The first 185 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مکس عزیز من،
اگه این نامه رو دور انداختی پارهاش کردی یا سوزندیش،
سرزنشت نمیکنم
منم بارها به روشهای متفاوت اینکار رو کردم
کاری که کردم نابخشودنی بود
کاری که با تو و با دوستانمون کردم سلام
کاری که با لونای شیرین کردم
سلام
اینطور قصدی نداشتم
هیچکدوم از اتفاقات از قصد نبوده
هر چی بهت گفتم درست بود
هرچی داشتیم واقعی بود
ولی چیزی منو توی لندن موندگار کرد
منو از ازدواج با تو باز داشت
کاش میدونستم چیه
ای کاش میتونستم از بین ببرمش،
تا پیش تو باشم
چون تو لایق تمام خوشبختیهای دنیایی
کاش میشد توضیح بدم تا از دردت کم کنم
ولی توضیحی ندارم
تنها چیزی که مونده گذشتهست
و امید ناامیدانه که به هر دوی ما تسکین میده
قلبت رو تسکین میده ذهنت رو تسکین میده،
لونا رو تسکین میده و همینطور دوستانمون رو
مکس، تو زیبا و عالی هستی
و من بخاطر تو آدم بهتری شدم
همه ما اینطور بودیم
لطفا خوبیهای خودت رو حفظ کن
باشد که دوباره بدرخشیت، حتی درخشانتر از قبل
با عشق فراوان، هلن
بیا دیگه
!لورن- چی؟ چیشده؟-
چند بار بهت گفتم روی کاناپه بخواب؟
و من چندبار بهت گفتم
هرکسی روی کاناپت بخوابه سیاتیک میگیره
باید برگردی خونۀ خودت
ببین، ماههاست که با هیچ کاناپهای کنار نیومدی
منو سرزنش نکن
سیستم مهاجرت آمریکا تقصیر داره
هرماه میگن کار ویزای لیلا درست میشه
و از خونه میره بیرون
ولی باز هرماه یه مشکل جدید براش باز میکنن
خونت دوخوابهست. از اون یکی استفاده کن
فلوید، من خودم رو میشناسم اگه برم اونجا
دوباره باهاش میخوابم
تخت اون بهتر از تخت منه- بیخیال-
تا فردا بهت فرصت میدم
بعدش میتونی کاناپه یکی دیگه رو پیدا کنی و روش نخوابی
خوب، اینم از فلپجکها
هر دوتا شکل دایره هستن، نه؟
دیگه کسی نمیگه فلپجک- ...این-
خوب این چیزایی که من بهش میگم فلپجک
و شما بهش میگین پنکیک شبیه هم هستن یا همسانن؟
شبیه- باشه، هی هارپر-
پات ... نگذار روی میز. رافی صبحانه
ببخشید دیر اومدم. پیامت به دستم رسید
همه چی حله- و من اومدم خونه-
با آخرین بطری بوژی
خیلی خب بچهها، بابا اومد خونه، وقت خوردن صبحانهست
یالا رفقا، بیاید اینجا
این وروجکها سلام بلد نیستن؟
آره، خب میدونی وقتی طعم لذیذ غذا بدی
و شیره افرا براشون آماده کنی تو هم محبوبشون میشی
...خب، سهشنبه
اوه، آره، آره. همچی حله میتونم تا دیروقت بمونم
خوبه، فکر کردم صبحهای سهشنبه یوگا کار میکنی
نه، نه. الان چهارشنبهها یوگا دارم
اوه، باشه. خب ممنون
ناماسته
خب، پس این کفگیر تقدیم تو
بهترین پدرهای جدا شده
...آه.چی میخواستم بگم
آره، همین بود
سه روز دیگه میبینمت، خوبه؟
خوبه- باشه-
خداحافظ بچهها، خداحافظ عشقای من. روز خوبی داشته باشید
کی پنکیک بیشتری میخواد؟
!من- بفرمایید قربان-
و شیره افرا؟
چیزی فراموش کردی؟
اوه، نه، خونه در اختیار توئه. راحت باش
خیلی خب. میوه چی؟
کنار پنکیکها کلی میوهست
!گونههاش رو ببین- آره، خیلی با ولع میخوره-
به خصوص وقتی تماس تصویری میگیریم
خوشحاله؟- آره، دختر خوشحال، بابای خوشحال-
خب، دو بابای خوشحال
و اینم از پدر من
چی؟- شام رو پیچوند-
بازم؟- بازم-
خب این بار بهانهاش چیه؟
