The first 200 lines.
< ی قهوه دیگه میخوای شان؟
خبری نشد؟ ما هنوز در حاله ببرسی مورد شما هستیم
ب نظر میاد ما باید چند سوال دیگه داشته باشیم منظورت چیه؟
شما از من میپرسید بازم سوال؟ من؟
ای خدا چرا شما پیگیر نیستین
دنباله اون حرومزاده ک دخترمو برده؟
هیچ خبر ازش نیست
چه کاری می کنه؟
ترسیده
میدونه میبینیمش
نگاهش مضحکه
چه اتفاقی برای من افتاد؟
سلام چ احساسی داری؟
غفلت اره
شب مزخرف رو پشت سر گذاشتم فکر کردم می خوای یه چیزی بخوری
پس چه اتفاقی افتاده؟
منظورت چیه؟ توی تخت تو بیدار شدم
خب اره
دیشب اومدی
تو گفتی که رویا بدی داری
واقعا هیچ کدوم از اینا رو یادت نمیاد؟
... یادمه که رز و
یادم میاد برگشتم اینجا
بعد
لو ید درباره مردیت به من گفت.
بعد به طبقه بالا رفتم و تو اتاقم
برا خوابیدن
بعد از اون فقط ی جای خالی ه تا وقتی که تو تخت تو بیدار شدم
من یه چیزی رو گردنم دارم
اووه
بثورات
یا شایدم نه؟ اینجور چیزها … تقریبا همیشه سمی هستند
هی نفسم بده
من نمیفهمم چه بلایی داره سرم میاد.
آرون؟
همه چی اوکیه؟
آره -. آره -. لعنتی، سکه منو خورد
من فقط رفته بودم رز را ببینم، یک کلمه هم با دکترش حرف زد.م
اما هنوز بیهوشه؟
متخصص مغز و اعصاب میبینتش از بعد ظهر
مطمئنم اون میتونه ب ما ی چی بگه
چرا باید بهش احتیاج داشته باشه؟
اونا دقیقا نمیدونن رز چقدر زیر اب بوده
اما مدت زمان طولانی بدونه اکسیژن می تواند موجب آسیب مغزی بشه
وقتی که بچه بودم، بازی پینبال بود
ی روز بهت نشون میدم
نحوه بازیشو
پدرت اینجا هست
من همین الان میرم دستشویی
حالت چطوره؟
رفتم لول بالا
بازیمه
مامان حالش خوبه؟
اون خوابیده.
اون داره میمیره؟
خدایا نه
هی بیا اینجا
میدونی تو نباید دارو مصرف کنی
مگر اینکه دکتر بگه
چون اگه تو دارو اشتباه یا زیاد
مصرف کنی بیمار میشی
مامان داروی اشتباه برداشت؟
خیلی ریاد یه حادثه بود
ناراحت بود، این اشتباهو کرد
مامان به خاطر من ناراحت ه؟
البته ک نه
هی
من بهش بدی کردم
نه
من حرفهای بدی بهش زدم
نه . من کردم گوش کن
مامانت خیلی وقته که غمگینه
حتی قبل از اینکه تو به دنیا بیای
میخواستم کمکش کنم
اما انگار بدتر کردم
سلام؟
نیک؟
چه کار میکنید؟ میخونم
داشتم با لوید صحبت میکردم
بای مراسمی ببینم برا مردیت
معلوم شد که من خویشاوند نزدیکی هستم
یه جورایی غم انگیزه، ها؟
اون میخواست به من کمک کنه
ببخشید؟ این اخرا میخواست بهم چیزی بگه
در مورد کریز
و بعد مرد
ی یادداشت گذاشت وقتی هیچکس نبود
چون انگار میترسید
نه با امبولانسی ک صحبت کردم گفت سکته کرده
چیز دیگه ای نیست. فقط یه سکته
. متاسفم یه جورایی استرس دارم
همسر لوید ویرتی
اون ی دکتره
اون گفت تو رو امروز میتونه ببینه
من نیازی ب دکتر ندارم
ماتیلدا "، تو دیشب بیهوش بودی"
و نزدیک بود دوباره بیهوش بشی همین الان روی چمن.
من نگرانم
فکر کردم شما اینجا هستید.
ادی
. تو به من دروغ گفتی،
متاسفم این خوب نیست.
من واسه خودمون بلیط فیلم گرفتم
چیز دیگه ای بود ک باید انجام بدم
دختر انگلیسی. میخواستم اونو ملا قات کنم
تو گفتی که حرفش رو باور نمیکنی
فقط برا خودم میخواستم ببینمش
فکر میکردم یه نفر دیگه ست
. آره، خب، نبود
پس تو با اونا نبودی دیشب >؟
خونه مورگان؟
منظورت چیه؟ چ اتفاقی افتاده خونه مورگان؟
صبحونه ات رو آوردم بالا
خواهش میکنم خونه خودته
پس تو هم اونو دیدی
این ماشین توئه.
