The first 200 lines.
قاتلها برای پول آدم میکشند
قیمت از چند هزار دلار شروع میشه
تا یک میلیون دلار
اما تازگیها یه قاتل عجیب پیدا شده،
که مشهورترین سلبریتیها رو میکشه،
مجانی!
اسم خودشو گذاشته
«فرشته قاتل»
در واقع بهش لقب دادن...
منطقه الف؟
منطقه ب؟
چک شد؟ بله.
همه چی مرتبه؟
افسر!
بله؟
مشکلی نیست.
خوبه.
مدیر در حال استراحته؟
هنوز نه.
اوکی.
زنهای چینی بهترین همخوابه هستن.
مگه میتونن از زنهای ژاپنی بهتر باشن؟
زنهای چینی شرافت اخلاقی دارن.
وقتی بهشون تجاوز میکنم و صدای جیغشون رو از درد میشنوم
واقعاً تحریکم میکنن.
ما هم جیغ میزنیم.
اون فرق میکنه.
خیلی دلم براشون تنگ شده!
برو چک کن. بله.
ساساکی. بله.
چی شد؟
داریم تحقیق میکنیم، نگران نباشید، مدیر.
دقیق چک کن. بله.
بیاین بنوشیم.
یه چیزی درست نیست. برو چک کن.
چی شده؟ مشکلی پیش اومده؟
طبقه زیر پنتهاوس مدیر رو چک کن.
آسانسورهای شماره ۲، ۳ و ۴ رو متوقف کن.
اتاق کنترل.
ساساکی.
همونجا بمون!
دیوونه شدی؟
کی استخدامت کرده؟
سه برابر دستمزدت رو بهت میدم.
برو!
میدونی
اگه منو بکشی،
تمام قاتلهای حرفهای دنبال تو و هرکسی که پشت این قضیه است میگردن.
چون من یه صندوق برای انتقامم درست کردم.
صد میلیون دلار آمریکا ارزش داره.
مسخره بازی درنیار!
ای احمقِ عوضی!
قاتلهای حرفهای از سراسر دنیا دنبالت میکنن.
راه باز کن لطفاً.
ببخشید.
سرم شلوغه!
بقیه پولمو اشتباه دادی.
گوشت کنسروی حراج خورده بود، ولی تو ۵ دلار اضافه حساب کردی.
بذار چک کنم.
تای، دوباره یادت رفته برچسب قیمت قبلی رو برداری.
لطفاً پولمو پس بده.
من قبلاً حسابش کردم.
چرا یه چیز دیگه به ارزش ۵ دلار برنمیداری؟
هرچی لازم داشتم خریدم.
نمیبینی؟
لعنتی سرم شلوغه!
ببخشید، لطفاً پولمو پس بدید.
گمشو!
متاسفم.
ببخشید.
گمشو! مایه دردسری.
پشت سرش راه افتادم و اسمشو صدا زدم.
سرش رو برگردوند.
بعد به مغزش شلیک کردم.
سرش مثل یه هندونه بود.
مثل هندونه ترکید!
من عاشق شلیک به قلبم.
تمیز و مرتب.
برادر کائو، یه کارایی برامون پیدا کن.
تا برم خونه یه خونه جدید بسازم و ازدواج کنم.
نگران نباش، هر چقدر دلت بخواد میتونی کار کنی.
عالیه.
ممنون، برادر کائو.
فو، خانوادهات چطورن؟
فقط یه مادر دارم.
منم همینطور، دلت براش تنگ شده؟
دلم براش تنگ شده؟ اگه دلت تنگ شده، بیا با ما کار کن.
تو که هیچوقت از اینجا بیرون نمیری، داری وقتت رو هدر میدی.
اون شلوارهای پاره رو بنداز دور!
نه، شلوارهای قدیمی راحتترن.
فردا دو نفرتون با من میرید ماکائو.
باشه.
برادر کائو، میتونم از تلفنت استفاده کنم؟
تو همیشه داری پول منو خرج میکنی.
ولی حتی یه پنی هم برام کار نکردی.
مدت طولانیای هست که به مادرم زنگ نزدم.
به من ربطی نداره.
میدونی، فکر میکردم آدم خوبی هستی.
دلم به حالت سوخت برای همین نگهت داشتم اینجا.
بهت گفتم پول جمع کنی.
ولی آخرش رفتی لولههای زنیکه رو تعمیر کردی!
بیوه بود.
و واقعاً به یکی نیاز داشت که لولههاشو درست کنه.
من بهت گفتم بکُش!
آخرش چاقوتو دادی بهش هندونه ببره؟
خیلی پیر بود، دلم نیومد.
