Vanity Fair

Vanity Fair

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Vanity Fair 2004 720p BluRay H264 AAC-RARBG
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Vanity Fair زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-29
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 186 lines.

!مواظب کالسکه‌تون باشید، آقا. اوه، خواهش می‌کنم، آقا! خواهش می‌کنم

ایشون دخترتونه، خانم؟

.من او رو می‌برم، نصفش نقد و نصف با اسناد قرضه

.مامان، شما که نمی‌تونید منو به بالاترین پیشنهاد بفروشید، حتی اگه ایشون یک لرد باشن

چرا که نه، دخترم؟

.ما نمی‌تونیم قوانین جامعه متمدن رو زیر پا بذاریم

.مواظب پشت سرتون باشید. ببخشید

.با سی هزار تا می‌شه یه لرد گیر آورد

الان وقت مناسبی نیست؟

.آقای شارپ، برگشتم تا یک نگاه دیگه بندازم، اما می‌تونم هر وقت دیگه‌ای هم برگردم

.نیازی نیست، سرورم. همینجاست

خیانت به فضیلت

.نگاه کنید. هر چقدر دلتون می‌خواد نگاه کنید

.و قیمت؟ چهار گینه، سرورم. همونطور که گفتم

.همشون چهار گینه هستند

!نه اون یکی! اون یکی ده تاست

.خیانت به فضیلت ده گینه است

...اوه، ولی این خیلی زیاده، خانم کوچولو. خب

.مدل، همسر فقیدم بود. بچه دلش نمی‌خواد ازش جدا شه

...و اگه من برای این نقاشی مادرتون ده گینه بهتون بدم

اون‌وقت راضی می‌شی که بفروشیش؟...

.نه. ولی انقدر زیاده که نمی‌شه ردش کرد

.هوم. خیلی خب پس

.پس همون ده گینه باشه

!مارک

.بسیار سپاسگزارم، آقا

.- روز خوش، آقای شارپ. روز خوش، سرورم

.یتیم‌خانه می‌تونه اونو بگیره، ولی فکر کردم شاید به دردتون بخوره

.با مرگ هر دو والدینش، کسی نیست که بهونه بگیره

.می‌تونید... هر کاری خواستید با بچه بکنید

هوم. فرانسه اش چقدر روانه؟

.اوه، خیلی. مادرش پاریسی بود

.یک دختر اپرایی

.آها، فهمیدم

.خب، هرچی کمتر در موردش حرف بزنیم، بهتره

.خداحافظ، دوشیزه سِدلی. شما باعث افتخار ما هستید

.این نسخه از دیکشنری دکتر جانسون بزرگ رو به عنوان نشانه‌ای از آرزوهای خوب ما بپذیرید

.ممنونم دوشیزه پینکرتون

.کتابخونه رو مرتب کردی؟ بله، دوشیزه گرین

و نت‌های موسیقی؟ همه سر جای خودشونه؟

بله، همینطوره دوشیزه گرین. خب، سالن مطالعه چی؟

.کاملاً جارو کشیدی؟ بله، کشیدم و برای آخرین بار

.زیاد مطمئن نباش، دوشیزه شارپ

.زندگی می‌تونه خیلی غیرقابل پیش‌بینی باشه

.اوه، منم امیدوارم دوشیزه گرین

...دوشیزه شارپ، من نمی‌تونم تظاهر کنم که می‌فهمم

چرا شما شغل یک معلم سرخانه در روستا رو به موقعیتتون اینجا ترجیح می‌دید...

