The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
به گمونم بايد همين دور و اطراف باشه
ولي نميتونم اون ساختمون پيدا کنم
فکر کنم خيابون عوضي اومدم
ببخشيد که معطلت کردم
فکر کنم امشب دير برسم بهم زنگ بزن شرمنده
قسمت يازدهم
از اينکه تا اينجا اومدين
ممنونم
فکر ميکنم اين منم که بايد تشکر کنم
پيدا کردن بهونه براي ديدن شما کار آسوني نيست
چطوره اول شما بگين که براي چي خواستين منُ ببينين ؟
چرا اينجوري نگاهم مي کنين ؟
دوازده سال پيش
يه دوست عزيز توي يه تصادف از دست دادم
دوستم از اون موقع ناپديد شده
و از اون روز تا حالا
خنده به لباي من نيومده
براي من الکل مثل
يه طناب نجات ميمونه
بعد از اينکه ياد گرفتم چطور مشروب بخورم هر وقت مست مي کنم
مي تونم حرفاي احمقانه بزنم و حتي بخندم
اسم اون دوست اي سوئه؟
...درسته
هان اي سو
هر چند حالا ممکنه
به يه اسم ديگه شناخته بشه
وقتي رفته بوديم اوکيناوا
فهميدم که اي سو زنده ست
ديروز
يه عکس از اي سو فرستادم اوکيناوا
از اون پيرمرد خواستم تاييد کنه اون پسر اي سوئه يا نه
گفت همون ادمه ؟
نه
گفت چهره ش کاملا فرق داره
حتما خيلي نا اميد شدين
من فکر مي کنم کسي که توي اوکيناوا بوده
...اي سو ئه
چرا همچين فکري مي کنين ؟
...خب
خيلي دربارش فکر کردم
چرا چهره ش فرق داره ؟
دو تا احتمال وجود داره
اولي اينکه
کسي که عکس چک کرده
دروغ گفته باشه
...دومي هم اينکه
دومي چي ؟
کيم جون
اسم واقعي شماست ؟
نه
موراکامي شين جي يا "شين هيوک"به کره اي
اسم واقعي من اينه
...که اينطور
براي چي دارين اينارو به من ميگين ؟
امروز
وقتي جلوي در خونه تون ديدمتون
هيچ سوالي ازم نکردين
انگار از قبل ميدونستين که من قراره بيام
اول اينکه ،حتما دليلي داشتين براي اومدنتون
بعدشم ،احساس نکردم لازم باشه دليلش بفهمم
معمولا مردم
اينجوري واکنش نشون نميدن
همه مردم که
عين هم نيستن
انتظار يه گفت و گوي صادقانه رو داشتم
ولي حتي الکل هم نتونست کمکي بکنه
شما فکر ميکنين من چيزي ازتون مخفي ميکنم؟
نمي دونم
ميتونم يه نصيحت دوستانه بهتون بکنم؟
وقتي کسي رو باور نمي کني
بايد جوري رفتار کني که طرف نفهمه باورش نداري
چون اکثر آدمايي که شما باهاشون سر و کار داري
چيزاي زيادي براي پنهان کردن دارن
شما هم
يکي از اون آدمايين ؟
خيال مي کردم مي تونم بشناسمش
هر شکلي هم که باشه
خيال مي کردم ديگه حداقل مي تونم سو رو بشناسم
نميدونم
اين اي سوئه که عوض شده
يا من که تغيير کردم
اکثر آدما
دوست دارن فقط چيزي که ميبينن باور کنن
ولي خانم جو هه وو ،براي شما انگار اينجوريه که ميخواين چيزي که باورش دارين ببينين
شايدم دارم سعي مي کنم حقيقتي ببينم
که نميخوام باورش کنم
چرا سعي مي کنين حقيقتي ببينين که دوست ندارين باورش کنين ؟
چونکه اينطوري
مي تونم اي سو رو پيدا کنم
براي چي انقدر اصرار دارين
که پيداش کنين ؟
چون بايد جلوش بگيرم
ميدونم که
اي سو خودش ميخواد
...که من پيداش کنم
....و وقتي پيداش کردم
جلوش بگيرم
خدانگهدار بايد ازت متنفر باشم
هر چي بيشتر توي آغوشم ميگيرمت بيشتر عذاب ميکشم
