The first 163 lines.
NekoYeet
آیوفیلم تقدیم میکند
.من به خیلی چیزا حساس نیستم
.در واقع، اهمیتی نمیدم
.ولی با این حال، منم سلیقه دارم
،حتی اگه اونقدرم برام مهم نباشه
،چیزی که دوست دارمو دوست دارم .و چیزی که دوست ندارمو ندارم
اون چیزا رو به عنوان چیزای ناچیز که دوست دارم
.و چیزای ناچیز که دوست ندارم دستهبندی میکنم
...یکی از چیزای ناچیز که دوست دارم
.حموم آب گرمه
همه اینها رو، ریسک خواهم کرد
دستم رو تا جایی دراز میکنم که به ایدهآلهام برسم
انتخابهایی که جلو چشمام میان
چرخه خیر و شر ادامه داره
فقط به سمت یک نتیجه
همه چیز یه انتخاب شانسیه
و یه سیگنال به مرحله بعدی
تا لبه امکان
به اون مقصد خیره میشم
فقط یکی، به چیز دیگهای نیاز ندارم
فقط میخوام نگاهم رو به یه مقصد بدوزم
هرگز این باور و اراده رو تسلیم نخواهم کرد
اونها رو تو قلبم مخفی میکنم
بالاترین، بالاترین، من ادامه میدم
به سمت سایههایی که از حقیقت حقیقی ترند
بالاترین، بالاترین، من ادامه میدم
درست یا غلط، اگه دلت میخوادش، بیتفاتـیت رو نشون بده
.فکر کنم الآن کامل خوب شدی
.آره خوب شدم
واقعا؟
وقتی اعصابم خورد شد بدجور زخم و زیلی کردم.
.خوشحالم که زندهای
ماشینای آدمکشی اینطوری ازت تعریف میکنن؟
چیزی گفتی؟
.نه، چیزی نبود
چی تو رو اورده لیندوورم؟
.یه مهمان ویژه واسه آزمون خدایانم
و تو؟
،یه دوست دعوتم کرد .گفت که یه مسابقه باحال داره اتفاق میافته
،فکر کنم این مسابقه همون آزمون خدایان فلانه ولی ملت اونجا چهکار میکنن؟
تا اینجا اومدی و حتی نمیدونی؟
آزمون خدایان یه اتفاق سالانهس
توی یه روز در سال برگذار میشه .وقتی در منتهی به محراب بازه میشه
.یه مراسم جنگیه
...جنگی
جنگجویان باستی بلند میشن و از محراب بیرون میآن
.تا با چالشجویان مسابقه بدن
پس درواقع داری میگی دارن با ارواح میجنگن؟
این چیزی بود که آلفا داشت دربارهش صحبت میکرد؟
.اگه میخواستی شرکت کنی، دیر رسیدی
.باید به شخصه ثبتنام کنی
جنگجویان باستانی فقط به ندای .کسانی که شایسته بهنظر بیان جواب میدن
،صدها امیدوار هرسال شانسشونو امتحان میکنن .ولی فقط حدود دهتا به نبرد میرن
،با این حال، چند سال پیش
شمشیرزن رهاشده ونوم حسابی با احضار کردن .قهرمان اولیور غوغا بهپا کرد
تونست بزنتش؟
.ظاهرا نه
ولی اینطور نیست که .اونجا باشم و دیده باشم، پس نمیدونم
حتی نمیتونستم بگم که جنگجوی احضار شده .واقعا قهرمان اولیور بوده یا نه
.اگه احیانا کنجکاوی، من نمیجنگم
.کارای مهمتری دارم که باید انجام بدم
،این اطلاعاتو هنوز عمومی نکردن
.ولی اسقف اعظم کلیسای اینجا به قتل رسیده
.و شایعات حیلی خوبه دربارهش پخش نشده بوده
...من اینجا بودم که بهش رسیدگی کنم
.ولی دیگه نمیتونم به یه غریبه بگم
،اگه بخوای بیشتر بدونی .باید به شوالیههای قرمز بپیوندی
.نه، ممنون
.فارقالتحصیل شدی بیا
.نه، ممنون
.کارتو راه میندازم
!نه ننداز
.چه لجبازی
فکر کردم که چشمچرونیمو جوری میکنی که .با چشمات میخوای منو بخوری
.ولی میبینم که اشتباه میکردم
دوست ندارم موقع حموم .زیاد به ملت نگاه نندازم
.باعث میشه همه موقع حموم راحتتر باشن
،به همینخاطر
میشه ازت بخوام که به اکسکالیبرم هی نگاه نندازی؟
به اون میگی «اکسکالیبر»؟
.فکر کنم منظورت «هسته خرما» باشه
.یه کتابو نباید از روی جلدش قضاوت کرد
شاید وقتی که اومدی ببینی چیزی که فکر میکردی هسته خرما باشه
.فقط توی غلافش بوده باشه
منظورت چیه؟
...وقتی یه شمشیر مقدس از غلافش در میآد
