغه
رین حامله نبود
پس شایعات چی؟ - اینارو اخبار هم گفته-
فعلا رین نمیتونه چیزی بگه
پس، لطفا ً بهش احترام بذارید
جریان تیراندازیت چی؟
آره- میخوای چیکار کنی؟ -
خب، الان همه استرس دارن، ولي دارن در موردش بحث ميکنن
اگه خبری شد، بهتون میگم
کی کنفرانس مطبوعاتی داری؟
آره بگید کی- و بگید کجا؟ -
الان تی کار داره باید بریم
ولی امیدوارم اگه وضعیت رین تغییری کرد
منیجرش بهتون خبر بده لطفا منو ببخشید
بریم- ممنون-
الان چی میشه؟ - وایسا -
سلام قربان برات خبر اوردم
رزیتا حداقل دو بار به تشکیلات رفته
و مطمئنم که یه چیزی در مورد معلم ميدونه
No comments yet. Be the first to leave one.