هر چند روز بعد همه چي از يادم ميره و دوباره در به در دنبالت ميگردم
سعي مي کنم کنار بذارم اين عشق واهي و بي ثمر رو
ولي چه کنم که دست تقدير دوباره ما رو به روي هم قرار ميده
من ببخش اگه هنوزم به تو فکر مي کنم اگه هنوزم که هنوزه دوستت دارم
اين خوب ميدونم که آخر ماجرا نميتونم بذارم از دستم بري
فقط براي يه روز ديگه عاشقت ميمونم دوباره همون دروغ هميشگي
تو رو که ميبينم همه چي از يادم ميره
رفيق
بله ؟
چيزي که ميخوام بدونم اينه که
کي اون عکس براي کانگ هي سو فرستاده ؟
مهم نيست من چه حدسي ميزنم
اين ديگه نميدونم
نه
فکر نمي کنم بشه اين قضيه رو به اين آسونيا حل و فصل کرد
گفتي جونگ من چول چجوري مُرد ؟
رئيس جو سانگ گوک ؟
آره
ميخواستم ببينم ممکنه رئيس جو ارتباطي با پرونده ارشد جونگ داشته باشه يا نه ؟
ربطي نداره ،چطور ؟
حتما يه دليلي هست که داري ميپرسي
بعدا بهت ميگم
بگو چيه ؟
خودمم هنوز دقيق نميدونم
بذار مطمئن که شدم بهت زنگ ميزنم
کارآگاه اوه؟
حالتون چطوره ؟
جو سانگ گوک
رئيس جو سانگ گوک
ولي اينکه يکي ديگه ست
منم ،يه لطفي بهم بکن
يه عکس برات ميارم
ميخوام ببيني با فتوشاپ دست کاري شده يا نه
کميسر جو؟
بله ،ازم خواست هر وقت تونستم
بيام و مراقب اي هيون باشم
خودش چطوره ؟رو به راهه؟
احتمالا خوب خوب که نيست
کُل روز خبرنگارا و مطبوعات دنبالش بودن
واسه همينم حتي نمي تونست وارد ساختمون دادستاني بشه
بابا
کارت تموم شد ؟
آجوشي شما هنوز اينجايي؟
واو ! انگار خيلي بيکاري
اينجوريا نيست در ضمن
چرا بهم ميگي اجوشي ؟
اگه آجوشي نيستي پس کي هستي ؟
مي توني بهم بگي اوپا
من به هر کسي که اوپا نمي گم
امروز نميخواد آبميوه بخوره ؟
کي ؟
يه مشتري که صداي خيلي قشنگي داره
مشتري اي که صداي قشنگي داره ؟
مثل اوپا اي سو اين آقاهه ام صداش خيلي قشنگه
بابا
همين جا بمون
آه ،واقعا که
خيال ميکنم کي ممکنه باشه آخه
چه خبر شده ؟
هيچي
بيا
لازم نيست طفره بري
هر چي ميخواي بدوني ازم بپرس
شايعه بازار بورس
بخاطر همينه که خواستي من ببيني ؟
يه جاهايشش کم بيش درسته
ولي بيشترش يه مشت حرف بي سر و تهه
اون قسمتيش که درسته ،کدوم حرفاست ؟
جونگ من چول و رئيس جو
حقيقت داره که لحظات آخر با هم تماس داشتن
هه وو هم مسئول پرونده جونگ من چول بود
اينارو از هه وو شنيده بودم
جدي ؟
بله
حرف ديگه اي بهت نزده ؟
منظورتون از حرف ديگه چيه؟
هيچي
به زودي همه اين سر و صداها ميخوابه
بعد از اون همه حرف و حديث بالاخره اوضاع آروم ميشه
شايعه يعني همين ديگه
خدارو شکر که فقط شايعه ست
چطور ؟
چيزي اذيتت مي کنه ؟
راستش
اروم و قرار ندارم
چون پاي شما هم توي اين قضيه گيره
ميخواي بگي به پدر خودتم اعتماد نداري ؟
نه اينطور نيست
...فقط نگرانتونم
پدرت اونقدا هم ضعيف نيست
در ضمن توي اين قضيه وجدانم کاملا راحته
نه سوء تفاهم نشه يه وقت
پدر ،من به شما اعتماد دارم
هميشه بهتون اعتماد داشتم
کافيه ديگه بريم
امروز انقد با خبرنگارا سر و کله زدم خسته شدم
من ميدونم که
...اي سو
ميخواد من پيداش کنم
و وقتي پيداش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.