نمیدونم، نمیشه بپرسم
نمیشه بپرسی؟- ...خب-
هیچ وقت نپرسیدی؟
ببین، مدت زیادی طول کشید تا به اینجا رسیدیم
من با یه مرد رابطه دارم
چه نوع رابطهای؟
منظورم اینه که باهاش قرار نمیگذاری
بهش نگفتی چه حسی بهش داری
خب، حداقل میدونم هیچوقت از دستش نمیدم
خب، من از این متنفرم، میدونی؟
تو آدمی باورنکردنی و شایستۀ بهترینها هستی
ممنون
ولی بازم فردا باید بری خونه یکی دیگه
ریدی
چرا بارون میباره؟
اوه، بخاطر ابرها
چرا ابر؟
بخاطر قطرههای بارون
چرا قطرههای بارون؟
هوم، چرا قطرههای بارون؟ خیلی سخت شد
اوم، بخاطر تبخیر
رسیدیم. بیا بغلم
!بغل محکم! بغل محکم
روز خوبی داشته باشی، باشه؟
چرا مامان اینجا نیست؟
...چون
صبح بخیر لونا- سلام-
سلام. آمادهای بریم داخل؟- خب، خوش بگذره لو-
دوستت دارم- مراقب جلوی پات باش-
هی، لو- امروز بهمون خوش میگذره-
میدونیم که بنیاد کودکان نمیتونه به همه کمک کنه
قبل از تشخیص، ندیده بودیم
بریدی بخاطر چیزی انقدر خوشحال بشه
وقتی بهش گفتی چی گفت؟
بریدی رو که میشناسی پسر سرسختیه
ولی روحیهاش داغونه
منظورم اینه که انتظار داری یه نوجوان 12 ساله چه واکنشی نشون بده
وقتی به آرزویی که از ته قلبش میخواد نرسه؟
نیو آمستردام هیئت مدیرهای فوق العاده و
مدیریت پزشکی واقعا شگفت انگیزی داره
...ما یک گروهی بزرگ از داوطلبان رو داریم و
بسیاری از سلبریتیها سلامتیشون رو مدیون ما هستن
منظورتون چیه دکتر وایلدر؟
دارم میگم که
میتونیم آرزوی بریدی رو محقق کنیم
نظرتون چیه؟
من میخوام ستاره موسیقی بالیوود بشم
مرد، 30 ساله، چند دنده شکسته
وقتی معترضین توی راهپیمایی اختلال ایجاد کردن
بیمار افتاده و از روش راه رفتن. علائم حیاتی ثابته
خوب، بخش 23
وقتی اعتراضشون توی فیسبوک بود، بهتر بود
هنوزم هست
یک بطری شیشهای به سر بیمار اصابت کرده
مقاومت کرده... من یکی از اونام
خب، فوراً منتقل بشه به سیتی اسکن،
برانستتر، برانستتر، اینجا
بخش 23. ارتوپدی
کیت جیمز، مرد 43 ساله با سوختگی شیمیایی
تنگی نفس بخاطر اسپری فلفل
سعی کردم ازش محافظت کنم داگ آسم داره
سریع اتفاق افتاد- کارت خوب بوده کیث، باشه؟-
ما به خوبی از تو و اون مواظبت میکنیم
خانم 34 ساله. شکستگی مچ دست
پارگیهای زیاد از خرده شیشه
خرده شیشهها رو ندیدم
هوات رو داریم
تازه شروع کرده بودن به حمله
چرا؟
چرا به ما حمله کردن؟
حقوق کارگرهای جنسی- آره-
بدن ما، کسب و کار ما، انتخاب ما
کار جنسی کاره
...کار جنسی کاره. کار جنسی
هنوز ساعت 10 صبح هم نشده
مکس- سلام-
سلام
...و بعد تو باید بگی- آره، ببخشید-
چطور میتونم کمکت کنم؟- آره، همینه-
یکم قدیمی شده- آره، ولی خب به اونم میرسیم-
من امروز اولین روز تحویل رو از دست دادم
چون برنامۀ جدید من و مارتین تو در توئه
با سه تا بچمم که داستان دارم
بچه نازی داری
دربارۀ لونا بهم بگو، استرس داشت؟
زیادی بغلش گرفتین؟ اشک ریختین؟
فقط خودم بودم- اوه-
خوب، اشکالی نداره. برای بهترینها همیشه همینطوره
میدونی وقتی با رافی بودم حالم واقعاً بد بود
خب، لونا پرسید که چرا هلن نیامده
اوف. شبیه داستانهای بچگانه نیست
نه واقعا. نه
بیشتر داستان غماگیز دیکنزی
No comments yet. Be the first to leave one.