میخوای بهم بگی چه غلطی داشتی میکردی؟
اگه ما سر وقت نرسیده بودیم، رزی مُرده بود.
در وهلۀ اول اگه شما دو تا توی لندن کوفتی مونده بودید .
اون اونکارو با خودش نکرده بود
حداقل این چیزیه که همه میگن.
و تو چی فکر میکنی؟
. من حرفش رو باور میکنم پس اگه از من بپرسی اون حق داره که اینجا باشه.
... اما بعد از اون … من تنها کسی که توی شهرم
اوه خدا
اگر فقط ماتیلدا میتونه چیزی یادش باشه
. مثل کسی که اونو برده نمیتونه
آیا اون مرد بود؟ بزرگ، کوچیک، پیر؟
اون یادش نمیاد ! خب، اون بهتره بیشتر تلاش کنه
... چون تا اون موقع او فقط یک خارجیه
امده اینجا و ب گند کشیده اینجارو
و مردمو اینجا اینو دوست ندارن
قربان، من دوباره "گریوز" هستم
ببخشید آقا، تا مزاحم شما شدم. ... اما داشتم فکر میکردم
... اما داشتم فکر میکردم گزارش منو گرفتی؟ در حادثه رز مورگان؟
بله، من درک می کنم ..
فضای شهر خیلی مخالف این خانم گری هست
حس میکنم منتقل کردنش به نفع خودشه
نه، نه، هنوز معلوم نیست که قانونی رو زیر پا گذاشته یا نه، ولی بازم...
البته منظور منم این نیس که محکومش کنیم قربان
درک میکنم. ممنون که وقتتون رو بهم دادین
شما با آرون مورگان تماس گرفتین تعمیر و نگهداری و ساخت و ساز
اسم و شماره خود را بگذارید
ماتیلدا
نوبته شما بیاید
شما روانشناس هستید
اما من ۸ سال یه دکتر عمومی بودم قبل از تخصصم
کاملا درسته خب، فشار خونت ، بیدار شده، ولی زیاد ترسناک نیست
به غیر از این، همه چیز کاملا عادی به نظر میرسه.
احساس میکنم که حالت عادی نیست.
شما داروع مصرف میکنید؟
نه سرخود؟
نه
سابقه غش کردن طلسم داری؟
>
نه
سابقه خانوادگی بیماری روانی؟
خودکشی تو خانوادهها انجام شده؟
فکر خودکشی کردی؟
من فقط احساس می کنم چیزی در من وجود داره
مثل اینکه همیشه اینجا بوده
و من فقط اینو نادیده گرفتم اما حالا نمیتونم
من از چی میترسم ... می خوام ببینم، اما من
تو نمیتوانی به آن نگاه کنی.
همه ب روش خودشون ضربه میزنن
و با توجه به اتفاقاتی که برات افتاده
اگه تاثیری روت نمیذاشت عجیب بود
یه متخصص پوست بهت معرفی میکنم
واسه اون قرمزی گردنت
اینم ممکنه کمکت کنه
یه داروی آرامبخشه
نه یه مدت طولانی اما در اضطراب کمک خواهد کرد
ببخشید، اگه مشکل من اینه که فقط اضطراب نیست؟
. خب، ما به حرف زدن ادامه میدیم
من همیشه اینجا هستم،
تو کاملا شرم آوری، زن؟
من اومدم اینجا و دنبالش میگشتم فقط میخواستم ببینم
فقط میخواستم ببینم حالش چطوره
زیاد خوب نیست ممنون از کمکتون
صبر کن ببینم
از کجا معلوم؟
پاسبان ما یک حادثه داریم
بخش اورژانس بیمارستان .
پرسنل درخواست پشتیبانی کرده
من همین جا هستم دارم میام
شما هم از رز مورگان دور بمون
این آخرین هشدار شماست
یه دارویی واسه کمرم لازم دارم
وای لورا! این دفعه دیگه چی شده؟
درد دارم
چند وقته داریم ازش میخوایم بره و اون...
گوش کن. میدونی چه بلاهایی سر کمر من اومده؟
می دونی؟ منم حقوقی دارم
من حق درمان دارم بیا بیرون راجع به این موضوع صحبت کنیم.
اوه، درسته، چی، فکر میکنی من یهو ناپدید میشه، مگه نه؟
خب، نیستم نه، نیستم.
. من اینجام من اینجا هستم.
من اینجام
لورا، آروم باش، ها؟
! من اینجام! من اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.