.تیغه درخشانش آزاد میشه
.و عازم ماجراجویی توی باغ هرج و مرج میشه
،خیلی وقت پیش، برای پس راندن شیطان دیابلوس
الهه بیتریکس قدرتهاش رو به قهرمان .اعطا کرد
،اولیور شجاعانه دربرابر شیطان جنگید
،سرانجام دست چپش .که گفته میشه توی این محراب مهر شده رو برید
و تا به امروز، جنگجویان باستانی که در کنار اولیور در این نهضت شرکت کردند
.منتظر شما در آن سوی محراب هستند
.همه شما میدونید که اونا انتظار چی دارن
،اونا کسایی رو میخوان که که میراثشونو ادامه بدن
،اونا کسایی رو میخوان که که میراثشونو ادامه بدن
.ازش خوشم نمیآد
کسایی که توی جنگ .مقدس بعدی شمشیرشونو بهدست بگیرن
کسایی که توی جنگ .مقدس بعدی شمشیرشونو بهدست بگیرن
...قائم مقام جک نلسون
...تحت تعالیم الهی الهه بیتریکس
...تحت تعالیم الهی الهه بیتریکس
...اون کچل خرفت
...تحت تعالیم الهی الهه بیتریکس
!یهذره ماتم بگیر لااقل
دارید دیدارو لغو میکنید؟ چطور میتونید این کارو بکنید؟
چطور نمیتونم؟
خانواده سلطنتی شما رو اینجا فرستاد تا درباره ،اسقف اعظم تحقیق کنید
.ولی همینطور که میبینید، دچار سیاهبختی بزرگی شدن
ما در کلیسا دنبال اهریمن فرومایهای هستیم که این عمل شنیع رو انجام داده
.و بدون درنگ اونها رو دستگیر کنیم
و اگه بخوایم مطمئن بشیم ،که آزمون خدایان با موفقیت برگذار میشه
من وقت لوسبازی با شم
.اوه، ببخشید
،بههرحال
ازتون درخواست دارم که مسائل کلیسا رو به .کلیسا بسپارید، مثل همیشه که میسپارید
خودم شخصا به نامه علیحضرت پادشاه .مینویسم
،پس شما، پرنسس الکسیا .بهتره عقب بنشینید و از آزمون خدایان لذت ببرید
باید برگردم به پایتخت و پدرمو راضی .کنم که دوباره اختیاراتش رو به من بده
.تا شوالیههای قرمز بتونن بازرسی رو انجام بدن
هیچ میدونی که چند روز فقط واسه سفرش طول میکشه؟
البته، همه مدارک مهم وقتی که من !رفتم از بین میرن
،میتونستم در هرصورت بازرسیو انجام بدم
ولی نمیخوام روابط بین خانواده سلطنتی و کلیسا .خدشهدار بشه
و اون کچل کلاچه درست روبهرو من داره !یبشتر از همه مشکوک میزنه
!اصلا ازش خوشم نمیآد
!ناتسومه سنسه
!کارتون رو درست دارم
...صحبت از چیزایی که خوشم نمیآد شد
!از حمایتتون ممنون
...ناتسومه کافکا
.ازقرارمعلوم یه نویسنده جدید معروفه
...ولی اون رفتار پرزرق و برق
اون وقاری که معمولا از یه نویسنده تازهکار ...رو نمیآد
.تو کت من نمیره
همه میدونن هرچهقدر یه نفر از بیرون ...اونطوریه
.بیشتر از درون فاسدن
.زنده باد پرنسس الکسیا
!سلام همگی
!بیاید از جنگجویان تمامقد حمایت کنیم، باشه؟
.ازش خوشم نمیآد
...الکسیا میدگار
این زن لایق .وقایعنامه شدو ساما: ویرایش نهایی>> نیست>>
از پست و مقامش بهعنوان پرنسس و همکلاسی استفاده میکنه
!تا به شدو ساما نزدیک بشه، رنیکه دردسر
،انگار نه انگار که توی استعداد، زیبایی .و عشق برای شدو ساما کم داشت
.انگار نه انگار بههرشکلی پایینتر بود
نقشی که اون گرفته
خیلی برای یه الف زیبا، مو نقرهای و چشمآبی !با یه خال زیبایی روی لپش بهتره
همه میدونن که دقیقا زنایی مثل اون .از درون فاسدترینن
البته که شدو ساما هیچوقت به زنی با این شخصیت بنجل -علاقه ندا
...پ-پرنسس الکسیا، پام
خدای من، اتفاقی افتاده؟
...پای من
!خدای من
مشکلی هست؟
...کثاف
!وقتش فرار رسیده
!ای بیتریکس نیکو، دعای ما رو بشنو
بگذار که جنگجوبان جمع شده !در این محل توسط آزمونت محک زده شوند
!حال، آزمون خدایان را شروع کنید
No comments yet. Be the first to leave one.