تو که میگفتی توی مثلث طلایی سرباز بودی...
...و چقدر گردن کلفت!
فردا برو پیش ننه ات، وقت منو تلف نکن!
در واقع، من فقط به یه کار گنده نیاز دارم.
یه کار گنده، بعدش بازنشسته میشم.
۱۰۰ میلیون چطوره؟
۱۰۰ میلیون؟
فکر میکنی دروغ میگم؟
منظورم ۱۰۰ میلیون دلار آمریکاست!
انجامش میدم!
تو؟
اونا یه قاتل درجه یک جهانی میخوان.
من یه قاتل درجه یکم.
تو؟
خیالبافی نکن!
همتون کُند ذهنید، من تسلیم!
میرم حموم.
منم میخوام باهات بیام.
برادر کائو، میشه کمکم کنی ثبت نام کنم؟
خواهش میکنم.
میخوای پول دربیاری؟
حتماً.
فردا برو مرکز تسوکاموتو و جلوش زانو بزن.
بهترین قیافه مظلومانه ات رو بگیر.
حدس میزنم مردم یه چند تا سکه بندازن برات.
حالت خوبه؟
ایجی، مدیران صندوق اومدن.
اینجا چیکار میکنی؟
ایجی.
چیه؟
من همین الان از پدربزرگم توی بهشت پرسیدم...
...آخه چرا من همچین پدر به درد نخوری دارم؟
اینجوری داری جواب پدرتو میدی؟
پدرت مُرد.
اصلاً به فکر انتقام بودی؟
اون یه صندوق برای انتقام تأسیس کرد.
ای ترسو!
ژاپن سقوط میکنه و همهاش به خاطر آدمای بیاستفادهای مثل توئه.
تو توانایی به ارث بردن امپراطوری پدرت رو نداری.
هر چی بگی، الان من مسئولم.
تو ذرهای از صلابت پدربزرگ رو داری؟
بذارش سر جاش، باید خاکستر بابا رو برگردونیم ژاپن.
نه!
این روح پدربزرگه.
بذار پدربزرگ بهت قدرت بده.
قورتش بده! داری چیکار میکنی؟
من میخوام روح پدربزرگ توی بدنم دوباره متولد بشه.
مسخرهبازی درنیار.
دیوونه شدی؟
این رو به هیئت مدیره گزارش میدم.
بریم.
برو.
اونا میفهمن مرد واقعی کیه.
یادت نره، همشون رو پدربزرگ انتخاب کرده.
لعنتی!
بو میده!
پدربزرگ، چرا بوی کاری از اون مرده میاد؟
فضولی نکن.
ممنونم.
این زن اسمش آنیتا ما ۳۸ سالشه.
رسماً، اون یه مدیر برنامههای مدله.
و یه تجارت مد رو اداره میکنه.
سابقه کیفری نداره.
اما، طبق گزارش اینترپل...
...اون درگیر بعضی از بزرگترین جرایم اروپا شده.
اون قاتلان برتر رو از اروپا استخدام میکنه...
...تا ترور شخصیتهای سیاسی رده بالا رو انجام بدن.
فکر میکنی اون واقعاً میتونه اینقدر پول گنده از تجارت مد دربیاره؟
چه نوع قهوهایه؟
بدون کافئین.
بدون کافئین؟
بازم قهوهست.
چرندیات.
این کریس کرادو، ۴۲ سالشه.
یه تجارت مشروبات الکلی رو اداره میکنه، سابقه کیفری نداره.
به جای فروش وودکا...
...اون نماینده باندهای رده بالای روسی در آسیاست.
اون قاتلان روسی که توی هنگ کنگ فعالیت میکنن...
...همهشون توسط اون مدیریت میشن.
قربان، این مامورا معمولاً خیلی محتاط عمل میکنن...
...ولی چطور شده که همهشون امروز اینجا هستن؟
برای ۱۰۰ میلیون دلار آمریکا! این میشه بیش از ۷۰۰ میلیون دلار هنگ کنگ!
اگه تا ۸۰ سالگی هم عمر کنی...
...و روزی صد هزارتا خرج کنی، نمیتونی همهشو خرج کنی.
قربان، نگاه کنید.
لطفاً زوم کنید.
آقا، اینجا جای خصوصیه، لطفاً همین الان برید.
من همونیم که شما نیاز دارید، منظورمو میفهمید؟
لطفاً بذارید برم داخل.
این آخرین هشدار.
اگه نرید مجبوریم از خشونت استفاده کنیم.
برو... لطفاً.
لطفاً یه فرصت بهم بدید.
برو! اینجا چیکار میکنی؟ تو، خاکی!
No comments yet. Be the first to leave one.