The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خوش بگذره
بازم بیای، خداحافظ
...خب
... همون مرد درختی
میشه برای من یک کیسه از
تازهترین کلمهای غنچهای جدا کنید؟
البته آقا- ترشی هم میخوای؟-
نه، ممنون
رندی، لطفاً به افرادی که جای ما هستن کاری نداشته باش
فقط میخواستم بگم میتونی با هر چیزی ترشی بخوری
یکی رو یبار ترشی کردم
نفهمیدم چی گفت
خب، شماها برای هالووین برنامهای ندارید؟
چرا، چرا، میریم به یه مهمونی
اوم، بازیگر لیام نیسون رو میشناسی؟
...سالانه جشن هالووین برگزار میکنه
آره، مهارتهاش اونقدر خاص هستن که
میتونه جشن قتل برپا کنه
نمیدونستم اینجا زندگی میکنه
خیلی عالیه
اوه، اوه، خب
نمیشه با خودمون مهمون ببریم
...نه، من نمیخوام
نمیخوام با شما بیام
...چون
من و سم میخوایم خودمون یه جشن هالووین ترتیب بدیم
چه خوب- آره، خیلی خوبه-
فقط افراد خاصی میتونن بیان میخواستم شما دو تا رو دعوت کنم
ولی انگار از قبل برنامه ریختید
هی، مشکلی نیست
قبل از اینکه بریم پیش لیام میایم پیش تو
آره، این میتونه شروع جدیدی برای ما باشه
بعد از اتفاقات درخت و این چیزها
عالیه
من چه ساعتی بیام؟
برای همین ما باید فردا شب جشن هالووین بگیریم
چه خبره؟
جی میخواد جشن هالووین بر پا کنه
تا دروغی که به همسایههامون گفته بود رو تکمیل کنه
خب نمیتونم لغوش کنم
اون وقت فکر میکنن دروغ گفتم
و نمیخوام این رو بفهمن جون و آلی واقعا عالی هستن
و تا شعاع ده مایلی ما، تنها آدمهای زیر 40 سال هستن
و واقعا میخوام از ما خوششون بیاد
خب، میدونید ما از هالووین خوشمون نمیاد
ولی دوست داریم مهمونی بگیریم
و دهههاست که در عمارت وودستون جشنی نداشتهایم
من پایهام
و وقتی میگی من پایهام، یعنی بازم
مثل همیشه میخوای همین لباسها رو بپوشی؟
دقیقاً، سم از جی بپرس
میتونیم با خودمون همراهی بیاریم یا نه؟
آیزاک میخواد بدونه میتونه نایجل رو دعوت کنه یا نه
اوه، آره، آره، مشکلی نیست. آدمهای نامرئی میتونن بیان
اوه خدا
خیلی استرس گرفتم
این اولین مهمونیای هست که میریم نمیدونم الان رابطمون چجوری هست اصلاً
دوست پسر؟- آره، درسته-
خیلی دوست داشتنیه
قاتل و قربانی؟
از این کلمه خوشم نیامد
ببین، به همون اندازه که روح کناریم میخواد
منم میخوام این خونه پر از پرستارهای سکسی بشه
ولی ترتیب دادن مهمونی توی دقیقه 90 کار سختیه
تعطیلات هالووین رقابتیه
تروور نگرانه که کسی نیاد
و به نظرم منطقیه
چون بقیه هم مهمونی میگیرن، مگه نه؟
عزیزم بیخیال
کیه که دلش نخواد هالووین رو
توی یک عمارت شبحدار بگذرونه؟
عالی میشه
یالا، یه چیزی بگو
نمیدونم
توتفرنگی؟
آره، میشه ترشی انداختش
خب، باشه، من میرم نوشیدنی بیارم
تعداد افرادی که با من توی رابطه بودن، بیشتر از افراد حاضر توی این مهمونیه
خب، دربارۀ لباست بهمون بگو
من روث میدر گینزبورگ هستم
من اینجا هستم تا خرابکاریهای پدرسالار رو پاک کنم
فمینیسم این عید مقدس رو نابود کرده
اوه، مرد
این گردگیر پر برای این لباس مناسبه
مال تو باشه- جدی؟-
...البته، اوم
تا دیر نشده میخوام توجه شما رو جلب کنم به
کلاف چشم مهرهای
اون رو به کسی ندی. اون تاکسیدرمی رو
بیگل رئیس جمهور گارفیلد برامون شکار کرد
ممنون که اومدی
میدونم مشارکت مردم کمتر از حد معموله
برعکس، من خوشحالم که فقط همین افراد حاضر شدن