نمی‌تونید، دوشیزه پینکرتون؟ و شما کاملاً آماده هستید که ما رو ترک کنید؟

.خوشحالم که این رو می‌شنوم. پس روز خوش، دوشیزه شارپ

.روز خوش

اوه، دوشیزه پینکرتون؟

یعنی قرار نیست دیکشنری جانسونِ خودم رو داشته باشم؟

.خیلی خب. بفرمایید

.اون رو نمادی از آموزشی بدونید که بهتون دادیم

.حتماً همین کار رو می‌کنم، دوشیزه پینکرتون

!خداحافظ

.پیرزن احمق. یه کلمه هم فرانسه بلد نیست، با اینکه انقدر مغروره که اعتراف نمی‌کنه

!زنده باد فرانسه

!زنده باد ناپلئون

بکی، چطور می‌تونی اینقدر بدجنس و کینه‌ای باشی؟

...چرا که نه؟ تمام سال‌هایی که اونجا گذروندم

.فقط از تو حرف‌های خوب شنیدم

.انتقام شاید بدجنسانه باشه، اما کاملاً طبیعیه

.شاید همینطوره. ولی اشتباه می‌کنی که باعث می‌شی این رو بگم

.بیخیال اون. بیا حرف بزنیم در مورد اینکه چطور قراره این یک هفته آزادی ارزشمندم رو بگذرونم

.اولویت اولم اینه که در مورد کاپیتان آزبورن نظری پیدا کنم

.من اون وظیفه رو خیلی جدی می‌گیرم، می‌دونی

.اون بهت فشار نمیاره. جورج کاملاً عالیه

!- و همینطور هم باید باشه. و پدر و مادرت؟ بجنبید

.باید اعتراف کنم که ازشون یکم مضطربم

.فقط خودت باش و همه دوستت خواهند داشت. من که دوستت دارم

بیشتر در مورد برادرت بگو. جاس؟

.چیزی به اونچه که از قبل می‌دونی اضافه کردنی نیست

.اون از هندوستان برای مرخصی به خونه اومده. موقعیتش خیلی خوبه

.اونو ثروتمند کرده

.ولی می‌ترسم زندگیش تنهایی باشه

.کاش ازدواج کرده بود

!یالا! بلند شو

...و دقیقاً چه کودکانی

قرار است از آموزش شما بهره‌مند شوند، دوشیزه شارپ؟...

.دختران سر پیت کراولی از کوئینز کراولی، خانم

او از سرشناس‌ترین آقایان همپشر است

یا اینطور که وقتی برای این سمت درخواست دادم، به من گفتند

ممم. آنقدرها هم برجسته نیست که ما اسمش را شنیده باشیم

شما اصلاً این شهرستان رو می‌شناسید؟ نه

ولی این منو نمی‌ترسونه. عاشق دیدن جاهای جدیدم

!واقعاً؟ اوه، حتماً

چقدر به مردانی حسودی می‌کنم که می‌تونن خودشون همه عجایب دنیا رو کشف کنن

و، امم، فکر می‌کنید دوست دارید از هند دیدن کنید؟

هند؟ نمی‌تونم جایی رو فکر کنم که بیشتر از اونجا دلم بخواد ببینم

کاخ‌های دهلی، تاج محل، غات‌های سوزان

درباره هند مطالعه کرده‌اید، خانم شارپ؟

نه آنقدر که دلم می‌خواست

من شیفته هر عطر و طعم شرق هستم

اوه، خدایا، اگه اینطور فکر می‌کنی

بیجو، یه بشقاب بیار

!بکی، مواظب باش! این کاری‌ها ممکنه بسوزونن

خب، خانم شارپ، اولین طعم هند چطور بود؟

خوشمزه

به به، خانم شارپ

شما صدای فرشته‌ای در بهشت رو دارید

.اوه. بله

شما باید چندتا درس بگیرید، عزیزم

!سروان دابین

جرج اینجا نیست؟ بله. پسرخوانده عزیزم کجاست؟

لطفاً نگران نباشید. جرج ابراز تأسف می‌کنه

کار اونو اسیر کرده. ولی فردا به پیک‌نیک واکس‌هال میاد؟

خواهش می‌کنم بگید که میاد. اوه، به هیچ قیمتی از دستش نمی‌ده

حالا بیا بخوابیم

حتماً با اون اعداد قدیمی خسته‌کننده کارتون تموم شده

کاش می‌شد

کاش جاس اون رو به این پیک‌نیک مسخره واکس‌هال نمی‌برد

زیاد می‌نوشه و کی می‌دونه اگه اون دخترک شیطون تحت تأثیرش قرار بده چی می‌گه

بذار جاس با هرکی دوست داره ازدواج کنه. اون ثروتی نداره، ولی تو هم نداشتی

اون بهتر از یه خانم سدلی سیاه پوست از باگلی وولا هست

و دوازده نوه ماهگونی‌اش. حالا، حالا، حالا

جرج، آملیا منتظرته

هو-هوم، دابز

وفاداری بی‌وقفه خیلی خوبه ولی هیجان رو از بین می‌بره

خب بهم بگو، این ندیمه آویزون چطوره؟

آملیا. خانم شارپ. ممنون

حالا با احتیاط قدم بردارید

و ایناهاش. جرج اومد

آملیا عزیزم. نمی‌تونم بهت بگم بکی چقدر مشتاق دیدن تو بوده

می‌خوام کاملاً مطمئن بشم که تو به اندازه کافی برای آملیا عزیز ما خوب هستی

و کی قراره تصمیم بگیره؟ تو؟

...اوه، ولی بکی فقط منظورش این بود

بیا، خانم بکی

اجازه می‌دید غرفه رو و تمام خوشی‌هایی که برامون آماده کردم رو بهتون نشون بدم؟

هر چیزی که انتخاب کنید، می‌تونید به من نشون بدید، آقای سدلی

اون فقط داشت شوخی می‌کرد. من از اینکه ندیمه‌ها به حساب من شوخی کنن خوشم نمیاد

!خانم شارپ! خانم شارپ

فکر کردم قراره به شما کمک کنم ابریشمهاتون رو باز کنید، نه اینکه به بردگی فروخته بشم

مزخرفه، آقای سدلی

سر جای خودت بمون، التماس می‌کنم، وگرنه هرگز نمی‌تونم اینا رو باز کنم

تسلیمم

من زندانی شمام

فقط کافیه درخواست کنید تا آزادتون کنم

ولی... چرا باید اینو بخوام؟

هوم

امیدوارم جاس زیاد تو دردسر نیفته

بکی دوست منه، جرج عزیزم

و من اونو مثل یه خواهر می‌پذیرم، همونطور که امیدوارم تو هم بپذیری

بیجو، ما حاضریم. هوم

خانم شارپ عزیز، اونو به شما می‌دهم

چی؟ پرنده قشنگتون؟

!نه، نمی‌تونم

شما می‌گید عاشق هر چیزی هستید که از هند میاد

برش دارین

او سفیر منه

.سلام

!آملیا

خب؟

دو بار منو "عزیزم" صدا کرد و دستمو فشار داد

و ببین. پرنده باارزششو بهم داد

!خب، حتماً این نشونه خوبیه. می‌دونم! می‌دونم

قلبمو حس کن چطور می‌تپه

داری با اون ندیمه کوچولو چیکار می‌کنی؟

.خب، بهش گفتم که من... جاس. جاس

تو یادت رفته این چیزا چطور کار می‌کنه

...فکر می‌کنی رفقای باشگاه

بذارن زن‌هاشون با یه ندیمه غذا بخورن؟

...جدّی میگم، جاس، اگه قرار باشه با خواهرت ازدواج کنم

اگه؟

دارن درباره چی حرف می‌زنن؟ می‌تونی حدس بزنی؟

بله. فکر کنم احتمالاً می‌تونم

اوه، بکی، کی می‌دونه؟

شاید خیری باشه که در ظاهر شره

این پنهان‌کاری خیلی قانع‌کننده است

موفق باشی

بفرمایید. این برای شماست

اوه. این یکی از مال پدرمه

.دیگه چیزی ندارم که بدم

.اوه، نمی‌تونم. بگیرش

.می‌خوام تو داشته باشیش

.حداقل می‌دونم پیش تو امنه

!اوه، بکی

!بار خوب! برید تو

.خب، من دیگه رفتم

نمی‌تونستم برای صندلی داخل پول بدم؟

.همه‌شون پره. اما نگران نباشید. من هوای آزاد رو ترجیح می‌دم

!سلام خانم. حالا عجله کنین

!خداحافظ

!بذاریدش اونجا

!کوینز کرالی

بله؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left