و هنوز زوده
شاید نیروهای کمکی از راه برسن
من نبودم
این بوی بد مال چیه؟
پیت
کار پیت بود
وقتی زندهها ازش رد میشن، بو میکنه
مگه نمیدونی بهش میگیم پیت بدبوئه؟
آره، درست گفت
پییو، مگه نه؟
خب، یا رندی گوزید
یا یکی از آیزاک رد شد، مهم نیست
این مهمونی فاجعهست
بهت گفتم کسی نمیاد
...دعوت دقیقه 90 هالووین ناممکنه
بازم با وجود کم بودن جمعیت مهمونی
میتونیم سرگرمیهای بیشتری بهش اضافه کنیم
زمان من، مردم خیلی پشت سر هم حرف میزدن
چرا روح احضار نمیکنید؟ مگه هالووین همین نیست؟
جالبه
من یک بار برای تحت تاثیر قرار دادن خانم آستور همین کار رو کردم
چراغها خاموش روشن میشدن، بوی مرگ ما رو فرا گرفته بود
و الان میدونم
کار ثور و آیزاک بوده
خیلی خوب ترسونده بودیمتون
جی، ارواح میگن باید روح احضار کنیم
و اونا با قدرتشون جون و آلی رو بترسونن
هر چیزی که باعث بشه رندی دیگه نتونه دربارۀ ترشیهاش حرف بزنه، خوبه
موافقم
ارواح، از شما میخواهیم که درهای
قلمرو مردگان را به سوی ما باز کنید
باورم نمیشه مردم به این چیزها اعتقاد دارن
پیت، خودت یه روحی- آره، منطقی بود-
حالا همه دست به دست هم بدیم
و بعد از من تکرار کنید
روح، روح، نزدیک شوید
از دنیای بیرونی به ما بپیوندید
روح، روح، نزدیک شوید
از دنیای بیرونی به ما بپیوندید
ثور، با چراغها چیکار داری؟
!اصلاً جالب نیست
!روحها آمدن
هی، ارواح؟
...اگه اینجا هستید میشه چراغها رو روشن خاموش کنید
وزوز کنید یا از این کارها
اوه
ارواح؟
چه خبره؟
خانم وودستون؟
مولی
اون کیه؟
خدمتکاری که با شوهر هتی خوابید
همین؟
تمام شد؟
بله
ببخشید، خیلی چرت بود
چطور جرات کردی بیای اینجا، مولی؟
فکر میکنی خودم خواستم بیام؟
اصلاً نمیدونم چیشد آمدم اینجا
سامانتا، برگردونش همین الان بفرستش بره
سلام. ترور لفکوویتز
بله، شلوار ندارم
فقط به خاطر یه حرکت قهرمانانه
ساساپیس
از آشنایی باهات خوشحالم
سالها تو رو تماشا میکردم
ولی همه چیت رو نمیدیدم
کوتاه بیا داداش
دلم میخواد بدونم اون بالا چطوره؟
خب تنها چیزی که میتونم بگم اینه که خوبه
ولی حرف دیگهای نمیتونم بزنم وگرنه ذوب میشم
در واقع، نباید میگفتم ذوب میشم
ذوب نشدم، پس به نظرم عیبی نداره
خب همه رفتن
مهمونی تمام شد
ارواح چرا نیامدن؟
احضار روحم مسخره بود
ولی واقعا احضار کردیم
یعنی چی؟
یعنی یه دریچه از سقف باز شد
و حالا خدمتکاری از عصر تذهیب اینجاست
توی آشپزخونهمون
!عالیه
قطعاً اینطور نیست
هتی ازش متنفره
و خدمتکار میخواد برگرده
باورم نمیشه جواب داده
فقط بخاطر اینکه هالووین بوده
میدونید که میگم مرز بین دنیای زندهها
و مردهها در روز هالووین نازک میشه
اگه حرفت درست باشه، این یعنی
دریچه برگردوندن خدمتکار نیمهشب بسته میشه
شایدم بخواد بمونه- آره، تازه رسیده اینجا-
نه، دلم میخواد برگردم
برگردم به جایی که همه چی همیشه عالیه
خب، چجوری برگردونیمش؟
راحته، جادوی معکوس میخونیم
چی؟- ما یه احضار روح دیگه انجام میدیم-
ولی ایندفعه برای برگردوندنش
مثل فیلم بیگ، آرزو کردن گنده بشه
بعد مجبور شد یه بار دیگه آرزو کنه تا کوچیک بشه
انجامش بده، انجامش بده
نگران نباش مولی
سگت رو پیدا میکنیم
روح، روح، واضح گوش کن
از دنیای بیرونی، ما رو اینجا تنه بگذار
No comments yet. Be the first to leave one.